جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرور > مرور مجلات > نامه فرهنگستان > 1384- دوره 7- شماره 1
  • تعداد رکورد ها : 21
نویسنده:
وحیدیان کامیار تقی
نوع منبع :
کتابخانه عمومی , نمایه مقاله
چکیده :
در زبانهایی که فعل دارای شناسنامه است مثل فارسی و عربی و آلمانی، منطقا نهاد از نظر شمار باید با فعل مطابقت کند (مفرد با مفرد، جمع با جمع)؛ اما زبانها تابع چنین منطقی نیستند بلکه تابع کاربرد اهل زبان اند، به عبارت دیگر، تابع منطق سخن گویان هر زبان اند. لذا، در زبانهایی که فعل دارای شناسه است در مواردی این مطابقت را نمی بینیم. حتی، در زبان پهلوی، فعل ماضی متعدی به جای مطابقت با نهاد با مفعول مطابقت دارد. مثلا معادل جمله فارسی تو مردان را دیدی در زبان پهلوی چنین است: tō mardān dīd hēnd(برگردان تحت اللفظی آن: «تو مردان [را] دیدند»).همچنین معادل جمله فارسی او را دیدم می شود:man ōy did(معادل تحت اللفظی: «من او را دید.»)در بعضی از گویشهای ایرانی امروز نیز همین پدیده دستوری دیده می شود. در نگاهی سطحی و غیرتوصیفی شاید به نظر برسد که در فارسی امروز نهاد با فعل مطابقت دارد؛ حال آنکه، در بسیاری از موارد، چنین مطابقتی وجود ندارد. آنچه دستورنویسان، اعم از ایرانی و غیرایرانی، درباره مطابقت نهاد با فعل در زبان فارسی آورده اند بیشتر بر اساس استقراری ناقص است نه توصیف دقیق. مثلا در دستور زبان فارسی معروف به دستور پنج استاد چنین آمده است: اگر نهاد جمع و جاندار باشد، با فعل جمع می آید؛ اما، اگر نهاد جمع و جاندار نباشد، فعل می تواند مفرد بیاید یا جمع. اگر به اسم بی جان شخصیت انسانی داده شود، در حکم جاندار قرار می گیرد. گیاهان و اعضای زوج بدن و بعضی از کلمات که در آنها تغییر واقع گردد و زمان را برساند به ها و – ان جمع بسته می شود ...
صفحات :
از صفحه 32 تا 41
نویسنده:
مالمیر تیمور
نوع منبع :
کتابخانه عمومی , نمایه مقاله
چکیده :
شیخ فریدالدین محمد عطار نیشابوری از بزرگ ترین شاعران زبان فارسی در نیمه دوم قرن ششم و ربع اول قرن هفتم هجری است. وی با آثاری چون منطق الطیر، مصیبت نامه، الهی نامه، تذکره الاولیا، مختار نامه و دیوان اشعار مشتمل بر غزلیات، قصاید و ترجیعات در زمره شاعران و عارفان کثیرالاثر است. محور تحقیقات بیشتر محققان در اشعار و احوال عطار مثنوی های او بوده است و کمتر به دیوان اشعار او پرداخته اند.نگارنده، به منظور تعیین میزان ابداع و ابتکار عطار در شعر فارسی، صور خیال دیوان وی را به دو بخش تصویرهای تکراری و تصویرهای تازه و ابتکاری تقسیم کرده است و در هر بخش نشان داده است که چه عاملی سبب شده عطار تصویرهای دیگران را در شعرش بیاورد یا آنکه تصویرهای تازه بیافریند...
صفحات :
از صفحه 42 تا 50
نویسنده:
مولوی محمدعلی
نوع منبع :
کتابخانه عمومی , نمایه مقاله
چکیده :
بها ولد، زندگی و عرفان او، تالیف فریتس مایر (10 ژوئیه 1912-10 ژوئیه 1998)، محقق برجسته آلمانی، اثری است در شرح زندگی و اندیشه ها و آرا پدر مولانا جلال الدین محمد مولوی. تالیف چنین اثری در آیینه تصور نگارنده آن نبود. مایر نخست می خواست کتابی با عنوان و محتوایی دیگر بنویسد و تنها در یک فصل آن کتاب به زندگی و عرفان بها ولد بپردازد. اما، ضمن بررسی منابع به ویژه معارف بها ولد - که در سالهای 1333 و 1338 با تصحیحات و حواشی زنده یاد استاد بدیع الزمان فروزانفر در دو جلد به چاپ رسیده و در 1352 تجدید چاپ شده - به این نتیجه رسید که جهان عرفان بها ولد با عالم دیگر عارفان تفاوت بسیار دارد و می شاید که با تفصیل بیشتری بررسی شود. پس دریافت های خود را از سخنان او و نیز از مطالبی که سپهسالار و افلاکی در باره او آورده اند نخست در یک مقاله بلند مدون ساخت، سپس به صورت کتابی در بیست و هفت فصل درآورد. مولف در توجیه این تفصیل می آورد که نمی توانسته است به نقل استنباطهای خود از سخنان بها ولد اکتفا کند و برای مستند ساختن آنها، به معارف ارجاع دهد و امیدوار باشد که خوانندگان کنجکاو آلمانی زبان خود به این کتاب مراجعه کنند. از این رو، لازم شمرده است پاره های بلندی از آن را به آلمانی برگرداند و در کار تحقیقی خود درج کند...
صفحات :
از صفحه 102 تا 106
نویسنده:
نجفی ابوالحسن
نوع منبع :
کتابخانه عمومی , نمایه مقاله
چکیده :
اندیشه گردآوری و تدوین لغات عامیانه نخستین بار در دوران دانشجویی در دانشگاه تهران به ذهن من راه یافت. چند تن از دانشجویان افغانستانی که دوره عالی ادبیات فارسی را می گذراندند به من می گفتند که رغبتی به خواندن داستانهای ایرانیان ندارند، زیرا بسیاری از لغات و اصطلاحات مستعمل در این نوشته ها را درنمی یابند.اما تصمیم نهایی را وقتی گرفتم که روزی، در سال 1362، یک دانشجوی فرانسوی که در رشته زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه تهران تحصیل می کرد، عبارتی را که در کتاب بوف کور صادق هدایت دیده بود به من نشان داد و پرسید: «مگر جان قابل دیدن است؟» آن عبارت که از زبان مرد بیمار گوشه نشینی نقل شده چنین است: «ننجون [= دایه ام] مثل بچه با من رفتار می کرد. می خواست همه جان مرا ببیند.» البته معنای جان برای من فارسی زبان که این زبان را نخست در دامان مادر آموخته ام آشکار بود، اما راستش را بگویم، هر گز توجه نکرده بودم که این کلمه در فارسی عامیانه به معنای «تن و بدن» به خصوص «تن برهنه» است.تا آن زمان برای عامیانه چند مرجع بیشتر وجود نداشت: یکی «مجموعه کلمات عوامانه فارسی» از محمدعلی جمال زاده بود که در انتهای مجموعه داستانهای او با عنوان یکی بود و یکی نبود، منتشر به سال 1922 میلادی (1300 هجری شمسی) در شهر برلن، به چاپ رسیده و شامل 380 لغت است. دیگری فرهنگ عامیانه (امثال، لغات و مصطلحات) از یوسف رحمتی بود که در سال 1330 در تهران چاپ شده و تقریبا شامل 3.000 لغت است. مرجع دیگر که از دو مرجع پیشین پربارتر و محتوی لغات بیشتر است فرهنگ لغات عامیانه از محمدعلی جمال زاده بود که به کوشش محمدجعفر محجوب در سال 1341 در تهران چاپ شده و تقریبا شامل 10.000 لغت است. اینکه می گویم «لغت» و نمی گویم «مدخل» از آن روست که مدخل در فرهنگ نویسی شرایطی دارد که در لغت نامه های مذکور مراعات نشده است (از جمله: ضبط تلفظ کلمه، تفکیک معانی مختلف کلمه و تعریف آنها، ذکر شاهد از منابع مشخص برای هر کدام از این معانی، احیانا تذکر پاره ای نکات دستوری در کاربرد درست کلمه، و نیز ترکیبات و عبارات اصطلاحی که با استفاده از این کلمه ساخته می شود و چیزهای دیگر). عیب بزرگ تر آنکه لغات گردآمده در این چند اثر محصول حافظه گردآورندگان است و نه حاصل جست و جو در منابع. غالبا شاهدی در کار نیست و آن مقدار اندک شواهد نیز ساخته ذهن خود مولف است...
صفحات :
از صفحه 22 تا 31
نویسنده:
مدرسی فاطمه
نوع منبع :
کتابخانه عمومی , نمایه مقاله
چکیده :
زبان پارسی و فرهنگ ایران اسلامی، در طول چندین قرن، در آسیای صغیر سروری و سرافرازی داشت و از چنان شکوه و درخششی برخوردار بود که هیچ سرزمین دیگری جز شبه قاره هند از این حیث با آن قابل قیاس نبود. این زبان شیرین قرنها زبان رسمی آن دیار بود. سخنوران به آن شعر می سرودند و آثار منثور پدید می آورند. این زبان، همچنین، در مجالس درس و در خانقاه و زاویه وسیله تعلیم و ارشاد بود. سلاطین و رجال درباری نامه های رسمی خود را بدان می نوشتند.نفوذ زبان و فرهنگ ایرانی در آسیای صغیر پیشینه ای دیرینه دارد و آغازگاه آن را باید در عصری از روزگار باستان جست که این سرزمین زیبا و زرخیز، طی سه قرن، جزو استانهای شاهنشاهی هخامنشی بوده است. هنوز هم آثاری از آن دوران در دل کوه ها و خزانه موزه ها محفوظ است. این عصر، در تاریخ آن سرزمین به نام «دوره پارسها» شناخته می شود.ناصرخسرو قبادیانی، که سی سال پیش از حکومت سلاطین سلجوقی، طی سفر طولانی خود، از شهر خلاط گذشته، از زبانهای رایج در آن چنین یاد کرده است: «در شهر خلاط به سه زبان سخن می گویند: تازی، پارسی و ارمنی»... 
صفحات :
از صفحه 70 تا 84
نویسنده:
طبیب زاده امید
نوع منبع :
کتابخانه عمومی , نمایه مقاله
صفحات :
از صفحه 131 تا 135
نویسنده:
مصریان علی
نوع منبع :
کتابخانه عمومی , نمایه مقاله
چکیده :
هنگامی که نام ابوریحان بیرونی به میان می آید بی گمان چهره ای برجسته و ممتاز در عرصه ریاضی و نجوم ایران بزرگ در ذهن نقش می بندد. اما حوزه مطالعات و تحقیقات این نابغه بزرگ و خستگی ناپذیر به ریاضی و نجوم محدود نمی شود. مطالعات زبانی نیز عرصه پژوهش های علمی او بوده است. به جرات می توان گفت که تحقیقات ابوریحان بیرونی در حوزه علوم انسانی کافی بود تا نام و یاد او را در تاریخ علم و تمدن جهانی جاوید گرداند. این شخصیت نادر خورشید تابناکی بود که در سال 362 هجری در قلعه بیرون خوارزم بردمید و، پس از سالهای زندگی با افتخار در خدمت آل عراق و مامونیان و همراهی با سلطان محمود غزنوی در لشکرکشی او به هندوستان، سرانجام در سال 440 در کرانه غزنین فرونشست.ابوریحان محمدبن احمد بیرونی خوارزمی در خانواده ای گمنام و خوارزمی تبار چشم به جهان گشود. زبان این قوم زبانی از شاخه زبانهای ایرانی بوده که نمونه آن در نوشته های ابوریحان و دیگر نویسندگان قدیم چون زمخشری (وفات: 538) آمده است.زادروز ابوریحان را بامداد روز پنج شنبه سوم ذی الحجه دانسته اند و تاریخ درگذشت او را شب هنگام جمعه دوم رجب سال 440 در شهر غزنه ثبت کرده اند. بیرونی در رساله ای که در باره فهرست کتابهای محمدبن زکریای رازی نوشته، در بخش معرفی عناوین آثار خود می گوید که، در پایان سال 427، 65 سال قمری و 63 سال شمسی داشته است. (صفا 1352، ص 21)...
صفحات :
از صفحه 195 تا 207
نویسنده:
ذاکرالحسینی محسن
نوع منبع :
کتابخانه عمومی , نمایه مقاله
چکیده :
تسکین شیرازی، یعقوب بن مسعود (؟)، فلک نازنامه، به کوشش سید علی آل داوود، انتشارات توس (گنجینه متون داستانی ۲)، تهران ۱۳۸۲، ۴۰۷(۵۴+۳۵۳) صفحه.فلک نازنامه شرح سفرها و ماجراهای فلک ناز، شاهزاده یهودی تبار مصری است. از این مثنوی با نامهای فلک ناز، داستان فلک ناز، خورشیدآفرین، فلک ناز و خورشیدآفرین، سرو و گل، خورشیدآفرین و گل، فلک ناز و خورشیدآفرین و سرو و گل طناز، و خورشیدآفرین و فلک ناز و سرو و گل طناز یاد شده است. این داستان دلکش عاشقانه، زمانی، در مکتبخانه ها خوانده می شده است. و از آن چند روایت منثور و منظوم موجود است. از آن میان، روایت منظوم سروده تسکین شیرازی - ظاهرا در پرتو زبان گفتاری و شیوه مقبول داستان سرایی آن - بیشتر شهرت یافته و چندین بار در هند و ایران به چاپ رسیده است.تسکین شاعری عرب تبار بوده که پدر و مادرش در بحرین سکونت داشته اند و او به شیراز مهاجرت کرده و در آن شهر اقامت گزیده است. وی، در عصر کریم خان زند می زیسته، و فلک نازنامه را به تشویق میرزا شرف، از بزرگان شیراز، به رشته نظمی سست درآورده است. میرزاشرف، پیش از تسکین، شاعری به نام «ضیایی» را مامور نظم این داستان کرده بود، اما ضیایی این کار را به پایان نبرد.فلک نازنامه، به تقلید از خسرو و شیرین نظامی، در بحر هزج مسدس مقصور (یا محذوف) سروده و ماخذ آن چندبار با عنوان سرو وگل معرفی شده است، از جمله در این بیت:به هر منظوم و منثوری رسیدم     کتابی به ز سرو و گل ندیدم(ص 65)...
صفحات :
از صفحه 126 تا 130
نویسنده:
ذاکرالحسینی محسن
نوع منبع :
کتابخانه عمومی , نمایه مقاله
چکیده :
ابوالفضل فیض دکنی، نل و دمن، به کوشش سید علی آل داوود، مرکز نشر دانشگاهی، تهران ۱۳۸۲، ۲۵۶(۶۰+۱۷۵+۲۲)صفحه.ابوالفیض فیضی اکبرآبادی دکنی (954-1004)، متخلص به «فیضی» و سپس «فیاضی»، از فارسی گویان نامدار هندوستان است که، پس از درگذشت غزالی مشهدی (وفات: 980 ق)، ملک الشعرای دربار اکبرشاه شده است. او فرزند شیخ مبارک ناگوری (915-1001)، مولف تفسیر منبع العلوم، و برادر بزرگ ابوالفضل علامی (958-1011)، مولف اکبرنامه و آیین اکبری است. فیضی در شعر و ادب و تاریخ مهارت داشته. کتابخانه 4600 جلدی او، که نسخه های متون محفوظ در آن غالبا به خط مولفان آنها بوده، پس از مرگ وی، به خزانه پادشاهی انتقال یافته است.فیضی بر زبان های فارسی و عربی و سنسکریت احاطه داشته و آثاری به فارسی و عربی تالیف و از سنسکریت به فارسی ترجمه کرده است؛ از جمله سواطع الالهام فی تفسیر القرآن مشهور به «تفسیر بی نقطه» که در سراسر آن حرف نقطه دار نیاورده است؛ لیلاوتی، ترجمه از سنسکریت؛ لطیفه فیاضی، مکاتیب فیضی، گلدسته نظم و نثر، گزیده شعر قدما با مقدمه ابوالفضل علامی؛ دیوان؛ پنج نامه، خمسه فیضی؛ رباعیات شهر آشوب.فیضی قصد داشته است پنج مثنوی به نام های مرکز ادوار، سلیمان و بلقیس، نل و دمن، هفت کشور، و اکبرنامه، به تقلید از نظامی گنجوی بسراید. اما، با مرگ زودرس، توفیق اتمام آن را نیافته است. مثنوی فارسی نل و دمن، سومین منظومه از طرح ناکام فیضی، ترجمه ای است همراه با تصرف از داستان عاشقانه نله و دمینتی مهابهاراتا، که در بیش از چهارهزار بیت بر وزن مفعول مفاعلن فعولن (بحر هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف یا مقصور)، در برابر لیلی و مجنون نظامی سروده شده، و چندین شرح و نظیره بر آن نوشته اند...
صفحات :
از صفحه 122 تا 125
نویسنده:
سمایی سیدمهدی
نوع منبع :
کتابخانه عمومی , مطالعه تطبیقی , نمایه مقاله
چکیده :
فرهنگ اصطلاحات عامیانه خودرو، شهرداد میرزایی و رجبعلی مختارپور، مرکز نشر دانشگاهی، تهران ۱۳۸۲،دوازده+۱۸۴ صفحه.یکی از فواید بررسی گونه های غیر رسمی زبان استفاده از شیوه های واژه سازی آنهاست. در این گونه ها، از طبیعی ترین شیوه های واژه سازی که منطبق با ذوق و سلیقه مردم است استفاده می شود. این نوع واژه سازی نا آگاهانه است؛ یعنی اطلاعات واژه سازان از ساختمان واژه ها و اجزای آن شمی است. با بررسی این شیوه ها می توان گرایشهای طبیعی زبان در ساختن واژه های جدید را مشخص کرد.زبان اصناف یکی از گونه های اجتماعی زبان است که در آن واژه سازی ناآگاهانه انجام می شود. فرهنگ اصطلاحات عامیانه خودرو مربوط به الفاظ و اصطلاحاتی است که عمدتا اصنافی نظیر مکانیسینهای خودرو آنها را به کار می برند.از جمله مشکلات بررسی گونه های اجتماعی زبان تشخیص دقیق گونه آنهاست، اینکه چگونه می توان لغت و اصطلاحی را با اطمینان به فلان گونه اجتماعی مربوط دانست یا ندانست. مشکل تشخیص زبان اصناف تا حدی آسان است؛ زیرا می توان نزد اهل هر صنف رفت و در باره اصطلاحات متداول در آن صنف تحقیق کرد. هرچند احتمال خلط کلمات غیرصنفی نیز وجود دارد...
صفحات :
از صفحه 107 تا 111
  • تعداد رکورد ها : 21