جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
نزاع بر سر میراث بیکن
نویسنده:
سید محمد رضا حسینی بهشتی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
اندیشه‏‌های فرانسیس بیکن به عنوان یکی از منادیان علم جدید منشأ تأملات فلسفی فراوانی در حوزه‌های مختلف فلسفی، به‌ویژه در حوزۀ فلسفۀ عملی و پرسش‌‏های مربوط به اخلاق و حقوق گردیده است. بیکن با طرح ایدئال خود از جهان آینده که مبتنی بر دستیابی انسان‌ها به بیشترین مواهب در زندگی است و تصویر آن در آثاری همچون آتلانتیس نو ترسیم شده تلاش کرد برنامه‌ای برای مداخلۀ صنعتگرانه و بهره‌وری تکنیکی از طبیعت تنظیم کند تا از طریق آن نواقص و محرومیت‌های زندگی انسان از قبیل جنگ، فقر و بیماری رفع شود و با بازگشت اقتدار انسان، زمینۀ دستیابی بدون خشونت و رنج ابنای بشر به یک بهشت زمینی که در آن کلّ طبیعت در خدمت بهزیستی انسان قرار گرفته فراهم آید. اما این طرح آرمانی از آن جهت که در دوران مدرن فجایع انسانی و زیست‌محیطی بیشماری به بار آورده نقدهای جدی منتقدان را برانگیخته است. هانس یوناس با نقد آرمان بیکن مبنی بر سیادت و سیطرۀ او بر طبیعت، جوامع مدرن را به کنار گذاشتن این آرمان‌ و مواجهۀ مسئولانه با طبیعت در جهت حفظ و صیانت آن فراخوانده است. زیرا این آرمان بهره‌گیری تکنیکی از طبیعت به منظور نیل به خیر و فایده برای زندگی انسان و زمینه‌سازی حاکمیت او را اصل قرار داده و نگاهی خوش‌بینانه به آرمان بهشت زمینی داشته است، درحالیکه به تبعات منفی آن از جمله جدایی انسان از طبیعت و سیادت او بر طبیعت توجه نکرده است. لذا باید این رویه را تغییر داد و از انسان‌محوری به طبیعت‌محوری روی آورد و انسان مدرن را در جایگاه فاعل اخلاقی ملزم به رعایت اصل مسئولیت در برابر طبیعت که هم الزام اخلاقی و هم حقوقی در قبال طبیعت را به دنبال دارد، نمود. این مقاله با پرداختن به برخی نظرات درباب ایدئال بیکن نشان می‌دهد که باید بین آرمان و برنامۀ او تمایز گذاشت تا به نحوی مطلوب‌تر به تبعات مثبت و منفی آن پی برد.
صفحات :
از صفحه 1 تا 12
چگونه در فلسفۀ کانت پرداخت به زیبایی هنری منجر به اخلاقی عمل ‌کردن فرد می‌شود؟
نویسنده:
میلاد الفت ، رضوانه السادات حسینی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
این مقاله رابطۀ میان زیبایی‌شناسی و اخلاق در فلسفۀ ایمانوئل کانت را بررسی می‌کند و می‌پرسد آیا تجربۀ زیبایی، به ‌ویژه در هنر، می‌تواند به عمل اخلاقی منجر شود. در نقد قوۀ حکم (1790)، کانت قلمرو زیبایی را مستقل از حوزۀ اخلاق می‌داند و تأکید می‌کند حکم ذوقی باید «بی‌علقه» باشد و از هر گونه میل، سود، یا الزام اخلاقی جدا بماند. با این حال، او میان تجربۀ زیباشناختی و قوۀ اخلاقی پیوندی غیرمستقیم برقرار می‌کند که به واسطۀ مفهوم «غایت‌مندی بدون غایت» قابل تبیین است. پرسش محوری مقاله این است که چگونه می‌توان این استقلال و در عین حال، همبستگی را در اندیشۀ کانت فهم کرد. در این راستا، با بررسی تمایز میان «زیبایی آزاد» و «زیبایی مقید» و تحلیل دیدگاه‌هایی همچون تفسیر ونزل (2005)، نشان داده می‌شود زیبایی هنری، به‌ ویژه در شکل مقید خود، می‌تواند نمادی از قانون اخلاقی باشد و ذهن انسان را برای پذیرش ایده‌های اخلاقی آماده کند. با وجود این، از دیدگاه کانت، این تجربه هرچند انگیزش اخلاقی را تسهیل می‌کند، شرط کافی برای تحقق عمل اخلاقی نیست؛ زیرا اخلاق بر خودآیینی اراده و التزام آگاهانه به قانون عقلانی استوار است. نتیجه آن است که تجربۀ زیبایی هنری در فلسفۀ کانت نقشی واسطه‌گر دارد: نه منشأ مستقیم عمل اخلاقی، بلکه بستری برای پرورش حساسیت و آمادگی ذهنی نسبت به اخلاق.
صفحات :
از صفحه 137 تا 145
فرانسیس بیکن: علم و قدرت
نویسنده:
شهین اعوانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
قرن شانزدهم تا پایان نیمة اول قرن هفدهم میلادی نقطة عطفی در حیات دینی، فلسفی و علمی، به خصوص در انگلستان به‌شمار می‌رود و علاوه بر تغییر در ساختار قدرت کلیسا و شروع اصلاحات دینی، دگرگونی‌های وسیعی در مفاهیم جاری در دین، فلسفه و علم به وقوع پیوسته است. در این انقلاب فکری و رنسانس فرهنگی دو فیلسوف بسیار تأثیرگذار بوده‌اند: دکارت و بیکن. تمرکز این مقاله بر اهمیت بیکن و دیدگاه او در علم و قدرت است. طول حیات بیکن (1626- 1561) در پایان دورة رنسانس و آغاز عصر جدید بوده است. او بنابر تغییرات صورت‌گرفته در کلیسا و نگرش مسیحی، بر جدایی الهیات از طبیعیات اصرار می‌ورزد و هرگونه شناخت علمی و عقلی خدا را نفی می‌کند. نقد بیکن بر الوهیت سبب شده تا برخی متفکّران، او را به الحاد متهم کنند. از نظر آنان، بیکن فلسفه را از مابعدالطبیعه؛ و الهیات را از حقایق عالیه، به طبیعت و ماده یعنی به امور دانیه تقلیل داده است. او فیلسوفی تجربه‌گراست و به ضرورت استوار بودنِ علم بر پایة مشاهده و تجربه باور دارد. اندیشة او متوجة عمل است و نتایج عملی را مطمئن‌ترین نشانة اعتبار فلسفه می‌داند. او هویّت اندیشة خود را در گذشته و متفکّران عهد باستان می‌جوید. او منتقد اکثر متفکّران یونان از پیش‌سقراطیان تا افلاطون و ارسطو می‌شود و به‌خصوص نقد جدی بر حکمای مدرسی به لحاظ روشی، افکار، و آرای آنها دارد. بعضی جهان را مدیون بیکن دانسته‌اند، زیرا مبادی فکر او را عاقلانه و حیات‌بخش یافته‌اند.
صفحات :
از صفحه 307 تا 330
نقد عقل عملی
نویسنده:
ایمانوئل کانت؛ ترجمه: مسعود حسینی
نوع منبع :
کتابشناسی(نمایه کتاب) , ترجمه اثر
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: نشر نی,
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
از غرایبِ تاریخِ فلسفه است که یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین نظریه‌های اخلاق ــ یعنی نظریه‌ی اخلاقِ کانت ــ در قالبِ کتابی واحد در دسترس نیست. از میانِ سه اثرِ اصلیِ کانت در اخلاق، بنیانگذاری برای مابعدالطبیعه‌ی اخلاق، نقدِ عقلِ عملی و مابعدالطبیعه‌ی اخلاق، اولینِ آن‌ها در کانونِ علاقه‌ی فلسفی بوده و هست. حتی امروزه نیز هنوز از نظرِ بسیاری کسان لُبِ اخلاقِ کانتی در تلقیِ او از اراده‌ی خیر و در آموزه‌ی اَمرِ بی‌قیدوشرط خلاصه می‌شود. اما با مطالعه‌ی نقدِ دوم آشکار می‌شود که چنین چیزی عینِ تقلیلِ فلسفه‌ی اَخلاقِ کانت است. گستره‌ی موضوعیِ نقدِ دوم به واقع فوق‌العاده است. کانت پیش‌تر سه پرسش طرح کرده بود: «چه می‌توانم بدانم؟ چه می‌بایست بکنم؟ به چه می‌توانم امید ببندم؟». در نقدِ عقلِ عملی، اولاً، نتایجِ نقدِ نخست تأیید می‌شود؛ ثانیاً، آموزه‌ی اَمرِ بی‌قیدوشرط از طریقِ امرِ واقعِ عقلِ محض توضیح داده می‌شود و این امید که کوششِ فضیلتمندانه چه‌بسا بیهوده نباشد در پرتوِ آموزه‌ی خیرِ اعلی موجه می‌گردد. ثالثاً، کانت با سه اصلِ موضوعه‌ی آزادی، نامیرایی و خدا ــ به جای پاسخ دادن به این پرسش که به چه می‌توانم امید ببندم ــ به این پرسش پاسخ می‌دهد که من به‌مثابه‌ی سوژه‌ای اَخلاقی باید به چه چیزی معتقد باشم تا قانونِ اَخلاق موهوم نباشد. بنابراین، در نظرِ کانت معنای تکلیف‌گرایانه‌ی اَخلاق در تکلیف‌های ما در قبالِ کنش خلاصه نمی‌شود؛ از نظرِ او، ما در مقامِ سوژه‌هایی اَخلاقی باید به وُجودِ خدا و نامیراییِ نفْس معتقد باشیم. این اعتقاد از منظرِ عملی گریزناپذیر است.
نظریه‌ تکاملی هنر در اندیشه‌ موهان متهن و نسبت آن با نظریه‌ لذت بی‌غرض امانوئل کانت
نویسنده:
فاطمه موسوی بهابادی ، هادی صمدی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
در این مقاله، تلاش شده است با تمرکز بر نظریه‌ تکاملی هنر از منظر موهان متهن (Mohan Matthen)، فیلسوف معاصر کانادایی هندی‌تبار، به بررسی نحوه‌‌ پدیدارشدن تجربه‌ زیباشناختی با عنوان یک ظرفیت ادراکی-زیستی و نسبت آن با نگره «لذت بی‌غرض زیباشناختی» کانت، پرداخته شود. متهن بر این باور است که هنر، به ‌جای آنکه صرفاً امری فرهنگی یا قراردادی باشد، ریشه در فرایندهای ادراکی و شناختی دارد که طی تاریخ تکامل انسان، شکل گرفته‌اند. در سوی دیگر، امانوئل کانت با معرفی مفهوم «لذت بی‌غرض» در نقد قوه حکم و تبیین گام‌های چهارگانه کمیت، کیفیت، نسبت و جهت، زیباشناسی را از دل تجربه‌ ذهنی و فاقد منفعت بیرونی تفسیر می‌کند. این مقاله با روش توصیفی ـ تحلیلی، در پی آن است تا نشان دهد چگونه دیدگاه متهن می‌تواند بنیانی زیستی ـ شناختی برای نظریه‌ لذت بی‌غرض کانت فراهم آورد. یافته‌ها نشان می‌دهند این دو رویکرد، با وجود خاستگاه‌های متفاوت، در سطحی عمیق‌تر، می‌توانند مکمل یکدیگر باشند.
صفحات :
از صفحه 205 تا 227
Kant, Quantum Physics and Transcendental Judgments
نویسنده:
ویلم مک لود
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
صفحات :
از صفحه 737 تا 754
Two Aspect Reading of Kant’s Thing in Itself
نویسنده:
مهدی احمدی ، یوسف نوظهور
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
صفحات :
از صفحه 805 تا 828
نقدی بر تفسیر پل گایر از استنتاج احکام ذوقی در زیباشناسی کانت
نویسنده:
داود میرزایی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
پل گایر یکی از برجسته‌ترین شارحان آثار کانت است. وی تفسیر خاصی از مبحث استنتاج زیباشناختی کانت دارد که نقدهای تأمل‌برانگیزی بر آن وارد بوده است. این تفسیر موسوم است به «تفسیر معرفتی-غیرهنجاری» که به گزاره‌ای از کانت در بند 32 تکیه دارد: «گفتن اینکه 'این گل زیباست'، معادل آن است که بگوییم مدعای [جزئی] آن هرکسی را راضی می‌کند»؛ گایر با استناد به این متن، بر آن است که «استنتاج حکم استتیکی باید استدلالی باشد که برای «نسبت‌دادن» احساس‌های خاص به دیگران در شرایط خاص کافی باشد» و دست‌آخر مدعی می‌شود «تحلیل خود کانت لازم می‌آورد که استنتاج او به جزئیات بپردازد» و به‌زعم او، همین امر استنتاجش را به شکست می‌کشاند. با وصف این، پژوهش حاضر کوشیده است به این دو پرسش پاسخ دهد: 1. دلایل گایر برای طرح تفسیر معرفتی-غیرهنجاری از استنتاج کانت چیست؟ 2. آیا او موفق می‌شود از عهدۀ تبیین استنتاج کانت برآید؟ لذا این پژوهش بر آن بوده تا پس از طرح چندوچون این تفسیر و دلایل طرح آن، کامیابی یا ناکامی آن را در منظورکردن استنتاج کانتی بررسی کند. به نظر می‌رسد گایر با نادیده گرفتن وظایفی که خود کانت بر عهدۀ استنتاج نهاده، نهایتاً نمی‌تواند از عهدۀ تفسیر درست استنتاج کانتی در نقد سوم برآید. روش این پژوهش توصیفی-تحلیلی بر اساس داده‌های کتابخانه‌ای بوده است.
صفحات :
از صفحه 365 تا 384
تحلیل انتقادی کانت از قصۀ ابراهیم و ذبح اسحاق
نویسنده:
حمیدرضا محبوبی آرانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
مقالۀ حاضر به تقریرِ و شرح تحلیل انتقادی کانت از داستان دینی ذبح اسحاق (ع) در کتاب دین در محدودۀ عقل صرف (2001) و نزاع دانشکده‌ها (1798) می‌پردازد. در نگاه کانت، فرمان به قربانی کردن فرزند، اگر ناسازگار با قانون اخلاقی باشد، نمی‌تواند منشأیی الهی داشته باشد. کانت در این نقد، دغدغه‌ای فراتر از الهیات دارد و می‌کوشد از شأن عقل عملی و وجدان اخلاقی در برابر هر ندای مشکوک به امر الهی دفاع کند. از نظر او، پذیرش بی‌چون‌وچرا و بدون تأمل اخلاقی دستورات دینی، به اطاعت کور و زوال مسئولیت فردی در جامعه منجر می‌شود. مقاله نشان می‌دهد که تحلیل کانت از این روایت، بخشی از پروژۀ بزرگ‌تر او در تبدیل دین به امری عقلانی، اخلاق‌محور و آزاد از خرافه و تحمیل نهادهای بیرونی است. کانت با تأکید بر وجدان به‌مثابه تکلیف، دین را فقط زمانی موجه می‌داند که تابع عقل عملی باشد، و بدین‌سان الگویی که از ابراهیم (ع) در این قصۀ دینی ترسیم می‌شود را، برخلاف سنت رایج متألهان و دینداران، نه امری ستودنی که نیازمند نگاهی منتقدانه و همراه با تردید در اصل قصه می‌داند. این مقاله بدین‌سان بر تعلق خاطرِ ژرف کانت به خودآیینی اخلاقی به‌مثابۀ بنیاد فضیلت فردی و نظم اجتماعی تأکید می‌ورزد.
صفحات :
از صفحه 345 تا 364
عاملیت اخلاقی و خلاقیت زیباشناختی در تبیینِ آگاهی به خود فعال کانتی
نویسنده:
امیدرضا جانباز ، میلاد صلاحی فرد
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
تصویر چند پاره از «من» هیوم دست‌مایه‌های نقد و رد بلندپروازی‌های دکارتی را برای کانت مهیا کرد، اما او کوشید باردیگر موجودیت «من» را به نحو عقلانی بازیابی کند. جستار حاضر فرآیند ساخت مفهومی را بحث می‌کند که در آن من حضور از پیش کاملش را از دست می‌دهد، لیکن در جریان فعل و تحقق اراده‌اش نقش ضروری خود را اثبات می‌کند. توضیح این معنا، با توجه به نقدهای مورد تأیید کانت، به نحو شگفت‌انگیزی، به پژوهش‌های غایت‌شناختی می‌انجامد. در واقع، فراروی توضیح خودانگیختگی سوژه از چارچوب روابط علّی در وجه نظری، در نهایت با حفظ ضوابطی چنین پژوهشی را از مسیر عقل عملی و مباحث زیباشناختی ایجاب می‌کند. این روند با توجه دادن به مفهوم غایت‌مندی به عنوان شرط امکان احکام تأملی گشوده می‌شود. از این رهگذر سوژه به مثابه فاعلیت شناختی، عاملیت اخلاقی و آفرینش‌گری هنری نمودار می‌شود. «من» متمایز از محتوای آگاهی، وحدت‌بخش داده‌های حسی و بنیانگذار شناخت، به‌مثابه فاعل آزاد شرط باید اخلاقی و سازندۀ قاعدۀ آن، و به‌مثابه داراندۀ قریحۀ هنری آفرینش‌گر و قاعده‌بخش طبیعت است. این خوانش ضمن نشاندن اجزای به ظاهر گسستۀ نظام انتقادی کانت در کلی واحد، نشان می‌دهد چرا تاریخ اندیشه پس از وی دیگر نه از من به مثابه موجودیتی پیشین بلکه عاملیتی در پیش سخن می‌گوید.
صفحات :
از صفحه 429 تا 448