جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 48
نسبت موقعیت‌باوری و اراده آزاد انسان در فلسفه مالبرانش
نویسنده:
سیدمصطفی شهرآیینی ، مازیار رئیسی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
مالبرانش برای حل مسئلة نسبت میان ذهن و بدن که از سوی دکارت پاسخی درخور نیافته بود، با تحلیل مجدد مفهوم «توان علّی»، ضمن تلاش برای پیرایش ذهن آدمی از خطاهای فیلسوفان مدرسی، از تمامی موجودات استقلال‌زدایی کرد و با قول به نظریة «موقعیت‌باوری»، خداوند را یگانه علت راستین معرفی کرد و رویدادهای طبیعی را تنها علت‌هایی موقعی یا موقعیتی برای عاملیت خداوند دانست. اما از آنجا که اخلاق برایش جایگاهی ویژه داشت، باید تبیینی برای ارادة آزاد انسان به‌دست می‌داد تا بتواند آدمیان را در برابر افعال‌شان، سزاوار پاداش یا پادافره بداند. این تبیین باید هم با بنیادی‌ترین آموزة نظام معرفتی‌اش، یعنی موقعیت‌باوری، سازگار می‌بود و هم در ضمن حل مسائلی از قبیل نسبت کمال خداوند و شرور در عالم، نه بر ایمان صرف، که بر عقلانیتی فلسفی ‌(که تلفیقی از آراء دکارت و آگوستین قدیس بود) تکیه می‌داشت. اما مالبرانش که می‌دانست در این مبحث نمی‌توان توقع وضوح‌ و تمایز کامل عقلی داشت و باید به بیانی استعاری قناعت کرد، عملاً‌ از عقلانیت دکارتی مطلوب خود، عقب‌نشینی کرد و هیچ‌یک از راه‌حل‌هایش برای ایجاد سازگاری میان موقعیت‌باوری و ارادة آزاد انسان، در نهایت کامیاب نبود.
صفحات :
از صفحه 51 تا 66
مناظره نگاهی به تاملات دکارت
شخص محوری:
مصطفی شهرآئینی
نوع منبع :
مناظره،گفتگو و میزگرد
منابع دیجیتالی :
مرگ بمثابه امر وجودی و خیر در اندیشۀ ملاصدرا
نویسنده:
سیدمصطفی شهرآیینی , ناهيد نجف‌پور
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مرگ بعنوان یکی از مهمترین مسائل، و شاید مهمترین مسئلۀ انسانها، همواره مورد توجه اندیشمندان بوده است. صدرالمتألهین در اغلب آثار خود به این امر پرداخته است. او مرگ را به دو نوع ارادی و غیرارادی تقسیم میکند. تجربۀ مرگ ارادی برای بعضی اولیای الهی امکانپذیر است آنها با تزکیۀ نفس، به جایی میرسند که قابلیت خرق بدن و سیر در عوالم بالاتر را پیدا میکنند. نوع دوم نیز همان مرگ طبیعی است. ملاصدرا مرگ را امری وجودی میداند و نظر به اینکه خیر بودن، ذاتی هر امر وجودی است، هر نوع مردن را ـ‌چه با اجل طبیعی و چه با اجل اخترامی‌ـ نیز امری طبیعی و خیر میشمارد. با توجه به اینکه مرگ اخترامی یا ناگهانی، بر اثر بیماری یا حوادث رخ میدهد، و در ظاهر شر بنظر میرسد، بر اساس چه مبنایی میتوان خیر بودن مرگ بمعنای کلی را تبیین کرد؟ نقش تکامل برزخی در این امر چیست؟ مقالۀ پیش‌رو، بر اساس اندیشه‌های ملاصدرا به این پرسشها پاسخ میدهد.
صفحات :
از صفحه 77 تا 94
بازخوانی شرط‌بندی پاسکال در بستر الهیاتی خاص آن
نویسنده:
سید مصطفی شهرآیینی ، مازیار رئیسی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
«شرط‌بندی»، در نظر پاسکال، نه استدلالی جداگانه برای اثبات حقانیت ایمان مسیحی بلکه تنها شیوه‌ای برای توصیف دوگانگی انسان هبوط‌کرده بر اثر گناه اولیه است که باید آن را در کنار دیگر فقرات متن اندیشه‌ها و با توجه ویژه به کارکرد دوگانه قوه قلب درنظرگرفت. شرط‌بندی همچنین از موادی است که پاسکال در برنامه دفاعیه خود درصدد آن بوده تا آموزه هبوط مسیحیت را در مقام بهترین تبیینش عرضه کند. تضادی که در منطق شرط‌بندی در خصوص مسئله درخواست تضعیف انفعالات از سوی پاسکال و در عین حال عدم امکان این امر به موجل فساد ذاتی اراده انسان، و حتی تضاد دیگری که در سطحی بالاتر میان جبری‌بودن ایمان و نفس دفاعیه‌نویسی پاسکال به چشم می‌خورد نه ناشی از بی‌توجهی یا غفلت پاسکال و نشانه شکست وی در برنامه دفاعیه‌اش بلکه آگاهانه و در سازگاری کامل با انسان‌شناسی و مبانی الهیاتی آگوستینی-یانسنیستی‌ای می‌باشد که پاسکال خود را بدان متعهد می‌دانسته است. و تنها بدین نحو است که می‌توان فهم صحیحی از «شرط‌بندی پاسکال» بدست آورد و آن را به دقت از «استدلال شرط‌بندی» متمایز ساخت.
سیر تاریخی تحول معنای فلسفه از یونان باستان تا ملاصدرا؛ نقش تمرینهای معنوی در امکان تبیین فلسفة ملاصدرا با رویکرد پی‌یر آدو
نویسنده:
مجید پیرحسینلو ، طاهره کمالی زاده ، سيدمصطفي شهرآييني
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
پی‌یر آدو، فیلسوف فرانسوی، فلسفة یونان باستان را «چونان راهی برای زندگی» میبیند. او نظری مثبت به فلسفه‌های مَدرَسی مسیحی ندارد و ظهور مسیحیت را عامل اصلی سقوط فلسفه از جایگاه اصلی خویش در مقام راهی برای زندگی میداند؛ ازهمینرو، با این رویکرد امکان تبیین و بررسی فلسفه‌های مدرسی و اندیشة نمایندگان مهم آن، بویژه توماس آکوئیناس، و همچنین سایر فلسفه‌های ملتزم به دین، مانند فلسفة ملاصدرا را مورد تردید جدی قرار میدهد. مسئلة مقاله حاضر، بررسی امکان تبیین فلسفة ملاصدرا در مقام راهی برای زندگی بر مبنایِ رویکرد پی‌یر آدو به فلسفه است. پیش از این، متیو کروگر در مطالعة خویش دربارة فلسفة توماس آکوئیناس، نشان داده است که فهم آدو از فلسفة آکوئیناس درست و دقیق نبوده و اگر این فلسفه را درست بفهمیم، امکان تبیین آن در مقام راهی برای زندگی بر مبنای رویکرد آدو به فلسفة یونان باستان، هیچ مانعی ندارد. کروگر با پیش‌نهادن ادله‌یی همچون عدم فهم درست آدو از تفکر آکوئیناس و ناهمدلی او با سنت توماسی، همچنین اهتمام توماس به زندگی معنوی و وجود تمرینهای معنوی در فلسفة او، سخن آدو را بچالش کشیده است. ما در این مقاله، نخست دلایل کروگر را می‌آوریم و در ادامه با بیان شواهدی مشابه از آثار ملاصدرا، میکوشیم امکان تبیین فلسفة ملاصدرا را نیز در مقام «راهی برای زندگی» بر مبنای رویکرد آدو، نشان دهیم. نتیجة این پژوهش ـ‌بپیروی از کروگر‌ـ اینست که دست‌کم از باب مقولة تمرینهای معنوی ـ‌که آدو آن را از ارکان نظریة فلسفه چونان راه زندگی، میداندـ میتوان فلسفة ملاصدرا را نیز راهی برای زندگی تفسیر کرد. نوآوری این مقاله اینجاست که به اثبات امکان انجام چنین پژوهشی، همراه با وفاداری به کلیت نظریۀ آدو ـ که ظاهراً در پژوهشهای پیشین، مفروض انگاشته شده بود‌ـ میپردازد.
صفحات :
از صفحه 49 تا 56
نسبت میان مابعدالطبیعه و اخلاق در اندیشه دکارت
نویسنده:
سیدمصطفی شهرآیینی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
یکی از شالوده‌های نظام فکری دکارت تعریف تازه‌ای است که از انسان به‌دست می‌دهد. در کتاب تأملات (تأمل دوم) و نیز در کتاب جست‌وجوی حقیقت، تعریف رسمی ارسطویی انسان در مقام «حیوان ناطق»، بر اساس وضوح و تمایز دکارتی، آشکارا دست‌خوش این چالش می‌گردد که در این تعریف، دو مفهوم مبهم «حیات» و «نطق» محوریت دارد. در تعریف تازه دکارتی،‌ انسان «شیئ اندیشنده ناممتد» است. اما باید توجه داشت که اندیشنده ‌بودن انسان دکارتی با ناطق‌ بودن انسان ارسطویی بسیار فرق دارد، به این معنا که اندیشه تنها در ساحت «ذهن» تحقق می‌یابد در حالی­که نطق متعلق به وادی «نفس» است. نظر به این‌که دکارت می‌خواهد خود را از هرچه مفهوم مبهم و کیفی است، برهاند، نه‌تنها نطق که حیوانیت انسان نیز دست‌خوش چالش می‌شود، چراکه «حیات» نیز مفهومی است که در دوگانه‌انگاری اندیشه/امتداد دکارتی جای نمی‌گیرد. حال، باید دید آیا انسانی که در او نفس به ذهن، نطق به سخن‌گفتن، و حیات به صرفِ حرکت و حرارت اندام‌های درونی فروکاسته می­شود، می‌تواند مانند انسان ارسطویی به عالم، به دیگر انسان‌ها و به دیگر حیوانات نگاه اخلاقی داشته باشد یا خیر؟ آیا انسانی که در تعریف او، حتی احساس و تخیل نیز در زمره قوای درجه دوم اوست، می‌تواند وارد ساحت اخلاق شود؟ آیا چنین انسانی می‌تواند در قبال جهانِ یک‌سره ممتد و فاقد حیات، احساس تکلیف اخلاقی داشته باشد؟
صفحات :
از صفحه 7 تا 32
تصور خدا در تأملات در فلسفة اولی دکارت
نویسنده:
سیدمصطفی شهرآیینی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
دکارت گرچه در همه‌جای تأملات از وجود خداوند و اثبات او خداوند سخن می‌گوید منظورش نه وجود خداوند در الهیات و حتی فلسفة سنتی که بازتعریف خدا و رسیدن به مفهومی تازه از خداست که به کار دستگاه معرفتی‌اش بیاید. دکارت در تأملات دو هدف را با هم به پیش می‌برد: نخست، ساختن دستگاه فکری تازة خویش بر اساس بازتعریف انسان، خدا و جهان؛ دوم، پرهیز حداکثری از درافتادن با کلیسا و الهی‌دانان مسیحی تا جایی که حاضر است دست از اندیشه‌اش بردارد ولی با کلیسا درنیافتد. برای او هدف نخست، اصلی و هدف دوم فرعی نیست چراکه فلسفه‌ورزی را در فضای چالشی و بی آرامش، دست‌یافتنی نمی‌داند. در تأملات، از سویی، نخست باید تعریف تازه‌ای از خدا طرح گردد که در آن اصالت سوژة دکارتی و استقلال من اندیشنده لحاظ شده باشد، و از دیگر سو، باید از این خدای بازتعریف‌شده، در قالبی سنتی و به زبان متعارف چنان سخن به میان آید که مخالفت کلیسا و الهی‌دانان را برنیانگیزد. در خدای دکارتی آنچه اصل است تصور خداست ولی در خدای سنتی آنچه اصل است اثبات وجود خدای بیرونی است. از اینرو گرچه دکارت در سرتاسر تأملات از وجود خدا سخن می‌راند و در پی اثبات وجود اوست او این کار را با استناد به تصور خداوند پیش می‌برد و کاری به وجود بیرونی خدا و مخلوقات ندارد. او در این راه پیوسته تصور خداوند را بازتعریف می‌کند تا به تعریف مدنظر خویش از خداوند برسد و سرانجام در تأمل پنجم است که این تعریف آشکار می‌گردد.
صفحات :
از صفحه 47 تا 62
فلسفه بریتانیایی و عصر روشن‌گری: تاریخ فلسفه غرب 5
نویسنده:
ویراستار: استیوئرت براون؛ ترجمه: مصطفی شهرآئینی
نوع منبع :
کتابشناسی(نمایه کتاب) , ترجمه اثر
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: حکمت,
چکیده :
تاریخ فلسفه غرب، مروری بر فلسفه غرب را به‌ترتیب زمانی، از سرآغازهای آن در قرن ششم پیش از میلاد تا عصر حاضر فراهم می‌آورد. این کتاب همه جریان‌های بزرگ فلسفی را به‌صورتی ژرف مورد بررسی قرار می‌دهد. بیشترین فضا در این اثر به کسانی اختصاص دارد که، براساس اجماع عمومی، فیلسوفان بزرگ شمرده می‌شوند. اما از فیلسوفان کوچک‌تر نیز غافل نمانده‌ایم. به‌طور کلی این ده مجلد تاریخ فلسفه حاوی اطلاعات بنیادی و انتقادی درباره همه فیلسوفان مهم گذشته و حال است و تصویر روشنی از آنها را در بستر فرهنگی، و به‌ویژه، علمی روزگارشان ارائه می‌دهد. مخاطب این تاریخ نه تنها افراد متخصص، بلکه دانشجویان و خوانندگان عمومی نیز هستند. هریک از فصول، نوشته یکی از صاحب‌نظران برجسته آن حوزه است. فصل‌ها به شیوه‌ای قابل‌فهم نوشته شده‌اند و در هر مجلدی یک فرهنگ اصطلاحات فنی وجود دارد. عصر روشنگری یا عصر روشن‌اندیشی جنبشی فکری و فلسفی در تاریخ فلسفه غرب بود که از میانه‌های سدهٔ هفدهم ابتدا در انگلستان و سپس در فرانسه، آغاز شد و تا پایان سدهٔ هجدهم ادامه داشت. این جنبش انقلاب‌های عظیمی را در دانش و فلسفه به وجود آورد که در نهایت باعث از میان‌رفتن کامل جهان‌بینی قرون وسطایی شد. اهداف اصلی متفکران روشنگری، آزادی، پیشرفت، دلیل، مدارا، و پایان دادن به سوء استفاده از کلیسا (منظور دین) و دولت بود.در فرانسه، اساس آموزه‌های روشن‌فکری، آزادی فردی و مدارای مذهبی، در تقابل با پادشاهی مطلقه و تعصبات ثابت کلیسای کاتولیک روم بود. روشنگری با افزایش تجربه‌گرایی، دقت علمی و تقلیل‌گرایی، همراه با افزایش بازجویی از دین مشخص شده بود. دیدرو، ولتر، روسو، مونتسکیو، کانت و دو ساد از فیلسوفان عصر روشنگری‌اند. روشنگری، اشاره به حرکت تاریخی روشنفکری است که دنباله‌رو دکارت و مدافع عقل به عنوان مبنای سیستم زیبایی‌شناسی معتبر، اخلاق، حکومت و منطق بوده و به فیلسوفان اجازه می‌دهد که حقیقت قابل مشاهده را در جهان به دست آورند. عصر روشنگری دوران آزاداندیشی است. البته این آزاداندیشی هنوز به معنای تحقق عملی آزادی و کسب حقوق شهروندی نیست، بلکه دوران پاشیدن بذر اندیشه و معرفت و دوران آمادگی برای رهایی خویشتن از طریق معرفت و شناخت است. سه اصل بنیادین روشنگری عبارتند از:تساهل عقل و انسان باوری اریخ فلسفه غرب، مروری بر فلسفه غرب را به‌ترتیب زمانی، از سرآغازهای آن در قرن ششم پیش از میلاد تا عصر حاضر فراهم می‌آورد. این کتاب همه جریان‌های بزرگ فلسفی را به‌صورتی ژرف مورد بررسی قرار می‌دهد. بیشترین فضا در این اثر به کسانی اختصاص دارد که، براساس اجماع عمومی، فیلسوفان بزرگ شمرده می‌شوند. اما از فیلسوفان کوچک‌تر نیز غافل نمانده‌ایم. به‌طور کلی این ده مجلد تاریخ فلسفه حاوی اطلاعات بنیادی و انتقادی درباره همه فیلسوفان مهم گذشته و حال است و تصویر روشنی از آنها را در بستر فرهنگی، و به‌ویژه، علمی روزگارشان ارائه می‌دهد. مخاطب این تاریخ نه تنها افراد متخصص، بلکه دانشجویان و خوانندگان عمومی نیز هستند. هریک از فصول، نوشته یکی از صاحب‌نظران برجسته آن حوزه است. فصل‌ها به شیوه‌ای قابل‌فهم نوشته شده‌اند و در هر مجلدی یک فرهنگ اصطلاحات فنی وجود دارد. 1.از آغاز تا افلاطون 2. از ارسطو تا آگوستین 3. فلسفۀ قرون وسطی 4. دورۀ نوزایی و عقل‌گرایی قرن هفدهم 5. فلسفۀ بریتانیایی و عصر روشن‌گری 6. عصر ایدئالیسم آلمانی 7. فلسفه در قرن نوزدهم 8. فلسفۀ ‌قاره‌‌ای در قرن بیستم 9. فلسفۀ علم، منطق و ریاضیات در قرن بیستم 10. فلسفۀ معنا، معرفت و ارزش در قرن بیستم
تبیین معرفت‌شناختی تجربه در اندیشه دکارت
نویسنده:
سیدمصطفی شهرآیینی ، مجتبی جلیلی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
چنین می‌نماید که با توجه به مبانی فکری دکارت، به‌سادگی نمی‌توان دربارة امکان تجربه در فلسفة او سخن گفت چراکه او در شاهکار فلسفی‌اش، تأملات در فلسفة اولی، از همان آغاز با طرح شک افراطی بساط عالم حس را که موضوع اصلی تجربه و پیش‌شرط امکان آن است، چنان فراهم می‌‌چیند، که تا «تأمل ششم»، محسوسات در محاق هستند و در آنجا نیز به شیوه‌ای کلامی و با استناد به نافریبکاری خداوند می‌کوشد عالم حس را سرجای خود بازگرداند. اما در اینکه تا چه اندازه در این راه کامیاب بوده است میان دکارت‌شناسان اختلاف‌نظر بسیاری هست. ما در پژوهش پیشِ رو می‌کوشیم نشان دهیم که اگر غایت فلسفة دکارت را ‌ــ چنان‌که خود بدان تصریح دارد‌ ــ سیطرة آدمی بر طبیعت بدانیم تا جایی‌که او فلسفه‌اش را «فلسفة عملی» در برابر «فلسفة نظری» مدرسیان می‌نامد، چاره‌ای جز این نداریم که نه‌تنها به امکان که به ضرورت تبیین تجربه در اندیشة دکارت اذعان کنیم. توضیح اینکه این سیطره و تسخیر آدمی بر طبیعت در فلسفة عملی دکارت، تنها در تجربه است که تحقق می‌یابد، بدین معنا که واپسین حلقة رابط فاعل شناسا با طبیعت همانا تجربه است که عالم را در زیر سیطره و چیرگی او درمی‌آورد و از این رهگذر، قرار است علم دکارتی سروسامان گیرد. حال اگر نتوانیم تجربه را در اندیشة او تبیین کنیم و توضیح دهیم، غایت آشکار فلسفة او، یعنی تبدیل ما به «اربابان و مالکان طبیعت» تبیین‌ناپذیر می‌ماند.
صفحات :
از صفحه 634 تا 649
نسبت «خود» با «دیگری» در اندیشۀ دکارت و پاسکال
نویسنده:
سید مصطفی شهرآیینی ، مازیار رئیسی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
دکارت می‌کوشد با به‌کارگیری راهکار شک و به‌یاری روش تحلیل، نخست هستی خود را اثبات کند و سپس چیستی «خود» را در مقام جوهر اندیشنده معلوم سازد. او پس از روشن‌کردن تکلیف «خود» در دو تأمل نخست است که از ره‌گذر تصورات واضح و متمایزی که از «دیگری» (اعم از خداوند و موجودات دیگر) در خود می‌یابد، دربارة هستی و چیستی «دیگری‌» حکم صادر می‌کند. او سرانجام، با استفاده از حقایق مکشوف با نور طبیعی عقل است که به سراغ اصول تنظیم‌کنندۀ مناسبات با دیگری می‌رود. اما پاسکال در ضمن اعتراف به عدم امکان کشف «خود» از طریق درون‌نگری، فرآیند ابتکاری دکارت در تأملات را وارونه می‌سازد و کشف «خود» را در گرو رابطه‌اش با «دیگری» و متأخر از آن می‌داند. بدین ترتیب سوژۀ اندیشندۀ آزاد و خودآیین دکارتی که «دیگری» را جز در مقام متعلق شناخت خود به رسمیت نمی‌شناسد و هستی و چیستی «دیگری» را در گرو تصوری می‌پندارد که «خود» از او دارد، درست در برابر انسان مجبور و دگرآیین پاسکالی قرار می‌گیرد که هستی و چیستیِ خود او نیز بر دو محور پیش و پس از هبوط، از سویی، و پیش و پس از دریافت فیض الهی، از دیگر سو، وابسته است که در هیچ‌کدام ارادة آدمی مطلقا نقشی ندارد. تنها تغییر وضعیت وی پیش و پس از دریافت فیض الهی، در تجربۀ نحوه‌های متفاوتی از دگرآیینی و عدم امکان تجربۀ هر گونه خودآیینی است و سرانجام، تنظیم مناسبات با «دیگری» نیز تنها در پرتو ارجاع به یک «ابردیگری» که خداوند باشد میسر می‌گردد.
صفحات :
از صفحه 179 تا 200
  • تعداد رکورد ها : 48