جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
اختلاف العقدیّ فی نظر العقل والنصّ الدینیّ
نویسنده:
أکرم برکات
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
صفحات :
از صفحه 119 تا 153
دیدگاه «وحدت متعالی ادیان» از منظر عرفانی، معرفت‌شناختی و دینی
نویسنده:
علی نگارستانی ، حسن پناهی آزاد
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
سید حسین نصر از برجسته‌ترین چهره‌های جریان سنت‌گرایی ‌است که در بیان و تبیین دیدگاه‌های این جریان نقش بسزایی داشته است. مهم‌ترین دیدگاه سید حسین نصر که بحث‌های بسیاری پیرامون آن شکل گرفته، نظریۀ وحدت متعالیه ادیان ‌است. او در این دیدگاه با وام گرفتن از مبانی حکمت متعالیه و همچنین عرفان نظری به این نتیجه رسیده که تمامی ادیان دارای حقیقتی واحدند و تفاوت‌های ادیان مربوط به امور بیرونی ادیان است، نه حقیقت ادیان. در این دیدگاه، نصر جامه‌ای جدید به دیدگاه کثرت‌گرایی دینی پوشانده است که افرادی همچون جان هیک در جهان مسیحیت و عبدالکریم سروش در جهان اسلام آن را تبلیغ می‌کنند. این مقاله به‌صورت توصیفی ـ انتقادی نگاشته شده و نویسنده بعد از تبیین دیدگاه نصر به اشکالات آن پرداخته است؛ اشکالاتی همچون بی‌توجهی به بحث خاتمیت، نسبیت‌انگاری آموزه‌های دینی، و تضاد آن با نصوص قطعی ادیان که سعادت را انحصار یک دین می‌دانند.
صفحات :
از صفحه 25 تا 34
معرفت‌شناسی دینی پلانتینگا و ادیان جهانی: چشم‌اندازها و مشکلات [کتاب انگلیسی]
نویسنده:
Alvin Plantinga, Erik Daniel Baldwin
نوع منبع :
کتاب
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
Lexington Books ,
پیامدِ افزونه معرفتیِ استعاره در معرفت شناسی دینی با تکیه بر آرای جورج لیکاف و مارک جانسون
نویسنده:
محسن حکیم زاده حسینی؛ استاد راهنما: عبدالرسول کشفی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
«فهم (یا تجربه) استعاری» به معنای فهم (یا تجربه) یک مفهوم (یا یک شیء) از طریق فهم (یا تجربه) شیء دیگر است. شیء دیگر را «استعاره» می‌نامند. در تعریف کلاسیک، استعاره، مقوله‌ای صرفاً مرتبط با زبان بود: «واژه استعاره به صورت یک عبارت زبانی یا شعری جدید تعریف می‌شد که در آن یک یا چند واژه متعلق به یک مفهوم خارج از معنی متعارف آن مفهوم به منظور بیان یک مفهوم مشابه به کار می‌رفتند» (لیکاف و جانسون، 2003/1403: 322). اما، از منظر لیکاف و جانسون اهمیت استعاره نه پیوند آن با زبان، بلکه با اندیشه و عمل است. «ماهیت نظام مفهومی عادی ما، که اندیشه و عمل‌مان مبتنی بر آن است، از بنیاد استعاری است» (لیکاف و جانسون، 2003/1403: 9). این دو متفکر معتقدند برای فهم مفاهیم انتزاعی و یا مفاهیمی که تصویر واضحی در اذهان ندارند گریزی از تمسک به «مفاهیمِ روشن‌تر» نداریم و این «مفاهیمِ روشن‌تر» همانا استعاره‌ها هستند. در الهیات مسیحی، استعاره «عشق» برای خدا و استعاره «کبوتر» برای روح القدس نمونه‌ای از این «مفاهیم روشن‌تر/استعاره‌ها» هستند (لیکاف و جانسون، 2003/1403: 143). در نگاه سنتی، خاستگاه استعاره وجود شباهت میان شیء و استعاره آن شیء است: شباهتی که از طریقِ مقایسه، میان این دو آشکار شده است- comparison theory. بر مبنای این دیدگاه استعاره فاقد هر افزونه معرفتی است، زیرا، فاعل شناسا با توجه به شناختِ قبلی که از ویژگی‌های شیء دارد دست به گزینشِ استعاره برای آن شیء می‌زند. به عنوان مثال، آگاهی از ارزشمندی «وقت» است که استعاره «طلا» را برای آن در نظر می‌گیرد. استعاره طلا هیچ «افزونه معرفتی» برای «وقت» در اختیار فاعل شناسا قرار نمی‌دهد. طلا صرفاً «ارزشمندیِ وقت» را به فاعل شناسا نشان می‌دهد یعنی همان ویژگی که از پیش نسبت به آن آگاهی داشته است و همین آگاهی نیز سبب انتخاب استعاره طلا برای وقت شده است. لیکاف و جانسون ضمن مردود دانستن دیدگاه مقایسه‌ای بر این باورند که «استعاره زاینده شباهت و نه زاییده آن است». به نظر می‌رسد که این دیدگاه ریشه در نوعی نسبی‌گروی معرفت‌شناختی ناظر به صدق دارد . در همین راستا است که لیکاف و جانسون حقیقت مطلق را انکار می‌کنند (فصل 24، همان). این دو متفکر در نفی واقعیت فیزیکی (که خاستگاه نسبی گروی یادشده) است چنین می‌نویسند: واقع‌گرویِ سنتی متمرکز بر واقعیت فیزیکی (ونه واقعیت فرهنگی و فردی) است. نهادهای دینی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و نیز افرادی که درون این نهادها کار می‌کنند از واقعیتی کمتر از درختان، میزها و سنگ‌ها برخوردار نیستند (همان، ص. 181). بر مبنایِ نسبی‌گروی معرفت‌شناختی ناظر به صدق، واقعیتی مستقل از شاکله مفهومی انسان وجود ندارد و واقعیت از طریق توصیف آن ساخته می‌شود (نظریه وابستگیِ توصیفیِ واقعیت ). نلسون گودمن (فیلسوف آمریکایی معاصر) در دفاع از این دیدگاه چنین می‌نویسد: توصیفات بسیار و به یک اندازه معتبر از امر محسوس وجود دارد. ... فیزیکالیزم و فنومنالیزم در یک ردیف و هر دو شیوه‌ای از توصیف و ساخت جهان‌اند و هیچ راهی برای نشان دادن اینکه کدامیک از این دو نظام معرفتی صحیح تر از دیگری است وجود ندارد. ریچارد رورتی فیلسوف پست‌مدرن آمریکایی نیز در این باره چنین می‌نویسد: «افرادی مثل گودمن، پاتنم و خودم -... می اندیشیم که هیچ شیوه مستقل از توصیفی، که [بر اساس آن] جهان موجود باشد، وجود ندارد. در اینجا این پرسش پیش می‌آید که : با توجه به نظریه توصیفی واقعیات، توصیف چگونه صورت می گیرد؟ در پاسخ گفته می‌شود اینکه چه طرحی را برای توصیف جهان برگزینیم بسته به این است که چه طرحی را برای گزینش «مفید» بدانیم و اینکه چه طرحی را برای گزینش مفید بدانیم، مبتنی بر علایق و نیازهای ممکن ما به عنوان موجودات اجتماعی است (نظریه نسبیتِ اجتماعیِ توصیف) . بنابراین، این مفاهیمِ ما هستند که واقعیت را می سازند. مفاهیمِ ما با تقسیم بندی جهان و کشیدن مرز بین آن ها، واقعیات را شکل می دهند (مانندِ کاردهای شیرینی‌بُری هستند که «قطعات کیک» واقعیت را شکل می دهند). مثلا، اگر دور یک دسته ستاره خط بکشیم صورت نجومی «دبِّ اکبر» شکل می‌گیرد و اگر دور یک دسته اتم خط بکشیم ، مولکول را خلق می کنیم، و به بیان دقیق تر، دبِّ اکبر و مولکول پا به عرصه وجود می نهند. دبِّ اکبر و مولکول بدون فعالیت توصیفی ما وجود ندارند. لیکاف و جانسون مبتنی بر این دیدگاه از افزونه معرفتی استعاره سخن می‌گویند. استعاره‌ها مبتنی بر علایق و نیازهای ممکن ما به عنوان موجودات اجتماعی شکل می‌گیرند و به عنوان طرح‌‌هایی برای توصیف جهان به کار گرفته می‌شوند. از اینجاست که استعاره می‌تواند شباهت‌زا، و از این رو معرفت‌زا (و نه مبتنی بر شباهت و معرفت پیشین) باشد. لیکاف و جانسون دراین‌باره چنین می‌نویسند: «استعاره‌های جدید توان خلق واقعیت‌های جدید را در خود دارند. این پیدایش وقتی می‌تواند اتفاق بیفتد که ما تجربه خود را بر حسب استعاره درک می‌کنیم» (همان: 175) و در جای دیگر چنین می‌‌نویسند: «شباهت‌ها مستقل از استعاره وجود ندارند» (همان، 180). تحقیق حاضر به بررسی نقادانه ادعای «افزونه معرفتیِ استعاره» از منظر جورج لیکاف و مارک جانسون و پیامد این دیدگاه در معرفت‌شناسی دینی می‌پردازد. توصیفات بسیار و به یک اندازه معتبر از امر محسوس وجود دارد. ... فیزیکالیزم و فنومنالیزم در یک ردیف و هر دو شیوه‌ای از توصیف و ساخت جهان‌اند و هیچ راهی برای نشان دادن اینکه کدامیک از این دو نظام معرفتی صحیح تر از دیگری است وجود ندارد. ریچارد رورتی فیلسوف پست‌مدرن آمریکایی نیز در این باره چنین می‌نویسد: «افرادی مثل گودمن، پاتنم و خودم -... می اندیشیم که هیچ شیوه مستقل از توصیفی، که [بر اساس آن] جهان موجود باشد، وجود ندارد.
نسبت خداپرستی و خداناباوری در پرتو معرفت‌شناسی اجتماعی و رابطۀ علم‌ و دین
نویسنده:
فریده لازمی ، محمد اصغری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
این مقاله با تمرکز بر پرسش محوری آیا می‌توان نسبت خداپرستی و خداناباوری را در پرتو رابطۀ علم و دین از سطح تقابل به سطح تعامل معرفتی ارتقا داد؟، به بازخوانی مفهومی این نسبت می‌پردازد. استدلال می‌شود که تقابل‌های سنتی میان خداپرستی و خداناباوری، و نیز میان علم و دین، ریشه در ساده‌سازی‌های مفهومی و خلط میان باور و روش دارند. در گام نخست، نشان داده می‌شود که برچسب‌های خداپرست و خداناباور، بدون تحلیل اصطلاح‌شناختی و زمینه‌ای دقیق، گمراه‌کننده‌اند. سپس با تمایز میان محتوای اعتقادی و روش‌های تولید معرفت، استدلال می‌شود که رابطة علم و دین نه بازتابی از تقابل‌های الاهیاتی، بلکه حاصل تفاوت در روش‌شناسی‌های معرفت‌شناختی است. سه الگوی تعامل علم و دین ـ‌استقلال، تقابل بالقوه و سازگاری‌ـ از این منظر بررسی می‌شوند. در بخش پایانی، با بهره‌گیری از چارچوب معرفت‌شناسی اجتماعی و نظریۀ اختلاف‌نظر دینی، تحلیل می‌شود که مواجهۀ عقلانی میان خداپرستی و خداناباوری چگونه می‌تواند به‌جای انکار متقابل، به گفت‌وگویی انتقادی و رشد عقلانی و معنوی بینجامد. بدین‌سان، مقاله می‌کوشد امکان بازتعریف نسبت خداپرستی و خداناباوری را در پرتو رابطۀ علم و دین و در چارچوب معرفت‌شناسی اجتماعی نشان دهد.
صفحات :
از صفحه 241 تا 271
نگرش ها در چالش میان علم و دین؛ تحلیل و مطالعه موردی دیدگاه مهندس مهدی بازرگان
نویسنده:
حمید رضانیا شیرازی ، حسن معلمی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
هدف: اندیشه‌های مهدی بازرگان در باب رابطۀ علم و دین، در دو برهه قابل بررسی است. بازرگان در دورۀ نخست اندیشۀ خویش، درک حداکثری از دین را می‌پذیرد و قائل به توافق و هماهنگی میان علم و دین است؛ اما در مرحلۀ دوم تفکر خویش، تفکر دین برای دنیا را زیانبار خوانده و قائل به تمایز شده است. این تحقیق با هدف تحلیل و بررسی و مطالعۀ موردی دیدگاه مرحوم مهدی بازرگان در زمینۀ نسبت میان علم و دین که امروزه در جهان افکار دانشمندان زیادی را به خود مشغول ساخته، انجام شد. روش: روش این تحقیق، توصیفی- تحلیلی و ابزار گرد آوری اطلاعات، کتابخانه‌ای است. یافته‌ها: تحلیل داده‌های تحقیق در مجموع نشان داد که بازرگان با بهره‌گیری از داده‌های دانش تجربی و در جهت توجیه علمی آنها، آنها را به نوعی بر آموزه‌های دینی تحمیل کرده، می‌کوشد آنها را مطابق دستاوردهای تجربی نشان دهد. نتیجه‌گیری: به باور بازرگان، علم و دین دارای نتایج یکسان‌اند. وی با شاخص قرار دادن شیوه‌های حسی برای تفسیر دین، بسیاری از مفاهیم عمیق ماورایی دینی را به کنار می‌نهد؛ در حالی که حقیقت و جوهرۀ دین، امری ماورایی و فراتر از درک حس و تجربه است که در رویکرد تحصّلی همۀ آنها محو و مخفی خواهد شد. در آرای بازرگان متأخر، تغییرات عمده و گرایش به رویکرد تمایز مشهود است.
صفحات :
از صفحه 137 تا 160
رویکرد عقلانیت نقاد برای تعامل نقادانۀ علم و دین
نویسنده:
علیرضا منصوری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
این مقاله با نقد الگوهای تقابلی و استقلالی در رابطه علم و دین، الگوی بدیلی مبتنی بر رویکرد عقلانیت نقادِ غیرموجه‌گرا پیشنهاد می‌دهد. در این رویکرد از یک سو دین چارچوبی معنابخش برای فعالیت علمی فراهم می‌کند تا از این رهگذر مانع از نیهیلیسم روش‌شناختی در علم شود؛ و از سوی دیگر، علم نیز به الهیات در بازنگری نقادانۀ مفاهیم بنیادین خود کمک می‌رساند تا مانع از جزمی‌شدن باورهای دینی ‌شود. این الگو نه تنها مانع ستیزهای غیرضروری می‌شود، بلکه بستری برای همکاری پویا و خلاق در مواجهه با مسائل بنیادین وجودی و اخلاقی ایجاد می‌کند. نتیجه آن است که علم و دین می‌توانند بدون فروکاست یا تقابل، در غنابخشی متقابل یکدیگر سهیم شوند.
صفحات :
از صفحه 41 تا 71
روش‌شناسی تولید علم دینی از نگاه آیت‌الله مصباح یزدی
نویسنده:
حسین ایزدی ، حمید پارسانیا
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
به باور آیت‌الله مصباح مسئله تولید علم دینی یکی از ضروری‌ترین مسائل پیش روی نظام اسلامی و عنصر تأمین‌کننده اسلامیت نظام و زمینه‌ساز اداره آن بر اساس نرم‌افزارهای دینی است. این مقاله درصدد کشف و صورت‌بندی روش‌شناسی تولید علم دینی از دیدگاه آیت‌الله مصباح است. وی علم دینی را در حوزه علوم انسانیِ توصیه‌ای که مبتنی بر نظام ارزشی و هستی‌شناسی است، ممکن و تولید آن را ضروری می‌داند. چه آنکه علوم توصیه‌ای ارتباط تنگاتنگی با نگرش‌های هستی‌شناختی، معرفت‌شناختی و ارزش‌شناختی دارند و اسلام در این زمینه دارای طرح متمایزی است. وی فرآیند دست‌یابی به علوم انسانی اسلامی را فرآیندی مدیریت‌پذیر می‌دانند، تحول فرد، ساختارهای اجتماعی را در این فرآیند ضروری برشمرده و رویکردهای معرفتی تهذیب و تکمیل علوم موجود و استنباطی و مبناگروی به اشکال گوناگون در نظریه وی به‌کار رفته است. روش‌شناسی تولید علم دینی از منظر وی در سه مرحله نقد مبانی و دستاوردهای علوم موجود، تأسیس مبانی چهارگانه علوم انسانی اسلامی و تأسیس فلسفه‌های مضاف به‌علوم طرح‌ریزی می‌شود.
صفحات :
از صفحه 74 تا 99
عقل و دین
عنوان :
نویسنده:
حسن قنبری
نوع منبع :
کتابشناسی(نمایه کتاب)
وضعیت نشر :
زحل,
چکیده :
نسبت عقل با دین یکی از موضوعات مهم و‌ مبنایی فلسفه دین است. ما در این کتاب به روش تحلیلی در دو بخش موضوع را بررسی کرده‌ایم. در بخش نخست مفهوم عقل را از دوره یونان باستان تا دوره مدرن دنبال کرده و در نهایت همان نکته ارسطو در معنای عقل و روش عقلی یعنی «مشاهده و استنتاج «را به مثابه روش تعقل و فلسفه‌ورزی برجسته کرده‌ایم و در بخش دوم سه تصور از دین را بررسی و نسبت آن با تعقل را سنجیده‌ایم؛ دین به مثابه تجربه‌ دینی، دین به مثابه ایمان و ‌دین به مثابه تفسیر (فهم). در فصل نخست این بخش به تفصیل نشان داده‌ایم که تجربه دینی معرفت‌بخش نیست پس نسبتی با عقل ندارد و در فصل دوم بر این رای رفته‌ایم که ایمان عمل اراده است نه عقل و در فصل سوم به تفصیل شرایط و قواعد فهم عقلی را بررسی کرده‌ایم و در فصل آخر نوع نگاه برخی فیلسوفان‌ معاصر دین درباره عقلانیت گزاره‌های دینی را بررسی کرده‌ایم.
درآمدی معرفت شناختی به زبان دین
نویسنده:
حسن قنبری
نوع منبع :
کتابشناسی(نمایه کتاب)
وضعیت نشر :
زحل,
چکیده :
نحوه سخن گفتن از خدا یکی از مسایل مهم فلسفه دین است که در طول تاریخ تفکر، فیلسوفان و الاهی دانان نظریه‌های گوناگونی درباره آن اظهار داشته‌اند. در دوره جدید این مسئله با عنوان معناشناسی صفات الاهی مطرح شده است. در این کتاب ضمن بررسی این نظریه‌ها، بر مسئله فهم این صفات تکیه شده است و بر مبنای تقدم فهم بر زبان، بر این نکته تأکید شده است که هر چند متفکران مختلف این بـحث‌ را در حـوزه مـعنا و معـناشناسی بـررسی کرده‌اند اما بحث معرفتشناختی است زیرا در واقع مسئله معنا، مسئله‌ای معرفتی است.