جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 18
علم تأويل الرواية عند جورج لوكاتش
نویسنده:
عكاك اسماعيل
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
چکیده ماشینی: کتاب «نظریه رمان» اثر جورج لوکاش نمونه‌ای کلاسیک از علم فکر است. با اینکه این کتاب ریشه‌های عمیقی در رویکرد علوم فکر دارد، اما در محدودیت‌های مشخص، برخی ویژگی‌های جدید را نشان می‌دهد که قرار بود در پرتو تحولات بعدی اهمیت پیدا کنند. کتاب نظریه رمان اولین اثری بود که به مکتب علوم فکر تعلق داشت و در آن آثار فلسفه هگلی به صورت ملموسی بر مسائل زیباشناختی اعمال شد. بخش کلی کتاب اساساً توسط هگل تعیین شد، مثلاً مقایسه الگوهای کلی در هنر حماسی و نمایشی، دیدگاه تاریخی و فلسفی و آنچه که حماسه و رمان را مشترک و متمایز می‌سازد. جورج لوکاش تلاش دارد تا اثبات کند که رمان نوعی نوشتار حماسی است که برای لحظه‌ای خاص در تاریخ مناسب است. در دوران مدرنیته، نوشتار حماسی دیگر هیچ شکل مشخصی ندارد که بتواند رابطه‌ای خاص بین زندگی و جوهر در کلیت را بیان کند. بلکه شکل رمان تلاشی است برای بیان فقدان این رابطه.
صفحات :
از صفحه 867 تا 891
بعد الفلسفي للعمل الفني عند جورج لوكاتش
نویسنده:
دحامني سعيدة
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
چکیده ماشینی: در این عصر، فلسفه خصوصاً تحت تأثیر فیلسوفان هستی‌گرا با ادبیات در هم آمیخته شد، تا جایی که «فلسفه هنر» در قرن بیستم به موضوعی مهم برای هر دو گروه فیلسوفان و ادیبان تبدیل شد و همچنین شاخه‌ای مهم از پژوهش‌های فلسفی نزد پیروان مکاتب فلسفی با گرایش‌های مختلف گردید. بهترین نمونه‌ از فیلسوفان هنر در قرن بیستم، جورج لوکاش (George Lukacs) است که خطوط اصلی علم زیبایی‌شناسی و نظریه نقد ادبی را ترسیم کرد. واقع‌گرایی ورودی اصلی او برای تعریف هنر بود و در این مسیر از دیالکتیک هگلی استفاده کرد. به اعتقاد او اثر هنری یک واحد کامل در خود است و نیازی به چیز دیگری ندارد، زیرا به جوهر واقعیت دست می‌یابد. همچنین لوکاش بر انتخابگری در اثر هنری تأکید دارد؛ آنچه هنرمند درمی‌یابد و در اثر خود منعکس می‌کند درواقع حرکت تاریخ است. این شمولیت حرکت واقعیت، همان معنای عینیت است. کلمات کلیدی: هنر، زیبایی، فلسفه هنر، واقعیت، دیالکتیک، حرکت، تاریخ، عینیت، شمولیت.
صفحات :
از صفحه 914 تا 924
خاص‌بودگی: مقولۀ محوری امرِ زیبا در نظام زیبایی‌شناسی لوکاچ
نویسنده:
مرضیه ابراهیمی ، هادی ربیعی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
در این مقاله استدلال گئورگ لوکاچ را آن‌گونه که در کتابِ او با عنوانِ ویژگیِ خاصِ امر زیبا (1963) آمده است بازسازی می‌کنیم. درنظرگاه لوکاچ ”نظریۀ بازتاب“ مبنای مشترکی برای همۀ شکل‌های چیرگی نظری و عملی بر واقعیت از رهگذرِ آگاهی فراهم می‌آورد. بدین ترتیب، این نظریه هم‌چنین مبنایی است برای بازتابِ هنری واقعیت. ایدۀ اصلی در این بازسازی توضیح و تبیین ویژگی‌هایِ خاصِ بازتابِ هنریِ واقعیت با توجه به هدفی است که این نوع بازتاب بر مبنای روشِ ماتریالیسمِ دیالکتیکی برای خود تعیین کرده است؛ یعنی، فراهم آوردن تصویری از واقعیت که در آن تضاد میان نمود و بود (واقعیت)، جزئی و کلی و غیره چنان منحل شود که هر دو (سویۀ تقابل) تحت تاثیر مستقیم اثر هنری در یک تمامیتِ خودانگیخته با هم تلاقی کنند و حسی از یک تمامیت ناگسستنی بر مبنای خاستگاه تاریخی‌شان ایجاد کنند. از آن‌جا که دستیابی به این هدف مستلزم صورت‌بندیِ جدیدی از روابطِ میان مقولاتِ بازتابِ واقعیت است باید دید که مقولات مشترک در تمامِ بازتاب‌ها در برنهادنِ بازتابِ زیبایی‌شناختی با هدفی مشخص چه اشکال، روابط، تناسبات و غیرۀ به‌خصوصی به خود می‌گیرند؟ آن‌چه در پرتو این بازسازی روشن می‌شود آن است که در صورت‌بندیِ جدیدِ لوکاچ از مقولات، مقولۀ خاص‌بودگی که حاصل روابط دیالکتیکی و سنتز مقولات کلیت و فردیت است، مقولۀ اصلی زیبایی‌شناسی است و اثر هنری ذیل این مقوله صورت می‌پذیرد. به این ترتیب هر وجهی از اثر هنری با صرفاً سخن گفتن در مورد خود، خواه ناخواه به واسطۀ غوطه‌ور بودن در کل، بازتابندۀ واقعیت عینی در تمامیتِ خود است.
صفحات :
از صفحه 1 تا 25
بازسازی جامعه‌شناسی هنر از طریق نظریه رمان لوکاچ: خوانشی انتقادی از زیبایی‌شناسی مدرن غربی
نویسنده:
حسین عباسی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
جامعه‌شناسی هنر دانشی است که هنر را در نسبت با مناسبات اجتماعی و تاریخی تحلیل می‌کند. در این مقاله، با رجوع به آثار جورج لوکاچ، به‌ویژه نظریه رمان، تلاش شده است مؤلفه‌های زیبایی‌شناختی فرم ادبی رمان استخراج و در پیوند با شرایط اجتماعی و تاریخی ظهور آن تحلیل شوند. برخلاف رویکردهایی که هنر را تنها بازتابی از محتوا یا مضامین اجتماعی می‌دانند، نظریه‌ی لوکاچ بر تحلیل زیبایی‌شناسانه‌ی فرم هنری تأکید دارد و دوگانگی صورت و محتوا را مردود می‌شمارد. نوآوری نظریه‌ی لوکاچ در آن است که با تکیه بر سنت زیبایی‌شناسی آلمانی (کانت و هگل) و نقد آن، امکان تبیین جامعه‌شناختی هنر را فراهم می‌آورد. بدین‌گونه، شکل‌گیری و تکوین فرم‌های هنری نه در سطح ذهنیت هنرمند، بلکه در بستر ساختارهای اجتماعی و تاریخی تحلیل می‌شود. این مقاله نشان می‌دهد که چگونه نظریه‌ی رمان لوکاچ، الگویی برای صورت‌بندی جامعه‌شناسی هنر فراهم می‌سازد که از رهگذر آن می‌توان نسبت فرم هنری و واقعیت اجتماعی را به‌نحو منسجم فهم کرد.
صفحات :
از صفحه 1 تا 37
سخنرانی گئورگ لوکاچ: سیاست مردمی  رهایی‌بخش و نسبت آن با اخلاق
سخنران:
آرش اباذری
نوع منبع :
صوت
منابع دیجیتالی :
سیاست غیرمستقیم کی یرکگور: بین لوکاچ، اشمیت، بنیامین و آدورنو [کتاب انگلیسی]
نویسنده:
Bartholomew Ryan
نوع منبع :
کتاب
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
Brill,
چکیده :
ترجمه ماشینی : این کتاب استدلال می کند که یک ژست سیاسی رادیکال را می توان در نوشته های سورن کیرکگارد یافت. این فصل ها با قرار دادن اندیشه پرشور کی یرکگور در گفتگو با نوشته های گئورگ لوکاچ، کارل اشمیت، والتر بنجامین و تئودور آدورنو، یک چشم انداز میان رشته ای را هدایت می کنند. در مرکز بحث کتاب، مفهوم «سیاست غیرمستقیم» قرار دارد، که فضای منفی بین روش‌ها، مفاهیم و کنش‌های فکری را در آثار کی‌یرکگور نام‌گذاری می‌کند و همچنین روابط پویایی بین کی‌یرکگارد و متفکران فوق‌الذکر را مشخص می‌کند. سیاست غیرمستقیم کی یرکگور مجموعه ای از نقاب هاست که هویت ها را از حوزه ای به حوزه دیگر جابجا می کند: الهیات، سیاست را می پوشاند. قانون ماسک الهیات; نظریه سیاسی فلسفه را نقاب می زند. و روانشناسی رویکردهای ادبی به حقیقت را می پوشاند. همانطور که در لوکاچ، اشمیت، بنیامین و آدورنو منعکس شده است، این کتاب بررسی می کند که چگونه سیاست غیرمستقیم کی یرکگور سه انگیزه مهم را تسکین می دهد: ناسازگاری فکری، ارتباط غیرمستقیم درون و از طریق هویت های مبهم، و دیالکتیک منفی.
فلسفه پراکسیس: مارکس، لوکاچ و مکتب فرانکفورت [کتاب انگلیسی]
نویسنده:
Andrew Feenberg
نوع منبع :
کتاب
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
Verso Books,
چکیده :
ترجمه ماشینی : مارکس اولیه خواستار «تحقق فلسفه» از طریق انقلاب شد. بنابراین انقلاب به مفهومی انتقادی برای مارکسیسم تبدیل شد، دیدگاهی که در دیدگاه‌های پراکسیس بعدی لوکاچ و مکتب فرانکفورت شرح داده شد. این متفکران استدلال می کنند که مسائل اساسی فلسفی، در واقع، مسائل اجتماعی هستند که به طور انتزاعی تصور می شوند. «فلسفه پراکسیس» که در ابتدا با عنوان «لوکاچ، مارکس و منابع نظریه انتقادی» منتشر شد، سیر تحول این بحث را در نوشته‌های مارکس، لوکاچ، آدورنو و مارکوزه دنبال می‌کند. این تفسیر مجدد فلسفه پراکسیس ارتباط مستمر آن را با بحث های معاصر در نظریه سیاسی مارکسیستی، فلسفه قاره ای و مطالعات علم و فناوری نشان می دهد.
هگل و لوکاچ: دو زیبایی شناسی در تقابل [کتاب انگلیسی]
نویسنده:
Guido Oldrini
نوع منبع :
کتاب
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
Coletivo Veredas,
استادان بدجنس غیرتی هایدگر لوکاچ ویتگنشتاین: فلسفه و سیاست در قرن بیستم [کتاب انگلیسی]
نویسنده:
Harry Redner
نوع منبع :
کتاب
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
Palgrave Macmillan UK ,
چکیده :
ترجمه ماشینی : مطالعه‌ای با جهت‌گیری سیاسی درباره اندیشه‌های بنیان‌گذاران مکاتب اصلی فلسفه دانشگاهی معاصر، مکاتبی که تقریباً بر همه دانشگاه‌های سراسر جهان تسلط دارند. این کتاب بر چهار استاد کلیدی متمرکز است: ویتگنشتاین، که هم پوزیتیویسم منطقی و هم مکتب زبان مشترک یا تحلیلی را پایه گذاری کرد. هایدگر، استاد شناخته شده فلسفه هرمنوتیک یا به اصطلاح مکتب قاره ای. لوکاچ، بنیانگذار مارکسیسم هگلی و فیلسوف برجسته کمونیست دوره شوروی. و در نهایت، غیریهودی که اکنون کمتر شناخته شده است، ایده آلیست هگلی.
جستار در مقام روش ازمنظر لوکاچ و آدورنو
نویسنده:
مسعود علیا ، نسترن صارمی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
نوشتار حاضر با تمرکز بر آرای گئورگ لوکاچ و تئودور آدورنو دربارۀ جستار می‌کوشد نسبت شیوۀ فلسفه‌ورزی در نظریۀ انتقادی با این ژانر را روشن کند. ابتدا با مروری تاریخی بر چگونگی ظهور ژانر در فلسفۀ مدرن، نشان داده می‌شود که فلسفه با شیوۀ بیان خود پیوندی ناگسستنی دارد؛ بنابراین، زبان، سبک و فرم، نه عناصری صرفاً ذوقی که واجد دلالت‌های روش‌شناختی و معرفت‌شناختی هستند. جستار با ظهور فردیت مدرن و تبدیل‌شدن نفس به موضوع تأمل ظهور کرد و در قرن بیستم با رشد خودآگاهی انتقادی و فراروی از نفس، به مقام روش ارتقا یافت. واکاوی متن درباب ماهیت و صورت جستار نشان می‌دهد جستار وسیلۀ بیانی متناسب تجربۀ زیسته و فرمی اساساً آیرونیک است. برای لوکاچ، آیرونی همان نسبتی را با جستار دارد که شک با علم. آدورنو در جستار در مقام فرم نشان می‌دهد جستارْ تمهیدی فرمی و روش‌شناختی برای تحقق تز دیالیتیک منفی است. آدورنو با نقد قوانین چهارگانۀ روش دکارتی، ضدروش‌بودن جستار را صورت‌بندی می‌کند. بی‌روشی روشمند جستار آن را به میدان نیرویی تبدیل می‌کند که مفاهیم در آن در شبکه‌ای پویا و باز، گرد هم می‌آیند. جستار به‌این‌طریق، علیه نظام‌های فلسفی تمامیت‌ساز و این‌همانی عمل می‌کند؛ بنابراین، در آرای هر دو فیلسوف، جستار در مقام روش و درراستای جهت‌گیری پروژۀ کلی‌تر فلسفی آنها به کار رفته است و با مجموع‌ساختن وجه معرفت‌شناسی و زیبایی‌شناختی، از تقابل دوتایی مدرن که علم و هنر را از یکدیگر متمایز می‌سازد،‌ فراروی می‌کند.
صفحات :
از صفحه 121 تا 136
  • تعداد رکورد ها : 18