SearchIn5Lib | کتابخانه مجازی الفبا

SearchIn5Lib | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو
  • تعداد رکورد ها : 4275
عنوان :
زبان و ادب فارسی
خلاصه مطلب :

ادبیات را آینه تمام‌نمای فرهنگ یک ملت دانسته‌اند. ملت‌ها همیشه تخیلات، آرمان‌ها و آرزوهای خود را برای آینده در قالب ادبیات تعریف کرده‌اند؛ اما ادبیات به تمامی فرهنگ یک ملت نیست، بلکه جزئی از آن است؛ همان‌طور که ما نمی‌توانیم ادبیات را نحوۀ تکلم یک جامعه یا دستور زبان نوشتاری بدانیم.

زبان صورت واحد ثابتی ندارد؛ زیرا امری اجتماعی است و در جوامع بشری وسیله‌ای برای برطرف‌کردن نیاز افراد افراد جامعه به برقراری ارتباط با یکدیگر و تفهیم و تفاهم به کار می‌رود و همچنان که دانسته می‌شود هر جامعه همانند موجود زنده‌ای پیوسته دستخوش دگرگونی و تحول است و به تبع و بر اثر تغییر و دگرگونی‌های بنیادی آن (سیاست، مذهب، آداب و رسوم، مشاغل، ابزارهای زیستن و نظایر اینها) تغییر می‌کند. تغییراتی که در زبان رخ می‌دهد، تصادفی و اتفاقی نیست؛ بلکه این تحولات تابع قوانین و قواعد مهمی هستند و به همین دلیل با اینکه هر زبانی از صورت اصلی خود بسیار دور شده است، می‌توان رابطۀ آن را با اصل یا زبان‌های دیگر که از آن منشعب شده‌اند، تشخیص داد. زبان هیچ‌گاه تکامل پیدا نمی‌کند و بلکه پیوسته در معرض تحول و دگرگونی است.

این کتاب در سیزده بهره یا فصل نگاشته شده که بدین شرح است:

بهرۀ نخست: خطوط خورشیدی (زبان، ادبیات و مرزهای آن) با این عناوین: زبان و زبان فارسی، چگونه یک اثر ادبی را بخوانیم و تفسیر و تحلیل آثار ادبی.

بهرۀ دوم: چکاچاک مردانگی (حماسه) با این عناوین: دربارۀ حماسه، فردوسی و شاهنامه، داستان ایرج، یاد باد آن روزگار و امید به مرگ.

بهرۀ سوم: دریا دریا عطش (عرفان و شعر فارسی) با این عناوین: عرفان فارسی، مناجات، مولوی و مثنوی، دو غزل از مولوی، حوزۀ عاطفی غزلیات شمس و .... .

بهرۀ چهارم: فانوس‌های سبز (ادبیات تعلیمی و حکمی) با این عناوین: سعدی و گلستان و بوستان، شیوۀ سعدی، بار دانش، تحصیل علم، خبازان غزنین، سه رباعی از خیام و ... .

بهرۀ پنجم: ارواح مشتعل (شعر عاشقانه و غنایی) با این عناوین: ادب غنایی، شعر غنایی، حافظ شیرازی، عاشقانۀ احمد شاملو، دو دوبیتی از فایز دشتستانی و .... .

بهرۀ ششم: آینه‌های روبرو (ادبیات توصیفی) با این عناوین: درآمدی بر ادبیات توصیفی، در صفت شمع، سرشک هوا، درخت و .... .

بهرۀ هفتم: طوفان‌های کتبی (ادبیات انتقادی و اجتماعی و طنز) با این عناوین: درآمدی بر ادبیات انتقادی و طنز، چهار حکایت از عبید، چند کاریکلماتور، دعای خیر سعدی، سه حکایت از جامی و ... .

بهرۀ هشتم: قاصدک، هان چه خبر آوردی؟ (زندگی‌نامه، سفرنامه، حسب حال) با این عناوین: تاریخ بیهقی، حصار نای مسعود سعد سلمان، شبانۀ احمد شاملو و .... .

بهرۀ نهم: هوای تازه (ادبیات معاصر ایران) با این عناوین: ظهور تجدد در شعر فارسی، این دیوانه‌ها، از خون جوانان، نیما و شعر نو، ققنوس، پرسش شفیعی کدکنی و ... .

بهرۀ دهم: یکی بود یکی نبود (ادبیات داستانی و نمایشی) با این عناوین: داستان بوذرجمهور با خسرو شب‌خیز، روی در مخلوق، مرگ برگ‌ها، مرگ یک کارمند و ... .

بهرۀ یازدهم: قاف تا قاف (ادبیات برون‌مرزی و ترجمه) با این عناوین: شعر ملل، صحنه‌ای از نمایشنامۀ هملت و پدر و من.

بهرۀ دوازدهم: خامه‌ورزی (ادبیات کاربردی) با این عناوین: نویسنده و ویژگی‌های او، نشانه‌گذاری، گزارس‌نویسی، مقاله‌نویسی، خلاصه‌نویسی و یادداشت‌برداری، درآمدی بر مبانی ترجمه و ... .

بهرۀ سیزدهم: سفر به پنجره (کلیات و اصطلاحات ادبی) با این عناوین: سبک‌های ادبی اروپایی، سبک‌های ادبی فارسی، آشنایی با منابع مهم ادبی و ... .

... بیشتر
نویسنده:
بهزاد خواجات و مریم بختیار
ناشر:
داستان سرا
کلید واژه:
کتاب‌های درسی,تاریخ ادبیات,اصطلاحات ادبی
عنوان :
سیر تحول ادبیات داستانی و نمایشی (از آغاز تا 1320 شمسی)
خلاصه مطلب :

شکل‌گیری تدریجی طبقۀ متوسط «بورژوازی» و اندیشۀ تجدد در عصر قاجار، خواست مشروطیت و حکومت را در پی می‌آورد. هم‌زمان با تحولات بنیادی اجتماعی ـ فرهنگی و به خودآیی ملی، ارزش‌های تثبیت‌شدۀ پیشین رنگ می‌بازند و جا به ارزش‌هایی تازه می‌دهند. ادبیات نیز متأثر از تغییراتی که در اجتماع و فرهنگ در حال تکوین است، روی به تغییر می‌نهد و با رویکرد مضمونی ـ شکلیِ تازه، نقشی متفاوت با ادبیات گذشته بر عهده می‌گیرد.

ادبیات جدید ثمرۀ تحولات درونی جامعه، به ویژه از دورۀ صفویه به بعد که نثر گرایشی به حیات واقعی مردم پیدا می‌کند و برخورد تجدد غربی با ارکان فرهنگی و اجتماعی ایران عصر قاجار است. برای شناخت فرایندی که طی آن رمان جدید ایران پدیدار می‌شود. برای شناخت فرایندی که طی آن رمان جدید پدیدار می‌شود، توجه به تحول نثر و سبک روایت در یک دورۀ زمانی طولانی ضروری است. از میانۀ قرن نوزدهم میلادی نظام ادبی کهن دچار تزلزل می‌شود: «آنگاه که ایران به گونه‌ای مستقیم یا از طریق هند و عثمانی به تدریج تماس‌های فرهنگی کم و بیش منظمی با کشورهای اروپایی برقرار کرد» نظام زیبایی‌شناسی نوینی پدید آمد و رشد کرد. از این رو برنامۀ نقد ادبی متفکران مشروطه‌خواه دو سو یافت. آنان از سویی ادبیات کلاسیک را مورد نقد و بازنگری قرار دادند و از سوی دیگکر به طرح اصولی برای خلق آثار تازه پرداختند. اینان برای برقراری «دموکراسی ادبی»، ضمن نکوهش معلق‌گویی، مروج ادبیاتی شدند که در بیداری مردم مؤثر باشند و چون اقتضای زمانه را ساده‌نویسی و پرداختن به مباحث میهنی می‌دانستند، با طنزی تند و تیز سنت ادبی را نقد و بر ضرورت به‌کارگیری شکل‌های تازه‌ای چون رمان و نمایشنامه تأکید کردند.

داستان‌نویسی نوین مهاجری است که بیش از صدسال از اقامتش در این سرزمین نمی‌گذرد. البته این مدت در تاریخ ادبیات دوران کوتاهی نیست، به ویژه که دورۀ موردنظر ـ به دلیل تغییر و تحولات چشمگیری که در جامعه، فرهنگ و ادبیات رخ می‌دهد ـ از مهم‌ترین دوره‌های تاریخ ایران به شمار می‌آید. شرایط تاریخی ـ فرهنگی خاص این دوره شرایط را برای تجلی اجتماعی رمان ایرانی فراهم می‌آورد. گروهی رمان را محصول سنت ادبیات فارسی می‌دانند که صرفاً تأثیراتی زا رمان غربی پذیرفه است و گروهی دیگر که میان حضور عناصر رمان‌گونه در انواع ادبی پیشین و رمان به عنوان یک گونۀ ادبی شاخص تمایز بیشتری قائلند، می‌گویند رمان برآمده از سنت ادبی بومی ما نیست و محصول دوران مدرن است با تاریخ تولدی روشن. در هر حال با تلفیق این دو نظر می‌توان گفت تا سنت ادبی و نثر آمادگی لازم را پیدا نکرد و روان‌شناسی اجتماعی به مرحلۀ پرسش‌گری و درک تغیر نرسید، میسر نشد که نوع ادبی جدید رمان را از اروپا وارد کنند و الگو قرار دهند.

برای ارائۀ طرحی از مراحل گوناگون نظام ادبی در حال شکل‌گیری، از عوامل بینابینی در دورۀ گذار ـ از آمادگی سنت ادبی و نثر تا الگوگرفتن و تأثیرپذیرفتن از رمان‌های ترجمه شده و کاربرد شیوه‌های جدید پرداخت و تغییر مضامین و نوع نگاه نویسندگان ـ نباید غافل شد تا امکان توصیف ویژگی‌های فرهنگی هر دوره، بر اساس متن‌های ادبی آن دوره و گفتمان غالب بر فضای روشنفکری فراهم آید.

نثر روائی معاصر ادامۀ منطقی و طبیعی ادبیات کلاسیک ماست و پیدایش داستان‌نویسی ایرانی در این دورۀ زمانی مشخص ضرورت تاریخی ـ فرهنگی جامعۀ ما بوده است. این نوع ادبی جدید هم وارداتی از اروپاست و هم ریشه در سنت تاریخ‌نگاری و وقایع‌نگاری و انواع روائی بومی دارد؛ یعنی حماسه‌ها و رنسانس‌های منظوم، داستان‌های بلند عامه‌پسند و سفرنامه‌هایی که نخستین سیاحان ایرانی از مشاهدات خود در غرب نوشتند و به نوعی وقایع‌نگاری تخیلی روی آوردند. عامل بیگانۀ مؤثر در تحول ادبی را می‌توان در ترجمۀ تاریخ‌نگاری‌های رمان‌مانند و رمان‌های تاریخی سراغ گرفت. مترجمان رمان‌ها با ارائۀ الگوی ساختاری تازه‌ای، در دگرگونی انواع ادبی و تغییر نگاه نویسندگان ما به ادبیات تأثیری بسزا داشته‌اند.

فهرست مطالب این کتاب بدین قرار است:

مقدمه؛ نمایش؛ ترجمه؛ داستان‌های بلند عامیانه؛ سفرنامه‌نویسی؛ تأثیر متقابل مطبوعات و ادبیات تا 1300 شمسی؛ نمایش در عصر رضاشاه؛ تأثیر متقابل مطبوعات و ادبیات در عصر رضاشاه؛ ترجمۀ رمان؛ پیدایش رمان فارسی؛ دیباچۀ رمان‌های تألیفی؛ رمان تاریخی؛ رمان اجتماعی و اخلاقی؛ نشریات و داستان‌های زنان؛ دین و داستان؛ داستان‌های رؤیایی و علمی ـ تخیلی؛ داستان پلیسی و جنایی؛ داستان کوتاه؛ نمایه‌ها.

... بیشتر
نویسنده:
حسن میرعابدینی
ناشر:
فرهنگستان زبان و ادب فارسی
کلید واژه:
داستان ایرانی,نشریات ایرانی,نمایشنامه‌نویسی
عنوان :
سیر تحول ادبیات داستانی و نمایشی (از 1320 تا 1332 شمسی)
خلاصه مطلب :

فصل‌های این کتاب به صورتی پی‌درپی قرار گرفته‌اند که خواننده در جریان تغییر انواع ادبی و تأثیر و تأثرهای آنها قرار گیرد. تلاش بر این بوده تا ضمن توجه به عوامل اجتماعی ـ فرهنگی برون‌متنی و خلاقیت‌های هنری نویسندگان، مهم‌ترین گرایش‌های ادبی هر دوره شناسایی و طبقه‌بندی شود و چشم‌اندازی حتی‌الامکان کامل از راه‌های رفتۀ نویسندگان معاصر در منظر دید خواننده قرار گیرد؛ از این رو آثاری که بسیاری از آنها در غبار فراموشی گذشته‌ای نه‌چندان دور گم شده‌اند، در جریان‌های گوناگون دسته‌بندی یا به تعبیر بورخس ـ نویسندۀ بزرگ آمریکای لاتین ـ مرتب شده‌اند.این گزارش از فضای ادبی سال‌های دهۀ 1320 ـ 1330 و عوامل بیرونی و درونی مؤثر در حرکت و تحول ژانرهای روایی همچنین از همکناری آثاری شکل گرفته که در این دورۀ زمانی پدید آمده‌اند. روش کار بر توصیف درون‌مایۀ کانونی آثار و ساختار ادبی که نویسندگان برای بیان آن درون‌مایه اختیار کرده‌اند، بنا شده است. دسته‌بندی مهم‌ترین مضمون‌هایی که مشغلۀ ذهنی نویسندگان بوده و وجه غالب دوره را تشکیل داده‌اند، امکان می‌دهد تا هم شکل‌گیری سنت ادبی جدید از مشروطیت به این سو به چشم می‌آید و هم بر تأثیر منش و فردیت خلاق معدودی نویسنده تأکید شود که آثارشان ضمن بازتاب‌دادن واقعیت موجود، واکنشی زبانی و زیباشناختی در قبال آن واقعیت هم به شمار می‌آید.

در این راه، با رویکردی مبتنی بر «نو تاریخی‌گری»، آثار در بافت اجتماعی ـ تاریخی پدید آمدنشان مطالعه شده‌اند. به این نکته نیز توجه شده است که پیوندهای میان ادبیات و فرهنگ و سیاست هر دو از نظر دور نماند؛ زیرا متن‌ها در فضایی فرهنگی شکل می‌گیرند که برساخته ایدئولوژی و گفتمان‌هاست؛ اما جست‌وجو در زمینه‌های تاریخی باعث آن نشده است که ارزش‌های ادبی و هنری آثار در نظر نیاید. در واقع، قایل‌شدن اهمیتی یکسان برای زمینه تاریخی و جنبه هنری و ادبی متن و توجه به برخوردهای متقابل آن دو به تبیین رابطۀ قراردادهای زیباشناختی با گفتمان‌های غالب هر دوره کمک می‌کند.

برای ترسیم روند تاریخی دگردیسی انواع ادبی، الگویی تاریخ ادبیات‌نگارانه اختیار شده است: هم تسلسل تاریخی ـ توصیفی رویدادها در روندی زمانی مدنظر بوده و هم سیر تحول از طریق فراز و فرود ژانرهای روایی دنبال شده است. همچنین با شرح مراحل تکوین انواع روایی، تداخل نظام‌های مطبوعات و ترجمه، نقش اجتماعی و سیاست و چگونگی شکل‌گیری فضای ادبی در منظر دید خواننده قرار گرفته است.

پیدایش ادبیات داستانی و نمایشی به زبان فارسی هرچند از ترجمۀ آثار ادبی بیگانه متأثر بوده لزوماً نتیجۀ آن نیست، بلکه با تجربه تاریخی تجدد در جامعۀ ایران ملازم است. از این رو در مجلدات دوگانۀ سیر تحول ادبیات داستانی و نمایشی، هم نقش ترجمۀ ادبیات غرب در پدیدآمدن رمان فارسی در نظر گرفته شده و هم ساخت روائی آثار کلاسیک و رمانس‌های عامیانه و سفرنامه‌ها، به عنوان خاستگاه سنتی بالقوۀ رمان فارسی دیده شده است.

با توجه به طرح یادشده این تکاپو عمدتاً بر «تطور مضامین ادبیات داستانی و نمایشی» بنا شده است. شیوۀ کار برای تطور مضمون‌ها و سیر تحول ساختار رمان فارسی، نخست تبیینی (مشخص‌کردن درون‌مایۀ هر اثر) بود، سپس تطبیقی (دنبال‌کردن درون‌مایه‌های تکرارشونده در هر جریان ادبی) شد تا راهی تازه به جریان‌شناسی ادبیات سال‌های 1320 تا 1332 گشوده شود.

فهرست مطالب این کتاب بدین گونه است:

پیشگفتار؛ فضای اجتماعی و فرهنگی؛ مطبوعات و ادبیات؛ نمایش؛ ترجمۀ داستان؛ رمان: رمان رشد و کمال، رمان آراء و عقاید، انتقاد از دیوان‌سالاری، خُلقیات ایرانیان و رمان عاشقانه؛ پاورقی‌نویسی: پاورقی‌نویسی تاریخی؛ داستان و سیاست: نخستین کنگرۀ نویسندگان ایران، بزرگ علوی، صادق هدایت و نویسندگان دیگر؛ داستان کوتاه: صادق هدایت، قصه‌نویسان سنت‌گرا، دشتی و دنباله‌روهای او، صداهای تازه، صادق چوبک، ابراهیم گلستان، جلال آل احمد و سیمین دانشور؛ کتابنامه؛ نمایه‌ها: اثرآفرینان، نشریات، آثار و موضوعی.

... بیشتر
نویسنده:
حسن میرعابدینی
ناشر:
فرهنگستان زبان و ادب فارسی
کلید واژه:
داستان ایرانی,نشریات ایرانی,نمایشنامه‌نویسی
عنوان :
حقايق الحدائق: علم بدیع و صنایع شعری در زبان پارسی دری
خلاصه مطلب :

از مطالعه و تعمق تاریخ ادبیات یا به عبارت دیگر از امعان نظر در تاریخ فکری ایران این نکته اشاره می‌شود که در یک عصر و در یک سرزمین ـ سرزمین ایران بزرگ و به ویژه سرزمین خراسان ـ زبان و ادبیات پارسی دری و زبان و ادبیات تازی نوین با نیروی اندیشه و فکر و خرد و عقلیت استادان ایرانی در عرض همدیگر پیدایش و بسط یافته و این دو رشتۀ زبان و ادبیات همانند دو نوزاد که در یک زمان و یک مکان از یک مادر زاده و در یک گاهواره بالیده و نشو نما یافته‌اند.

شعر و نثر پارسی دری تا اواخر سدۀ چهارم در نهایت روانی و سادگی، خالی از حشو و زواید، عاری از تکلف و تصنع سروده و نوشته می‌شد؛ اما از آن پس شعر و نثر مرصع و مصنوع و متکلفانه نیز به تدریج رواج یافت و با رواج آن رسائل و کتبی نیز در صنایع لفظی و معنوی بدیعی تدوین شد. دسته‌ای از این کتب به فارسی نوشته شده؛ اما هرگز اختصاص به ذکر صنایع بدیعی یکی از دو زبان نداشته و بلکه استادان نویسندۀ این کتب می‌خواسته‌اند از اصل صنایع بدیعی سخن بگویند و وجود آنها را ثابت و تدوین نمایند؛ بنابراین در هر مورد از هر یک از دو زبان پارسی و تازی که شواهد و امثال در دسترس داشته‌اند، آنها را ذکر می‌کرده‌اند، مانند حدائق السحر رشیدالدین وطواط.

کتاب حدائق الحقایق یا حقایق الحدائق یکی از کتب مهم و باقی‌مانده از دسترس تجاوزات دشمنان است که به امر سلطان اویس تألیف و شرح و تفسیری است بر کتاب حدایق السحر رشیدالدین وطواط که در علم بدیع و صنایع شعری به صورت نظم و نثر به زبان پارسی دری از اقدم ادوار ادبی تا زمان حاضر بر جای مانده است.

شرف‌الدين حسين ابن محمد از شعرای نامی تبريز در قرن هشتم و متخلص به «رامی» و «شرف» بود و در عهد شاه منصور ابن مظفر آخرين شاه آل مظفر عنوان ملک الشعرايی يافت. وی نخست در مراغه به خدمت خواجه نصيرالدين توسی رسيده بود و سپس به دربار سلطان اويس ايلخانی پيوست. انيس العشاق و حدائق الحقايق از آثار اوست. وی در 795 ه.ق درگذشت.

گرچه در كتب ادبی و تذكره‌ها ذكری از فعاليت‌های آموزشی شرف‌الدين حسين رامی نيامده است؛ اما با توجه به اينكه آثار وی عمدتاً در تعليم صناعات و شيوه‌های سخن‌سرايی است، می‌توان حدس زد بسياری شاعران پس از وی به آثارش نظر داشته‌اند. مطالعۀ ديوان‌های شاعران و كتب ادبی گذشته همچون چهارمقالۀ عروضی سمرقندی و نيز حدائق السحر رشيدالدين وطواط از امور مورد علاقه وی بوده است. وی به شكل خاصی و زبان و قوافی شعر علاقه خاصی داشت؛ چنانكه در حدائق الحقايق به صناعات ادبی و تبديل شواهد شعری حدائق السحر اثر رشيدالدين وطواط به شعرهای زمان خود شرف‌الدين پرداخته است.

... بیشتر
نویسنده:
شرف الدین حسن ابن محمد رامی تبریزی
ناشر:
دانشگاه تهران
کلید واژه:
بدیع,زبان فارسی دری,صنایع شعر
عنوان :
طومار نقالی شاهنامه
خلاصه مطلب :

این كتاب متن روایت‌هایی را دربرمی‌گیرد که نقالان شاهنامه در هنگام نقل بازگو می‌کرده‌اند. این متن قدیمی‌ترین متن موجود دربارۀ نقالی است که از دوران صفویه بر جای مانده است.

شاید بتوان گفت شاهنامه، اثر سترگ حکیم طوس، تأثیرگذارترین کتاب در تاریخ ادبیات فارسی بوده است. تأثیر آن را گذشته از ادبیات رسمی و آثاری چون گرشاسپ‌نامه اسدی و اسکندرنامه نظامی، در ادبیات عامیانه و فرهنگ مردم ایران نیز می‌توان پیگیری کرد؛ چنانکه در طی تاریخ پرفراز و نشیب ایران، فرهنگ و هویت ایرانی با شاهنامه و شاهنامه‌خوانی درآمیخته است و به قول مرحوم انجوی شیرازی شاهنامه «شناسنامه» مردم ایران شده است.

قصه‌خوانان و داستان‌‌گزاران کوچه و بازار نیز بیش و کم از شاهنامه فردوسی در ساختن و پرداختن قصه‌های مردمی و عامه‌پسند متأثر بوده‌اند. این تأثیرپذیری را در داستان‌های کهنی مانند فیروزشاه‌نامه و حتی قصه‌های متأخرتر چون قصه حسین کرد شبستری می‌توان مشاهده کرد.

با این حال آنگونه که امروزه برخی از ایران‌شناسان غربی به نادرستی می‌پندارند، مأخذ و الهام‌بخش فردوسی در سرودن شاهنامه روایت‌های شفاهی قصه‌خوانان کوچه و بازار نبوده و فردوسی خود هیچ پیوندی با قصه‌خوانان و نقالات نداشته است. مأخذ او چنانکه خود گفته است، آثاری مکتوب چون شاهنامه ابومنصوری بوده است. باید در نظر داشت که آن طبقه اجتماعی که فردوسی به آن تعلق داشته، با طبقه هنگامه گستران و داستان‌گزاران دوره‌گرد بسیار متفاوت بوده است. فردوسی از طبقۀ عوام نبوده که به نقالی بپردازد؛ بلکه دهقانی نژاده و حکیمی فرزانه و اهل کتاب و درس بوده است و شاهنامه یک کتاب عامیانه نیست، اگرچه تودۀ مردم ایران، دست‌کم از عهد صفوی به بعد، به آن اقبال داشته‌اند. این اقبال و توجه بیشتر به تبع تأثیرپذیرفتن نقالان و قصه‌خوانان از این کتاب و بازگویی و نقل آن در مجامع عمومی بوده است.

آنچه نقّالان به نام داستان‌های شاهنامه برای عامۀ مردم بازگویی می‌کرده و نمایش می‌داده‌اند، تنها محدود به این کتاب نبوده و شامل کتاب‌های حماسی دیگر از جمله گرشاسپ‌نامه، بهمن‌نامه، کوش‌نامه و جهانگیر‌نامه هم بوده است؛ اما بخش‌های تاریخی شاهنامه را دربرنمی‌گرفته است. نقالان روایت‌های خود را از داستان‌های شاهنامه و حماسه‌های ایرانی مکتوب می‌کرده‌اند و اینگونه دست‌نوشته‌های خود را اصطلاحاً «طومار» می‌نامیده‌اند، هرچند که نوشته‌های آنان به صورت کتاب تدوین شده بوده و الزاماً شکل طوماری (کاغذ درنوردیده شده) را نداشته است.

بیشتر آنچه در طومارهای نقالان نوشته شده، ساخته و پرداختۀ ذهن و قوۀ تخیل آنان است و گذشته از زبان ساده و عامیانۀ نقالان، این قبیل از روایت‌های خودساختۀ آنان نیز شاهنامه را که از ادبیات رسمی به شمار می‌آید، به ادبیات عامه‌پسند نزدیک کرده است.

به هر تقدیر این کتاب در سال 1135 هجری نوشته شده است. تاکنون ظاهراً کهن‌ترین طومار نقالی است که شناخته شده و نشان می‌دهد که همانند عصر حاضر، در اواخر دورۀ صفوی نیز طومارهای نقالی کتابت می‌شده است. محدودۀ داستالنی این طومار مفصل همچون دیگر طومارهای طولانی از آغاز پادشاهی گیومرث تا پایان کار بهمن و شهریاری همای و داراب است و در آن افزون بر نقل داستان‌های شاهنامه با تغییر و تصرفاتی که ویژۀ اینگونه آثار است، روایاتی از منظومه‌های پهلوانی پس از فردوسی و منقولات شفاهی و عامیانه نیز آمده است.

میراث مکتوب ارزشمند نقالان که طومار نامیده می‌شود، متأسفانه یا در گذشت روزگاران تباه و پراکنده شده یا به دلیل عامیانگی آنها کمتر مورد توجه ادبا و محققان قرار گرفته و به صورت منقح منتشر شده است؛ در حالی که بخش نسبتاً مهمی از ادب عامیانۀ ایران همین طومارهای متنوع نقالی است و گاهی پژوهش‌های رسمی حماسی نیز اگر اصل دقت، جامعیت و تازه‌جویی در آنها به کار بسته شود، نیاز به استفاده از نکات و اشارات داستانی این متون است.

دربارۀ شیوۀ ویرایش این طومار کوشیده شده در حد امکان و توان نگارنده، وجوه گوناگون فن نقالی، آداب نقالان و ویژگی‌های روایات آنها با مراجعه به مهم‌ترین مآخذ لازم بررسی شود. این کتاب به دلیل حجم و قدمت متن آن یکی از منابع درخور توجه برای مطالعات حماسی است و افزون بر استخراج نکات و اشارات داستانی و تحلیل و پژوهش‌های گوناگونی که می‌توان دربارۀ روایات آن انجام داد، از نظر واژگانی و سبک‌شناختی هم موارد جالبی در آن یافته می‌شود. 

... بیشتر
نویسنده:
سجاد آیدانلو
ناشر:
به نگار
کلید واژه:
نقالی,طومارها,شاهنامه,متون کهن,فرهنگ عامه
عنوان :
دیوان میلی مشهدی
خلاصه مطلب :

"میلی" در دوران شکفتگی و اعتلای مکتب وقوع می‌زیسته است. استاد فقید احمد گلچین معانی، در مقدمۀ کتاب "مکتب وقوع در شعر فارسی" می‌نویسد: «در ربع قرن اول قرن دهم هجری مکتب تازه‌ای در شعر فارسی به وجود آمد که غزل را از صورت خشک و بی‌روح قرن نهم بیرون آورد و حیاتی تازه بخشید و در نیمۀ دوم همان قرن به اوج کمال رسید و تا ربع اول قرن یازدهم ادامه داشت. این مکتب تازه را که برزخی است میان شعر دورۀ تیموری و سبک معروف به هندی، «زبان وقوع» می‌گفتند و غرض از آن بیان‌کردن حالات عشقی و عاشقی از روی واقع بود و به نظم‌آوردن آنچه در میان طالب و مطلوب به وقوع می‌پیوندد؛ یعنی شعر سادۀ بی‌پیرایه و خالی از هرگونه صنایع لفظی و اغراقات شاعرانه».

باید گفت "میلی" از گویندگان خوب وقوعی به شمار می‌آید. مؤلف منتخب التواریخ دربارۀ او نوشته است: اگر تا این زمان (سال 1004) زنده می‌ماند، اکثری ازین خامکاران را در دل از سودای شعر سرد می‌شد. مؤلف خلاصةالاشعار نیز غزل او را بر ثنایی و ولی و اغلب شعرای عراق برتری داده است.

نام شاعر، میرزا قلی و تخلص او میلی بوده است. از تاریخ تولد وی اطلاعی در دست نیست؛ ولی می‌دانیم که در جوانی به سال 983 یا 984 چشم از جهان پوشیده است. این سخنور را گاه به هرات هم منسوب داشته‌اند که در دورۀ صفویان مرکز خراسان و محل تجمع فضلا، شعرا و هنرمندان بوده است؛ ولی بیشتر تذکره‌های معتبر عصری، وی را مشهدی‌الاصل نوشته‌اند. برخی نیز تنها به ذکر این نکته که از طایفۀ تکلّو یا ترک بوده است، بسنده کرده یا نام زادگاهش را فروگذاشته‌اند.

در کتاب خیر البیان آمده است: میرزا قلی میلی در اصل از طبقۀ قزلباش است و در مشهد مقدسه نشو و نما یافته و مربی وی شاهزادۀ رفیع مقدار سلطان ابراهیم میرزاست و همواره در مشهد مقدسه با مولانا ولی و خواجه حسین ثنایی و برخی از شعرای بلاغت آثار هم‌صحبت می‌بوده و اشعار در میان می‌آورده‌اند و مناظرات و معاشقات واقع می‌شده و در روش قصیده، ارواح سیف الدین و ظهیر را مسرور و از شور غزل، روان خسرو و حسن را بر داغ دل مرهم ناسور و باقی واردات طبع سلیمش زیب دواوین اعجاز آیین متقدمین و متأخرین است و الحق در روش وقوع بسیار خوش اداست و هیچ بیتش بی‌کرشمۀ نازکی نیست.

در زمانی که شاهزادۀ عالی مقدار از مشهد مقدسه به اردوی معلّی عزیمت نمود، میلی از مشهد به قندهار رفته و ایامی به خدمت شاهزادۀ جهانیان سلطان حسین میرزا بوده و از آنجا به هندوستان شتافته و چندان امانی نیافته به جوار رحمت ایزدی پیوست و اشعار دل‌فریبش را مولانا قاسمی [خوافی] که با وی دم از مصادقت می‌زد، جمع نموده و قریب به دوهزار بیت شد.

نمونه‌ای از اشعار میلی که در این کتاب آمده، این شعر است:

دلا بی‌طاقتی کم کن چو شیدا کرده‌ای خود ر                        که امروز است یا فردا که رسوا کرده‌ای خود را

ز انکار محبت خویش را بازی مده چندین                               که بازی‌بازی ای دل، گرم سودا کرده‌ای خود را

برای شکوۀ من رفته‌ای ای غیر، سوی او                             به این تقریب، باری پیش او جا کرده‌ای خود را

کنی هر دم شتاب نامه بردن پیش او، قاصد                           بدان ماند که رفته‌رفته شیدا کرده‌ای خود را

دلا پایت نمی‌آید ز شادی بر زمین، گویا                                چو میلی صید فتراک تمنا کرده‌ای خود را

فهرست مطالب این کتاب بدین ترتیب است:

پیش‌گفتار؛ مقدمه؛ غزل‌ها؛ رباعی‌ها؛ متفرقات؛ قصاید؛ ترکیب‌بند ـ ترجیع‌بند؛ تعلیقات.

فهرست‌ها: اهم لغات، کنایات، ترکیبات و تعبیرات؛ فهرست الفبایی غزل‌ها؛ فهرست الفبایی رباعی‌ها؛ فهرست الفبایی قصاید؛ فهرست عام اعلام؛ مآخذ و مراجع.

 

... بیشتر
نویسنده:
ميرزا قلی ميلی هروی
ناشر:
امیرکبیر
کلید واژه:
شعر فارسی,میرزا قلی میلی هروی,مکتب وقوع
عنوان :
من و بوف کور
خلاصه مطلب :

نویسندۀ این کتاب می‌گوید:

«بوف کور» اولین رمانی است که من خوانده‌ام! اولین‌بار که آن را خواندم، هفده سالم بود. از آن پس مقالات و تفسیرهایی هم درباره‌اش خواندم؛ اما هیچ‌یک از آنها جواب آن سؤال‌ها را در خود نداشت که این کتاب در ذهن خواننده‌اش برمی‌انگیزد. واقعاً چرا باید مردها و زن‌ها انگشت سبابه‌شان را بجوند؟ آن پیرمرد کیست که کنار جوی آب نشسته است و خنده‌اش پشت راوی را می‌لرزاند؟ آن پیرمرد بعدی کیست که نعش‌کشی و قبرکنی می‌کند و آن گلدان راغه را به راوی می‌دهد؟ آیا آن گلدان معنای خاصی دارد؟ پیرمرد خنزرپنزری کیست؟ «بوف کور» ظاهراً از دو بخش یا دو شرح حال تشکیل شده است. بعضی از سؤال‌ها هم دربارۀ همین می‌تواند باشد. آن دو شرح حال چه ربطی به هم دارند؟ در شرح حال اول زن اثیری است که به دست راوی کشته می‌شود و در دوم زن لکاته. آن دو زن چرا آنقدر شبیه همدیگر هستند؟ آیا ممکن است آنها یکی باشند؟ خود راوی‌ها چطور؟ آیا راوی‌های آن دو تا شرح حال واقعاً یک نفرند؟ یا اینکه دو نفر هستند؟ گل‌های نیلوفر بالاخره نشانۀ چیست؟ بوگام داسی و نهر سورن چه معنایی می‌دهد یا معنای خاصی نمی‌دهد؟ خود بوف کور چطور؟ اصلا چرا سایۀ در آن کتاب آنطور است؟

چراغ راوی در بخش دوم پیه‌سوز است. در بخش اول هم باز از چراغ‌های قدیمی است. فوقش مثلاً نفت‌سوز است؛ چون در دو جا از روایت دود می‌زند؛ اما راوی وقتی در نور آن چراغ مشغول نوشتن است، سایۀ خودش را می‌تواند ببیند.

سایه‌ای که جلو چراغ به دیوار افتاده است یا جلو روشنایی پیه‌سوز روی دیوار خم شده. آدم وقتی در نور یک چراغ پیه‌سوز یا نفت‌سوز دارد می‌نویسد، سایه‌اش جلو خودش می‌افتد؟ سایه که در این حالت باید پشت سر آدم بیفتد و او نتواند آن را ببیند؟

اینها فقط بخشی از سؤالاتی است که بوف کور در ذهن خواننده‌اش بر می‌انگیزد. خواندن واقعی بوف کور هم واقعاً وقتی صورت می‌گیرد که تکلیف اینطور سؤال‌ها مشخص شود. آیا اینها جواب دارند یا ندارند. اصلاً خود کتاب معنای خاصی می‌دهد یا نمی‌دهد. بوف کور زبان خاصی دارد. اتفاقاتی در آن هست که از منطق عادی پیروی نمی‌کند؛ اما آیا می‌توانیم چنین روایتی را بی‌معنی بدانیم یا آن را هر طور که دلمان خواست معنی کنیم؟

تا امروزه حدود هشتاد سال از انتشار بوف کور می‌گذرد و تاکنون معناهای مختلفی برای این کتاب گفته‌اند؛ اما همچنان که صادق هدایت گفته است، بوف کور حساب و کتاب دقیق دارد. اینطور نیست که هرکس بخواهد ذهنیت و جهان‌بینی خودش را در بوف کور پیدا کند. البته گاهی خود متن هم می‌تواند معناهایی ایجاد کند؛ معناهایی که خود نویسنده به آنها فکر نکرده بود, اما اینطور معناها معمولاً انسجام چندانی ندارد به ویژه در رمان‌ها. در رمان‌ها همیشه بعضی جزئیات خواهد بود که با اینطور معناها جور درنیاید.

سه نوع صدا در این کتاب شنیده می‌شود؛ صدای خود بوف کور، صدای آنهایی که بعضی نُت‌ها را به بوف کور انداختند و صدایی که بوف کور را می‌خواند.

فهرست مطالب این کتاب بدین قرار است:

من و بوف کور، من فقط برای سایۀ خودم نوشتم، تصویرهای منحرف، تصویر نقاش، من ترو می‌شناسم، دانشجوی پراگ، قابل شمارو نداره، گلدان راغه، قابل شمارو نداشت، دو مگس زنبور طلایی.

... بیشتر
نویسنده:
عباس پژمان
ناشر:
نگاه
کلید واژه:
داستان‌های فارسی
عنوان :
دستور زبان گيلكی
خلاصه مطلب :

اين کتاب حاصل بيش از ۲۵ سال کوشش نگارنده است که در آن نکات دقيق زبان گيلکی به شيوۀ سنّتی، با ارائه نمونه‌های فراوان شعری شرح داده شده است. ضمن آنکه برخی از نکات دستوری زبان فارسی نيز مورد توجه قرار گرفته و مطالبی دربارۀ آنها بيان شده است.

قواعدی که با آن درست‌گفتن و درست‌نوشتن را بیاموزند، دستور زبان نامیده می‌شود و مجموعۀ به هم پیوستۀ کلمات تحت روشی خاص که بیان مقصود نماید، زبان یا سخن گفته می‌شود.

نحوۀ بیان کلمات یا طرز ادای الفاظ در هر زبان، لهجۀ زبان است؛ مثلاً زبان همۀ کسانی که اهل شیراز، تهران، یزد و ... باشند، فارسی است؛ ولی مردم هر یک از این شهرها فارسی را با شیوه‌ای خاص تلفظ می‌کنند و گفته می‌شود فلانی با لهجۀ یزدی یا شیرازی صحبت می‌کند، همچنین کسانی که فارسی‌زبان نیستند؛ ولی فارسی را با لهجۀ زبان قومی و ملی خود تکلم می‌کنند و قادر به ادای صحیح کلمات نیستند، گفته می‌شود فلانی فارسی را مثلاً به لهجۀ ترکی یا گیلکی تکلم می‌کند. اینکه عده‌ای می‌گویند گیلکی به لحاظ نداشتن کتابت، لهجه است و زبان نیست و عده‌ای دیگر می‌گویند گویش است و به اعتقاد خود پافشاری می‌کنند، سخت در اشتباهند؛ زیرا نداشتن کتابت دلیل بر زبان‌نبودن نیست؛ چون اول زبان متولد می‌شود و بعد خط و کتابت اختراع می‌شود.

گیلکی یکی از زبان‌های کهن ایرانی است که مردم گیلک یعنی بیشترین باشندگان سرزمین گیلان با آن تکلم می‌کنند. غیر از قوم گیلک، تالش‌ها و ماسوله‌ای‌ها و تات‌ها با زبان متمایز در مناطقی خاص از گیلان سکونت دارند که آنها نیز از ساکنین اصلی و قدیمی گیلان هستند. تالش‌ها در مناطق کوهستانی نیمۀ غربی گیلان با دو مذهب ساکنند. مردم شهرهای ماسال و شاندرمن و توابع، پیرو مذهب دوازده‌امامی و مردم هشتپر و پره سر، ارده‌جان و حومه و برخی از بخش‌های اطراف رضوانشهر مثل پونل و بُداغ محله و لکه پشته (لیلکی پشته) شافعی مذهبند و زبانشان تالشی است.

ماسوله‌ای‌ها در شهرک کوهستانی ماسوله (از توابع فومن) سکونت دارند و به کار صنایع دستی مشغول و پیرو مذهب شیعه‌اند و به زبان ماسوله‌ای که بسیار نزدیک با زبان تالشی است، تکلم می‌کنند. تات‌ها بیشتر در رودبار و حومه‌اش ساکنند و زبانشان تاتی است.

زبان گیلکی دارای لهجه‌های گوناگون است که نحوۀ تکلم و تلفظشان با یکدیگر متفاوت و در اصل متفق هستند. لهجه‌های گیلکی را می‌توان به دو گروه تقسیم کرد: گروه اول: لهجه‌های داخلی دربردارندۀ لهجه‌هایی است که گیلک زبان‌های ساکن گیلان با آن تکلم می‌کنند؛ مثل لهجه‌های آبکناری، گسکری، تولمی، فومنی، رشتی و انزلی‌چی، گالشی، لاهیجانی و خمامی.

گروه دوم دربردارندۀ لهجه‌هایی است که در خارج از منطقۀ جغرافیایی گیلان رواج دارد؛ مثل لهجه‌های فیروزکوهی، سنگسری، شهمیرزادی و مازندرانی که به لهجۀ تبری مشهور است.

برای مقایسۀ دو لهجۀ گیلکی مازندرانی و گیلکی گسکری از هر یک از دو شاعر مشهور و متقدم این دو خطه، یعنی امیر پازواری و شرفشاه دولابی، دو چهارپاره به عنوان شاهد مقال درج و ترجمه می‌شود.

1. از امیر پازواری (گیلکی مازندرانی)

یارب که ترا مکه بوینم حاضر                       احرام دَوسته آب زمزم بَریزم تِه سر

حجرالاسود سنگ رَه بَوینم تِه وَر                   یارب که همین دولت بوء میسر

ترجمه: الهی تو را در مکه حاضر ببینم ـ احرام بسته بر سرت آب زمزم بریزم.

نزد حجرالاسود را ببینم ـ الهی که همین خوشبختب میسر شود.

2. شرفشاه دولابی (گیلکی گسکری)

به دوزخ بُشام به سوال، من به فکری فَرَس                 تِه آتش درون در، مِه دیل به همین هوس

دوزخ گفت مرا، بیرون کن جه دیل این وسوس                        یا هرکس به خوی آتش سوجه چون کاکنس

ترجمه: با اسب خیال برای پرسش به دوزخ رفتم. به این هوس که دلم در آتش توست.

دوزخ پاسخ داد (به من گفت) از دل این وسوسه را بیرون کن. در اینجا هر کس مثل ققنوس در آتش خود می‌سوزد.

فهرست مطالب این کتاب بدین ترتیب است:

دیباچه؛ کلامی از سر صدق؛ کلیات؛

بخش اول: نگاره‌های نوشتاری، اسم، فعل یا کُنِش، صفت، کنایات، حروف، قید، صوت یا آوا، عدد یا شماره، وندها، مبحث ابدال و تغییر و قلب و حذف و ازدیاد.

بخش دوم: جمله، تشبیه، آیین نگارش گیلکی، جدول مصدرها.

... بیشتر
نویسنده:
جعفر بخش‌زاد محمودی
ناشر:
گیلکان
کلید واژه:
دستور زبان گیلکی,دستور زبان
عنوان :
شکوه و جاودانگی: جامع التواریخ و رشیدالدین فضل الله همدانی (ضمیمۀ شمارۀ 30 دوفصلنامۀ آینۀ میراث)
خلاصه مطلب :

خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی (648 ـ 718ق) طبیب، مورخ، مفسر، سیاستمدار و وزیر سه فرمانروای مغول در عصر حاکمیت ایلخانان بود. او در بسیاری از علوم و فنون دستی توانا و شناختی وسیع و نظری دقیق داشت و علاوه بر تخصص در دانش پزشکی ـ که از نیای خود به ارث برده بود ـ با کشاورزی، مهندسی شهرسازی، فلسفه و کلام و الهیات نیز آشنایی داشت. زبان‌های فارسی، عربی، مغولی، ترکی را خوب می‌دانست و با زبان‌های عبری و چینی آشنا بود.

در طول تاریخ فرهنگی دورۀ اسلامی وزرا و امرایی بوده‌اند که نامشان به عنوان حامیان فرهنگی و اسلامی و ایرانی در منابع ثبت شده است؛ اما در این میان شاید تأثیر هیچ‌کدام به اندازۀ رشید‌الدین فضل الله همدانی عمیق و پایدار نبوده است. این امر شاید بیش از هر چیز ماحصل روحیۀ آرمان‌گرای وی در زمینۀ عمران و آبادانی سرزمین‌ها، گسترش روابط بازرگانی و همچنین توجه او به پدیدآمدن آثار مکتوب و پشتیبانی از آن بوده است.

از کتاب آثار و احیا اثر رشید‌الدین ـ که اکنون بازماندۀ مختصری از آن در دست است ـ می‌توان توجه او را به کشاورزی و آبادسازی سرزمین‌ها دریافت. همین آگاهی‌ها از جای‌جای نامه‌های بازمانده از او نیز به دست می‌آید؛ ضمن اینکه توجه او به گسترش بازرگانی نیز عمدتاً از همین نامه‌ها و احیاناً برخی دیگر از نوشته‌های او دانسته می‌شود.

امروزه نسخه‌های اصل از نگاشته‌های او یا رونویس‌هایی از آثارش، در کتابخانه‌های دنیا نگهداری می‌شود که برای شناسایی بخش مهمی از تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران و سرزمین‌های اسلامی می‌بایست از آنها بهره برگرفت. خوشبختانه بخشی از این آثار تاکنون منتشر شده و بخشی نیز در دست تصحیح است و مؤسسه پژوهشی میراث مکتوب نیز در این میان کوشیده است گوشه‌ای از امکانات خود را به این مهم اختصاص دهد؛ اما جز پژوهش و انتشار این آثار بایسته است تا مندرجات این آثار نیز به شیوه‌های نوین پژوهشی مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد و در قالب مقالاتی منتشر شود.

رشیدالدین به لحاظ کثرت و آثار و تألیف کتب تاریخی، از سرآمدان عصر خود به شمار می‌رفت. گردآوری تاریخ عهد مغولان از شاهکارهای اوست. او به قصد گردآوری منابع تاریخ جهان، مجموعۀ گرانسنگ جامع التواریخ را تدوین و تصنیف کرد و طبعاً از برخی منابع معتبر تاریخی پیش از خود بهره جست. گاه کتابی را کامل و گاه بخش‌هایی از کتابی را برگزیده و بدین‌سان مجموعۀ خود را به قول معروف "جور" کرده است؛ اما از قراین و شواهد تاریخی، خوب پیداست که وی به مطالب برخی کتاب‌ها از منابعی که بعدها نوشته شده افزوده و بخش‌های کار را تکمیل کرده است. از میان برخی کتاب‌هایی که او ـ بی ذکر نام مؤلف ـ نقل کرده است، پاره‌ای در دسترس نیست و نسخه‌ای بی‌نقص از آنها یافت نمی‌شود؛ از این رو جامع التواریخ حافظ آن آثار بوده است و امروزه تنها از راه این متن بدان اثار دسترسی داریم.

نوشتۀ حاضر ترجمۀ مقاله‌ای است که پژوهشگر عراقی، یوسف الهادی به زبان عربی دربارۀ زوایایی از زندگی رشیدالدین نگاشته است. وی در نوشتۀ خود کوشیده به ویژگی‌ها و سودمندی‌های آثار رشیدالدین و کارهای فرهنگی او بپردازد و برخی نظرات مغرضانه یا دور از انصاف دربارۀ رشیدالدین را که از روزگار وی به بعد مطرح شده، با دیدی منصفانه بررسی کند.

فهرست مطالب این کتاب بدین ترتیب است:

مقدمه؛ شکوه و جاودانگی: جامع التواریخ و رشیدالدین فضل الله همدانی؛ رشیدالدین پزشک؛ به دستی قلم را رمی‌گیرد و به دست دیگر سلاحی را پس می‌زند؛ استخوان‌های رشیدالدین؛ برنامۀ روزانۀ رشیدالدین؛ انگیزۀ تألیف جامع التواریخ؛ استناد به منابع تاریخی ملت‌ها؛ افزوده‌های رشیدالدین؛ بخش سامانیان، آل بویه و غزنویان؛ بخش تاریخ آل سلجوق؛ بخش اسماعیلیان؛ بخش تاریخ هند و سند و کشمیر؛ بخش شاهان خوارزم؛ رشیدالدین و منابع موجود دربارۀ یورش مغول به بغداد؛ منابع و مآخذ.

... بیشتر
نویسنده:
یوسف الهادی
ناشر:
میراث مکتوب
کلید واژه:
رشیدالدین فضل الله همدانی,نشریات ایرانی,جامع التواریخ
عنوان :
مجلۀ آینۀ میراث: دو فصلنامۀ ویژۀ کتاب‌شناسی، نقد کتاب و اطلاع‌رسانی در حوزۀ متون (شمارۀ 52)
خلاصه مطلب :

مجلۀ آینۀ میراث دو فصلنامۀ ویژۀ کتاب‌شناسی، نقد کتاب و اطلاع‌رسانی در حوزۀ متون است.

فهرست مطالب شمارۀ 52 این مجله بدین ترتیب است:

سخن مدیر مسئول

نگاهی به سهم ایرانیان در زمینۀ تألیف متون عربی در قدیم و تصحیح آنها در قرن اخیر: اکبر ایرانی

گفتاری در تکمیل دیوان قوامی رازی و تصحیح قصیدۀ بازیافته‌ای از او: جواد بشری

«رسالۀ اثبات وجود صاحب‌الزمان (عج) نوشتۀ شیخ یهایی: رسول جعفریان و سیدمحمدرضا لواسانی

تصحیح «رسالۀ هجو ثالث» صادقی‌بیک افشار: عطامحمد رادمنش و ملوک پهلوان‌زاده

نگاهی به پیشینۀ مطالعات علوم بلاغی در ادبیات عرب: فضل الله رضایی اردانی

تأثیرپذیری سبکی طاهری نایینی از حافظ شیرازی: مجید سرمدی و ثریا انداز

قصیده‌ای از سیدحسن غزنوی در دیوان سنایی: محمود عابدی و عباس بگ‌خانی

بررسی تحلیلی مکتب هنری شیراز؛ با استناد به آرایه‌های نسخ خطی: حبیب‌الله عظیمی

تصحیح بیت‌هایی از شاهنامه به یاری قافیه: وحید عیدگاه طرقبه‌ای

تجلی شیرازی؛ شرح احوال و معرفی آثار او: جمشید مظاهری و شهلا حاج طالبی

زندگی‌نامۀ خودنوشت حاج زین‌العابدین شیروانی به همراه یک مراسله و کرسی‌نامۀ سلسلۀ نعمت‌اللهیه: حسین نصیر باغبان

چکیدۀ مقالات به عربی: حامد صدقی

چکیدۀ مقالات به انگلیسی: مجدالدین کیوانی

در چکیدۀ یکی از مقاله‌های این شماره، یعنی « نگاهی به سهم ایرانیان در زمینۀ تألیف متون عربی در قدیم و تصحیح آنها در قرن اخیر» آمده است: پس از پیدایش تمدن اسلامی، دانشمندان ایرانی که در شکل‌گیری آن نقش مهمی داشتند، آثار خود را به زبان‌های عربی و فارسی نوشتند. برخی از این آثار را دانشمندان دیگر از فارسی به عربی یا بالعکس ترجمه کردند و در مواردی هم خود نویسندگان به ترجمه یا تألیف دوبارۀ اثر خویش به زبان دیگر پرداختند. از سوی دیگر در عصر حاضر پژوهشگران متون اسلامی به هنگام تصحیح متون از ترجمه‌های آنها نیز بهره گرفته و بدین‌ترتیب بر دقت و کیفیت کار افزودند. در این مقاله پس از اشاره به سهم دانشمندان ایرانی در حوزۀ تمدن اسلامی و آثار آنها، نمونه‌هایی از ترجمه‌های یادشده معرفی خواهند شد و در ادامه بحثی دربارۀ رخی از تلاش‌های پژوهشگران ایرانی در تصحیح متون و جایگاه آنها در تحقیقات اسلامی و ایرانی مطرح می‌شود و نمونه‌هایی از استفادۀ مصححان ایرانی از ترجمۀ متون در تصحیح متن (به ویژه در شناسایی افتادگی‌ها یا قرائت‌های دشوار) نیز ارائه خواهد شد.

... بیشتر
نویسنده:
گروه نویسندگان
ناشر:
میراث مکتوب
کلید واژه:
نشریات ایرانی
عنوان :
آینه‌های روبرو/مباحثی در پیوند خداشناسی و انسان‌شناسی عرفانی
خلاصه مطلب :

مباحث اثر حاضر عمدتاً ناظر به یافته‌های شهودی عارفان و دستاوردهای فکری حکیمان است.

اگر فلسفه، حکمت و عرفان در جهان اسلام هویتی داشته باشد، می‌بایست خودشناسی و معرفت نفس و ربط آن با خداشناسی را از دغدغه‌های اساسی خویش قرار دهد. چه اینکه بر اساس آیات و روایات اسلامی خودشناسی و انسان‌شناسی آینه و روزنه‌ای است که می‌توان در آن بازتاب اسماء و صفات الهی را دید و به خداشناسی دست یافت؛ همچنان که از دیگر سو حق متعال نیز آینۀ تمام‌نمای عالم و آدم است.

در بخش نخست (آینۀ خدای‌نما) به ربط خودشناسی و خداشناسی از منظر عارفان در طی قرون و اعصار به ویژه از دیدگاه ابن عربی و صدرالمتألهین می‌پردازد و در ضمن دو مبحث محوری درونی‌کردن خدا و خدایی‌کردن درون را مطرح می‌کند.

در بخش دوم (آینه‌های رنگ‌رنگ) به مباحث عرفان تطبیقی در دو بخش تألیف و ترجمه پرداخته شده و ربط مزبور بین معرفت نفس و معرفت رب را در عرفان اسلامی (ابن عربی) و مسیحی (بوناونتوره) و مباحث وجود و آفرینش را در عرفان اسلامی (ابن عربی) و عرفان هندویی (شانکارا) پی می‌گیرد. ترجمۀ دو مقالۀ مهم از پروفسور ایزوتسو در باب وحدت وجود و معرفت نفس نیز مکمل این بخش قرار داده شده است.

فهرست مطالب کتاب بدین قرار است:

مقدمه

بخش اول: آینۀ خدای‌نما خودشناسی و خداشناسی از دیدگاه عرفان و حکمت در چهار بخش:

1. رویکردهای متفاوت به روابط متقابل معرفت نفس و معرفت رب در تاریخ عرفان اسلامی

2. ارتباط خودشناسی با خداشناسی در عرفان ابن عربی

3. درونی‌کردن خدا و خدایی‌کردن درون در مکتب ابن عربی

بخش دوم: آینه‌های رنگ‌رنگ مباحثی در عرفان تطبیقی در چهار بخش:

1. ارتباط جهان با مبدأ در مکتب ودانتا و مکتب عرفانی ابن عربی

2. بررسی تطبیقی پیوند خودشناسی خداشناسی در عرفان و اندیشۀ ابن عربی و بوناونتوره

3. تحلیلی از وحدت وجود به سوی فرافلسفه حکمت شرقی

4. خود تجلی‌گر در تصوف، تحلیلی از روان‌شناسی صوفیانۀ نجم‌الدین کبری

... بیشتر
نویسنده:
سعید رحیمیان
ناشر:
حکمت
کلید واژه:
عرفان تطبیقی,خودشناسی,خداشناسی
عنوان :
چشم‌انداز ادبیات نمایشی: گذر از ارسطو به پسامدرنیسم و پسااستعمار
خلاصه مطلب :

ادبیات نمایشی همانند دیگر رشته‌های دانش بشری، در گیرودار دگرگونی‌های فکری آدمی رشد می‌یابد، از این دگرگونی‌ها تأثیر می‌پذیرد و در برابر آنها از خود واکنش نشان می‌دهد. در این مجموعه که دربرگیرندۀ هفت گفتار نظری و نقد و بررسی دربارۀ ادبیات نمایشی در سه بخش است، به پاره‌ای از این دگرگونی‌ها اشاره می‌شود. دو فصل نخست از بخش اول چارچوب‌های نظری پیرامون تراژدی را بررسی می‌کنند و سه فصل بعدی زمینه‌سازی‌های بعدی برای نگرش نو به ادبیات نمایشی را مطرح می‌کنند و در نتیجه گفتارهایی پیرامون پسامدرنیسم در ادبیات نمایشی، "ضد ـ تئاتر"به عنوان ابزار هویت‌جویی و نیز جنبش پسااستعمار و نمایشنامه‌نویسی می‌پردازند.

در دو گفتار بخش سوم این کتاب، چند متن نمایشی/داستانی بومی به عنوان نمونه‌هایی برای پیونددادن متون نمایشی با مسائل قدرت و هویت بررسی و نقد شده‌اند. در این دو فصل به مسائلی چون پدیدارشناسی و رئالیسم گروتسک اشاره می‌شود.

یکی از ویژگی‌های تراژدی، پافشاری آن بر "کثارسیس" است. از این واژه خوانش‌های گوناگونی ارائه داده‌اند و هر یک نیز در گذر زمان بر غایت‌شناسی نوع ادبی تراژدی تأثیر مستقیم گذاشته‌اند و به گونه‌های متفاوت تراژدی دامن زده‌اند. پس در فصل دوم با اشاره به برداشت‌های موجود از فن شعر ارسطو، گونه‌های برجستۀ خوانش از "کثارسیس" بررسی شده و سپس با استفاده از دیگر متون ارسطو، گونه‌های دیگر این خوانش را که در گفتمان ادبی اروپا رواج داشته‌اند، با خوانش‌های موجود مطابقت داشته‌اند تا هاله‌های معنایی این واژه در پیوند با چشمداشت‌های ما از تراژدی شفاف‌تر شوند؛ زیرا با هر خوانشی از این واژه به گونۀ خاصی از تراژدی رسیده‌اند و واکنش‌های درام‌نویسان امروزی به این نوع ادبی در چارچوب این هاله‌های معنایی بهتر شناخته خواهد شد.

فهرست مطالب این کتاب بدین قرار است:

پیشگفتار چاپ دوم؛ پیش‌گفتار چاپ یکم

بخش یکم: 1. تعاریف تراژدی و جوهرۀ آن از دید ارسطو، یادداشت‌های فصل یک؛ 2. ارسطو و معضل "کثارسیس" در گذر زمان، یادداشت‌های فصل دو.

بخش دوم: 1. پسامدرنیسم و گریز از تئاتر نهادینه پس از 1968، یادداشت‌های فصل یک؛ 2. پسامدرنیسم، "شبه تاریخ" و واکنش درام‌نویسان، یادداشت‌های فصل دو؛ 3. زبان و هویت در ادبیات نمایشی، یادداشت‌های فصل سه.

بخش سوم: 1. پدیدارشناسی دو متن از رادی و دولت‌آبادی، یادداشت‌های فصل یک؛ تاریخ در رئالیسم گروتسک، یادداشت‌های فصل دو.

... بیشتر
نویسنده:
بهزاد قادری
ناشر:
پرسش
کلید واژه:
ادبیات نمایشی,پسامدرنیسم,ارسطو
عنوان :
قندان و نمکدان: لطیفه‌هایی از فرهنگ مردم ایران
خلاصه مطلب :

آنچه در این کتاب آمده است، مجموعه‌ای از لطیفه‌هایی است که طی پنجاه سال اخیر از زبان مردم گوشه و کنار ایران ثبت شده‌اند. این لطیفه‌ها از لحاظ شیوۀ ثبت به سه گروه تقسیم می‌شوند؛ گروه اول که از لحاظ تعداد بخش اصلی کتاب را تشکیل می‌دهند، لطایفی هستند که به همت استاد انجوی شیرازی از گوشه و کنار ایران در پیش از انقلاب اسلامی جمع‌آوری شده‌اند. گروه دوم را نویسندۀ این کتاب طی سال‌ها کار میدانی ثبت کرده است و گروه سوم که تعداد آنها بسیار کم است، از انبوه لطایفی انتخاب شده‌ که طی سال‌های اخیر از طریق پیامک‌های تلفن همراه به دست نویسنده رسیده‌ است. این تعداد اندک، صرفاً برای نمونه نقل شده که نشان دهد از لحاظ بن‌مایه تفاوت چندانی با لطایف گذشته ندارند.

بسیاری از پژوهشگران به درستی گفته‌اند که به لحاظ شوخ‌طبعی و مزاح و ابداع لطیفه‌های مفرح کمتر ملتی را می‌توان با ایرانیان مقایسه کرد. خلق لطیفه‌های فراوان پیرامون موضوعات و پدیده‌های تازه، مؤید این برداشت است. در همۀ نقاط جهان و از جمله در ایران لطایف و شوخی‌هایی دربارۀ شهرهای مختلف وجود دارد. نگاهی به کتاب‌هایی مانند اخبار الحمقی، عقلاء مجانین، اخبار الظراف و المتماجنین، جمع الجواهر، کلیات عبید زاکانی، لطایف الطوایف و ... نشان می‌دهد که شوخی با اهالی شهرهای مختلف امری بسیار بدیهی بوده است که متأسفانه در سالیان اخیر به دلیل ناآگاهی، تعابیر دیگرگونه‌ای از این گروه لطایف ابراز شده است.

از بسیاری از لطایف شفاهی، از جمله لطایف این کتاب، روایت‌های کتبی فراوانی وجود دارد. نگارندۀ این کتاب برخی از این روایت‌ها را از متون کتبی استخراج و نقل کرده است. به بعضی از روایت‌های مکتوب نیز که تفاوت چندانی با روایت شفاهی نداشته اشاره نموده است. هدف از این کار نشان‌دادن پیوستگی مضمونی و موضوعی لطایف ایرانی در ادب شفاهی و کتبی بوده است.

چند نمونه از لطایف درج شده در این کتاب را در ادامه می‌خوانیم:

من و دیزی
روزی زن ملانصیرالدین آبگوشت لذیذی توی دیزی پخته بود. وقتی آن را سرسفره آورد، ملا ضمن خوردن گفت: چه غذای لذیذی؛ ولی کاش عده ما کمتر بود. زنش با تعجب پرسید: کمتر از من و تو چه جور می‌شود؟ ملا گفت: من و دیزی.
چه کسی از زنش راضی است؟
روزی در جمعی از مردان، یک بابایی گفت: هرکس از زنش ناراضی است، دستش را بلند کند. همه غیر از یک نفر دستشان را بلند کردند. از او پرسیدند: مگر زنت چه کار کرده که دستت را بلند نمی‌کنی؟ گفت: دستم را شکسته نمی‌توانم آن را بلند کنم.

غم و غصه منزل شوهر
زنی بود که هر وقت شوهرش به او می‌گفت «بیا نون بخور»، می‌گفت که غم و غصه خانه‌ات را می‌خورم، بسم هست. یک روز، دو روز، یک ماه، دو ماه گذشت. یک روز مرد با خود گفت خوب است امتحانی بکنم. یک روز به بهانه صحرا از خانه بیرون رفت. اما از پشت خانه به بالای بون (بوم) آمد و زنش را پایید. زن همین‌که خاطرجمع شد که شوهرش از خانه بیرون رفته است، پاشد و چندتا تخم‌مرغ آورد و خاگینه درست کرد؛ اما همین‌که خواست لقمه اول را بردارد، مرد از پشت بون صدا زد: «دست نگه دار امروز می‌خواهم غم و غصه خانه‌ام را خودم بخورم».

خدا به عزرائیل بگو
روزی گدایی به در خانه شخصی خسیس رفت و از او طلب خیر کرد. صاحب‌خانه گفت: علی، به تقی بگو که به رجب بگوید که به گدا بگوید که چیزی نداریم. گدا که این حرف را شنید رو به آسمان کرد و گفت: خدایا به اسرافیل بگو که به جبرئیل بگوید که به عزرائیل بگوید جان این مرد را بگیرد.

فهرست مطالب کتاب بدین قرار است:

یادآوری؛ پیش‌گفتار؛ تاریخچۀ لطیفه‌پردازی در ادبیات مکتوب فارسی؛ لطایف و شوخی‌ها؛ لطایف اینترنتی و پیامکی؛ منابع.

... بیشتر
نویسنده:
محمد جعفری (قنواتی)
ناشر:
قطره
کلید واژه:
لطیفه‌های فارسی,فرهنگ ایران,تاریخچۀ لطیفه‌پردازی
عنوان :
کتاب فرشتگان/خورخه لوئیس بورخس
خلاصه مطلب :

این کتاب را می‌توان اثری تألیفی و ترجمه‌ای دانست؛ زیرا بورخس نوشته‌هایش دربارۀ فرشتگان را به طور پراکنده و در آثار دیگرش منتشر کرده بود. اخوت این نوشته‌ها را در کنار هم جمع کرده و با ویرایش، مجموعه‌ای را به نام «کتاب فرشتگان» شکل داده است.

پروندۀ آشنایی خورخه لوئیس بورخس با ملائک و نوشتن دربارۀ آنها در سال 1926 با انتشار مقالۀ سرگذشت فرشته‌ها رسماً گشوده و در سال 1976 با چاپ کتاب گلچین ادبیات تخیلی بسته شد.

بورخس افزون بر آنکه به متألهینی مانند سودنبرگ، رالف والدو امرسون و ویلیام بلیک ارادت بسیار داشت، به موجودات خیالی، شخصیت‌های ارسطوه‌ای، هیولاها و فرشتگان عشق بسیار داشت. به طور مشخص و ویژه به موجودات ترکیبی. هیولا و فرشته هرچند ظاهراً نسبتی با هم ندارند؛ اما وجه اشتراکشان ترکیبی‌بودن آنهاست.

در زبان فارسی اطلاق هیولا برای فرشته شاید غریب بنماید؛ اما مطابق تعریف بورخس که هیولا را موجودی ترکیبی می‌دانست، پس می‌توان گفت فرشته، هیولایی است متشکل از بدن آدمی با بال‌های پرنده. بورخس پس از نوشتن مقالۀ سرگذشت فرشته‌ها به دنبال آشنایی بیشتر دربارۀ آنها رفت، تعدادی را شناسایی کرد، مطالبی را در وصف آنها نوشت و اینها را در قالب جزوۀ لاغری در پانزده صفحه پیوست کتاب حیوان‌شناسی تخیلی کرد. هر چند بورخس هیولا را نه موجودی شریر با رفتاری وحشیانه بلکه فقط مخلوقی ترکیبی و لاجرم غیرطبیعی دانست؛ اما ظاهراً فرشته‌های بورخس این سخنان را قبول نداشتند و نمی‌توانستند با هیولاهای کتاب حیوان‌شناسی تخیلی کنار بیایند و عرصه را به خالق‌شان چنان تنگ کردند که سرانجام بورخس تصمیم گرفت فرشته‌ها را به جای دیگری منتقل کند. فرشته‌های بورخس هر کدام به دیاری پر کشیدند. مقالۀ سرگذشت فرشته‌ها در کتاب مجموعه مقاله‌های بورخس برای خودش راهی برای خودش پیدا کرد و فرشته‌ها و شیاطین سودنبرگ و همچنین چند فرشتۀ دیگر به کتاب موجودات خیالی پناه بردند. بعضی هم جزء دیگر مقالات بورخس یا مجموعه مقاله‌هایش شدند. برخی‌ها هم اسم‌شان را عوض کردند و با هویت دیگری به زندگی ادامه دادند؛ مثلاً یووارکی که اسم سابقش دختر ـ پرنده بود.

نویسنده در این کتاب می‌گوید: من با مقالۀ سرگذشت فرشته‌ها با ملائک ادبی ـ اسطوره‌ای بورخس آشنا شدم، موجوداتی بیشتر زادۀ خیال او؛ زیرا همۀ این مخلوقات با "اصل خود" تفاوت‌هایی دارند. هیچ شخصیت داستانی عیناً مطابق با "واقعیت" نیست. به همین دلیل کتاب حاضر را می‌توانیم نوعی فرهنگ اساطیرشناسی (فرشتگان) هم بدانیم.

در هر بخش از این کتاب که نام فرشتۀ خاصی آمده، پانوشت‌هایی هم بدان افزوده شده که دیدگاه‌هایی ایرانی و اسلامی را دربارۀ آن فرشتگان ارائه می‌دهد. مخاطب در این کتاب با دیدگاه‌های شخصی بورخس دربارۀ فرشتگان و همچنین رویکردهای اساطیری نسبت به این موضوع آشنا می‌شود.

در بخشی از توضیح احمد اخوت آمده است: «هرچند برایم عجیب بود (و هنوز هم تا حدودی هست) که چرا بورخس فرشته‌هایش را پراکنده نوشته و نوشتن کتاب فرشتگان را متوقف کرد، اما تصمیم گرفتم این کتاب را احیا کنم، بخصوص حالا که دیگر نویسنده‌اش از این جهان، به قول خودش به دنیای سایه‌ها رفته».

فهرست مطالب این کتاب بدین شرح است:

کتابی که بود (احمد اخوت)؛ بیت‌المعمور؛ پل‌‌های آسمانی؛ حاملان عرش؛ حفظه؛ دختر پرنده؛ سرافین؛ سوی روشن، سوی تاریک؛ فرشتۀ باران (1)؛ فرشتۀ باران (2) (تونی سیانگو)؛ فرشتۀ پیچیده در ابر؛ خواب فرشته؛ فرشتۀ شب؛ طینت فرشته‌ای؛ فرشتۀ نامه‌ها؛ ابن میمون و فرشته‌ها؛ زبان و فرشته‌ها؛ ستاره‌ها و فرشتگان؛ سرگذشت فرشتگان؛ سلسله مراتب فرشته‌ها؛ فرشته‌های سودنبرگ؛ شمار فرشتگان؛ ظهور فرشتگان؛ فرشته‌های گریان؛ مَرکبه؛ معراج [حضرت] محمد؛ میوزهای ریکله؛ نردبان یعقوب؛ هاروت و ماروت؛ پیوست‌ها؛ اسطورۀ پرواز (احمد اخوت)؛ امانوئل سودنبرگ (احمد اخوت)؛ پر پرواز(احمد اخوت)؛ درگذشت یک حکیم الهی (امانوئل سودنبرگ)؛ شمایل‌نگاری فرشتگان (دائرةالمعارف فرشتگان)؛ کتاب‌شناسی، منابع و مراجع. 

... بیشتر
نویسنده:
احمد اخوت
ناشر:
افق
کلید واژه:
خورخه لوئیس بورخس,داستان‌های آرژانتینی,نقد و بررسی
عنوان :
مونالیزای ادبیات (مقالاتی دربارۀ هملت)
خلاصه مطلب :

روشن است که گردآوری هر یک این مقالات بیش از یک بازی جورچین بوده است؛ زیرا هر یک از این مقاله‌ها همچون هر مقالۀ خوب دیگری پر از ارجاع به نام‌ها و مقاله‌های پیش از خود هستند. بنابراین معیارهای دیگری هم در انتخاب مقاله‌ها دخالت داشته‌اند که از جملۀ آنها می‌توان به شهرت آنها (اینکه تا چه حد از آنها یاد شده یا به آنها ارجاع داده‌اند) و نوبودن آنها (هم به لحاظ تاریخی و هم به لحاظ ایده‌هایی که پرورانده‌اند) اشاره کرد. حاصل کار مجموعه‌ای از بهترین نقدها و تفسیرها از اثر شکسپیر است که هم تحلیل نمایشنامه را دربرمی‌گیرد و هم تحلیل شخصیت اصلی و سایر شخصیت‌های آن را و افزون بر این بی‌شک حامل ایده‌های بکری برای هر اجرای تازه‌ای از هملت خواهد بود.

این کتاب پس از مقدمه و نیز خلاصه‌ای از نمایشنامه با ترجمۀ تازه‌ای از مقالۀ تی.اس.الیوت گشایش می‌شود. الیوت گلایه می‌کند از اینکه منتقدین به جای پرداختن به نمایشنامۀ هملت، خود را به دست جاذبۀ قهرمان آن سپرده‌اند. او معضلات نمایشنامه را یکایک می‌شمرد و سپس هملت را آشکارا شکستی هنری می‌خواند. او معتقد است که نمایشنامه به طرق گوناگون گیج کننده و آشفته است و انگیزۀ انتقام جای خود را به انگیزۀ دیگری داده که به وضوح لبه‌های تیز انگیزۀ قبلی را کند می‌کند.

گرین بلت در مقالۀ بعدی به طور ضمنی پاسخی برای معضلات هملت بر می‌شمرد. مقالۀ بعدی از همان جایی آغاز می‌شود که رز مقالۀ خود را به پایان رسانده است، یعنی تحلیل ژاک لکان از نمایشنامۀ هملت. وی نزدیک به دو قرن پس از فروید، در یکی از سمینارهای خود تفسیری جدید از تراژدی شکسپیر رو ارائه می‌کند. وی می‌کوشد تا تراژدی میل را آنگونه که در هملت ظاهر می‌شود، توضیح دهد و به عقیدۀ وی هملت مردی است که راه میل خود را گم کرده است. لکان در تحلیل ساختاری خود از هملت می‌کوشد موقعیت شخصیت‌های نمایش را در «نمودار میل» مورد نظرش مشخص کند و برای ترتیب وقایع نیر توضیحی بجوید تا در نهایت «معنا و جهت میل را [در این نمایشنامه] تعیین کند».

هارولد بلوم در مقالۀ بعدی دست به مقایسۀ بازنمایی شکسپیر با بازنمایی‌های پیش از او می‌زند. تحلیل بلوم از اثری که نشانه‌های نبوغ را در آن یافته است، با ارجاعاتی به کتاب مقدس و هومر همراه می‌شود و البته پای فروید را هم به تحلیل هملت باز می‌کند. وی عقیده دارد شکسپیر با خلق هملت، قهرمانی در تراز ایوب، یعقوب و سایر قهرمانان کتاب مقدس خلث کرده است که به همان اندازه اصالت دارد.

الکساندر ولش در مقالۀ خود اقتباس شکسپیر از منابع روایی هملت را بررسی می‌کند و در تحلیل مفصلی نشان می‌دهد که چگونه شکسپیر افسانه‌ها و تواریخ قرون وسطایی را که داستان «آملت» نخستین بار در آنها روایت شده بود، دراماتیزه کرده است.

اگر هملت را به عنوان نمایشنامه‌ای مدرن شناخته می‌شود، شاید بیش از همه به این دلیل باشد که قهرمان آن فردی «معضل‌دار» است. باربارا اورت در مقالۀ خود بداعت هملت را از این منظر بررسی می‌کند. بداعت نمایشنامه یا قهرمان شکسپیر امری است که در تمام این سال‌ها بر کسی پوشیده نمانده است، با این همه همواره به شکل معماها یا همان معضلاتی ادراک شده که منتقدان هملت در چهارسدۀ اخیر مشغول دست و پنجه نرم‌کردن با آن بوده‌اند. اورت نیز با قراردادن هملت بر زمینۀ دراماتیک آن می‌کوشد تا به نوبۀ خود به معمای هملت پاسخ دهد.

در مقالۀ بعدی، مورتی به روشی بدیع با استفاده از نظریۀ شبکه و رسم نمودار، طرح داستانی یا همان پیرنگ هملت را تحلیل می‌کند؛ از جمله اینکه بیرون‌افتاده هملت از شبکۀ پرتجمع و متراکم دربار، به نوعی نمایانگر دولت مدرن است که از بطن دربار رنسانسی بیرون می‌آید.

سه مقالۀ پایانی کتاب به طور خاص بر مسئلۀ تأخیر هملت در کشتن شاه تمرکز می‌کنند.

فهرست مطالب این کتاب بدین قرار است:

مقدمه؛ خلاصه‌ای از نمایشنامه؛ هملت و معضلاتش: تی.اس.الیوت/ مهدی امیرخانلو؛ مرگ همنت و ساختن هملت: استفن گرین‌بلت/ مهدی امیرخانلو؛ هملت ـ مونالیزای ادبیات: ژاکلین رز/ مژده ثامتی؛ میل و تفسیر میل در هملت: ژاک لکان/ صالح نجفی؛ اصالت شکسپیر: هارولد بلوم/ مهدی امیرخانلو؛ هملت قرون وسطایی خانواده پیدا می‌کند: الکساندر ولش/ مهدی امیرخانلو؛ فرفره: باربارا اورت/ محمد سپاهی؛ نظریۀ شبکه، تحلیل طرح هملت: فرانکو مورتی/ کامران سپهران؛ سفارتخانۀ مرگ: جورج ویلسون نایت/ مهدی امیرخانلو؛ آینه‌ای در برابر روح: هارولد گادرد/ مهدی امیرخانلو؛ هملت و مالیخولیا: ای.سی.بردلی/مهدی امیرخانلو و معرفی اجمالی نویسندگان.

... بیشتر
نویسنده:
گروه نویسندگان
ناشر:
نیلوفر
کلید واژه:
هملت,مجموعه مقالات,شکسپیر
عنوان :
مجموعه اشعار عبدالعلی ادیب برومند (دو جلد)
خلاصه مطلب :

ادیب برومند در مقدمۀ این کتاب می‌گوید: سال ششم برای من نشاط‌انگیز و خاطره‌پرور بود؛ زیرا از سال‌های نخستین عشق و علاقۀ فراوانی به ادبیات داشتم و در کلاس ششم سروکارم تنها با درس‌های ادبی بود و افزون بر کتاب‌های کلاسی از کتب ادبی کتابخانۀ دبیرستان و شهرداری اصفهان نیر بهره‌یابی کردم. دل‌بستگی بسیارم به ادبیات فارسی از همان وقت ذوق سخن‌سرایی را در من برانگیخت و اشعاری می‌سرودم که عیبی نداشت و گاه در روزنامه‌های عرفان و اخگر منتشر می‌شد.

پس از حادثه سوم شهریور ماه ۱۳۲۰ و اشغال ایران به وسیله متفقین در جنگ جهانی دوم، به سرودن شعرهای سیاسی، انتقادی و میهنی پرداخت. موضوع این اشعار حمله به اشغال‌کنندگان ایران و مخالفت با عوامل بیگانه، ‌یعنی هواداران شوروی و انگلیس و انتقاد از دیکتاتوری دوران رضاشاه پهلوی و تقویت آزادی‌خواهی و استقلال‌طلبی و حس وطن‌خواهی در مردم ایران بود که در جراید و مجلات کشور منتشر می‌شد.

 

ادیب دربارۀ مفهوم شعر و سبک خود چنین می‌گوید:

سبک من در شعر نئوکلاسیک است؛ به این توضیح که ظرف و وزن اشعارم همان وزن‌های پیشین است؛ ولی با زبان ادبی امروز و تغییراتی در شکل و ترادف قافیه‌ها و مطالب نو و بی‌سابقه در ادبیات کلاسیک و تصویرسازی‌ها و مضمون‌بندی‌های جدید و به‌کارگیری پاره‌ای از واژه‌های امروزی و اصیل که بسیاری از استادان ادب نیز نوگرایی در شعر را در همین‌باره ارزیابی کرده‌اند.

این سبک سخن‌سرایی، ادبیاتی است که در شعر و نثر از صدر مشروطه آغاز شد و هماهنگ با تغییرات سیاسی و اداری، پایه‌گذار بسیاری از دگرگونی‌های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی در مسیر پیشرفت‌ها شد؛ ولی در این رهگذر بر اثر کودتای 1299 و آغاز دیکتاتوری پهلوی به تدریج دچار رکود و ایستایی شد و دنباله نیافت تا اینکه پس از شهریور 1320 و درخشش انوار آزادی در کشور دوباره به جریان افتاد و در مسیر تکامل خود آثار نیک به بار آورد و برای بسی از اصلاحات اجتماعی و تحرکات سیاسی و به طور کلی اعتلای شعر زمینه‌سازی کرد.

از ویژگی‌های دیگر استاد ادیب برومند، طبیعت‌گرایی و دلداگی به مظاهر زیبایی و جمال است؛ از این رو به مناظر طبیعی و باغ و صحرا و گل‌های رنگارنگ و گیاهان زیبای خودرو و درختستان‌های شکوهمند و چهرۀ زیبای خوبرویان و تجلیات دل‌انگیز بهار عشق می‌ورزد و این طبیعت‌گرایی همواره پرتو عرفان را دل و جان وی تابان و فروزان می‌گرداند. پس چنین است که بخشی از این کتاب به توصیف مظاهر طبیعت و تعریف بهار و خزان اختصاص دارد.

این کتاب دربردارندۀ اشعار زیر است که تا کنون به شکل کتاب چاپ نشده است:

اشعار سیاسی و میهنی؛ گرامیداشت‌ها از استادان علم و ادب و سیاست؛ پراکنده‌ها مشتمل بر انواع گوناگون از قصیده و دوبیتی‌های پیوسته و مثنوی و رباعی در موضوع‌های مختلف؛ اشعار توصیفی دربارۀ تجلیات طبیعت و آثار هنری؛ قطعه‌ها؛ غزل‌های چاپ نشده در دیوان دردآشنا؛ اشعار خانوادگی؛ سوگیادهای خانوادگی؛ دیداری از زادگاه.

فهرست مطالب این کتاب که در دوجلد به رشتۀ تحریر درآمده بدین ترتیب است:

جلد اول: روزگار دژم، گل‌های موسمی، سرود رهایی و پیام آزادی.

جلد دوم: حاصل هستی که دربردارندۀ ده بخش با این ترتیب است: سروده‌های میهنی، سروده‌های پراکنده از انواع موضوع، گرامیداشت‌ها، سروده‌های توصیفی، دوبیتی‌های پیوسته و انواع دیگر، اشعار خانوادگی، سوگنامه‌ها و اندوه‌نامه‌ها، قطعه‌ها، مثنوی‌ها و دیداری از زادگاه؛ راز پرواز؛ مثنوی اصفهان؛ آذین سخن که در آن قطعه‌ها و دوبیتی‌های پیوسته و مثنوی‌ها آمده است.

... بیشتر
نویسنده:
عبدالعلی ادیب برومند
ناشر:
نگاه
کلید واژه:
شعر فارسی,ادیب برومند,شاعران معاصر
عنوان :
آوای پهلوانی/مروری بر تاریخ عیاری و جوانمردی در ایران
خلاصه مطلب :

ایران در طول تاریخ گذرگاه جنگاوران و حضور اقوام بیگانه بوده و به همین دلیل کمتر روی آرامش دیده است. در این تندباد حوادث و در این دریای متلاطم، گاهی به تشکل‌هایی برمی‌خوریم که از نظر عقیدتی و شیوۀ کردار قابل توجه هستند. یکی از این تشکل‌ها، عیاران و جوانمردان هستند.

کتاب‌های تاریخ از عیاران بیشتر به صورت دزدان و راهزنان یاد می‌کنند؛ اما مسیر تاریخ این را تأیید نمی‌کند. این کتاب می‌کوشد به پاره‌ای از اختلافات مذکور بپردازد تا مگر به حقیقت امر دست یابد. کتاب حاضر دارای مطالبی در باب تاریخ مختصر ورزش‌های باستانی و آیین جوانمردی و شعرهایی است که مرشدان زورخانه‌ها در ایران می‌خوانند. این شعرها بیشتر در حوزۀ اخلاقیات، معرفت، جوانمردی و توصیف‌های مذهبی و از جمله مدایحی دربارۀ سلطان عاشقان حضرت امام علی (ع) است؛ نیز شعرهایی که جنبۀ حماسی و اخلاقی دارند و ویژۀ مرشدانی است که خارج از ایران می‌زیند و کار می‌کنند. بعضی شعرها و ترجمۀ آنها به زبان انگلیسی و آوانویسی این شعرها فارسی به خط سیریلیک تاجیکستان در این کتاب آمده است. ضمناً هر قطعه شعر متضمن اطلاعاتی است که تخت عنوان «شناسنامۀ» قطعه آورده می‌شود: نام شاعران و دیوان‌هایی که شعرها از آن انتخاب شده‌اند؛ بحر عروضی هر قطعه شعر؛ بخش‌های ورزش باستانی که هر شعر در آنها خوانده می‌شود؛ دستگاه موسیقی که باید در آن خوانده شود.

فتوت در اصل مفهومی اخلاقی است که جمیع خصالی را در بردارد که از یک مردِ «تمام‌مرد» انتظار می‌رود. در فصل اول با تعاریف و دیدگاه‌های گوناگونی که دربارۀ فتوت و اهل فتوت (فتیان) وجود دارد، آشنا می‌شویم. اینکه ریشه‌ فتیان از کجاست و به چه دورۀ تاریخی برمی‌گردند، در کاوش‌های پژوهندگان مختلف، متفاوت ذکر شده است. آیین فتیان به‌تدریج در ایران با نام جوانمرد و جوانمردان و در پاره‌ای موارد عیاران هم نامیده شده است و به تدریج آثار فراوانی در این زمینه به‌وجود آمد که فتوت‌نامه‌ها از آن جمله هستند. در گذر زمان اصناف گوناگون که تعداد آنها به هفده صنف رسیده است به این فرقه پیوستند و هر کدام برای خود فتوت‌نامه داشتند. اعضای هر فرقه یاران خود را «اخی» می‌نامیدند. در ادامۀ این فصل چند نمونه از فتوت‌نامه‌ها آورده شده است که عبارتند از: فتوت‌نامۀ آهنگران، فتوت‌نامۀ کفش‌دوزان، فتوت‌نامۀ طباخان، فتوت‌نامۀ حجامان، فتوت‌نامۀ امیرالمؤمنین، فتوت‌نامۀ عبدالرزاق کاشانی، فتوت‌نامۀ شمس آملی، فتوت‌نامۀ شهاب‌الدین عمر سهروردی، فتوت‌نامۀ نجم‌الدین زرکوب تبریزی.
فصل دوم به عیاری و عیاران اختصاص دارد. عیاری نخست پیشۀ خاصی بود که پس از چند قرن به یک سازمان اجتماعی مبدل شد. سازمان عیاران سازمانی از همبستگان و یاران بوده است که به آیین خاصی در رفتار و کردار پایبند بودند و آن آیین را «جوانمردی» می‌خوانده‌اند. در این فصل مطالبی می‌خوانیم در ارتباط با زمینه‌های حضور عیاران، اصول اخلاقی آنها و صفات، شرایط و مقام اجتماعی‌شان.
به ترتیب فتیان، عیاران و جوانمردان در عمل در یک حوزۀ مفهومی قرار دارند؛ ولی به تدریج تغییر نام‌ها را در می‌یابیم؛ اما هیچ‌کجا در تاریخ نشان داده نمی‌شود در چه زمانی به فتیان عیار یا جوانمرد می‌گفتند. تعاریف مختلف جوانمرد و جوانمردی در منابع مختلف و مرام و اخلاق آنها موضوعاتی هستند که در فصل سوم به آنها پرداخته شده است. صفت جوانمرد در شعر اکثر شاعران، به‌ویژه تا آخر قرن هشتم یافت می‌شود. جوانمردی در ادبیات فارسی موضوع دیگری است که در این فصل به همراه نمونه‌های مختلفی از شعر شاعران آورده شده است.
فصل چهارم به ورزش‌های باستانی ایران اختصاص دارد. در این فصل ابتدا با ورزش‌های باستانی پیش و پس از اسلام آشنا می‌شویم سپس به‌صورت مفصل به زورخانه، ورزش باستانی و فنونی که در این ورزش استفاده می‌شود، پرداخته شده است. در انتهای این فصل فهرستی از نام‌های فنون کشتی پهلوانی گنجانده شده است.
فصل پنجم از سه بخش تشکیل شده است. بخش اول مربوط به شعرهای پهلوانی در تاریخ ادبیات ایران است. در بخش دوم نویسنده سه پهلوان نامدار ایران، کاوه آهنگر، پوریای ولی و غلامرضا تختی را معرفی می‌کند. بخش سوم نیز شامل اصطلاحات متداول در آیین پهلوانی است. ترجمۀ انگلیسی شعرهای پهلوانی را هم در فصل ششم این کتاب می‌توانیم بخوانیم.

این کتاب از شش فصل تشکیل شده که به ترتیب در آنها به این موضوعات پرداخته شده است: اهل فتوت و اِخوان (اخیان)، عیاری و عیاران، جوانمردی، ورزش‌های باستانی در ایران، پهلوانی، ترجمۀ انگلیسی اشعار پهلوانی و آوانویسی آنها به خط سیریلیک (خط روسی).

... بیشتر
نویسنده:
اسماعیل آذر
ناشر:
سخن
کلید واژه:
ورزش باستانی,پهلوانی,عیاران
عنوان :
آفرینش در اساطیر هند
خلاصه مطلب :

کهن‌ترین خدایان و به زعم آن خاستگاه ایزدان آئین‌های مختلف مردمان هند را می‌توان در عقاید اقوام "دراویدی" جستجو کرد. این اقوام پراکنده در هند و سیلان اعقاب بومزادان هند و دراویدی‌های نخستین بودند که در فاصلۀ سال‌های 4000 تا 2500 پیش از میلاد به سرزمین هند راه یافتند. دراویدیان خالق تمدن درخشانی بودند که در دورۀ رود ایندوس و شهرهای بزرگ هاراپا و مُهنجودارو شکل گرفت.

اقوام دراویدی مردمی کشاورز بودند و خدایانی را پرستش می‌کردند که به گونه‌ای با باروری و حاصل‌خیزی پیوند داشت. دو عنصر اساسی همواره در این کیش مورد توجه قرار می‌گرفت: نخست نیایش آلت نرینگی که نمونه‌هایی ازآثار آن در مُهرهای یافته شده در هاراپا دیده می‌شود و نشان‌دهندۀ خدایی چهارزانو نشسته است که شاخ ورزاو، نماد جهانی بارورسازی را بر سر نهاده است. دوم کیش توجه به خدابانوی مادر که نمونه‌های یافته شده در هاراپا آن را تأیید می‌کند و از این شمار مهرهایی است که تصاویر آن نشان‌دهندۀ رویش گیاه از رحم خدایی ماده با خدابانویی عریان است که در برابر او انسان را قربانی می‌کنند. این تصاویر همراهع با خادمان حیوانی، ایزدبانویی به هیئت ترکیبی ورزاو ـ قوچ و زن، خدایی با گوزن نر، فیل، ببر، کرگدن و گاومیش یا در برخی نمونه‌ها اژدرمار است.

فهرست مطالب کتاب بدین قرار است:

مقدمه؛ مبدأ خدایان؛ کیهان شناخت هندو (آسمان و زمین)؛ آفرینش جهان در وداها؛ آفرینش جهان در اوپانیشادها؛ آفرینش جهان در مهابهارت؛ آفرینش جهان در جوگ باسشت؛ زمان و فرضیه ادوار جهانی در هند؛ جهان و ادوار جهانی جین؛ روایتی نو در ادوار جهانی؛ نخستین انسان در منابع هندی؛ پیدایش انسان در اوپانیشاد؛ آفرینش انسان به روایتی نو؛ نژادهای بشری در گذشته و آینده؛ کتابنامه.

 

... بیشتر
نویسنده:
سید حسن آصف آگاه
ناشر:
مجمع ذخائر اسلامی
کلید واژه:
اساطیر هند,آفرینش
عنوان :
میرزا ملکم‌خان و تغییر خط
خلاصه مطلب :

میرزا ملکم‌خان کوشش‌هایی دربارۀ پیراستن الفبا نموده و از پیشگامان این راه شناخته می‌شود. ظبق شواهد تاریخی پس از صدسال از آنکه چاپ سربی از اروپا وارد استانبول ترکیه شد، این ایده یعنی اصطلاح الفبای خط عربی، در آنجا و به طبع آن در تفلیس و سال‌ها بعد در ایران ایجاد شد. وی با فتحعلی آخوندزاده دوست بوده و با او نامه‌نویسی داشته و در کار پیراستن الفبا از آک‌ها و برداشتن کمی‌های آن با او همدست و هم‌داستان بوده است.

میرزا ملکم‌خان برای پیشرفت اندیشه‌های خود دربارۀ الفبا، کتابچه‌های چندی همانند «گفتگوی شیخ و وزیر» در استانبول نوشته و بعدها نیز با الفبای اختراعی و تازه‌ای که خود پدید آورده بود، چند کتاب از جمله «گلستان سعدی»، «اقوال علی»، «نمونه خطوط آدمیت» و «ضرورت امثال» را در سال 1303 قمری در لندن چاپ و پراکنده و سال‌ها برای پیشرفت آرزو و این آرمان خود کوشیده است.

شاید بتوان گفت ملکم‌خان نیز همانند برخی از شخصیت‌های تاریخی، جامع اضداد است. عده‌ای در ستایش و تمجید او را بالا برده‌اند و پاره‌ای هم به تنقید و تقبیح و تاسزا بسنده نکرده و با صفت خائن از او یاد کرده‌اند؛ اما می‌توان او را بانی و بنیان‌گذار گفتمان تجدد و پدر مشروطۀ ایران دانست. زندگی پرفراز و نشیب وی به اندیشیدن در اوضاع و احوال ایران و راه و روش اصلاح آن گذشت. او حتی در آخرین روزهای زندگی و در بستر بیماری نیز از اندیشیدن و نوشتن باز نماند؛ چنانکه در آخرین بحث خود دربارۀ اصلاح امور ایران، ضمن شرحی در تاریخ 28 ربیع الثانی 1326، یعنی حدود دوماه قبل از مرگش از بستر بیماری به وزارت خارجه نوشت: «این طرح تازه، کلید نجات ایران خواهد بود».

از ملکم‌خان چهار عنوان رساله با موضوع تغییر خط فارسی شناسایی شد:

1. شیخ و وزیر: ملکم‌خان این کتابچه را در 1278 قمری نوشت و نسخه‌ای از آن را برای آخوندزاده به تفلیس فرستاد که با استقبال او روبرو شد. موضوع این کتابچه دربارۀ کاستی‌های الفبای رایج در کشورهای اسلامی و ضرورت اصلاح آن است. در برخی کتاب‌ها و ارجاعات، این عنوان کتاب همراه عنوان «مبدأ ترقی» و به این صورت آمده است: «مبدأ ترقی شیخ و وزیر»؛ اما با جستجویی که صورت گرفت، کتاب مبدأ ترقی مستقلاً شناخته نشد.

2. خط آدمیت: در این گفتار که به روش پرسش و پاسخ آغاز می‌شود، پس از مقدمه‌ای دربارۀ اصلاح خط گفتگو می‌کند. این همان کتابی است که در کتاب‌های میرزا ملکم‌خان با عنوان «معایب خط ملکمی» یا در برخی کتب و فهارس با نام «رسالۀ خط» معرفی شده است.

رسالۀ خط: رسالۀ کوچکی است در بیان امتیازات خط ابداعی ملکم‌خان نسبت به الفبای فارسی و البته نسبت این رساله به ملکم‌خان معلوم نیست.

3. گلستان سعدی: ملکم‌خان این کتاب را با خط خود منتشر نمود. در این کتاب، مقدمه‌ای است که با ملکم‌خان با خط جدید خود بر گلستان نوشته و در آن دربارۀ ضرورت اصلاح خط فارسی و عربی بحث کرده است.

4. «ن م و ن ه خ ط و ط آ د م ی ی ت»: ملکم‌خان این کتابچه را دربارۀ الفبای جدید خود نوشته و آن را در 1303 قمری با الفبای اصلاح شدۀ خود (ملکمی) در لندن چاپ کرده است.

5. رسالۀ روشنایی: این رساله به عنوان تألیفات پیرامون تغییر خط ملکم‌خان معرفی شده که شناخته نشد و دسترسی به آن میسر نشد.

همچنین ملکم‌خان با الفبای اختراعی و تازه‌ای که خود پدید آورده بود، چند کتاب دیگر از جمله: گلستان سعدی، اقوال علی و ضروب امثال منتخبه را در سال 1303 قمری در لندن چاپ و منتشر نمود.

فهرست مطالب این کتاب بدین قرار است:
مقدمه: شرح حال وی، تولد و تحصیلات او، فعالیت‌های او، دوران روزنامه‌نگاری، نثر ملکم، نقد ادبی و ملکم و آثار؛ ملکم‌خان و تغییر خط؛ گاه‌شمار شمسی فعالیت زندگی او پیرامون تغییر خط: یادآوری؛ روابط ملکم با آخوندزاده و موضوع اصلاح الفباء؛ الفبای ملکمی؛ برخی نامه‌های ملکم‌خان؛ کتاب "نمونه خط آدمیت"؛ کتاب "شیخ و وزیر:؛ مقدمۀ گلستان سعدی؛ رسالۀ خط ملکمی؛ منابع و کتابنامه. 

... بیشتر
نویسنده:
کاظم استادی
ناشر:
علم
کلید واژه:
میرزا ملکم‌خان,تغییر خط,تاریخچۀ خط
عنوان :
واژه‌نامۀ موضوعی زبان‌های باستانی ایران (دو جلد)
خلاصه مطلب :

یکی از کهن‌ترین واژه‌نامه‌های موضوعی به زبان آریایی، واژه‌نامه‌ای منظوم به زبان سنسکریت منسوب به سدۀ چهارم میلادی است. این واژه‌نامه‌ اَمَرَکُشه «گنج نامیرا» نام دارد و تألیف دانشمندی بودایی به نام اَمَرسیمهه است. این واژه‌نامۀ موضوعی در سه فصل بدین شرح تنظیم شده است: فصل نخست با عنوان آسمان و غیره شامل نام‌های گوناگون آسمان، واژه‌هایی که به معنی خدا هستند و القاب گوناگون بودا. فصل دوم با عنوان زمین و غیره شامل ده بخش با این عناوین: زمین، شهرها، کوه‌ها، جنگل‌ها و داروها، شیر و دیگر جانوران، انسن، برهمن(روحانی، عضو طبقۀ نخست جامعه)، کشترییه (جنگاور، عضو طبقۀ دوم جامعه)، وایشیه(عضو طبقۀ سوم جامعه)، شودره(عضو طبقۀ چهارم جامعه) و فصل سوم با عنوان عمومی شامل واژه‌ها و اصطلاحات مربوط به دستور زبان و واژه‌های متفرقه.

در ایران باستان نیز واژه‌نامۀ موضوعی، مفهومی ناآشنا نبوده است؛ زیرا دو نمونۀ کوچک از آن بر جای مانده است: فرهنگ اِئیم اِوَگ که واژه‌نامۀ کوچک موضوعی اوستایی به فارسی میانۀ زردشتی است و دیگری فرهنگ پَهلویگ که فرهنگ موضوعی هُزوارِش‌ها و واژه‌های دشوار فارسی میانۀ زردشتی است.

واژه‌نامۀ موضوعی زبان‌های باستانی ایران منبعی بسیار سودمند در زبان‌شناسی ایرانی خواهد بود و بیش از همه در بررسی‌های ریشه‌شناختی زبان فارسی و دیگر زبان‌ها و گویش‌های ایرانی به کار خواهد آمد.

زبان‌های ایرانی از اواخر هزارۀ دوم پیش از میلاد تاکنون در پهنۀ وسیعی از مرزهای شمالی چین در شرق تا دریای آزُف و سواحل شمالی دریای سیاه در غرب و از شمال غربی فلات ایران تا سواحل شمالی و جنوبی خلیج فارس رایج بوده است. زبان‌های ایرانی در طول تاریخ پرفراز و نشیب خود از سه دورۀ باستان، میانه و نو گذر کرده‌اند. در این کتاب منظور از زبان‌های باستانی ایرانی، زبان‌های ایرانی باستان و ایرانی میانه است.

زبان‌های ایرانی باستان به آن دسته از زبان‌های ایرانی گفته می‌شود که از اواخر هزارۀ دوم پیش از میلاد تا اندکی بعد از فروپاشی شاهنشاهی هخامنشی رایج بودند. از میان زبان‌های ایرانی باستان فقط آثار مکتوب دو زبان بر جای مانده است: فارسی باستاتن که زبان مادری شاهنشاهان هخامنشی بود و اوستایی زبان به کار رفته در اوستا که گونۀ قدیم آن اصطلاحاً گاهانی خوانده می‌شود.

زبان‌های ایرانی میانه به آن دسته از زبان‌های ایرانی گفته می‌شود که پس از فروپاشی شاهنشاهی هخامنشی رواج یافتند و تا چند سده پس از انقراض ساسانیان به حیات خود ادامه دادند. زبان‌های ایرانی میانه را به دو شاخۀ غربی و شرقی تقسیم می‌کنند. زبان‌های ایرانی میانۀ غربی عبارتند از: پارتی و فارسی میانه (یا پهلوی ساسانی یا پهلوی). زبان‌های ایرانی میانۀ شرقی که آثار مکتوبی از آنها بر جای مانده عبارتند از: بلخی، خوارزمی، سُغدی و سکایی. واژه‌هایی نیز از زبان سَرمَتی بازسازی شده است.

زبان‌های ایرانی میانه به دلایل مختلف در دورۀ اسلامی نیز تا قرن‌ها در کنار زبان‌های ایرانی نو رایج بودند و به تدریج به فراموشی سپرده شدند.

راهنمای واژه‌نامه

* در هر یک از بخش‌های واژه‌نامۀ موضوعی زبان‌های باستانی ایران، واژه‌های فارسی به ترتیب الفبایی مرتب شده و در زیر هر یک معادل‌های آن در زبان‌های ایرانی باستان و ایرانی میانه به این ترتیب آمده است: اوستایی، سکایی باستان، مادی، فارسی باستان، پارتی کتیبه‌ای، پارتی مانوی، فارسی میانۀ کتیبه‌ای، فارسی میانۀ زردشتی، فارسی میانۀ مسیحی، فارسی میانۀ مانوی، پازند، سَرمَتی، بلخی، خوارزمی، خُتَنی، تُمشُقی، سُغدی، سُغدی بودایی، سُغدی مانوی و سُغدی مسیحی.

*  واژه‌های ایرانی باستان و ایرانی میانه دقیقاً به شیوۀ مآخذ مورد استفاده حرف‌نویسی یا آوانویسی شده‌اند و هیچ تغییری در حرف‌نویسی‌ها یا آوانویسی‌ها داده نشده است.

* شیوۀ ارجاع به منابع چنین است: در میان پرانتز نخست نام خانوادگی نویسنده، گردآورنده یا مترجم، سپس تاریخ چاپ اثر و در پایان شمارۀ صفحه و صفحات آمده است.

* در ذکر واژه‌های ایرانی باستان و ایرانی میانه در صورتی که از چند منبع استفاده شده باشد که در غالب موارد اینگونه است، ترتیب ذکر منابع بدین صورت است: منبع اصلی، منابع خارجی به ترتیب تاریخ و در پایان منابع فارسی به ترتیب تاریخ.

* واژه‌های منابع غیر اصلی در صورتی استفاده شده و بدان‌ها ارجاع داده شده که اولا در منابع اصلی نبوده‌اند و ثانیا در شیوۀ حرف‌نویسی/آوانویسی آنها یا در معنی آنها تفاوتی با منابع اصلی یا دیگر منابع وجود داشته است.

* در استفاده از منابعی که افزون بر واژه‌نامه شامل متن نیز بوده‌اند، تنها به واژه‌نامه اکتفا نشده، بلکه به معنی واژه در جمله نیز توجه شده است.

از این واژه‌نامه تاکنون دو جلد به رشتۀ تحریر درآمده است که جلد اول آن دربارۀ بدن انسان و جانوران و نام‌های جانوران است و در جلد دوم به گیاهان و اندام‌های گیاهی و خوردنی‌ها و نوشیدنی‌ها پرداخته شده است. 

... بیشتر
نویسنده:
حسن رضائی باغ‌بیدی
ناشر:
فرهنگستان زبان و ادب فارسی
کلید واژه:
زبان‌های ایرانی,واژه‌نامه‌ها,زبان‌های باستانی