جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
نویسنده:
مریم صمدیه ، عبدالرزاق حسامی فر ، زهره هاشمی دزکی
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
تحقیقات مختلف نشان داده‌اند که درمان وجودی در سلامت روان و بهبود زندگی افراد مؤثر است. درمان وجودی با دعوت افراد به تفکر در مورد زندگی و هستی خود و به‌کارگیری قدرت و اراده برای دستیابی به والاترین هدف زندگی سروکار دارد و به‌دنبال معنا بخشیدن به زندگی انسان است. هدف از این پژوهش بررسی درمان وجودی بر بهبود افسردگی بود. فرضیه‌های این پژوهش در چارچوب یک طرح آزمایشی تک موردی با استفاده از طرح خط پایه چندگانه پلکانی طی 8 جلسه 45 دقیقه‌ای بر روی سه بیمار با پیگیری یک و سه ماهه بررسی شد. ابزارهای مورد استفاده شامل پرسشنامه افسردگی بک و پرسشنامه نشخوار فکری بود. تجزیه و تحلیل داده‌ها بر اساس درصد بهبودی، اندازه اثر و تحلیل نموداری انجام شد. نتایج نشان داد که درمان وجودی تغییرات معناداری در نمرات آزمودنی‌ها ایجاد کرده و منجر به بهبود آزمودنی‌ها شده است. به‌عنوان نتیجه‌گیری، می‌توان بیان کرد که درمان وجودی می‌تواند به بهبود افسردگی و نشخوار فکری در بیماران مبتلا به افسردگی کمک کند.
صفحات :
از صفحه 81 تا 96
نویسنده:
فرهاد ناطقی ، بیژن عبدالکریمی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
هایدگر معتقد بود تاریخ فلسفه بر بنیان سوبژکتیویسم متافیزیکی بنا ‌شده و تداوم یافته است. از نظر وی، این نوع نگرش موجب تباین شناخت (انسان) و جهان (هستی)، یا به‌عبارت بهتر، رابطه دوگانه سوبژه‌ـ‌ابژه میان آنها شده است. او پرسش از معنای هستی را امری محوری می‌داند و معتقد است در تاریخ فلسفه، به‌تدریج، مفهوم هستی به فراموشی سپرده شده است. بر این اساس، مقصود هایدگر نقد بنیادین تفکر متافیزیکی، یا به‌عبارت بهتر، گسست از سوبژکتیویسم و نیل به نوعی از اندیشه غیرمتافیزیکی است. او در آثار و اندیشه‌های خویش، از مفاهیم اسطوره‌ای یونانیان باستان بهره برده است. مقاله پیش رو درصدد بررسی ریشه‌های برخی افکار فلسفی هایدگر در مورد هستی، انسان و زمان، در اساطیر یونان باستان است. در اندیشه‌های اسطوره‌ای یونان باستان، هستی در قالب ظهور ایزدان توصیف گردیده است. انسان نیز واجد سرشت الهی است و مفاهیمی چون زمان، تاریخ و تقدیر، پدیده‌هایی ایزدی هستند و در سرگذشت او حضور دارند؛ که بیانگر نوعی وحدت میان انسان و هستی است. هایدگر نیز قائل به وحدت میان هستی و انسان است. بنابراین، با تبیین مفاهیمی همچون رویداد ازآن‌خودکننده (ارایگنیس) در مورد نسبت میان هستی و انسان (دازاین)، اگزیستانس بشری را در وحدت با هستی، یعنی حقیقت به مفهوم نامستوری (آلتیا) می‌داند.
صفحات :
از صفحه 27 تا 42
نویسنده:
شیرزاد پیک حرفه ، بهنام دامون فر
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
این مقاله با بررسیِ نظریۀ قرارداد اجتماعی کلاسیک و تحلیلِ تأثیرگذار اَلکسی دو تُکویل، تفسیری جدید از انقلاب فرانسه ارائه می‌دهد. ایده‌های متفاوت هابز، لاک و روسو دربارۀ وضع طبیعی، «برابری» و «آزادی»، باعث می‌شود ایده‌های مشروعیتِ اقتدار و حاکمیت سیاسیِ این سه فیلسوف، با وجود شباهت‌های مشخصِ صوری در تأسیس دولت مدرن و اجتماع سیاسی، در محتوا با هم تفاوت‌هایی مشهود داشته باشند. افزون‌براین، این مقاله بر پایۀ تفسیر تکویل از انقلاب فرانسه، توضیح می‌دهد چگونه در این انقلاب، ایدۀ‌ آزادی فردی به محاق رفت و شکلی از «استبداد اکثریت»، ذیل ایدۀ «برابری» حاکم شد. در ادامه، این مقاله با مقایسۀ رویکرد متفاوتِ سه فیلسوف مهمِ قرادادگرا، نشان می‌دهد نظریه‌هایشان چگونه پیشاپیش تنش پیچیدۀ میان برابری و آزادی را، که به انقلاب فرانسه و پیامدهای آن انجامید، پیشبینی و تاحدی تبیین کرده‌اند. ازاین‌طریق، مقاله تصویری دقیق‌تر از تنش‌های ماندگار درون دمکراسی ترسیم می‌کند.
صفحات :
از صفحه 43 تا 64
نویسنده:
رمضان مهدوی آزادبنی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
کارل پوپر، فیلسوف مشهور فلسفه علم، ایده «مشاهده ناب» را به‌طور جدی به‌چالش کشید. از نظر وی مشاهدات تجربی عاری از مفروضات نیستند. این نقد پوپر به‌طور اساسی ایده جمع‌آوری داده‌های تجربی به‌طور منفعل، بی‌طرف و مستقل از ساختار مفهومی ذهن مشاهده‌گر را به‌چالش می‌کشاند. هدف پژوهش حاضر بررسی پیامد اخلاقی نقد پوپر بر مشاهده ناب در علوم تجربی است و به‌دنبال این نتیجه است که چگونه این نقد معرفت‌شناختی بر مشاهده ناب، به نتایج اخلاقی مهمی منجر خواهد شد. با اتکا بر روش توصیفی‌ـ‌تحلیلی و رویکرد انتقادی و میان‌رشته‌ای، نویسنده در مقاله پیش رو استدلال خواهد‌ کرد که چگونه ایده گرانبار «از نظر بودن» نزد پوپر، نه‌تنها به درکی مهم از معرفت دانش تجربی منجر می‌شود، بلکه مبنایی مهم برای معرفت اخلاقی نیز فراهم می‌سازد. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که پذیرش عدم وجود مشاهده محض، سه پیامد اخلاقی کلیدی را در پی دارد: اول، مسئولیت نقد مداوم باورها و ارزش‌های شخصی؛ دوم، ضرورت فروتنی فکری به‌عنوان یک فضیلت اخلاقی در مواجهه با ادعاهای معرفت‌شناختی؛ سوم، اهمیت گشودگی به گفتگوی انتقادی در حوزه عمومی. این مقاله از طریق تحلیل فلسفه علم پوپر، چارچوبی بدیع برای پیوند معرفت‌شناسی و اخلاق ارائه می‌دهد؛ چارچوبی که هم برای مباحث نظری در فلسفه علم و هم برای چالش‌های عملی در حوزه‌های علمی و اجتماعی معاصر، اهمیتی قابل توجه دارد.
صفحات :
از صفحه 1 تا 14
نویسنده:
شمس الملوک مصطفوی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
بررسی آراء حکما و فلاسفه اسلامی، از جمله سهروردی و ابن‌سینا، نشان می‌دهد که در فلسفه نیز ـ‌همانند عرفان‌ـ موضوع عشق و زیبایی و نسبت آنها با یکدیگر، مورد توجه و تأمل بوده است. در این راستا می‌توان از سهروردی و ابن‌سینا به‌عنوان مهم‌ترین اندیشمندانی نام برد که به‌طور خاص به این موضوع پرداخته‌اند. مطالعه و تحقیق در آراء این‌دو حکیم و متفکر مشهور تاریخ فلسفه، درباره جایگاه و نسبت عشق و زیبایی، نتایجی مهم را فراپیش ما قرار می‌دهد؛ از جمله اینکه به‌رغم وجود اختلافات جدی موجود در مبانی فکری آنها و حتی نحوه توضیح و تبیین خود موضوع، شباهت‌هایی در خور تأمل در نتایج پژوهش پدیدار می‌شود و آنگاه که این دیدگاه‌ها از منظر افلاطون در رساله مهمانی مورد مداقه قرار می‌گیرد، این واقعیت آشکار می‌گردد که گویا حقیقت عشق و زیبایی، در همه زبان‌ها و بیان‌ها، ناظر به امری یگانه است. پژوهش حاضر می‌کوشد با ابتناء به منابع اصلی این فلاسفه، نشان دهد که صرف نظر از اختلافات گاه بنیادین که بین نظرات فلسفی این اندیشمندان وجود دارد، آنگاه که پای عشق و زیبایی به‌میان می‌آید، اختلافات کاهش می‌یابد و مشابهت‌ها ظاهر می‌شوند؛ به‌ویژه این حقیقت کتمان‌ناپذیر که عشق همانند نور و وجود، از منشأ عالم که واجب‌الوجود (ابن‌سینا) و نور الانوار (سهروردی) است، در سرتاسر هستی ساری و جاری است و پیوندی جاودانه با جمال و زیبایی دارد؛ همان‌گونه که در نگاه افلاطون، خیر که همان زیبایی و حقیقت است، خود را در زیبایی‌های جهان محسوس هویدا می‌کند و عشق که همواره عشق به زیبایی است، مسیر تقرب به زیبایی مطلق را می‌گشاید.
صفحات :
از صفحه 15 تا 26
نویسنده:
حامد موانیه‌ئی ، محمد رعایت جهرمی ، فاطمه موسوی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
در این مقاله تلاش کرده‌ایم نشان دهیم فلسفه افلاطون در پاسخ به چه تنگناهایی تکوین یافت و چگونه منجر به پیدایش و نضج متافیزیک تعالی گردید. بدین سیاق، رویکرد ما در این مقاله بیش از آنکه معطوف به ساحت نظری در افق فلسفه باشد، معطوف به تکوین آن به‌مثابه کنشی عملی در ساحت ذهن، پی‌گیری شده است؛ تکوین فلسفه افلاطون و نیچه در معنای مواجهه‌ای عملی با مسائلی انضمامی. می‌خواهیم خاستگاه پیدایش متافیزیک تعالی را در زمینه و زمانه افلاطون پی‌گیری کرده و کوشش کنیم نشان دهیم این متافیزیک، چه اثرات شگرفی در تطوّر زیست‌جهان بشر و برداشت‌های ذهنی ما از خود و جهان داشته است؛ و به‌همین دلیل، تقابل با آن نیز مستلزم هم‌آوردی طولانی و خطیر بوده است. تقابل با فلسفه افلاطونی به‌معنای نفی و سلب ظرفیت‌های مفهومی مندرج در آن نبوده، بلکه بارور ساختن امکانات مفهومی آن است. در همین راستا نشان می‌دهیم که نیچه و دلوز را می‌توان به یک تعبیر، افلاطون‌گرا نامید، چراکه امکانات مفهومی مغفول در فلسفه افلاطون را شناسایی کرده و با اتکا بر آن مفاهیم، متافیزیک افلاطونی را در مسیر خلاف جهت اغراض پیدایش آن، به‌کار بسته‌اند؛ مفاهیمی چون «تفاوت» و «وانموده» از آن جمله هستند. در نهایت تلاش کرده‌ایم به این پرسش پاسخ دهیم که با افلاطون‌گرایی وارونه نیچه و دلوز چه می‌توان کرد؟ چراکه اگر در نظر اول با اغراض فلسفی متضارب و حتی متخاصم میان فیلسوفان مواجه می‌شویم، اما با نگاهی عمیق‌تر درمی‌یابیم که با منظومه‌ای از مفاهیم آنها مواجهیم که در شبکه‌ای تنگاتنگ در حال گفتگو با یکدیگر هستند. بنابراین به‌تأسی از مواجهه نیچه و دلوز با افلاطون، این گمانه را مطرح کرده‌ایم که تضاد میان فیلسوفان می‌تواند آبستن خلق چارچوب‌های مفهومی منحصربه‌فرد باشد؛ به‌ویژه وقتی با رویکردی عمل‌گرایانه در مواجهه با تنگناهای زمینه و زمانه خویش، در پی پاسخ باشیم.
صفحات :
از صفحه 161 تا 180
نویسنده:
فاطمه مصدری ، سید حسن حسینی
نوع منبع :
مقاله , نقد و بررسی کتاب
منابع دیجیتالی :
چکیده :
هدف مقاله حاضر ارائه برداشتی از کتاب واقعیت+ اثر دیوید چالمرز، و شامل تحلیل فلسفی متن و برخی تفاسیر انتقادی درباره آن است. چالمرز در این کتاب از طریق تمثیل شبیه‌سازی، تصویری فلسفی از ماهیت واقعیت به‌دست می‌­دهد. این مقاله تفسیر چالمرز از واقعیت و فرضیه شبیه‌سازی او را بازخوانی انتقادی کرده و از طریق بازتفسیر ادلّه وی در سه بخش «فرضیه واقع­‌گرایی ساختاری»، «رفع شک دکارتی» و «استدلال ذهن بسط‌یافته»، به این پرسش پاسخ می‌­دهد که آیا فرضیه شبیه‌سازی چالمرز می‌­تواند به‌عنوان تفسیری اصیل از واقعیت در معنای متافیزیکی آن در نظر گرفته شود؟ نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که فرضیه شبیه‌­سازی چالمرز به‌درستی می‌­تواند جایگزینی متافیزیکی برای فلسفه‌ورزی در مورد واقعیت جهان لحاظ شود و ساختارگرایی وی نیز راهکار مناسبی برای اثبات واقعیت به‌دست می‌دهد؛ اگرچه واقع‌گرایی ساختاری، استدلال چالمرز در دوگانه‌انگاری دکارتی و نیز استدلال ذهن بسط‌یافته، با انتقاداتی نیز مواجه است که مورد توجه ما بوده است. بدین ترتیب، این مقاله می‌کوشد با بازخوانی نقادانه ادله چالمرز و ارائه معیارهای درخور برای ارزیابی نظریه‌های وی، نشان دهد که کدامین جنبه‌های فرضیه شبیه‌سازی از قوت استدلالی بیشتری برخوردار بوده و کدام‌یک احتمالا نیازمند بازنگری توسط چالمرز یا تحلیل‌گران آثار اوست.
صفحات :
از صفحه 137 تا 160
نویسنده:
خلیل کولیوند ، علی فتح طاهری ، مهدی پورکاظمی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی‌ـ‌تحلیلی، به بررسی و تحلیل استدلالی محدودیت‌های شناختی مرتبط با پیش‌بینی آینده از منظر فلسفه و آینده‌پژوهی می‌پردازد. در این پژوهش که با استفاده از منابع کتابخانه‌ای انجام شده، پیش‌بینی‌ناپذیری به‌عنوان یک چالش معرفتی مورد ارزیابی قرار می‌گیرد و تأثیر آن بر توانایی انسان در شناخت و مدیریت آینده تحلیل می‌شود. مرور ادبیات پژوهش نشان می‌دهد پیش‌بینی‌ناپذیری، ناشی از پیچیدگی، عدم قطعیت و تغییرات غیرخطی در سیستم‌های اجتماعی و فناورانه، یک محدودیت ذاتی در تلاش‌های آینده‌پژوهانه محسوب می‌شود و لزوم توسعه رویکردهای نوینی همچون سناریوپردازی را مطرح می‌سازد که به‌جای اتکا بر پیش‌بینی‌های قطعی، به مدیریت عدم قطعیت و ارتقاء انعطاف‌پذیری و سازگاری با شرایط متغیر می‌پردازند. در این پژوهش سعی شده است با تکیه بر آراء «کوهن» و «وندل بل»، که از مشاهیر فلسفه و آینده­پژوهی هستند، به توجیه معرفت­شناسانه گزاره­های سناریویی مدعی پیش­بینی آینده پرداخته و از این طریق به افزایش اعتبار پیش­بینی­های مستخرج از آینده­پژوهی در قالب سناریوها، نزد تصمیم‌گیران و برنامه‌ریزان در مواجهه با آینده‌های پیچیده و نامطمئن، یاری‌رسانی و بنیانی علمی برای ارتقاء فهم ما از محدودیت‌های معرفتی در پیش‌بینی آینده فراهم آورد.
صفحات :
از صفحه 109 تا 136
نویسنده:
سید مهدی میراحمدی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
جرج ماوردس بر این باور بود که دو مفهوم «قطعیت» و «قانع‌کنندگی» از عناصر ذهنی برهان هستند و تصریح کرده که برهان یک اثبات وابسته به شخص است. این نکته بر اهمیت جنبه‌های روانی در فلسفه می‌افزاید. ازآنجاکه توجیه از مؤلفه‌های مهم معرفت است، این پژوهش سعی دارد به بازخوانی جنبه‌های فلسفی و روان‌شناختی مفهوم توجیه بپردازد. با توجه به مفهوم شناخت، نحوه شکل‌گیری آن، و تأثیرپذیری آن در اجتماع، هرگونه عمل فلسفی که این مفهوم را صرفاً در بستر باور صادق موجه قرار دهد، آن را به ورطه تقلیل‌گرایی کشانده و از ابعاد اجتماعی آن غافل مانده است. این تقریر از معرفت، بدون در نظر گرفتن جنبه‌های اجتماعی و روانی آن، هیچ‌گاه در واقعیت محقق نخواهد شد و نشان می‌دهد اساساً مردم به‌گونه‌ای دیگر می‌اندیشند. در این پژوهش قصد داریم با روش توصیفی‌ـ‌‌تحلیلی، ابتدا مفهوم توجیه را در معرفت‌شناسی اجتماعی تبیین کنیم و سپس با ایضاح مؤلفه‌های شناخت اجتماعی به غنای بحث بیفزاییم. این امر سبب می‌شود نه به صرف تحلیل‌های فلسفی بسنده کنیم و نه آنکه با نگاهی سطحی آن را یک مفهوم پدیداری اجتماعی ساده معرفی کنیم. در نهایت چنین به نظر می‌رسد که هرگونه تحلیل فلسفی که مفهوم شناخت را صرفاً در چارچوب باور صادق موجه مورد بررسی قرار دهد و ابعاد اجتماعی آن را نادیده بگیرد، به‌نوعی این مفهوم را تقلیل‌گرایانه تحلیل کرده است.
صفحات :
از صفحه 181 تا 198
نویسنده:
محسن باقرزاده مشکی باف
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
تحقق مدرنیته به معنای کامل‌اش، با فلسفه هگل ظهور پیدا کرد. در فلسفه او تمامی گسست‌ها و دوگانگی‌ها و تناقض‌هایی که در صد ساله‌ پیش از او، در سنت‌های مختلف اندیشه اروپایی بروز کرده بود، نه‌تنها رفع می‌شوند بلکه هر کدام جایگاه خودش را در سیستم فکری هماهنگ با جهان واقع اندیشه هگلی پیدا می‌کنند. این سنت‌های فکری متعدد، از اندیشه روشنگری در فرانسه گرفته تا روشنگری اسکاتلند، هر کدام به‌نحوی ابزارهای لازم در جهت شکل‌گرفتن فلسفه مدرنیته را برای هگل فراهم کرده‌اند. نگارنده در این مقاله تمام سنت‌های استراتژیک و تأثیرگذار در روند شکل‌گیری اندیشه هگل را معرفی کرده و نشان می‌دهد که هر کدام چه زمینه‌ای به افق فکری هگل اضافه می‌کنند و هگل چه نسبتی با آن سنت‌ها برقرار می‌کند. اگر انباشت فکری این اندیشه‌های ژرف و گاه متضاد، در دستان او قرار نمی‌گرفت ـ‌ازآنجاکه فیلسوف محصول زمان، زبان و اندیشه مماس با آن‌هاست‌ـ هگل نمی‌تواست بزرگ‌ترین متافیزیک‌دان و نظریه‌پرداز عصر مدرن باشد.
صفحات :
از صفحه 1 تا 23