جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 188
توحید و کمال آن در نهج‌البلاغه
نویسنده:
محمدحسین سهیلی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
مقایسه‌ای اجمالی بین فرمایشات حضرت علی ـ در نهج‌البلاغه ـ در موضوع تشبیه‌ناپذیری خداوند با مخلوقات، و گوشه‌ای از دستاوردهای فکر بشر ـ در فلسفه ـ هدف این نوشتار است.بررسی موضوعات مربوط به شناخت خدا در دیدگاه امام علی علیه‌السلام و مقایسه‌ی آن با مسأله شناخت و لوازم آن در فلسفه، در فصل اول این نوشتار مورد بررسی قرار گرفته است. در سخنان امام، وجود خداوند ضرورتاً اثبات می‌شود و این مهم از راه تذکر به عجایب مخلوقات و نیاز آنها به پدید آورنده صورت گرفته است. اما در دیدگاه برخی از فلاسفه‌ی غرب وجود خداوند امری است مردد و نمی‌توان بطور جزمی آنرا اثبات نمود. این موضوع در بخش اول از فصل یکم مورد بررسی قرار گرفته -است. در بخش دوم موضوع معرفت خدا مطرح شده، امکان و نحوه‌ی معرفت خدامورد کنکاش قرار گرفته است. قسمت‌های بعدی این بخش به بررسی نقش عقل و تفکر در شناخت خداوند اختصاص یافته است. یکی از مباحث مهم در موضوع شناخت خداوند، بررسی امکان تصور اوست. بخش سوم از اولین فصل نوشتار به این موضوع اختصاص یافته است. در ابتدا سخنانی از امام که تصریح در امکان‌ناپذیر بودن تصور خدا دارند، جمع‌آوری گشته‌اند. بررسی اندیشه‌ی فلسفی در باب تصور خدا در قسمتهای بعدی این بخش انجام شده است. از دیدگاه فلسفی لازمه‌ی شناخت عقلی خداوند،‌ داشتن تصوری از اوست و نفی تصور خدا به نفی شناخت او خواهد انجامید. بنابراین تصور خدا اثبات شده و راه تصور او نیز به وسیله‌ی معقولات ثانویه و مفهوم نفی، باز می‌شود.در فصل دوم نوشتار به بررسی معنای توحید پرداخته‌ایم. واحد دانستن خدا ارتباطی دوسویه با بی‌شبیه دانستن او دارد. پس از اشاره‌ای به معنای توحید در اولین بخش این فصل، در بخش دوم شواهدی از فرمایشات امیرالمومنین? که عدم شباهت بین خالق و مخلوقات را تذکر می‌داده است، جمع‌ آورده گشته و به طور خاص ویژگی‌هایی از مخلوقات که در خداوند منتفی دانسته شده، ذکر شده است. زمان و مکان‌‌داری،‌ فکر، اندیشه، دیدن، شنیدن، گفتن، کمک گرفتن، مشورت کردن و نمونه‌برداری مواردی هستند که صراحتاً به آنها در سخنان امام‌الموحدین اشاره شده است. در بخش سوم شواهدی از دانش فلسفه آورده شده است که در آنها شباهت بین خالق و مخلوق اثبات می‌شود. رابطه‌ی علّی و معلولی بین خلق و خالق، اعطای خالق به مخلوقات و وحدت وجود،‌ مبانی فلسفی‌ای هستند که لاجرم نوعی سنخیت بین خالق و مخلوق را به همراه می‌آورند. بنابراین در سخنان امیرالمومنین اگرچه خداوند به معرفی خودش شناخته می‌گردد و از پنهانی درآمده آشکار می‌شود، اما در عین حال از دید فکر و عقل بشر پنهان است و انسان نمی‌تواند او را به هیچ یک از مخلوقات تشبیه کند تا او را تصور کرده شناخت عقلی از او پیدا کند. این حقیقت در فرمایش امیرالمومنین با تعبیر “ ظهور در عین بطون” بیان شده است، این جمع‌بندی در بخش چهارم از این بخش قابل پیگیری است.پس از آنکه راه هرگونه تصور و شناخت عقلی از خداوند را بسته دانستیم،‌ دیگر راهی برای هیچ‌گونه سخن اثباتی درباره‌ی خدا گشوده نخواهد شد و وصف خداوند متعال محال خواهد بود. هر وصفی که از جانب مخلوقات باشد به تشبیه می‌انجامد و تنها خود اوست که می‌تواند با وصف خویش، زمینه‌ی تحقق معرفت را برای انسانها ایجاد کند. اما در مکاتب بشری چون شناخت عقلی از خداوند تحقق یافته، صفات او توسط انسان قابل دریافت است و انواع آن به راحتی بررسی می‌گردد. در نتیجه بررسی صفات و تفکر درباره‌ی آنها راهی برای شناخت خداوند است. این موضوعات در فصل سوم و انتهایی پایان‌نامه مورد بررسی قرار گرفته است. لازم به ذکر است که در ترجمه‌ی قسمتهایی که از کتاب شریف نهج‌البلاغه استفاده کرده‌ایم، سه ترجمه بیشتر مورد نظر بوده‌است. ترجمه‌های مرحوم محمد دشتی، مرحوم فیض الاسلام و دکتر آیتی. اما ترجمه‌های دیگر عبارات عربی، شامل احادیث و نقل قولهای عربی توسط نویسنده انجام گرفته‌است.
بررسی تطبیقی رابطه ادراک و کمال نفس در اندیشه فلسفی ابن‌سینا و ملاصدرا
نویسنده:
فرنوش بابادی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
از دیرباز راه وصول به کمال و سعادت، حکمت عملی معرفی شده است، بنابراین بیشتر تلاش‌ها در پی شناخت راه‌های معرفی شده از سوی این حکمت بوده است و هر راه و روشی برای وصول به خیر و سعادت و کمال، اغلب راه‌هایی بوده‌اند که به این حکمت ختم شده‌اند و به معرفی انواعی از تکالیف و اعمال و اصول عملی برای وصول به سعادت و کمال که همه‌ی انسان‌ها فطرتا"به سوی آن گرایش دارند، منجر شده است. اما با تمرکز بر آراء و نظرات فیلسوفان و حکیمان دیده خواهد شد که، آنچه که در نزد آنها برجسته‌تر از حکمت عملی است، توجه آنها به حکمت نظری و معرفی راه و روشی نظری برای وصول به کمال و سعادت حقیقی است و این راه همانا راه علم و ادراک است. به خاطر گستردگی این مبحث، رویکردها و دیدگاه‌های گوناگونی درباره‌ی آن وجود دارد و به اقتضای این رویکردهای متفاوت، معیار مورد توافق همگانی را نمی‌توان در میان آثار آنها یافت، هر چند که البته وجوه اشتراکی نیز در لابه‌لای نظرات آنها وجود دارد. بدین روی در این رساله تلاش شده است تا زوایای ناپیدای علم و ادراک و نیز کمال و سعادت حقیقی از دیدگاه ابن‌سینا و ملاصدرا معرفی شود. فلاسفه برای ادراک چهار قسم یا مرتبه قائلند: احساس، تخیل، توهم و تعقل. ابن‌سینا از همین تقسیم پیروی کرده است اما ملاصدرا با داخل کردن ادراک وهمی در ادراک عقلانی، ادراک را سه قسم دانسته است. دو نظریه‌ی اساسی در باب نحوه‌ی ادراک در فلسفه‌ی اسلامی به «نظریه تجرید» و «نظریه تعالی» معروف است. بر اساس نظریه‌ی تجرید که عمدتا" در آثار ابن‌سینا و پیروانش مطرح شده است، صورت محسوس به واسطه تجرید و حذف عوارض مادی و خصوصیات شخصی به مرتبه خیال و بعد از آن توهم و در نهایت متصف به کلیت می‌گردد و کمال ادراک و قوای ادراکی حاصل می‌شود. اما مطابق نظریه تعالی که در آثار ملاصدرا و پیروان او مطرح شده است، صور و معانی جزئی حسی و خیالی به وسیله تعاملات عقلی و نفسانی، ترقی و تعالی یافته و به شمول و سعه بیشتری می‌رسند. با بررسی این دو نظریه در باب نحوه‌ی ادراک، اگر چه تفاوت بین این رویکردها و نحوه‌ی حصول و وقوع ادراک در میان مبانی هر دو فیلسوف دیده می‌شود، اما خواهیم دید که انتهای عمل ادراک از نظر این دو فیلسوف وقوع کمال و سعادت است و تلاش برای رسیدن به مرحله‌ی برترین ادراک، یعنی ادراک عقلی، همانا انگیزه‌ی حرکت و نیل به کمال و سعادت که دغدغه‌ی فکری بشر هست، می‌باشد. همان ‌طور که آنها کمال و سعادت را، استکمال نفس بر اثر شناخت حقایق موجودات، یک نوع شناخت تحقیقی و قطعی به اندازه طاقت بشری تعریف می‌کنند. بنابراین بر طبق این تعریف، آنها کمال و سعادت را از سنخ ادراک می‌دانند و ادراکات نیز بر حسب نیروهای متعدد ادراکی و مدرکات، متفاوت می‌شوند، پس کمال و سعادت هر قوه به تناسب ادراک خویش، لذت و سعادت ویژه‌ای دارد.
موانع وصول به کمال نفس در عرفان اسلامی
نویسنده:
رقیه عیدی خیاوی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
چکیده:انسان طالب کمال است و کمال جویی انسان، ذاتی و غیر اکتسابی است و همه انسان‌ها به دنبال سعادت و کمال خود در تلاش و تکاپو هستند و مکاتب، فلسفه‌ها و ادیان نیز همگی داعیه‌ی ارائه طریق برای نیل به کمال و سعادت آدمی را دارند به طور کلی در طول تاریخ دیدگاه انسان‌ها درباره‌ی کمال و نجات و رستگاری انسان به دو گونه‌ی کاملاً متفاوت تقسیم شده است: الهی و غیر الهی. مکاتب و فلسفه‌های الهی هم راستا با ادیان، سعادت انسان را نه تنها در این دنیا بلکه در آخرت نیز جستجو کرده‌اند لذا عوامل کمال و موانعی که برای آن می‌شمارند کاربرد آن در دنیا و خصوصاً در نجات اخروی است که زندگی جاودانه انسان می‌باشد. اما مکاتب مادی و غیر الهی کمال و سعادت را در این دنیا جستجو می‌کنند و در دستورات و راهکارهائی که ارائه می‌دهند فقط فاصله بین تولد و مرگ را در نظر می گیرند و برای همین هر کدام کمال را در چیزی تعریف می‌کنند. و از دید عرفان اسلامی کمال نهایی همان قرب به خداوند است و هر چه انسان صفات الهی را در خود متجلی کند به این هدف نزدیک‌تر خواهد شد و انسان برای رسیدن به قله‌ی کمال معنوی و نجات یافتن از سقوط در ورطه‌ی هلاکت نیازمند شناخت موانع کمال است. عارفان و بزرگان زیادی درباره‌ی حجاب‌های میان انسان و خالق سخن گفته‌اند و همه آنان بر این امر اتفاق نظر دارند که سالک الی الله باید همه موانع را بشناسد و در جهت خرق آن‌ها تلاش نماید. این پژوهش موانع راه کمال انسان را از دیدگاه عرفان اسلامی بررسی کرده و نیز به برخی از عوامل کمال نیز اشاره شده و در آخر به مراحل مانع زدایی پرداخته است.
نظریه انسان کامل از دیدگاه ابن‌عربی و ملاصدرا ‌
نویسنده:
علاءالدین ملک‌اف
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
جوهره اصلی انسان‌شناسی ابن‌عربی نظریه انسان کامل است. انسان کامل در منظر ابن‌عربی صاحب عقل حقیقت‌شناس و قلب حق‌گراست. به نظر وی انسان کامل صورت کامل حق و آئینه صفات الهی است و واسطه میان حق و خلق است که به واسطه وی فیض به عالم می‌رسد. همچنین مقصود اصلی از ایجاد عالم نیز انسان کامل است. وی به وسیله اسماء الهی در عالم تصرف می‌کند. چون تنها انسان کامل است که با دارا بودن کمال انسانیت و صورت الهی به مقام خلافت و نیابت الهی دست می‌یازد. تفکر ملاصدرا در باب انسان عمیقا به دیدگاه متافیزیکی او مرتبط است. ایشان در پرتو نظریه اصالت وجود، حرکت جوهری، جسمانی بودن حدوث نفس انسانی، به انسان توجه دارد. از این رو، به نظر وی هستی انسان مقدم بر ماهیت اوست. لذاست که در هر مرحله‌ای به نحوی تجلی می‌کند که با مرتبه قبلی متفاوت است. در نظر وی انسان ماهیت معین ندارد و به همین سبب است که انسان موجودی شگفت‌انگیز است. اینجاست که انسان کامل در اندیشه ملاصدرا اهمیت پیدا می‌کند، چرا که انسان همواره در جستجوی معنا و در هر آنی در مسیر تکامل است. ملاصدرا علاوه بر اینکه در مراحل سه‌گانه طبع، نفس و عقل تحولات انسان را تبیین می‌کند، بر این است که انسان کامل تنها موجودی است که در جا نمی‌ماند و هر لحظه با اندیشه و عمل خود را می‌‌سازد. به نظر ملاصدرا اندیشه و عمل انسان به وسیله اشتداد وجودی و استکمال جوهری به فعلیت می‌رسد. تا اینکه از ظلمات ماده منزه می‌گردد. ایشان بنابر اصالت وجود، اعمال، رفتار و نیات انسانی را نشأت گرفته از وجود می‌داند. از آنجا که وجود ذومراتب است و شدت و ضعف دارد، آثار و خواص نشأت گرفته از وجود هم مراتب مختلف خواهند داشت. از این رو همه انواع مختلف جهان هستی از جمله انسان به میزان بهره‌مندی‌اش از کمالات وجودی، از آثار و خواص آن بهره‌مند خواهد شد. مقصود وی از انسان کامل علاوه بر پیامبران و اولیاء، اقطابی است که حقیقت باطنی‌شان همه استعدادات جهان هستی را شامل می‌شود. و همه صفات کمال را در خود منعکس می‌سازد. به نظر وی هر انسانی بالقوه انسان کامل است ولی تا زمانی که بالقوه را به بالفعل تبدیل ننموده، هیچ اثری ندارد.با مقایسه دیدگاه این دو اندیشمند روشن می‌شود که ابن‌عربی مباحث خویش را بیشتر با اصالت شهود به اثبات می‌رساند، درحالی که ملاصدرا از روش عقلی بهره‌ جسته و سپس به سراغ ذوق و شهود می‌رود. ابن‌عربی جایگاه انسان کامل را در مرتبه الوهیت و ربوبیت می‌بیند و ابائی ندارد که «رب» را به مصادیق انسان کامل مانند قطب تأویل کند و انسان کامل را از حیث برابری ظاهر و مظهر مستلزم تحقق تمامی اسماء الهی از جمله اسم «الله» بداند. ولی ملاصدرا انسان کامل را خلیفه خداوند و مظهر و مرآت حق تعالی می‌داند که خداوند در وی ظهور کرده است. از آنجا که «بسیط الحقیقه کل‌الأشیاء» است، کامل‌ترین وجود هم بسیط محض است و هرچه وحدت و بساطت وجود افزایش یابد جامعیت آن نیز افزایش می‌یابد و هرچه کثرت وجود افزایش یابد، ناقص‌تر می‌شود و از جامعیت آن کاسته می‌شود.
سیر تحول مفهوم کمال و کاربردهای آن در فلسفه و کلام اسلامی تا اول قرن ششم هجری قمری
نویسنده:
لیلا کریمی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مدخل مفاهیم(دانشنامه مفاهیم)
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
یکی از مفاهیم اساسی در فلسفه و کلام اسلامی مفهوم کمال است. در معنای این واژه نوعی ترقی نهفته است. در یونان باستان مکاتبمختلف آن را در معانی متفاوتی بکار برده اند. ارسطو فضیلت را نوعی کمال دانسته وموجود کامل راواجد فضیلت خاص نوع خود می داند.افلاطون کمال انسان را تفکر در عالم مثل تلقی نموده است. رواقیان سعادت و کمال انسان را در سازگاری با طبیعت می دانستند. این واژهپس از انتقال به فرهنگ اسلامی رنگ دینی به خود گرفته و در حوزه فلسفه و کلام اسلامی کمال مطلق مفهومی است که برای معرفی واجبتعالی بکار گرفته میشود. فیلسوفان و متکلمان مسلمان در مباحث گوناگونی چون خداشناسی، اثبات صفات کمالی خداوند، نفس شناسی وحرکت شناسی به مناسبتهای مختلف از مفهوم این واژه بهره برده اند. دانشمندان مسلمان غایت آفرینش را به کمال رسیدن موجوداتدانسته و کمال انسان را رسیدن به مقام قرب الهی و بالاترین مرتبه آن را مخصوص پیامبران الهی می دانند. فلاسفه مسلمان حرکت را کمالاول برای جسم طبیعی قلمداد نموده ونفس را کمال بدن معرفی نموده اند .این واژه در دانش فلسف? اسلامی، کلام اسلامی و اخلاق اسلامیکاربردهای فراوانی دارد که در این نوشتار برخی از آنها مورد پژوهش قرار می گیرد.
تأثیر شناخت صفت عدالت، عنایت و معشوقیت الهی بر تکامل انسان از نظرملاصدرا
نویسنده:
سحر انتظاریان جویباری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مسأله اسماء و صفات الهی و تاثیر آن بر تکامل انسان یکی از مهم ترین مسأله ی فلسفه است که از دیرباز مورد توجه فیلسوفان الهی بوده است؛ ما در این رساله برانیم که سه صفت معشوقیت، عدالت، عنایت خداوند متعال را در تفکر صدرالمتالهین بررسی نموده و تاثیر آن را بر تکامل انسان تبیین نماییم. عشق محبتی است که از حد گذشته است و نوعی تعلق وجودی بین محب و محبوب است. از طرفی از منظر صدرالمتالهین عشق در همه موجودات ساری است و مبدا همه حرکت ها و سکون ها در اجسام عالی و سافل آسمانی و زمینی همان خدا و عشق به اوست و با تأمل در مرگ، خلوت و تنهایی جویی، دوست داشتن علم و علماء، شفقت بر خلق خدا، غلبه هیبت الهی بر وجود محب، پرهیز از ادعای داشتن عشق و محبت می توان چگونگی تاثیر صفت عشق الهی را بر تکامل انسان تبیین کرد. هم چنین نظام معقول نزد حکما که عنایت نام دارد مصدر همین نظام موجود است. پس این عالم موجود در نهایت خیر و فضیلت ممکن است این همان عنایت از منظر صدرالمتالهین است و حق تعالی با حسن تدبیر و لطفی که به موجودات دارد، اجزای نظام خلقت را چنان مستحکم و نیکو آفریده که تصور نظامی کامل تر و برتر از آن ممکن نیست. با تامل در آفرینش انسان، زمین و آسمان و فلکیات و حرکات منظم آن ها می توان تاثیر صفت عنایت برتکامل انسان را تببین نمود و هم چنین فیض عام و بخشش گسترده در مورد همه موجوداتی که امکان هستی یا کمال در هستی دارند بدون هیچ گونه امساک یا تبعیضی عدالت نام دارد و با تأمل در نظام آفرینش، پاداش و کیفر اخروی، امور مالی و اقتصادی، پایداری اجتماع و اصلاح مردم می توان از طریق صفت عدالت به تکامل رسید. پس با توجه به آن چه گفته شد انسان همه چیز را فائض در حق می بیند و غیر ذات حق را نمی تواند ببیند پس انسان محو در خدا و متشبه به او می شود و به بالاترین مرتبه کمال که همان فناء فی الله است می رسد.
نقش های زنانه در اندیشه بودایی و ابن عربی
نویسنده:
آزاده مدنی
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
با وجود انکار نقش‌های عرفانی و دینی زنان در بسیاری از ادیان، نقش‌های مثل مادری و همزادی در فرهنگ ملل و ادیان همواره مورد توجه‌ بوده است. نقش هم‌زادی??? زنانه در واقع معرّف خلاقیت در عنصر مؤنث است. این کهن الگو از دیرباز تاکنون همواره به صورتی مؤثر میان ادیان حضور داشته است؛ چنان‌که شخینا در فرهنگ یهودی، سوفیا در فرهنگ مسیحی، باکره نورانی در مانویت، داکینی در آیین بودایی و شکتی در فرهنگ هندی از نمونه‌های آن هستند. در فرهنگ اسلامی این وجه الاهی در کامل‌ترین شکل خود به صورت فاطمه‌ فاطر???? ظهور می‌یابد. در فرهنگ بودایی که مورد بحث ما است، این نقش در شکل داکینی‌ها در بودیزم تنتره‌یی شکل می‌گیرد که شباهت‌هایی با نوع نگاه ابن عربی به زن دارد. در عرفان اسلامی، اوج توجه به زن را می‌توان در اندیشه‌های ابن عربی یافت. در سطور ذیل به بررسی این دو اندیشه و شباهت‌ها و تفاوت‌هایش می‌پردازیم.
زبان آیات الهیاتی قرآن از منظر روزبهان بقلی و ابن عربی
نویسنده:
مسعود حاجی ربیع, محمد حسین زاده
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامی ,
چکیده :
تحقيق در متون دينی از دغدغه های ديرين دين پژوهان است. دين پژوهان مسلمان، قرآن را كانون اصلی اين مبحث قرار داده اند. پژوهش در زبان آيات الهياتی قرآن (=آيـات نـاظر بـه اوصـاف و افعال خدا) مهمترين جايگاه را داراست؛ چراكه نزد دين پژوهان مسلمان، خدا و اوصافش سرآمد هر موضوعی است. در ميان دين پژوهان مسلمان، دين پژوهان عارف نيز شيفتگی خـود ر ا بـه ايـن مبحث نشان داده اند. در ميان عارفان، روزبهان بقلی شيرازی (522ـ 606 ه. ق) و ابن عربی (560ــ 638 ه. ق) با صراحتی بيشتر و از دو منظر مختلف بـه موضـوع نگريـسته انـد. روزبهـان از رهگـذر مقوله «شطح»، «زبان شطح» را برگزيده و ابن عربی با رد شطح و از رهگذر مؤلفه های«جامعيت تشبيه و تنزيه» و«اتحاد ظاهر و مظهر»، به«زبان ظاهر» باور يافته است . هدف مقاله حاضر، مقايسه آرای زبـانی اين دو انديشمند مسلمان وپاسخ به اين پرسش است كه آيا زبان آيات الهياتی، زبان ظاهر است يا زبان شطح؟برخی يافته های مهم اين پژوهش حاضرعبارت است از: 1ـ نگاه باطنی روزبهان به حقيقت؛ 2ــ تحول درمعنای شطح توسط روزبهان؛ 3ـ نگرش جامع ابن عربی به حقيقت؛ 4ـ نزديكی هستی شناسـی ابن عربی به ذهن و قابليت آن برای عرضه يك جهان بينی نظاممند؛ 5ـدوری هستی شناسی روزبهـان از ذهن و پذيرا نبودن آن برای ارائه يك جهانبينی منسجم.
صفحات :
از صفحه 71 تا 92
گزارش و بررسی انتقادی برهان وجودی بر وجود خداوند در فلسفه دکارت
نویسنده:
سید صدرالدین طاهری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامی,
چکیده :
اين مقاله به بحث انتقادی درباره «برهان وجودی» بر وجود خداوند به روايت دكارت و برحـسب سنت فلسفی او اختصاص دارد. دكارت برهان وجودی را در رساله مختصر و مهم خود ، تـأملات در فلسفه اولی، در تأمل پنجم ارائه كرده و در كتاب اصول فلـسفه و رسـاله دلايـل اثبـات وجـود خدا و جدايی نفس و بدن به روش هندسی نيز همان دليل را تلخيص و تكرار نموده است. درمقاله حاضر ابتدا صورت هايی از طرح برهان وجودی را در آثار مختلـف دكـارت ملاحظـه خـواهيم كرد و پس از استخراج مضمون مشترك آنها شش اعتراض را كه دكارت خـود پـيش بينـی یـا نقـل كـرده و پاسخ داده،همراه با پاسخ های او گزارش می كنيم و می كوشيم در هر مورد قضاوتی نيز داشته باشيم . در پايـان نيز يك اعتراض برنتيجه برهان،به ابتكار اين مقاله،برمجموعه اعتراضات می افزاييم.
صفحات :
از صفحه 121 تا 144
رابطه «لذت و سعادت» از دیدگاه اپیکور و صدرالمتالهین
نویسنده:
ولی غیبی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامی,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
لذت، از اساسی ترين انگيزه های رفتار درآدمی است واز طرفی سعادت، به عنـوان غايـت اخـلاق تلقی می گردد. رابطه «لذت» با «سعادت» يكی از مباحث بنيادين در فلسفه اخلاق است. اين مقالـه به بررسی تطبيقی ديدگاه های دو متفكر با گرايش های مختلف (اپيكور، «لذت گرا» وملاصدرا به عنوان نماينده فلسفه اسلامی) در اين رابطه می پردازد. از ديـدگاه اپيكـور(Epicuruse (سـعادت، عين لذت است؛ اما مراد وی از «لذت» تنها لذت های حسی يا عياشی نيست. مقصود وی از لذت، «فقدان رنج» است، وراه وصول به سـعادت را تعـديل اميـال و دوری از لـذت هـای غيرضـروری همچون تجمل پرستی وقدرت طلبی می دانسـت؛ زيـرا ايـن اميـال و خواسـته هـا، بيشـتر سرچشـمه رنج اند تا منبع شادمانی. طبق نظريه اخلاقی ملاصدرا_ كه ديدگاهی دينی فلسفی است_ سعادت حقيقی در تقرب بـه ذات الهـی اسـت. وی، بـرخلاف اپيكـور، انسـان را موجـودی تـك سـاحتی نمی بيند، بلكه علاوه بر جسم، برای انسان روح و روان نيز قائل است كه دارای لذاتی متناسـب بـا خود است ودر سايه قرب الهی، انسان بـه بهتـرين و عميـق تـرين لـذات روحـی و معنـوی دسـت می یابد. راه رسيدن به ايـن سـعادت در دو گـام اسـت: اول، تهـذيب نفـس وپـاك كـردن روح از رذايل و دوم، تلاش در كسب معرفت و شناخت خداوند. نتيجه حاصل از اين پژوهش دو مطلـب است: نخست، عدم كفايت توان و دانش متعارف بشردر تشخيص سعادت حقيقـی انسـان و دوم، اينكه سعادت حقيقی همراه است با نائل شدن به اوج لذت كه آنهم بر محور قرب الهی دور می زند.
صفحات :
از صفحه 141 تا 164
  • تعداد رکورد ها : 188