جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 55
برساختِ خدا و همانیِ اگزیستانسیال؛ تفسیری از جایگاه امر الوهی در هستی‌شناسیِ بنیادین و ضرورتِ گشتِ هایدگر
نویسنده:
احمد رجبی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
در این نوشتار می‌کوشم نشان دهم که برساختِ خدا در اندیشه هایدگر به چه معناست، چه نسبتی با ساختارِ هستی‌شناسیِ بنیادین دارد، از چه جهت، با توجه به مدعای اصلیِ هایدگر در نقدِ متافیزیک به مثابه هستی‌خداشناسی، به شکست و نقضِ غرض می‌انجامد و گشتِ فکریِ او را ضروری و توجیه‌پذیر می‌سازد. پژوهش در سه گام پیش می‌رود: نخست، تفسیرِ نقدِ هایدگر به برساختِ متافیزیکیِ خدا به مثابه حضور تام، چنانکه ذیل آن، ساختارِ خودارجاع و رفلکتیوِ حضور، همانی وجود و عقل را به یکسانیِ این دو تحویل می‌برد. بدین معنا که به جای گشودگیِ متقابلِ وجود و عقل به یکدیگر، به منزله آشکارگی و آشکارسازی، وجود، همان خودروی‌آوری و خودارجاعیِ عقل فهمیده می‌شود. دوم، تفسیر برساختِ خدا بر پایه زمانمندی، چنانکه ذیلِ تلقیِ هایدگرِ پیش ازگشت از جایگاه زمانمندی به مثابه روشنگاه و خاستگاه هستی‌شناسی طرح شده است. هایدگر با قائل شدن به همانیِ اگزیستانسیال در وحدتِ ساختاریِ اگزیستانسِ دازاین به مثابه زمانمندی، خود را همچنان گرفتار الگوی رفلکتیوِ حضورِ محض می‌سازد و به همین رو، برساختِ خدا برای او، اعتبار و معنایی منحصر در قلمروِ ایمان دارد و نه فلسفه. در بخش سوم، وجه شکستِ همانیِ اگزیستانسیال و ضرورتِ فرارویِ هایدگرِ پساگشت از خاستگاه دانستنِ زمانمندی به سوی تقدمِ روشنگاه بر دازاین و تحول در فهم او از الوهیت تبیین می‌شود.
صفحات :
از صفحه 45 تا 69
بررسی تطبیقی هستی شناسی تأویلی ملاصدرا و هرمنوتیک هایدگر (گرایش حکمت متعالیه)
نویسنده:
محمد بیدهندی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران: ,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
هایدگر و پرسش بنیادین
نویسنده:
بابک احمدی
نوع منبع :
کتابشناسی(نمایه کتاب)
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: نشر مرکز,
زمانمند و معقول بودن یا بحث هایدگری با هگل [کتاب عربی]
نویسنده:
فتحي المسكيني
نوع منبع :
کتابشناسی(نمایه کتاب)
منابع دیجیتالی :
ملال: بخش اول از کتاب مفاهیم بنیادین مابعدالطبیعه: جهان، تناهی، تنهایی [کتاب انگلیسی]
نویسنده:
مارتین هایدگر
نوع منبع :
کتاب
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
Indiana University Press ,
چکیده :
ملال برای هایدگر یکی از احوال بنیادین انسان است، اما به چه معنا؟ انسان برای اینکه انسانی اصیل باشد باید انتخاب کند که به دغدغه‌ها و پرسش‌های بنیادین وجودی‌اش بپردازد. این‌کار، به عقیدۀ هایدگر، از طریق یک رخداد روی می‌دهد. آن رخداد را هایدگر یک حال بنیادین می‌نامد که در طی آن پرسش وجود برای انسان به‌عنوان یک دغدغۀ اساسی و نه یک تفریح سرسری مطرح می‌گردد. هایدگر در «هستی و زمان» و در کتاب «مفاهیم بنیادین مابعدالطبیعیه»، از احوالات مختلف بنیادین سخن می‌گوید که یکی از آن‌ها ملال است. به‌نحو کلی، ملال یک حالت عمیق و بنیادین خستگی و کلافگی از این است که چرا همه‌چیز سر جایش است؟ چرا هیچ‌چیز هیچ مشکلی ندارد؟ هایدگر می‌گوید اساسا امکان فلسفه‌ورزی و امکان پرسش از وجود، تنها از طریق احوال بنیادین و استمرار آن تحقق می‌یابد. اما چگونه می‌توان این احوال بنیادین را بیرون کشید و کجا باید حال بنیادین را بیدار کرد؟ آیا اساسا حال‌مندی بنیادین یک امر فرا خواندنی است یا باید بر ما مستولی شود؟ و چگونه می‌توان حال‌مندی بنیادین را از احوال عادی تمیز و تشخیص داد؟ این‌ها بخشی از سوالاتی است که هایدگر قصد دارد در این کتاب به آن‌ها بپردازد. به حق می‌توان گفت یکی از مهم‌ترین نوآوری‌های هایدگر در فلسفه بحث احوال بنیادین است. به گفته‌ی خودش، همۀ فلاسفه تا پیش از او از چنین احوالی صحبت کرده بودند اما کسی به تحلیل آن‌ها نپرداخته بود. به واقع کتاب «ملال» را می‌توان بحثی جذاب، خیره‌کننده، دقیق و نو دربارۀ آن احوال عجیبی که احتمالا همۀ ما آن را تجربه کرده‌ایم، خواند.
ملال: بخش اول از کتاب مفاهیم بنیادین مابعدالطبیعه: جهان، تناهی، تنهایی
نویسنده:
مارتین هایدگر؛ ترجمه: مریم هاشمیان
نوع منبع :
کتابشناسی(نمایه کتاب) , ترجمه اثر
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: کرگدن,
چکیده :
ملال برای هایدگر یکی از احوال بنیادین انسان است، اما به چه معنا؟ انسان برای اینکه انسانی اصیل باشد باید انتخاب کند که به دغدغه‌ها و پرسش‌های بنیادین وجودی‌اش بپردازد. این‌کار، به عقیدۀ هایدگر، از طریق یک رخداد روی می‌دهد. آن رخداد را هایدگر یک حال بنیادین می‌نامد که در طی آن پرسش وجود برای انسان به‌عنوان یک دغدغۀ اساسی و نه یک تفریح سرسری مطرح می‌گردد. هایدگر در «هستی و زمان» و در کتاب «مفاهیم بنیادین مابعدالطبیعیه»، از احوالات مختلف بنیادین سخن می‌گوید که یکی از آن‌ها ملال است. به‌نحو کلی، ملال یک حالت عمیق و بنیادین خستگی و کلافگی از این است که چرا همه‌چیز سر جایش است؟ چرا هیچ‌چیز هیچ مشکلی ندارد؟ هایدگر می‌گوید اساسا امکان فلسفه‌ورزی و امکان پرسش از وجود، تنها از طریق احوال بنیادین و استمرار آن تحقق می‌یابد. اما چگونه می‌توان این احوال بنیادین را بیرون کشید و کجا باید حال بنیادین را بیدار کرد؟ آیا اساسا حال‌مندی بنیادین یک امر فرا خواندنی است یا باید بر ما مستولی شود؟ و چگونه می‌توان حال‌مندی بنیادین را از احوال عادی تمیز و تشخیص داد؟ این‌ها بخشی از سوالاتی است که هایدگر قصد دارد در این کتاب به آن‌ها بپردازد. به حق می‌توان گفت یکی از مهم‌ترین نوآوری‌های هایدگر در فلسفه بحث احوال بنیادین است. به گفته‌ی خودش، همۀ فلاسفه تا پیش از او از چنین احوالی صحبت کرده بودند اما کسی به تحلیل آن‌ها نپرداخته بود. به واقع کتاب «ملال» را می‌توان بحثی جذاب، خیره‌کننده، دقیق و نو دربارۀ آن احوال عجیبی که احتمالا همۀ ما آن را تجربه کرده‌ایم، خواند.
خودینه بودن به مثابۀ ائودایمونیا: بررسی نسبتِ خود-تعینی، خود-دگرگونی و اضطراب در هستی و زمان هیدگر
نویسنده:
حسین کلباسی اشتری ، مهرداد احمدی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
هیدگر با فهم وجود انسان به مثابۀ دازاین، یعنی موجودی که طرح وجود خود را افکنده و خود را زمان­مندانه بار می‌­آورد، موفق می­‌شود تا ازخود- تعینیِ نابازنمودی سخن بگوید. منظور از خود-تعینیِ بازنمودی مجموعه‌­ای از قواعد و ضوابط است که به مثابۀ یک اپیستمه، هنجاریت و مأنوسیت ویژه­ای را پیشاپیش برای تعینِ فاعل انسانی تحمیل می‌­کنند. از نظر هیدگر دازاین موجودی است که با ساحتِ خودیتِ خنثای خود نسبتی ذاتی دارد و چون این ساحتِ خودیت بالذات آینده‌سو است برای همین دازاین موجودی است که با رخ­دادن از آینده، به طور ساختاری نه تنها خود-تعین است بلکه این خود- تعینی، خود- دگرگون کننده بوده و دربرابر تصاویر ثابت یا تحمیل­‌های بیرونی برای یک شکل زندگی عمومی مقاومت می­کند؛ اما به نظر چنین می­‌رسد که این تنها هدف یا غایت هیدگر بوده و پروژة او در هستی و زمان به قسمی از استعلاگرایی دچار می­شود. نتیجه این ابتلا تا میزان زیادی فهمی از اخلاق به مثابۀ اخلاق در-جهان-بودن یا همان خود-تعینی را قرین فهمِ خودتعینیِ صوری کانتی می­‌کند.
صفحات :
از صفحه 328 تا 344
پراکسیس و بازتاب خودِ نابازنمودی در هستی‌شناسی بنیادین هیدگر
نویسنده:
مهرداد احمدی ، محمدرضا اسدی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
ارسطو عمل را وقتی به راستی عمل می‌دانست که برای خود عمل و نه غایتی مترتب بر آن انجام بگیرد. از این‌رو او میان عمل (پراکسیس) و تولید از این نظر که یکی خود، غایت خویش است و دیگری نه و با نظر محض هم از این جهت که عمل خودآیین نیست، فرقی قائل می‌شود. هیدگر معتقد است که گرچه تمایز ایجاد شده از سوی ارسطو مفید است ولی کافی نیست؛ چون ممکن است بواسطه عدم تعینِ جایگاه خود در برابر موجودات و مشخصاً در میدان عمل، پدیدار این خود همراه با میدان انضمامی عمل، از رهگذرِ مفاهیمی چون خودآگاهیِ بازنمودی، به ذیل نظر فروغلتد و این وضعیتی است که از دیدگاه هیدگر می‌تواند پدیدار اصیل عمل و میدان آن را بپوشاند. ما در این مقاله کوشیده‌ایم نشان دهیم که چگونه می‌توان با تبیین پدیدار نابازنمودیِ خود و از رهگذر طرحِ مفهومِ بازتاب، مانع از درکِ پیشینیِ عمل و میدان‌های آن، از رهگذر بازنمایی‌هایِ صوری-منطقی شده و به جای آن فهمی پدیدارشناسانه از پراکسیس را به دست داد.
صفحات :
از صفحه 1 تا 20
  • تعداد رکورد ها : 55