نظریههای معنای زندگی را در یک تقسیمبندی کلان و اجمالی میتوان به دو دستۀ دیدگاههای طبیعتگرا و غیرطبیعتگرا افراز کرد. یکی از اشکالات همیشگی وارد بر دیدگاه
... های طبیعتگرا ناتوانی آنها در حل معضل پوچی است؛ طبیعتگرایی خوشبینانه عنوان ایدهای است که مدعی شده بر مبنای پیشرفتهای علمی و دستاوردهای فناورانه میتوان، در عین پایبندی به طبیعتگرایی، از معضل پوچی رهایی یافت. در این مقاله، با تأکید بر دیدگاههای لئو تولستوی و تامس نیگل دربارۀ معضل پوچی، طبیعتگرایی خوشبینانه، بر مبنای دیدگاه دن ویجرز، با یک صورتبندی استدلالی تقریر میشود. همچنین، به منظور داوری دربارۀ کارآمدی طبیعتگرایی خوشبینانه در رهایی یافتن از معضل پوچی، مبانی و پیشفرضهای معناشناختی، معرفتشناختی، و انسانشناختی آن از جمله جعلگرایی، علمگرایی و فیزیکالیسم مورد بررسی و واکاوی قرار میگیرد و نشان داده میشود که این دیدگاه، بر خلاف ادعای مطرحشده از سوی ویجرز، قابلیت حل معضل پوچی را ندارد، بلکه مؤیدی بر ناتوانی طبیعتگرایی در حل معضل پوچی است.
بیشتر