جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 637
رویکرد روانشناختی فروم درباره دین
نویسنده:
فاطمه نیکرو
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
چکیده : در این پایان‌نامه رویکرد روان‌شناختی اریک فروم در باب دین مورد بررسی قرار می‌گیرد. فروم دین را از نگاه روان شناسي اجتماعي، یک کانون اجتماعی می‌داند که به افراد نگرش مشترک می‌دهد. به سخن دیگر او دین را یک مقوله اجتماعی برمی‌شمرد و از تأثیر اجتماعی دین دفاع می‌کند و از این منظر، به تبیین روان شناختی دین می‌پردازد. از این رو دین از نظر فروم عبارت استاز « هرگونه نظام فکری و عملی که گروهی در آن سهیم باشند و نوعی چهارچوب جهت گیری و منبع دلبستگی برای فرد فراهم کند ». در نظر فروم دین تسکین آلام و رنج های زندگی افراد است و از همین روست که دین یک نظام اجتماعی است که برای اعضایش اطمینان و آرامش می‌آورد. فروم معتقد است که خودآگاه معرف انسان اجتماعی است و ناخودآگاه، کل انسان است منهای آن بخشی از او که با جامعه سازگاری دارد. خدا تصور ذهنی است که بازگو کننده تجربه‌ای درونی و شکل گرفته در متن تاریخ است. او سمبول را زبان اسطوره و رؤیا می‌داند و شعایر را اعمال دینی تلقی می‌کند که بیان کننده افکار و احساسات انسانهای دیندار است و از نظر او اسطوره‌ها در صورتی با ارزش‌اند که در خدمت دین باشند. رؤیاها از فکر خود ما سرچشمه می‌گیرند که یا دینی‌اند یا منشأ روانی دارند. فروم معتقد است که دین باید در خدمت انسان باشد و نظامی و دینی قابل ستایش است که بتواند استعدادهای و انگیزه‌های انسان را شکوفا کند و او را در مسیر حقیقی راهنمایی کند. در واقع منش‌هایی که دارای خصوصیات خلاق، عشق و خرد باشند مایه رشد رهبران شایسته‌ای خواهند بود که در میان آنها رهبران ادیان جهان را می‌یابیم که توانستند اکثریت انسانها را هدایت کنند. اخلاق سازنده و ایمان یقینی از دستوراتی و احکامی سرچشمه می‌گیرد که انسان را به درستی شناخته و به کمالات و استعدادها او آگاه بوده است. فروم یک اومانیست است که برای انسان ارزش والایی قائل است. از دیدگاه او بشر درگذشته از احکام و دستوراتی پیروی می‌کرد که کمکی به رشد روح و روان او نمی‌کرد و امروزه نیز ماشین و تحولات زندگی ماشینی معیار ارزشی او واقع شده است. معیاری که انسانها را به جنون کشانده است و آنها را دچار آشفتگی و بیماریهای روحیو روانی کرده است. کلمات کلیدی: فروم، دین، روان، اجتماع، انسان، سمبول، ایمان، اخلاق
مقایسه ی دیدگاه استاد مطهری و مایکل پترسون درباره ی مسئله شر
نویسنده:
زکیه احمدی فر
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
«مسأله‌ی شر» که می‌توان آن را یکی از مسائل بسیار مهم و بحث‌انگیز در مباحث کلام جدید و فلسفه دین معاصر دانست، از آنجایی‌که به بنیادی‌ترین اصول ادیان توحیدی – اعم از وجود خداوند و صفات مطلق او مانند قدرت، علم، خیریت و عدالت- حمله می‌برد، متألّهان خداباور را درصدد ارائه‌ی پاسخ برمی‌انگیزد. پژوهش حاضر به تقریر و مقایسه‌ی دیدگاه مایکل پیترسون و شهید مطهری درباره‌ی مسئله‌ی شر اختصاص یافته است. مهم‌ترین پاسخ پیترسون برای رفع مسئله‌ی شر، دادباوری مبتنی بر خیرهای برتر است؛ وی تنها آن دسته از دادباوری‌هایی را که «امکان شر» را برای دستیابی به خیرهای برتر ضروری می‌دانند، قابل پذیرش می‌داند. مهم‌ترین استدلال مطهری، دادباوری مبتنی بر خیرهای برتر می‌باشد؛ وی با تأکید بر اینکه وجود شرور در تحقق خیرهای برتر در جهان مادی ضروری هستند، اذعان می‌نماید که شرور، نقش‌های مثبت زیادی در جهت رشد و تعالی انسان ایجاد می‌نمایند. با مقایسه‌ی دو فیلسوف به این نتیجه می‌رسم که وجوه تشابه آن‌ها در اتخاذ دادباوری مبتنی بر خیرهای برتر، به عنوان پاسخی مناسب و قابل پذیرش در برابر مسئله‌ی شر می‌باشد، وجوه اختلاف‌شان را نیز می‌توان در نحوه‌ی پذیرش دادباوری مزبور دانست؛ بدین شکل که پیترسون دادباوری‌هایی که مدعی هستند «واقعیّت شر» برای دستیابی به «خیرهای برتر خاص» ضروری می‌باشد را محکوم به شکست می‌داند، اما مطهری در تکمیل‌ دادباوری-های خود به ارائه‌ی مصادیقی از شرور دست می‌زند که ضرورتاً به خیرهای برتر خاصی منتهی می‌شوند. ادعای پیترسون معقولانه است، اما به نظر می‌رسد هر دو پاسخ در پیش‌برد بحث خدا و شر در خور توجه و مهم بوده باشند.
رهیافت فلسفی چالش شرور در معنا داری زندگی انسان
نویسنده:
معصومه اکبری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
چکیدهزندگی انسان همواره در معرض پرسش های مختلفی به وسیله فیلسوفان قرار داشته است. از جمله سوالات و دغدغههای فلسفی پیرامون زندگی انسان، مساله معناداری، هدفمندی و غایت در زندگی انسان است. از زمان یونان باستان که تاریخفلسفه از آن زمان به دست ما رسیده است یکی از مفاهیم عمده و مهم در فلسفه، بحث از غایت، هدف و معنا بوده است. ازنظر ارسطو پی بردن به ریشه و علل امور منوط به کشف علل چهارگانه اشیاء است. که یکی از آن علل چهارگانه، علت غاییاست. مادامی که غایت و هدف یک موجود آشکار نگردد در واقع هنوز علم ما به آن موجود کامل نشده است. حال در موردانسان همواره این یک دغدغه و پرسش مهمی بود که زندگی اش دارای چه هدف و معنایی است. در این زمینه متفکراننظرات متفاوتی دارند. که عده ای قائل به معناداری زندگی انسان شدند و در توجیه این قول از خودشناسی، اعتقاد دینی وایمان به خدا کمک گرفتند. در مقابل عده ای از فیلسوفان و متفکران با ذکر چالش هایی در زندگی انسان و ارائه دلایلی معناداری زندگی انسان را رد کردند. از جمله چالش های مهم در مقابل مدافعان معنا داری زندگی انسان مساله شر است. اساسابحث شرور و معنا داری زندگی انسان یکی از جنجالی ترین و مهمترین مباحثی است که طی قرون و اعصار متمادی موردتحلیل و بررسی متفکران دینی و غیردینی واقع شده و در جریان پر تلاطم تاریخ بشر تبدیل به شبهات و چالش های بسیاریشده است که ذهن آدمی را درگیر و او را نسبت به وجود آفریننده ی هستی همچنین ارزشمندی و غایتمندی زندگی اینجهانی بسیار دغدغه مند ساخته است. در این پژوهش سعی شده است با مراجعه و مطالعه منابع اصلی به جا مانده از اینموضوع و کتب شارحان و مفسران آنها و هم چنین مطالعه مقالات نوشته شده در ارتباط با موضوع پژوهش به تحلیل وبررسیمسأله معناداری زندگی انسان و چالش شرور بپردازد. هدف در این پژوهش که در پنج فصل گردآوری شده است ،پرداختن بهمسأله مذکور وجایگاه آن در فلسفه وهم چنین پیامد کلامی آن درمورد معرفت خداوند از نظر فلاسفه ودانشمندان اسلاموغرب است.این پژوهش شامل بررسی ، شرح و بسط مسأله ی معنا داری زندگی انسان و همچنین مسأله ی چالش برانگیزشرور که اذهان متفکرین و فلاسفه را درگیر خود ساخته می باشد . این که آنها چگونه و با چه دلایلی مسأله ی معناداری راثابت کرده اند و تأثیر چالش شرور بر آنرا چگونه تشریح کرده اند و به آن چه پاسخ هایی داده اند. . در این پژوهش سعی بر آناست به این پرسش که : آیا ناظم و آفریننده ی جهان همان خدای ادیان توحیدی است ؟ و آیا زندگی همراه و سرشار از رنج وآلام در این جهان ، ارزش و غایتی را دنبال می کند و دارای معناست یا خیر ، پاسخ دهیم؛ و به این نتیجه برسیم که با نقشیکه دین در معنا داری زندگی ایفا می کند شرور نمی توانند چالشی علیه آن محسوب شوند.واژه های کلیدی: شر – معنا– زندگی– خدا– انسان– دین
تطبیق عشق الهی از دیدگاه ابن عربی و حافظ
نویسنده:
عاطفه شرفی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
عشق بزرگترین موهبت الهی در زندگی انسان، و چنان جان بخش و نیروزاست که می‌تواند بشر را از فرش به عرش برد. کوتاه‌ترین راه رسیدن به خدا عشق است و اگر چنین نیرویی نباشد هستی یک لحظه هم نخواهد بود و در واقع عشق است خداوند با حکمت و تدبری که دارد این شوق را از ازل در وجود انسان قرار داد و تا هستی خواهد بود عشق نیز خواهد بود. مطالعه و نطبیق کنب و اشعارعرفانی شاعران و عارفان همواره از نیاز-های مهم ادب‌پژوهی بوده است؛ تا در این سیر، اندیشه‌ی معنوی عارفان هرچه بیشتر شناخته شود. هدف نگارنده در گزینش این دو عارف پژوهش در مکتب عرفانی فلسفی ابن عربی و مکتب عارفانه عاشقانه حافظ و تطبیق این دو نوع منظر متفاوت بوده است. در پژوهش حاضر به دنبال تطبیق برخی افکار توصیفات عاشقانه ابن عربی و حافظ هستیم بدین منظور با نگاهی عمیق و موشکافانه به اشعار و نوشته‌های این دو شخصیت بزرگ عرب و عجم را مورد مطالعه و بررشی قرار دادیم سرانجام حاصل یافته‌های خود را در سه فصل به رشته تحریر در آوردیم.
مقایسه تصویر خدا در قرآن و تورات
نویسنده:
فاطمه مازندرانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
این پژوهش به بررسی و مقایسه تصویر خدا در قرآن کریم و تورات پرداخته ومهم‌ترین توصیفاتی را که درباره خداوند متعال بیان شده است، جمع‌آوری نموده است. توحید که از اصلی‌ترین آموزه‌های دین اسلام و یهودیت است، به طور صریح در آیات کتب مقدس این ادیان بیان شده است و نیز خداوند، آفریننده و خالق جهان هستی معرفی شده است. او مهربان، بخشنده، صاحب رحمت، عالم و صادق است، بی‌نیاز از پرستش و عبادت است و غضب و انتقام او برای مجازات نافرمانی و کفر وعدم اطاعت می‌باشد؛ ولی کیفیت این صفات در قرآن کریم و تورات با هم تفاوت دارد و در برخی مواقع شاهد ناهمگونی میان این توصیفات هستیم؛ چنان‌که در قرآن کریم، حد اعلای صفات نیکو متعلق به خداوند است و هیچ‌گونه نقصانی در ذات و صفات، به ساحت او راه نمی‌یابد ولی در تورات، گاه عکس این مسئله اتفاق می‌افتد، خداوند علاقه زیادی به ستایش شدن و قربانی‌ها دارد و بی-نیازی او به آن‌ها بسیار کم مورد توجه قرار گرفته است، خداوند فراموش می‌کند، گاه عدم صدق او آشکار می‌شود، به خاطر گناهان کوچک، سخت غضبناک می‌شود و انتقام می-گیرد که این‌ها با جایگاه خداوندی و ربوبیت او هم‌خوانی ندارد. اما آن‌چه که در نگاه کلی و از میان توصیفات گوناگون این دو کتاب آسمانی می‌توان مشاهده نمود، تصویر خداوندی است که پادشاه جهان است و تمامی خصوصیاتی که یک فرمانروای مقتدر و قدرتمند دارد، در نهایت کمال و به دور از هرگونه نقصی دارا می‌باشد. کلید واژه: قرآن، تورات، خدا، پادشاهی
بررسی تطبیقی خیر، علم و زیبایی از دیدگاه افلاطون و ملاصدرا
نویسنده:
زهرا محمدی محمدیه
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
رساله حاضر بر آن است تا به مقایسه‌ی سه مسأله‌ی خیر، علم و زیبایی در اندیشه‌ی افلاطون و ملاصدرا بپردازد. در این راستا حقیقت هر یک از این سه مسأله و ویژگی‌های آن‌ها و ارتباطشان با یکدیگر از دیدگاه این دو فیلسوف بررسی می‌گردد و اشتراکات و افتراقات دیدگاه‌های این دو فیلسوف در این زمینه مشخص می‌گردد. با توجه به اینکه اندیشه‌ی فلسفی این دو اندیشمند با رویکردی خدا‌محور قرین است، ارتباط تنگاتنگی میان خدا، خیر، علم و زیبایی در نظریات آن‌ها وجود دارد. افلاطون حقیقتِ هریک از این سه را یک چیز و عین خدای صانع و خالق در نظر می‌گیرد و ملاصدرا خیر، علم و زیبایی را از حیث مصداق عین وجود می‌داند که در بالاترین مرتبه‌ی وجودی، عین ذات واجب‌الوجود (خدا)، می‌باشد.
خدا در فلسفه افلاطون
نویسنده:
اشرف کرامتی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
پايان‌نامة حاضركوششي براي ارائة گزارشی روشن از خدا و خدایان در فلسفۀ افلاطون است.مسئلۀ خدا یکی از مسائل مشکل برای مفسرا ن افلاطون بوده است چرا که افلاطون دیدگاههای نظام مندی در این خصوص ارائه نکرده است. در فرهنگ و اساطیر یونانی خدایان به عنوان نیروهای سرمدی لحاظ شده‌اند و این نیروها شبیه انسان بودند. هومر و هزیود به این خدایان اموری را که نزد آدمیان زشت و ناپسند بود نسبت داده‌اند. افلاطون در محاورۀ جمهوری در مقابل آنان موضع‌گیری می‌کند و معتقد است خدایان نه خطاکارندو نه منشاء شر، بلکه خدایان خیر‌اند و نمی‌توانند منشاء شر باشند.باید خاطرنشان کنیم وقتی افلاطون ازخداوند صحبت می‌کند،به هیچ وجهمنظور آن خدای واقع در ادیان توحیدی نیست. در محاورۀ جمهوری، مثال خیر به خورشید تشبیه شده است که منشاء وجود و معقولیت سایر مثل است و در عظمت و قدرت برتر از ذات وجود تلقی شده است. همچنین در تمثیل خط مثال خیر به عنوان مبداء نخستین، نخستین چیز بین همه چیزهاست. در محاورۀ تیمائوس که افلاطون از صانع (دمیورژ) سخن می‌گوید. صانع، مادۀ قبلاً موجود را برمی‌گیرد و جهان را برطبق نمونه ازلی و ابدی یعنی مثل می‌سازد. حال با توجه به این مطلب برخی معتقدند که مثال خیر خداست ویک مرتبه برتر از مثل و سایر مبادی عالم طبیعت و صانع قرار دارد و برخی نیز به یکی بودن مثال خیر و صانع نظر دارند.در قوانین برای مقابله با الحاد برهان می‌آورد و از دو روح خوب و بد سخن می‌گوید که روح خوب عنان جهان را در دست دارد. در پایان نامۀ حاضر تلاش بر این است به این بحث و مسائل جانبی دیگر از جمله براهین اثبات خدا در نزد افلاطون پرداخته شود.
بررسی و مقایسه دیدگاه ابن سینا و صدرالمتالهین درباره ارتباط خدا و عالم
نویسنده:
یوسف حیدری چناری
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مساله ارتباط خدا و عالم یکی از مباحث مهم فلسفی است که هم در فلسفه غرب و هم در فرهنگ و علوم اسلامی مورد توجه و نظریه پردازی اندیشمندان قرار گرفته است. با مطالعه و تامل در دیدگاههای فیلسوفان غرب در این مساله پی می بریم که نظریاتشان با اصل توحید الهی سازگار نیست. اندیشمندان مسلمان به تبیین این مساله در جهتی سازگار با توحید الهی پرداخته اند. نظریه متکلمین اسلامی در این مساله دارای نقش می باشد اما متکلمین با طرح سوالات و ایرادات دقیق، زمینه های تعقل و نظریه پردازی دقیق فلاسفه مسلمان در این زمینه را فراهم کرده اند. فیلسوف بزرگ اسلامی، ابن سینا در این مساله از مفاهیم و اصطلاحات فلسفه ارسطو و احیانا افلوطین استفاده می کند مانند، ؛علیت؛، ؛قاعده الواحد؛، ؛عقول و افلاک؛ و غیره، ولی معنائی خاص مطابق با مبانی فلسفه اسلامی که قبل از او کندی و فارابی و ... تاسیس کرده اند، ارائه می دهد. صدر المتالهین در مساله ارتباط خدا و عالم، از همین فلسفی رایج و برخی مفاهیم خاص فلسفه خود-مانند، اصالت وجود، حرکت جوهری، مساله جعل، وجود رابط داشتن معلومات و غیره -استفاده می کند. البته او در بکارگیری مفاهیم فلسفی رایج هم معنائی خاص از آنها مطابق با مبانی و اصول حکمت متعالیه خودش اراده می کند. اگر چه ابن سینا هم به آن اصطلاحات و مفاهیم به معنی صدرائی اش رسیده است ولی این صدرالمتالهین بوده که این مفاهیم را مبانی فلسفه خود قرار داد. صدرالمتالهین در مساله ارتباط خدا و عالم خواسته است که همان نظریه عرفا (اینکه عالم تجلی و ظهور حق تعالی است) را با استفاده از این مفاهیم فلسفی اثبات کند. نتیجه نهایی بحث این است که اگر چه متکلیمن و ابن سینا خواستند در این مساله (ارتباط خدا و عالم) نظریه ای مطابق با اصل توحید الهی ارائه دهند لکن نظریه صدرالمتالهین بسیار سازگارتر با اصل توحید الهی و مبانی اسلامی است و نواقص نظریات متکلمین و ابن سینا را دارا نمی باشد.
بررسی تطبیقی وحدت وجود از نظر ملاصدرا و اسپینوزا
نویسنده:
زهرا حامد اکبری طوسی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
پژوهش حاضر جستاری است در بحث وحدت وجود که مقصود از آن بررسی تطبیقی نظریه وحدت وجود از دیدگاه دو فیلسوف بزرگ صدرالمتألّهین شیرازی و اسپینوزا است. وحدت وجود از موضوعات مشترک حوزه فلسفه و عرفان است که همواره در گستره تاریخ، موافقان و مخالفان بسیاری را به بحث کشانده است. داوری‌های متفاوت درباره آن تا آنجاست که برخی آن را ایمان محض و عقیده‌ای توحیدیو برخی دیگر آن را کفر محض و باوری ملحدانه توصیف نموده اند. واکاوی درباره درستی و نادرستی هرکدام از این داوری‌ها از اهداف ضروری این پژوهش است. تا از این طریق ضعف برخی داوری‌ها و گمانه‌زنی‌ها در ملحدانه خواندن عقیده به وحدت وجود مشخص گردد. صدرالمتألهین شیرازی با پایه‌گذاری بنیان حکمت متعالیه تبیینی عرفانی از وحدت وجود ارائه می‌دهد. او در گذار از نظریه وحدت تشکیکی که ابتدا به آن معتقد بود ،در نهایت به وحدت شخصی وجود می‌رسد و آن را با تفسیر دقیق خود از رابطه علت و معلول و واحد و کثیر تبیین می‌نماید. اسپینوزا فیلسوف بزرگ دیگری است که در جهان غرب به ارائه فلسفی نظریه وحدت وجود در آثار خود به ویژه اخلاق اهتمام ورزیده است. او با ارائه دیدگاه وحدت جوهر تبیین دیگری از وحدت وجود ارائه می‌دهد. ضمن بررسی و تحلیل دو دیدگاه و مراجعه به مستندات فلسفی ، مشابهت‌ها و تفاوت‌هایی میان دو نظریه ملاحظه شد.مسائلی نظیر اعتقاد به یگانگی جوهر و حقیقت وجود ،توجیه رابطه علت و معلول یا جوهر و حالت به تعبیر اسپینوزا به صورت فراتر از رابطه متعارف ،عدم انکار کثرات و توجیه آن با نظریه تجلّی و معرفی کثرت‌ها به عنوان تجلیات و مظاهر وجود و جوهر یگانه، و نیز باور به خدای متعالی و جدایی ناپذیر از جهان هستی ،از مشابهت‌های نظریه آن دو است. همچنین اعتقاد به خدای نا متشخص از نظر اسپینوزا، نوع متفاوت ارائه نظرات، بیان صریح اسپینوزا مبنی بر یکسان‌انگاری خدا با طبیعت و انتساب مستقیم صفت بُعد به خدا و ارائه تبیینی روشن از وحدت شخصی وجود از سوی ملاصدرا و التزام او به آموزه‌های توحید دینی مبنی بر تمایز خدا و خلق از حیث خلق بودن، از تفاوتهای نظریه وحدت وجود اسپینوزا و صدرالمتألهین به شمار می‌آید.
استدلال‌های تجربی وجود خدا از دیدگاه علامه طباطبایی و دانشمندان علوم جهان
نویسنده:
منیره سلطان احمدی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
براهین تجربی از عام‌ترین استدلالاتی است که توسط دانشمندان علوم از جمله در سده‌های 17 تا 20 و همچنین علامه طباطبایی، در اثبات وجود خدا بکار گرفته شده است. در میان انواع براهین تجربی، برهان نظم از استدلال‌های مشترک مورد تمسک آنان می‌باشد. البته نحوه تقریرهایی که از این برهان ارائه شده و میزان استفاده‌ای که از آن به عمل آمده، سبب گردیده برهان مذکور رنگ و شکلی متفاوت بیابد. برای نمونه برهان نظم مطرح شده در سده 17 توسط برخی، ملقب به نظریه خدای رخنه‌ها می‌گردد. در سده 18 بنابر انحرافی که در تفکر این قرن شکل می‌گیرد و خود طبیعت به جای الهیات برآمده از آن مورد پرستش واقع می‌شود، برهان نظم جز در بخش محدودی از این سده، مشاهد‌ه نمی‌شود. در قرن 19، با رواج نظریه تکامل این برهان و اعتقاد به خدا توسط کسانی که تکامل را برای تبیین پدیده‌ها کافی می‌دانند، به کنار نهاده می‌شود و برخی نیز در این سده، تکامل را تقریر تازه‌ای از برهان نظم معرفی می‌کنند؛ و اما در سده 20 برهان نظم با تقریرهای بسیار متنوع‌تری مورد توجه واقع می‌شود به طوری که این تقریرها با تقریرهای علامه از این برهان، اشتراکات بسیار بیشتری می‌یابد. اما حوزه اشتراک براهین تجربی اثبات وجود خدا میان تفکر قرن 20 و علامه به برهان نظم ختم نمی‌شود، بلکه برهان حدوث البته با تقریرهای متفاوت، از دیگر براهین مشترک آنان می‌باشد. برهان حرکت ازدیگر براهینی است که توسط علامه بکار گرفته می‌شود و در قرون مذکور کاربرد ندارد.
  • تعداد رکورد ها : 637