جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
  • تعداد رکورد ها : 6
نویسنده:
مهرزاد شجاعی ، مصطفی جعفرطیاری دهاقانی ، جواد لطفی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
مسئله «اجماع» به‌عنوان یکی از منابع بنیادین تفسیر دینی، در سنت اسلامی همواره نقشی تعیین‌کننده در تولید معنا، مشروعیت‌بخشی هنجارها و سامان‌دهی نظم اجتماعی داشته است؛ بااین‌حال، در بستر علوم انسانی معاصر، گسترش کثرت‌گرایی معرفتی، تنوع قرائت‌های دینی، تحولات فناوری و دگرگونی ساختارهای قدرت، کارآمدی و اعتبار اجماع را با پرسش‌های جدی مواجه ساخته است. چالش اصلی آن است که اجماع، با وجود جایگاه تاریخی خود، چگونه می‌تواند در مواجهه با مسائل نوپدید حقوقی، اجتماعی و سیاست‌گذاری، همچنان نقشی معتبر و حل‌مسئله‌محور ایفا کند و از فروکاست به توافقی صوری یا ابزاری برای حذف تکثر جلوگیری نماید. این مقاله با رویکرد تحلیلی-تطبیقی و با بهره‌گیری از الگوی تطبیق مفهومی در مطالعات علوم اسلامی، برپایه مطالعات کتابخانه‌ای و ارجاع به متون اصلی مکاتب امامیه و اهل سنت، می‌کوشد ضمن آسیب‌شناسی مبانی و کارکردهای اجماع، ظرفیت‌ها و موانع پویاسازی آن را در گفتمان علوم انسانی معاصر بررسی نماید. در این مسیر، ابتدا با بازخوانی مبانی معرفت‌شناختی اجماع در دو مکتب، تفاوت‌ها و پیامدهای آن‌ها برای امکان تحقق اجماع در شرایط معاصر تبیین می‌شود؛ سپس، با تحلیل گفتمانی و نهادی، نقش ساختارهای قدرت، رسانه و عقلانیت جمعی در شکل‌گیری یا تضعیف اجماع واکاوی می‌گردد. در گام بعد، کارآمدی اجماع براساس شاخص‌هایی چون سرعت تصمیم‌گیری، کاهش تعارض، افزایش اعتماد عمومی و قابلیت انطباق با مسائل نوپدید، در حوزه‌هایی مانند حقوق معاصر و سیاست‌گذاری اجتماعی ارزیابی می‌شود. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد اجماع تنها درصورتی می‌تواند در علوم انسانی معاصر نقش‌آفرین باشد که به‌مثابه فرآیندی پویا، نقدپذیر و نهادی‌شده فهم شود؛ فرآیندی که عقلانیت انتقادی و مشارکت نخبگانی را با میراث دینی پیوند می‌زند و امکان تولید معرفت و سیاست پایدار را فراهم می‌سازد.
صفحات :
از صفحه 123 تا 156
نویسنده:
ابوالفضل گائینی ، رضا نیک‌بخت
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
این مقاله با رویکردی نظری-فلسفی، به تبیین امر زیبا و تجربه زیبایی‌شناختی از منظر حکمت متعالیه و عرفان اسلامی و بررسی دلالت‌های آن برای سازمان و مدیریت در «عصر مفهومی» می‌پردازد. مسئله محوری پژوهش این است که: ماهیت تجربه زیبایی‌شناختی چیست؛ حکم به زیبایی چگونه می‌تواند ناظر به واقع باشد؛ نقش فاعل شناسا در این تجربه چیست و براساس متافیزیک الهیاتی صدرایی، امر زیبا چگونه تبیین می‌شود و چه پیامدی برای فهم و طراحی سازمان و مدیریت دارد؟ پژوهش با روش اسنادی و استدلال قیاسی-تحلیلی، ضمن مرور تحول تاریخی زیبایی‌شناسی و گذار از عقلانیت ابزاری به نگاه زمینه‌ای، استعاری و معنابنیاد در مدیریت، دستگاه هستی‌شناسی و معرفت‌شناسی حکمت متعالیه را به‌مثابه چهارچوب تفسیر امر زیبا به‌کار می‌گیرد. در این چهارچوب، جهان و انسان تجلی اسماء حسنای الهی دانسته می‌شوند و قوه خیال، فاعل قریب زیبایی و مجرای تنزّل و تعرّج اسماء در عالم اجتماعی است. امر زیبا حاصل وحدت طولی عقل (کانون آگاهی)، قلب (کانون شهود) و تجربه حسی است و به احساس والا، خلاقیت و رازگشایی از اسماء مکنون الهی می‌انجامد. بر این مبنا، سازمان به‌مثابه کنش استعاری امر زیبا و مداخلات مدیریتی به‌منزله کنش‌های خلاقانه‌ای صورت‌بندی می‌شوند که می‌توانند در سیر صعودی نفس، والایی سازمانی سرشار از تحول، عشق و معنا پدید آورند یا در سیر نزولی، روابط برتری‌طلبانه و پوچ‌انگارانه را بازتولید کنند. نتیجه آن‌که زیبایی‌شناسی، صرفاً امری حاشیه‌ای یا سلیقه‌ای در سازمان نیست، بلکه معیاری هستی‌شناختی و معرفت‌شناختی برای سنجش کیفیت وجودی سازمان و مدیریت و چهارچوبی برای بازتعریف فرهنگ، رهبری و مزیت رقابتی در عصر مفهومی به‌شمار می‌رود. ادراک زیبایی از مسیر تجربه حسی و قوه خیال محیط‌های کاری‌ای را پیشنهاد می‌دهد که الهام‌بخش، معنادار و زیباشناختی باشند؛ نه صرفاً کارکردی و رهبرانی که سازمان را ساختار اداری نبینند، بلکه آن را مأموریتی معنادار و تحول‌آفرین تجربه کنند.
صفحات :
از صفحه 39 تا 73
نویسنده:
حسام الدین خلعتبری ، سجاد محمدی ولدانی ، صالح حسن‌زاده ، مجتبی رستمی کیا
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
در این مقاله، مبانی معرفت‌شناسی دانشگاه شناختی و حکمت متعالیه با رویکردی تطبیقی موردتحلیل قرار گرفته است. دانشگاه شناختی به‌عنوان یک بستر میان‌رشته‌ای، بر مفاهیمی نظیر پردازش اطلاعات، بدن‌مندی، و شبیه‌سازی شناختی تأکید دارد؛ درحالی‌که حکمت متعالیه با تکیه بر اصولی چون علم حضوری، تشکیک وجود، و اصالت علم، افقی متفاوت از فهم معرفت را ترسیم می‌کند. این پژوهش با هدف تبیین و مقایسه مفاهیم بنیادین در هر دو منظومه، در پی آن است که نشان دهد چگونه می‌توان از ظرفیت‌های حکمت متعالیه برای بازخوانی و غنی‌سازی مبانی معرفتی دانشگاه شناختی بهره گرفت. درنهایت، براساس این تحلیل تطبیقی، چهارچوبی پیشنهادی برای گفت‌وگو و پیوند میان این دو رویکرد ترسیم می‌شود که می‌تواند زمینه‌ساز تحولی در فهم انسان‌شناسی معرفتی در بستر علوم جدید باشد.
صفحات :
از صفحه 159 تا 199
نویسنده:
زهرا آخوندزاده ، روح الله توحیدی نیا
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
پرسش از چیستی «اجتماع» از مسائل بنیادین فلسفه اجتماعی است. اهمیت این مسئله از آنجا ناشی می‌شود که فهم دقیق مناسبات انسانی و پی‌ریزی مبانی علوم انسانی، مستلزم تبیین جوهره‌ای است که انسان‌ها را به یک واحد منسجم تمدنی تبدیل می‌کند. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و با تمرکز بر آرای ابن‌مسکویه، به تبیین چگونگی شکل‌گیری، تداوم و غایت اجتماع می‌پردازد. یافته‌ها نشان می‌دهد از منظر ابن‌مسکویه، اجتماع، یک شیء ارادی و محصول «رویّه» است. منشأ نخستین گرایش انسان به زندگی جمعی، «نقصان طبعی» و ویژگی «اُنس» است، اما حقیقت اجتماع تنها با فرارفتن از ضرورت‌های طبیعی و از طریق پیوندی ارادی محقق می‌شود. تداوم اجتماع تابع نوع محبت برآمده از لذت، منفعت یا خیر است که به‌مثابه صورت اجتماعی عدالت و ملات اصلی پیوند جمعی عمل می‌کند. ابن‌مسکویه غایت قصوای انسان یعنی سعادت دنیوی و اخروی را منوط به کمال ساختاری اجتماع یعنی یگانگی پیکره‌وار اعضا می‌داند. از‌این‌منظر، تأکید بر «رویه» عاملیتی نوین در برابر ساختارهای اجتماعی ترسیم می‌کند و محبت فضیلت‌محور در مقابل محبت نفع‌محور، می‌تواند الگویی برای تحلیل همبستگی اجتماعی ارائه دهد.
صفحات :
از صفحه 11 تا 37
نویسنده:
جمیله غفاریان ، یحیی قائدی ، حمیدرضا رضازاده
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
برنامه «فلسفه برای کودکان» در خوانش‌های کلاسیک، عمدتاً بر ارتقای مهارت‌های استدلال صوری تمرکز داشته است، رویکردی که به‌طور ضمنی ذهن کودک را به‌مثابه یک سیستم پردازش اطلاعات تقلیل می‌دهد. با‌این‌حال، پارادایم‌های نوظهور در فلسفه ذهن و علوم اعصابِ اراده، ضرورت حیاتی بازنگری در این بنیان‌های هستی‌شناختی را برجسته می‌کنند. این مقاله با روش تحلیلی-استنتاجی، به تبیین اعتبار هستی‌شناختی «آگاهی پدیداری» و نقش آن در «اقتدار علّی» سوژه می‌پردازد. استدلال محوری پژوهش این است که تفکر در حلقه کندوکاو، نه یک فرآیند الگوریتمیک، بلکه تبلورِ عاملیت سوژه در برابر جبرهای بیولوژیک و محرک‌های محیطی است. یافته‌ها نشان می‌دهند که آگاهی اول‌شخص به‌عنوان یک محدودیت سطح بالا عمل کرده و از‌طریق مکانیسم علیت نزولی، فعالیت‌های عصبی سطح پایین را بازپیکربندی می‌کند. پژوهش حاضر با بهره‌گیری از یافته‌های فلسفه ذهن و تأکید بر بنیادهای منتخب فلسفه ذهن، نشان می‌دهد که چگونه فبک با ایجاد وقفه در پاسخ‌های خودکار، از یک تمرین منطقی به یک «تکنولوژی ارتقای عاملیت» ارتقاء می‌یابد؛ فرآیندی که درآن سوژه، فضای لازم برای ساخت هویت روایی خود را ارزیابی می‌کند. این بازتعریف تأکید می‌کند که تفکر منطقی در کودک، نه یک خروجی مکانیکی، بلکه کنشی ارادی برای غلبه بر اینرسی بیولوژیک /جبرگرایی زیستی و بازسازی سوبژکتیویته است.
صفحات :
از صفحه 75 تا 120
نویسنده:
محمدتقی سبزه‌ای ، امین روشن‌پور
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
پوزیتیویسم به‌عنوان یکی از جریان‌های اصلی نظری و روش‌شناختی جامعه‌شناسی مدرن، از آغاز شکل‌گیری تاکنون موردتوجه و نقد گسترده قرار داشته است. این رویکرد با تأکید بر الگوگیری از علوم طبیعی، تجربه‌گرایی و کمّی‌سازی، در پی ارائه شناختی عینی و قانون‌مند از پدیده‌های اجتماعی است. با‌این‌حال، محدودیت‌های آن موجب شد تا مکاتب فلسفی و جامعه‌شناختی مختلف انتقادات بنیادینی بر آن وارد کنند. پژوهش حاضر با بهره‌گیری از روش اسنادی و تحلیل انتقادی، این نقدها را دسته‌بندی و بررسی کرده و می‌کوشد جایگاه پوزیتیویسم در جامعه‌شناسی امروز را بازشناسی کند. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که پوزیتیویسم در ابعاد هستی‌شناختی، معرفت‌شناختی و روش‌شناختی با نقدهای متنوعی مواجه بوده است. هرمنوتیک (به‌ویژه در راستای دیلتای) بر تمایز علوم طبیعی و فرهنگی تأکید دارد؛ جامعه‌شناسی تفهمی (به‌ویژه وبر) به فردگرایی روش‌شناختی و تبیین تفهمی می‌پردازد؛ و پدیدارشناسی (به‌ویژه در راستای هوسرل) با مفاهیمی مانند شهود ذات و صورت کلی، کاستی‌های آن را آشکار می‌کند. مکتب فرانکفورت با برجسته‌کردن فاعلیت انسان و پیوند ارزش و دانش، پوزیتیویسم را به ساده‌سازی و بی‌توجهی به ماهیت اجتماعی علم متهم می‌کند، در‌حالی‌که جریان انتقادی آمریکا بر اتکای بیش از حد به استقراء و غیرنظری‌بودن آن انگشت می‌گذارد. اندیشه‌های پست‌مدرن نیز با نقد مفاهیمی مانند حقیقت عینی، جهان‌شمولی علم و خرد یکپارچه، محدودیت‌های پوزیتیویسم را برجسته می‌سازند. این انتقادات به‌معنای کنار‌گذاشتن کامل پوزیتیویسم نیست، بلکه نشان می‌دهد علوم اجتماعی امروز در مسیر گذار از اثبات‌گرایی به رویکردهای کیفی و انتقادی است و با ترکیب دستاوردهای رویکردهای مختلف، تلاش می‌کند درک عمیق‌تر، چندبعدی و زمینه‌مندتری از واقعیت‌های اجتماعی به‌دست آورد.
صفحات :
از صفحه 201 تا 238
  • تعداد رکورد ها : 6