جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرور > مرور مجلات > پژوهش های مابعدالطبیعی > 1400- دوره 2- شماره 1
  • تعداد رکورد ها : 13
نویسنده:
غلامحسین خدری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
انتشار دو رساله اخیر از فیلسوف، عارف، متکلم و فقیه اندلسی ابن مسره توسط محمد کمال ابراهیم جعفر استاد و محقق فاضل دانشگاه قاهره در مجموعه چستر بیتی(Chester Beatty)دوبلین(ایرلند) در سال های 1978و 1982میلادی، چالش گسترده ای را پیش روی محققان در باره اندیشه ها و آراء سر سلسله جنبان نوعی حکمت عرفانی در غرب جهان اسلام، ایجاد نمود. این آثار به خودی خود نشان دهنده‌ بنیان و اصول نخستین نمونه‌های تفکر حکمی عرفانی در اندلس است. پیچیدگی توأم با ایجاز این دو رساله گواهی بر صورتی خاص از فلسفه‌ عرفانی است که بعدها در اندلس اهمیت و رواج پیدا کرد.ابن عربی در فتوحات و فصوص خود را همچون دیگر فیلسوفان اندلسی همانند ابن باجه و ابن طفیل وامدار این نحوه تفکرمیداند.البته این دو رساله مجدد توسط جی.کنی(J. Kenny) در سال 2002 میلادی و گاریدو کلمنته (Garrido Clemente) در سال 2007 میلادی تجدید چاپ شدند. آخرین ویرایش این متون، توسط گاریدو کلمنته، با ارزیابی او از کاستی‌های نسخه‌های پیشین تدارک و تقریبا کامل و بدون نقص به زیور طبع آراسته شد. بنابراین، خوانش صحیح ، تجزیه و تحلیل دقیق این متون نه فقط برای تشکیل دورنمایی منسجم از تفکر ابن مسره، بلکه برای بازسازی پیچیدگی‌های دوران تکوین دنیای فکری اندلس (که سهم مهمی در انتقال فلسفه و فرهنگ به غرب ایفا کرده است) نیز بسیار حائز اهمیت است.
صفحات :
از صفحه 305 تا 330
نویسنده:
محمدحسن فاطمی نیا
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
در تقسیم تئوری­های فلسفه ذهن، همه انواع فیزیکالیست­ها اعم از تقلیل­گرا و غیرتقلیل­گرا، یگانه­انگار محسوب می­شوند؛ چراکه قائل ­به فیزیکی بودن همه‌چیزند. دراین­بین فیزیکالیست­های تقلیل­گرا علاوه بر این­که همه­چیز را فیزیکی می­دانند قائل­اند همه­چیز قابلیت دارد به سطوح پایین فیزیک تقلیل یابد؛ اما غیرتقلیل­گرایان در فیزیکالیسم، بااین‌که همه­چیز را فیزیکی تلقیّ می­کنند، قائل­اند در ساحت فیزیک با اموری «نوخاسته» مواجه­ایم که نمی­توان آن­ها را به ذرات بنیادین فیزیک تقلیل برده و تبیینی میکروفیزیکال از آن­ها داشته باشیم؛ چراکه اساساً با امری نوخاسته مواجه­ایم؛ اما «دوگانه­انگاری ویژگی» با قائل­شدن به غیرفیزیکی بودن ویژگی­های ذهنی، قائل به دو گونه امر در عالم شده و درنتیجه هردو نظریه فیزیکالیستی یگانه­انگارانه را از­اساس کنار زده است. علاوه بر این­، هرچند در دوگانه­انگاری ویژگی همانند فیزیکالیسم غیرتقلیل­گرا با تیره­ای از ناتقلیل­گرایی و نوخاستگی مواجه­ایم اما ناتقلیل­گرایی و نوخاستگی در دوگانه­انگاری ویژگی، به ترتیب «گونه»­ای و «بنیادین» است نه «نوعی» و «سطحی». مقاله حاضر با روشن کردن مرزهای دقیق دوگانه­انگاری ویژگی با فیزیکالیسم، بالخصوص نوع غیرتقلیل­گرای آن، مانع خلط­های بعدی می­شود
صفحات :
از صفحه 155 تا 178
نویسنده:
زهره زارعی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
موضوع فلسفه مطلق وجود است که سایر مراتب، از حق تعالی تا آخرین مراتب وجود را دربر می گیرد. مرکز هستی و سرسلسله موجودات که غالباً از او به واجب‌الوجود تعبیر می‌کنند، در فلسفه اشراق با عنوان «نورالأنوار» شناخته می‌شود. سهروردی در نظام اشراقی خویش پس از اثبات نورالأنوار و وحدت او، به نفی صفات زائده از آن ساحت می‌پردازد. درباره علم و فعل او نیز، دیدگاه بدیعی ارائه داده است. ملاصدرا با اینکه برهان صدیقین خود بر اثبات واجب تعالی را با برهان سهروردی قریب مأخذ می داند، لکن با توجه به اعتباری بودن وجود در فلسفه سهروردی، شبهه ابن کمونه را بر طریقه او در اثبات واجب، وارد دانسته است. در مورد علم و سایر صفات خدا نیز، یا گفتار سهروردی را نقد کرده و یا در پاره ای جزئیات، آرای متفاوتی با او اتخاذ کرده است. در نوشتار حاضر ضمن بیان دیدگاه‌های سهروردی در این‌باره، به اختلافات و انتقادات ملاصدرا بر او پرداخته شده است.
صفحات :
از صفحه 7 تا 34
نویسنده:
محمدرضا ارشادی نیا
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
نظریه‌پردازی در مباحث معرفت‌شناختی و کاوش درباره ادراکات نفس انسانی، در حکمت الهی سهم عمده‌ای را به خود اختصاص داده است. اوج نظریه‌پردازی در حکمت متعالیه در این راستا، به اثبات برهانی آموزه اتحاد عاقل به معقول منتهی گشته است. مضاف بر تبیین جداگانه این آموزه، در آینه اقامه براهین آن هم می‌توان منظور قائلان را مشاهده کرد. حکیم سبزواری با آگاهی ژرف از مبادی هستی‌شناخت و مبانی نفس‌شناخت و سایر عناصر دخیل در تثبیت این آموزه به اقامه براهین فشرده و متعدد پرداخته است. یکی از این براهین از طریق خلاقیت نفس نسبت به ادراکات و قیام صدوری آنها به نفس است. وی با فربه دیدن عناصر تثبیت‌گر مطلوب در آثار صدرالمتألهین کافی دیده، برهان را به اختصار ارایه کند و شرح مختصری راجع به آن با جملات فشرده‌تر بیان کند. این ایجاز عامل مهم انحراف برخی در فهم مقصود و گام نهادن به میدان معارضه گشته است. بیان برهان و عناصر آن، و بیان گزاره‌هایی که در نقش پشتوانه مستقیم آن است، روایی و استواری این برهان را آشکار ساخته و تعرض را به مصدر آن احاله می‌کند، نیز شبهه ابطال آموزه اتحاد عاقل به معقول را از طریق عدم وجود دلیل بر آن می‌زداید.
صفحات :
از صفحه 207 تا 226
نویسنده:
رضا نقوی ، غلامرضا فیاضی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
در این مقاله به نقد و بررسی دلایل عمدۀ فیلسوفان مسلمان برای نفی ماهیت از واجب الوجود می­‌پردازیم. ابتدا با تفکیک معانی سه­ گانۀ ماهیت و سه تفسیر مختلف از اصالت وجود تلاش می‌­کنیم تا تصویر روشنی از محلّ نزاع به دست ­دهیم. سپس مهمترین أدلۀ نفی ماهیت از واجب را ذکر کرده و نشان می­‌دهیم که اکثر این أدله یا مبتنی بر اصالت ماهیت بوده و یا مبتنی بر فهم خاصی از اصالت وجود هستند که قابل مناقشه می­‌باشد. در نهایت نشان می­‌دهیم که بنابر تفسیر صحیح از اصالت وجود، ماهیت تعین وجود است و وجود بدون تعین معنا ندارد؛ لذا هر وجودی دارای ماهیت است؛ چه محدود و چه نامحدود؛ با این حال چون وجود واجب نامحدود است ماهیت او هم که به عین وجود او تحقق دارد نامحدود خواهد بود. بر این اساس هیچ دلیل قاطعی برای نفی ماهیت از واجب وجود نداشته؛ بلکه برهان بر ماهیت داشتن واجب قائم است و واجب و ممکن به معنایی یکسان دارای ماهیت هستند؛ اگرچه مصداق ماهیت در آنها متفاوت است.
صفحات :
از صفحه 35 تا 58
نویسنده:
سارا بغدادی ، رسول رسولی پور
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
نظریه­ ی مولینیزم (Molinism) بیش از هر چیز درصدد جمع میان آموزه­ی مشیت الاهی و وفاداری به اراده­ ی آزاد فرد انسانی است. یکی از مواضع اختلاف در این میان، چگونگی علم خداوند و حدود آن است؛ به این معنا که چنان­چه به نحوی علم پیشین الاهی ملتزم باشیم، با توجه به اقتضائات چنین علمی، چگونه می­توان ب­طور هم­زمان اول، اراده ­ی آزاد را نیز در جانب مخلوق مختار حفظ نمود، و دوم، بی­ آن­که با نقض اختیار در جبهه­ ی اخیر مواجه باشیم، آن­را هم­سو با اراده­ی ازلی و مشیت الاهی بدانیم. راه­حل پیشنهادی مولینیزم، آموزه­ی "علم میانی" است که برحسب آن شرطی­های خلاف واقع صادق متناظر با فعلِ مختار، به­مثابه­ی دست­آویزی جهت برون­رفت از معضل مزبور معرفی می­شوند. رابرت آدامز(Robert Merrihew Adams) فیلسوف تحلیلی مسیحی، با پرسش از اساس صدق شرطی­های فوق­الذکر، استدلالی در اثبات دوری بودن علم میانی، و ایضا پوچ بودن آن اقامه می­کند؛ چه، تحلیل علم میانی ما را با این واقعیت مواجه می­کند که علیرغم تلاش مولینیزم غایت آن که همانا اثبات اختیار است، تامین نمی­شود. از دیگرسو، تامس فلینت(Thomas Flint) دیگر فیلسوف مسیحی آمریکایی، ضمن نقدی مفصل، موضع آدامز را باطل می­شمرد. در این مقاله، چنان­که از عنوان آن برمی­آید، ابتدا به استدلال آدامز و سپس به نقد فلینت بر آن به­طور مشروحی پرداخته شده است.
صفحات :
از صفحه 59 تا 86
نویسنده:
حسن مهرنیا ، عاطفه فتح اللهی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
افلاطون در مجموعه آثار خود طرح واره ای از یک جامعه ایدئال و فضیلت مندانه را به تصویر می کشد و تلاش می کند با تعیین چارچوب های کلی چنین مدینه ای، جامعه یونان باستان را از حضیض تباهی و فساد به سمت یک دولت عقلانی و اخلاقی رهبری کند. در نوشتار حاضر، اندیشه سیاسی وی آنگونه که در محاورات تیمائوس و کریتیاس و نیز در رساله جمهوری و قوانین معرفی شده است، مورد بررسی قرار می گیرد. ایده محوری افلاطون در محاورات تیمائوس- کریتیاس مبتنی بر «داستان آتلانتیس» است؛ به گونه ای که در بادی امر به نظر می رسد او نظریه آرمانشهر خود در جمهوری را از این اسطوره و داستان وام گرفته است. از این رو در نوشتار حاضر به بررسی این فرضیه و میزان اعتبار و وثاقت آن پرداخته ایم. اما نتیجه پژوهش این بود که این داستان می تواند برساخته ذهن خلاق افلاطون بوده باشد و بر اساس مطالعات علمی دانشمندان در سده های اخیر شواهد عینی دالّ بر وجود چنین جزیره ای در گذشته های دور یافت نشد، و یا دست کم قطعیّت آن مورد تردید قرار گرفته است. با این حال، قدرت خلاقیت فکری و توان بالفعلِ افلاطون در استفاده از قالب داستانی-تخیلی و ژانر ادبی در حوزه فلسفه بسیار قابل تأمل و شگفتی است و این مسأله اساساً چیزی از اعتبار نظریه آرمانشهر او نمی کاهد.
صفحات :
از صفحه 249 تا 278
نویسنده:
اکبر قربانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
آیا منشأ الهی و آسمانیِ دین، با کثرت و تنوّع انسانی و زمینیِ آن سازگار است؟ برای پاسخ به این پرسش، باید دانست که نزول حقیقت واحد الهی در ساحت انسانی، هم مستلزم تکثّر و تنوّع و هم مستلزم نوعی سازگاریِ همراه با محدودیّت است. در واقع با توجه به ظرفیّت­ های بشری و صلاحیّت­ ها و اهلیّت­ های خاصّ هر دسته از انسان­ ها، می­ توان به وجهی از تنوّع و تعدّد ادیان دست یافت که از یک سو ناشی از طبیعتِ انسانی و از سوی دیگر برخاسته از حکمت و رحمت الهی است. به تعبیر دیگر، پذیرش وحدت حقیقتِ الهی و آسمانیِ دین، منافاتی با پذیرش کثرت و محدودیّتِ انسانی و زمینیِ آن ندارد. این جاست که پای حاشیه بشریِ دین به میان می­ آید و تأثیر عوامل قومی و فرهنگی در دین و انشعابات درونیِ ادیان و نیز خاستگاه و جایگاه نظرپردازی­ های مربوط به شریعت و نظام­ های الهیّاتی، نمایان می­ گردد. در این نوشتار، که با تأکید بر آراء و آثار فریتیوف شوان فراهم آمده است، ضمن پذیرش منشأ الهی و وحدت حقیقی و متعالیِ ادیان، کثرت و تنوّع آن­ها با توجه به مفهوم حاشیه بشری و متناسب با قابلیّت­ های انسانی، تبیین می­ گردد.
صفحات :
از صفحه 87 تا 111
نویسنده:
سید سجاد ساداتی زاده ، غلامعلی احمدی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
تلاش برای پی ­بردن به حقیقت نفس و نتایج حاصله ازآن­ها همواره مورد توجه فیلسوفان بوده و به عنوان یکی از دغدغه­ های سیر فلسفی آن­ها به شمار می­ رود در همین راستا تعاریف زیادی از نفس ارایه داده ­اند، عده­ای به قدم و برخی به حدوث نفس اعتقاد داشتند و گروهی هم همانند ابن­ سینا به مجرد بودن نفس در ابتدای پیدایش و صدرا به مادی بودن نفس در آغاز ایجاد اعتقاد داشتند بطوری که ابن­ سینا بیان می­ کند حدوث نفس همراه با حدوث بدن است یا به تعبیری حدوث نفس "مع البدن" است و نفس انسانی نزد ابن ­سینا از اول فطرت هنگام حدوثش مجرد عقلی است اما در نظر صدرا نفس ابتدا امری مادی است و حقیقتی ذومراتب است که بدن، مرتبه نازله آن است. بر این اساس، هرگونه فعل و انفعالی در هر مرتبه که باشد، با فعل و انفعال در مراتب بالاتر و پایین‏ تر رابطه دارد و بالاخره آن ­که سبب اختلاف اساسی در میان دو حکمت مشاء و متعالیه شد اعتقاد و عدم اعتقاد به حرکت جوهری می­ باشد که در پرتوی آن این بحث جان تازه ­ای می­ گیرد.
صفحات :
از صفحه 227 تا 247
نویسنده:
ابراهیم رستمی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
پایه و اساس همه اصول و فروع آموزه های دینی اصل توحید است. در مورد حقیقت توحید آراء متعددی بیان شده است.پژوهش حاضر با رویکرد تحلیلی ـ تطبیقی در صدد دست یابی به فهم صحیح مسأله توحید با همه مراتب آن در دار هستی است. از این رو اولاً و بالذات به تحلیل توحید ذاتی در فلسفه اسلامی أعم از مشایی و صدرایی و عرفان نظری و تطبیق آنها با یکدیگر و ثانیاً و بالتبع به تبیین توحید صفاتی و افعالی پرداخته شده است. از نتایج این پژوهش آن است که واقعیت و حقیقت یک چیز است و تفاوت فلسفه و عرفان، در فهم واقعیت هستی است.در فلسفه اسلامی أعم از مشایی و صدرایی، إسناد وجود به ماسوی الله را حقیقی دانسته و معتقد به توحید واجب الوجود در رأس سلسله علل و وجود بوده و اینکه خداوند در عین بساطت دارای همه کمالات وجودی به نحو أعلی و أتم است.در تبیین توحید افعالی فلسفه مشایی راهکار علیّت طولی و فلسفه صدرایی،معدّ بودن موجودات را مطرح می نمایند؛ اما عرفا معتقد به توحید موجود هستند و اینکه موجود حقیقی یک چیز بوده و آن ذات حق تبارک وتعالی است و إسناد هستی به سایر اشیاء مجاز است و آنچه فلاسفه، توحید می نامند، تعیّنی از تعیّنات آن حقیقتی است که موضوع عرفان نظری است. و همه أشیاء، مظاهر اسماء و صفات حق بوده و فاعلیت آنها در واقع مرآت و شئون فاعلیت خدای سبحان است.
صفحات :
از صفحه 279 تا 304
  • تعداد رکورد ها : 13