جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 267
درباره مارتین هایدگر: پیدایش جریان‌های فلسفی وامدار اندیشه‌های هایدگر
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران - ایران: ایرنا,
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
مارتین هایدگر از مهم‌ترین اندیشه‌ورزان و فلاسفه معاصر به حساب می‌آید که در پیدایش و تولد جریان های مهم فلسفی نقش اساسی داشت. از نظر این اندیشمند آلمانی، رسالت اصلی انسان، حقیقت‌جویی و احیای ارزش‌های انسانی چون حس همدردی و برادری است. نحوه نگاه هایدگر به موضوعات کهن و جدید سبب گرایش فلاسفه ایرانی به او شد./ پژوهشگر گروه اطلاع رسانی به مناسبت سالروز تولد مارتین هایدگر فیلسوف سده بیستم در این نوشتار سعی دارد کنکاشی کوتاه و گذرا بر اندیشه و آرای مارتین هایدگر آلمانی و پیروان او در ایران داشته باشد./ فریدریک کاپلستون متفکر انگلیسی در این باره می‌گوید: هایدگر اگر چه از گشودگی انسان به روی هستی بسیار سخن می‌راند، اما وی نتوانسته پرده از روی هستی بردارد.
هایدگر و اندیشه هایش در رابطه با روشنفکران دینی در ایران
نویسنده:
احمد بخشایش اردستانی
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
در مقطعی از تاریخ انقلاب اسلامی جدال بین طرفداران هایدگر آلمانی با طرفداران پوپر انگلیسی، انگیزه بخش روشنفکران دینی در ایران بالاخص دهه 70 در زمینه های نظری بود. هایدگر فیلسوف شهیر آلمانی که احمد فردید، امام خمینی را همسخن وی در نقد غرب معرفی می کرد، بحث خود را از هستن شروع و به اندیشه ختم می نماید. ایشان اندیشمندی پست مدرن است که در تقابل با اندیشه دکارت، به نقد تجدد و فلسفه غرب می پردازد. علاقمندی هایدگر به مابعدالطبیعه و دازاین باعث شد تا برخی از روشنفکران دینی در ایران به تحمید و تبیین نظرات فلسفی ایشان بپردازند. مقاله حاضر در پی تبیین افکار و آراء اندیشه هایدگر آلمانی و نحوه تأثیر این افکار بر اندیشمندان ایرانی است. عمده این تأثیر در نقد غرب می باشد.
صفحات :
از صفحه 73 تا 88
مارتین هایدگر می‌پرسید: چطور می‌توان در جهان سکونت کرد؟
نویسنده:
دیوید کوپر؛ ترجمۀ: علی حاتمیان
نوع منبع :
مقاله , ترجمه اثر , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ترجمان,
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
هایدگر را در کنار ویتگنشتاین از بزرگترین فیلسوفان قرن بیستم دانسته‌اند. هایدگر زادۀ منطقۀ روستایی «جنگل سیاه» در آلمان بود و تا انتهای عمر دلبستگی شدیدی به زادگاه خود داشت. برخلاف زندگی نسبتاً بی‌ماجرای این فیلسوف آلمانی، که جز همکاری رسوایی‌آمیز او با نازی‌ها، داستانی برای تعریف‌کردن ندارد، راه طولانی تفکر او، بسیار رنگارنگ و غنی است. مسیری که از مسیحیت آغاز شد، به بی‌خانمانی و فناوری اندیشید، به یونان باستان هجرت کرد و در آخرین سرمنزل خود در آیین دائو سکونت گزید.
بررسی تطبیقی عدم از دیدگاه ملاصدرا و هایدگر
نویسنده:
نویسنده:سمیه عظیمی؛ استاد راهنما:عزیزاله افشار کرمانی؛ استاد مشاور :محمد اکوان
نوع منبع :
رساله تحصیلی
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
عدم از جمله واژه‌هایی است که مابعدالطبیعه در صدد کشف و تبیین آن بوده و تحلیل آن در فلسفه‌ی ملاصدرا و هایدگر اهمیت بسزایی دارد. ملاصدرا بر مبنای اصالت وجود معتقد است که هر امری؛ اعم از ذهنی یا عینی به اندازه‌ برخورداریش از وجود، حقیقی است و عدم گرچه لاشیء و بطلان محض است اما او به نحو ضمنی به جایگاه و تأثیر عدم در هستی و شناخت توجه کرده است. حال سؤال این است که آیا عدم در ادراک و تحقق وجود، کارکرد دارد؟ اگر پاسخ مثبت است آن کارکردها کدام است.گرچه موضوع فلسفه وجود است و تنها چیزی است که می‌توان مصداق حقیقی برایش در نظر گرفت اما توجه به وجود ما را از توجه به عدم و نقش آن غافل کرده است.تحلیل نقش عدم برای پیدایش کثرت، شناخت کثرات و تمایز موجودات، همه به شناخت معانی عدم و مصادیق آن برمی‌گردد. به طوری که می‌توان گفت بنا به تشکیک وجود، تشکیک و شدت و ضعف در عدم هم در فلسفه‌ صدرایی قابل طرح است به نحوی که در مرتبه‌ای از هستی هیچگونه عدمی ورود ندارد و در مرتبه‌ ضعیف هستی عدم به نهایت خود می‌رسد و اگر معانی عدم برای ذهن کشف نشود تعقل فلسفی امکان ندارد زیرا فهم اصل تناقض، اصالت وجود، تشکیک در وجود، حرکت جوهری و تکامل نفس همه مستلزم تعقل عدم و کاربرد آن در تحلیل مفاهیم فلسفی است. هایدگر نیز در «متافیزیک چیست؟» پرسش از عدم را مرکز اصلی انکشاف حقیقت قرار داده و معتقد است عدم بر خلاف بسیاری که آن را مفهومی میان‌تهی و انتزاعی می‌دانند، ساحتی هستی‌شناختی دارد که بنیاد همه‌ هستندگان است و حضور هستی را بیش از وجود موجودات در عدم جلوه‌گر می‌داند. هایدگر بحث از عدم را در فرازهایی چون معنای عدم در قالب نفی کامل کلیت موجودات، فقر تام وتمام موجودات، لاموجود و نیستی و راه‌های مواجهه با آن در قالب ترس‌آگاهی و رویارویی با مرگ بررسی و تاکید می‌کند که عدم از طریق ترس‌آگاهی که ترس از جهان بما هو است آشکار می‌شود و ارتباط مستقیم با جهان بماهو دارد و همین ارتباط مستقیم است که امکان درک عدم را برای دازاین میسر می‌کند و نتایج آن در شناخت و تکثر هستی و تکامل و تعالی انسان آشکار می‌گردد. در این رساله برآنیم تا ضمن بررسی معانی مختلف عدم در تفکر صدرا و هایدگر، به تحلیل تطبیقی در مورد کارکرد این مفهوم در ارتباط با وجود و نتایج آن در شناخت و تکثر هستی و تکامل و تعالی انسان بپردازیم و نهایتاً وجه تفاوت و شباهت دیدگاه‌های این دو فیلسوف را بیان کنیم.
تفسیر هایدگر از فرونسیس با نگاهی به آراء ملاصدرا
نویسنده:
نویسنده:مریم صمدیه؛ استاد راهنما:مجید ملایوسفی؛ استاد مشاور :محمدصادق زاهدی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
هایدگر در دو کتاب سوفیست افلاطون و هستی و زمان، مبحث فرونسیس را مورد توجه قرار داده است. وی در کتاب سوفیست افلاطون به تفسیر اخلاق نیکوماخوس ارسطو و به ویژه مبحث فرونسیس می‌پردازد. علاوه بر این در کتاب هستی و زمان نیز در مباحث مربوط به دازاین، مناسبات دازاین با دازاین‌های دیگر و نحوه-های وجودی دازاین به فرونسیس توجه کرده است. از نظر هایدگر فرونسیس، نحوه‌ای از کشف و گشودگی و یا به تعبیر دقیق‌تر نحوه‌ای از وجود دازاین است که مرتبط با پراکسیس یا عمل است و دازاین را جهت-دهی می‌کند تا به نحوه‌ی وجود اصیل یا اگزیستانسیال دست یابد. در واقع فرونسیس بر اساس چنین تعریفی با آگاثون یا ایده خیر نیز ارتباط پیدا می‌کند و آلثیا به معنای کشف و گشودگی مقوله‌ای است که این ارتباط را امکان‌پذیر می‌سازد. از سوی دیگر ملاصدرا از جمله فیلسوفان مسلمانی است که به فرونسیس یا حکمت عملی توجه کرده است. وی مباحث خویش در حوزه حکمت عملی را ذیل مبحث علم النفس و به ویژه کمال و سعادت نفس انسان بیان نموده است؛ چرا که از دیدگاه ملاصدرا، حکمت عملی لازمه رسیدن انسان به سعادت یعنی وجود اصیل است. علاوه بر این ملاصدرا حکمت عملی را بخشی از شریعت می‌داند از آن جهت که مرتبط با اعمال و رفتار انسان اعم از فردی، خانوادگی، اجتماعی و سیاسی است و شاید از این روست که کتاب مستقلی نیز در این حوزه ارائه نداده؛ چرا که شریعت را غنی از مبانی حکمت عملی می‌دانسته است. نوشتار حاضر در تلاش است تا به تفسیر هایدگر از فرونسیس و مقایسه آن را با آراء و اندیشه‌های ملاصدرا بپردازد. شایان ذکر است که آراء و اندیشه‌های دو فیلسوف از دو وجه جایگاه هستی شناسی و ماهیت فرونسیس قابل مقایسه است. هایدگر از لحاظ جایگاه هستی ‌‌شناسی قائل به برتری فرونسیس بر تمامی انحاء کشف و گشودگی دازاین همچون اپیستمه، تخنه و سوفیاست. ملاصدرا دو تئوری متفاوت در این حوزه ارائه داده است. وی به اعتبار موضوع و متعلقات، قائل به برتری حکمت نظری بر حکمت عملی و به اعتبار جایگاه این دو در رساندن انسان به سعادت، به وحدت حکمت نظری و عملی قائل شده است. علاوه بر این، آراء دو فیلسوف در حوزه موضوع، فاعل، غایت و ماهیت فرونسیس نیز قابل مقایسه است. ملاصدرا به تأسی از ارسطو موضوع حکمت عملی را نفس انسانی و کمال آن دانسته است؛ این در حالی است که هایدگر موضوع آن را، وجود دازاین می‌داند. این نحوه تفکر درباره موضوع؛ فاعل، غایت و حتی ماهیت فرونسیس را تحت الشعاع قرار می‌دهد؛ بطوری که هایدگر فرونسیس را نحوه‌‌ای از وجود دازاین و ملاصدرا نحوه‌ای از معرفت می‌داند. طبیعی است تلقی دو فیلسوف از ماهیت فرونسیس متفاوت باشد؛ چراکه تفکر هایدگر در فضایی کاملاً متفاوت با فضای فکری ملاصدرا به عنوان فیلسوفی مسلمان شکل گرفته است. در واقع ماهیت حکمت عملی در دیدگاه ملاصدرا در پرتو مبانی فلسفی همچون اصالت وجود، تشکیک در مراتب وجود، حرکت جوهری و اعتقاد به مبدأ و معاد امکان‌پذیر است؛ این در حالی است که در تبیین ماهیت فرونسیس در دیدگاه هایدگر مبدأ و معاد جایگاهی ندارند. از این رو مفهوم فرونسیس در هر یک از دو فیلسوف بزرگ با توجه به مبانی فلسفی خاصی که اتخاذ کرده‌اند، قابل تبیین است.
تفسیر از آن خویش کنندۀ اخلاق نیکوماخوس به مثابۀ راهبر پدیدارشناسی هرمنوتیک هایدگر جوان
نویسنده:
جمال سامع، محمد جواد صافیان
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
ارسطو از فلاسفه تأثیرگذار بر روی تفکر هایدگر جوان است. هدف مقاله حاضر روشن کردن بخشی از این تأثیرگذاری است. هایدگر در خلال سال‌های ۱۹۲۲-1926 عمیقا به فلسفه ارسطو می‌اندیشد. اخلاق نیکوماخوس اثری از ارسطو است که بیش از سایر آثار، مورد توجه هایدگر قرار گرفته است. برای درک مواجهه هایدگر در این سالها با تفکر ارسطو بر روی سه اثر مهم این دوره « پدیدارشناسی در ارتباط با ارسطو» به سال ۱۹۲۲، «مفاهیم بنیادین ارسطو » به سال ۱۹۲۴ و « افلاطون: محاوره سوفسیت» متمرکز می‌شویم. استدلال مقاله این است که تفسیر هایدگر از ارسطو در این سالها در زمرۀ اولین تلاش‌ها و تمرین‌های روش‌شناسی خاص وی، پدیدارشناسی هرمنوتیک است. به طوری‌که می‌توان بالیدن پدیدارشناسی هرمنوتیک و بسیاری از مفاهیم بنیادین اندیشه هایدگر در هستی و زمان مانند تخریب پدیدارشناسی، پروا، وجدان را حاصل تأمل هایدگر بر روی اندیشه های ارسطو در خلال این سال‌ها دانست. سه گام اصلی این مقاله برای روشن کردن تفسیر از آن خویش کننده اخلاق نیکوماخوس عبارتند از پرداختن به حقیقت، بررسی مواجهه پدیدارشناسانه هایدگر با اخلاق نیکوماخوس و بررسی تخنه به مثابه افق آشکارگی تکنولوژی. در هر یک از این سه گام سعی می‌کنیم تأثیر تفکر ارسطو بر هایدگر را بررسی کنیم.
صفحات :
از صفحه 7 تا 31
امر پیشین در اندیشه کانت، هایدگر و گادامر
نویسنده:
مهدی خبازی کناری، ندا راه بار
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
مقاله حاضر، ضمن پرداختن به پیشینه تاریخی امر پیشین تصریح می کند که این مفهوم در اندیشه کانت به مثابه قوام بخش احکام ضروری و معرفت شناختی ایفای نقش می کند و در اندیشه هایدگر و گادامر به وجهی دیگر ادامه حیات می دهد. این مقاله در جستجوی فهم این مساله است که وجوه معرفت شناسانه و هستی شناسانه از امر پیشین در اندیشه هایدگر و گادامر چگونه خود را نشان می دهد. کانت در ساحت معرفت شناختی و هایدگر در ساحت هستی شناختی امر پیشین را بکار برده و گادامر به روایتی دیگر امر پیشین را در امتزاج این دو دیدگاه معرفت شناختی و هستی شناختی با یکدیگر قرار می دهد. به اختصار می توان گفت، امر پیشین در معرفت شناسی کانت، جزء ساختار لاینفک ذهن بوده و لازمه تحقق حکم ناظر بر واقع است. در هستی شناسی هایدگر، امر پیشین درک پیشین از وجود است که بنیاد شناخت در ساحت تجربه است و در اندیشه گادامر امر پیشین، ضرورتی عقلانی است که تاریخمندی فرد و تعلق آن به سنت و جامعه، وجه هستی شناختی آن است
صفحات :
از صفحه 75 تا 106
مارتین هايدگر "الفن والحقيقة" أو الإنهاء الفينومينولوجي للميتافيزيقا
نویسنده:
علي الحبيب الفريوي
نوع منبع :
کتابشناسی(نمایه کتاب)
کلیدواژه‌های اصلی :
بررسی معنای هستی- خداشناسی در اندیشه هایدگر متاخر
نویسنده:
هانی اشرفی، امیر مازیار
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
مارتین هایدگر در آثار متأخر خود تشریح می‌کند که متافیزیک به مثابه هستی‌ـ‌خداشناسی چگونه با توجه صرف به هستندگان آنها را از یک سو به جهت چیستی یا ذات مورد بررسی قرار می‌دهد و از سوی دیگر به جهت بودگی و قرار گرفتن در زنجیرۀ علّی ذیل برترین هستنده یا همان خداوند. وی با نگاه نقادانه به ساختار هستی‌ـ‌خداشناسی متافیزیک، بر آن است تا تبیین کند که رویکرد هستی‌ـ‌خداشناسانه هم سبب از دست رفتن فهم هستی شده و هم در نتیجۀ آن الوهیت را از جایگاه اصلی خود خارج کرده است. در این مقاله بر آنیم تا معنای هستی‌ـ‌خداشناسی را در تفکر هایدگر متأخر بررسی کنیم و بدین منظور در پی آن هستیم که چگونه متافیزیک نزد هایدگر از نگاه همدلانۀ هستی‌شناسی بنیادین به رویکرد انتقادی هستی‌ـ‌خداشناسی تغییر جایگاه پیدا کرد و آثار دورۀ گذار و دورۀ متأخر وی را بدین منظور مورد تأمل قرار می‏دهیم. در این مقاله با تبیین ساختار هستی‌ـ‌خداشناسانۀ متافیزیک از منظر هایدگر نشان خواهیم داد که چگونه هستی مغفول واقع شده سبب تولد الهیات متافیزیکی شده است.
صفحات :
از صفحه 17 تا 36
  • تعداد رکورد ها : 267