جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
نویسنده:
احسان پورابریشم
نوع منبع :
نمایه مقاله
چکیده :
«واقعه»، حالتی در عرفان اسلامی است که با آداب و شرایطی (خلوت‌گزینی، استغراق در ذکر و...) حاصل می‌شود و سالک با آن به معرفتی تازه می‌رسد و رهیافتی به عالم معنا می‌یابد که جایگاهش را در سیر و سلوک روشن می‌کند. واقعه اغلب در قالب اشکال، انوار، الوان و... پدیدار و با نظر پیر، تأویل و تفسیر می‌شود. پژوهش حاضر پس از تعریف و بررسی مفهوم واقعه و بیان اهمیت ایدئولوژیک آن، به دیدگاه ذات‌گرایان و ساختارگرایان دربارة تجربة دینی می‌پردازد؛ دسته‌بندی شش‌گانة دیویس از تجارب دینی با تاکید بر مانعة‌الجمع نبودن آنها بیان و سپس واقعة عرفانی از منظر تجربه‌ای تفسیری، شبه‌حسّی (با تأکید به واقع‌نمایی و غیروهمی بودن آن) و عرفانی (با مطالعة منظومة سلوک طریقت کبرویه) تبیین می‌شود. سرانجام نظرات کتز دربارة زمینه‌مندی تجربة عرفانی بیان می‌شود. کتز معتقد است که تجربه در خلاء روی نمی‌دهد و حاصل تعامل دو سویة عارف با باورها، سنّت، تجارب دیگر و محیط است. علاوه بر این، حضور اسوه (راهنما) نیز در شکل‌گیری، جهت‌دهی و تأویل تجربة عرفانی اهمیت دارد. این نظریه در حوزة واقعات عرفانی با بررسی آداب و شرایط واقعه، که در چارچوبِ سنّتِ دینیِ معیّن روی می‌دهد و نیز نقش پیر در شکل‌گیری و معنابخشی به آن، بیان می‌شود. در هر بخش از پژوهش حاضر، برای تبیین مباحث مطرحه با ارجاع به منابع و تذکره‌های عرفانی، به ذکر واقعات از مشایخ صوفیه پرداخته می‌شود.
نویسنده:
راضیه حجتی زاده
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
پژوهش حاضر به تحلیل روابط بیش‌متنیت در مناقب‌نامه‌های فارسی، با تمرکز بر دو اثر دستورالجمهور و کتاب النور، به‌مثابۀ تک‌نگاری‌های زندگی بایزید بسطامی می‌پردازد. با استفاده از چارچوب نظری ژرار ژنت درباب ترامتنیت، به‌ویژه مفهوم «بیش‌متنیت»، انواع دگرگونی‌های کمّی (کاهش، افزایش، جایگزینی)، صوری (ترجمه، تراگونگی سبکی و وجهی) و معنایی (دگرگونی‌های دیژتیک، پراگماتیک و ارزشی) در بازنویسی این دو متن بررسی شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهند که دستورالجمهور با تکنیک‌هایی مانند سرایت، گسترش سبکی- موضوعی و تراگونگی ارزشی، تصویری نسبتاً تغییر شکل‌یافته از بایزید ارائه می‌دهد که با گفتمان صوفیانۀ متأخرتر هم‌سوتر است. این تغییرات، ازجمله تأکید بر «محبت» به‌جای «فنا»، پافشاری بر مفهوم «ادب» و «سنت»، بازتفسیر شطحیات در راستای هم‌سو نشان‌دادن آن با گفتمان شریعت و برجسته‌سازی پیوندهای سلسله‌ای با تمرکز بر رابطۀ سرسپردگی به‌جای مفهوم حرمت، بازتابی از تحولات پارادایمی در تصوف قرن (8ق) و نیاز به مشروعیت‌بخشی به جریان‌های صوفیانه است. این پژوهش اهمیت تحلیل بینامتنی را در فهم بازنویسی‌های مناقب‌نامه‌ها به‌مثابۀ ابزارهای ایدئولوژیک و تاریخی برای نشان‌دادن تحولات گفتمانی برجسته می‌کند.
صفحات :
از صفحه 45 تا 79
نویسنده:
مژگان عثمانی ، محمودرضا قربان صباغ
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
این پژوهش با بهره‌گیری از روش تحلیل گفتمانی و چارچوب نظری ارنستو لاکلائو[1] و شانتال موفه[2]، به بررسی گذار گفتمانی از یک دولت مبتنی‌بر فقه تسنن به دولتی مبتنی‌بر تصوف در دورۀ تاریخی سلجوقی و ایلخانی می‌پردازد. این تحول با همت نظریه‌پردازان برجسته‌ای چون خواجه نظام‌الملک، امام محمد غزالی در ایران و به‌خصوص مولانا جلال‌الدین رومی در کانون معنوی - سیاسی قونیه، مورد تحلیل قرار گرفته است. در بخش نخست سلطنت سلجوقیان، گفتمان فقه تسنن با پشتیبانی ساختاری نهاد قدرت، به‌عنوان ابزاری برای مشروعیت‌بخشی دینی و سرکوب رقیبان شیعی، به‌ویژه اسماعیلیان، به هژمونی دست یافت. این فرایند ازطریق تأسیس شبکه‌ای از مدارس نظامیه و تدوین متون سیاسی-فقهی نظیر سیاست‌نامه‌ها به پیش رانده شد. بااین‌حال، با وقوع تهاجم مغولان و فروپاشی ساختارهای سنتی، ناتوانی فقه تسنن در پاسخ‌گویی به نیازهای عمیق معنوی، روانی و اجتماعی جامعه، بستری برای غلبۀ گفتمان تصوف فراهم آورد. این گفتمان، با‌تکیه‌بر دال‌های باطن‌محور، تسامح و انسان‌گرایی، ازطریق نفوذ عرفا در لایه‌های مختلف نهاد قدرت، هژمونی خود را تثبیت کرد. تحلیل این مطالعه نشان می‌دهد که این گذار، نتیجۀ یک فرایند دیالکتیکی پیچیده میان الزامات تاریخی (مانند بحران‌های نظامی)، اجتماعی (نیاز به معنویت جمعی) و فرهنگی (تمایل به انعطاف‌پذیری دینی) بوده است. این پژوهش، با ارائۀ تحلیل‌های مبتنی‌بر داده‌های تاریخی، به تبیین سازوکار‌های این تحول و تأثیرات بلندمدت آن بر ساختار قدرت می‌پردازد.
صفحات :
از صفحه 81 تا 112
نویسنده:
حانیه پاکروان ، کریم عسگری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
سماع ازجمله آدابی است که در بین گروه‌های مختلف عرفانی رواج داشته و در فرهنگ‌های گوناگون، به شکل‌های متفاوتی بروز و ظهور یافته است. در بین گروه‌های مختلف صوفیه، طریقۀ مولویه به‌سبب شاهکارهای ادبی، عرفانی مولانا و همچنین جاذبه‌های توریستی قونیه کنونی؛ ازجمله معروف‌ترین طریقه‌ها به شمار می‌رود. در میان مولویه، سماع جایگاه بالایی دارد و ازجمله مهم‌ترین آداب آن به شمار می‌آید. بر همین اساس شناخت عمیق، دقیق و علمی وجوه گوناگون آن، می‌تواند مباحثات موجود در این زمینه را شفاف و سوءبرداشت‌های احتمالی را برطرف نماید. یکی از مسائل مهم دربارۀ سماع، تأثیر آن بر جسم و روان سالکان است. گرچه درباب این مسئله تاکنون نکاتی مطرح شده است، ولیکن این نکات معمولاً پراکنده و غیر روشمند بوده است؛ازین‌رو پژوهش پیش‌ رو کوشیده است با بهره‌گیری از منابع مکتوب تاریخی-ادبی و رویکردی میان‌رشته‌ای، به بررسی ارکان سماع مولویه بپردازد و با استناد بر یافته‌های تحقیقات علوم اعصاب، تأثیرات این آیین را بر ابعاد جسمانی و روانی سالکان تحلیل و تبیین کند. در این راستا، پژوهش بر دو چارچوب نظری تجسم شناخت و نظریۀ عصب‌شناسی فرهنگی استوار است. ترکیب این دو دیدگاه، امکان تبیین هم‌زمان جنبه‌های زیستی، حسی-حرکتی و فرهنگیِ تجارب عرفانی را فراهم می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد که یکی از مهم‌ترین آثار سماع بر سالکان، ایجاد خلسه است. این حالت ازطریق مجموعه‌ای از عوامل همچون موسیقی، ذکر، حرکات موزون، گرسنگی، فرهنگ و باور قلبی شکل می‌گیرد و در اثر آن، هماهنگی شبکه‌های عصبی، تغییرات فیزیولوژیک و برانگیختگی هیجانی عمیق پدید می‌آید.
صفحات :
از صفحه 9 تا 43
نویسنده:
ابراهیم حسنکلو ، احمد رضی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
پژوهش حاضر به واکاوی ساختار معرفت‌شناسی مولانا در مثنوی معنوی می‌پردازد و نسبت آن را با منطق فازی تبیین می‌کند؛ منطقی که در برابر دوگانگی صلب منطق ارسطویی بر پایۀ قلمرو ابهام‌پذیری، پویایی، پیوستگی، موقعیت‌مندی و مدرج‌بودن معرفت استوار است. برخلاف تصور رایج از ناسازگاری ابیات مثنوی، ساختار معرفتی آن، در چارچوب منطق فازی، انسجامی چندلایه، سیال و نظام‌مند می‌یابد. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که سطوح معرفت‌شناختی در مثنوی معنوی شامل حس، خیال، وهم، ظن، عقل، علم و یقین، نه‌تنها ابزارهای ادراکی، بلکه جلوه‌هایی از نسبت وجودی انسان با حقیقت‌اند. او در سه ساحت عقلانی، شهودی و حضوری معرفت به‌ترتیب از سه روش منطق ارسطویی، منطق فازی و فرامنطق بهره می‌گیرد. جریان معرفت نزد مولانا پیچیده، چندجهتی و پیوسته است: گاه صعودی و عمودی، گاه بازگشت‌پذیر و دایره‌ای، گاه حلزونی و هم‌زمان در لایه‌های مختلف.
صفحات :
از صفحه 171 تا 201
نویسنده:
الهام رضوانی مقدم
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
این پژوهش به بررسی تطبیقی دو اثر مقصدالاسنی غزالی و شرح اسماءالله الحسنی ابن‌برجان می‌پردازد. پرسش اصلی پژوهش این است که چگونه تفاوت در روش‌شناسی این دو اندیشمند - غزالی با روش ایضاح، فائده و تنبیه و ابن‌برجان با روش تخریج لغوی، اعتبار و تعبد - به شکل‌گیری دو غایت معرفتی متمایز منجر شده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که غزالی با رویکردی اخلاقی-عرفانی، اسما الهی را نردبانی برای «تخلق به اخلاق الله» و وصول به مقام قرب می‌داند، درحالی‌که ابن‌برجان با رویکردی وجودشناختی-زبانی، بر «تعبد به اسماءالله» تأکید می‌ورزد. این تفاوت اساسی به ترسیم دو مسیر سلوکی کاملاً متمایز انجامیده است: مسیر نزولی از حق به خلق در نظام فکری غزالی با هدف پرورش «انسان متأله» و مسیر صعودی از خلق به حق در منظومۀ ابن‌برجان برای شکوفایی «انسان مُظهر». اگرچه هر دو متفکر در رد توقیفیت اسما و لزوم همکاری عقل و وحی هم‌نظرند، اختلاف در مبانی هستی‌شناختی، زبان‌شناختی و معرفت‌شناختی، به‌ویژه در مسئلۀ اشتقاق اسما و حروف، نشان‌دهندۀ دو منظومۀ فکری کاملاً متمایز است که درنهایت به دو گونۀ معرفت متفاوت - معرفت اکتسابی ازطریق تزکیۀ نفس در اندیشۀ غزالی و معرفت حضوری-شهودی ناشی از تجلی بی‌واسطه در دیدگاه ابن‌برجان - منجر می‌شود.
صفحات :
از صفحه 143 تا 170
نویسنده:
فاطمه نصرتی ، حسین حسن‌پور ، غلامرضا پیروز ، مرتضی محسنی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
غزلیات عطار نیشابوری با زبان نمادین و ساختار چندلایه، بستری غنی برای تحلیل متون عرفانی از منظر نظریه‌های معاصر فراهم می‌کند. این پژوهش با هدف واکاوی فرایند آفرینش معنا در غزل عطار و ارائۀ الگویی نو برای خوانش متون عرفانی، غزلی را در چارچوب نظریۀ «استعارۀ زنده» پل ریکور تحلیل می‌کند. روش تحقیق حاضر مبتنی‌بر تحلیل محتوای کیفی است و بر پایۀ نقد ریکور بر نظریه‌های «جانشینی» سنتی در سطح واژه، بر سازوکار نظریۀ «تنش یا تعاملی» در سطح گزاره و گفتمان تمرکز دارد. غزل منتخب براساس پیچیدگی استعاری و انطباق با قوس هرمنوتیکی ریکور (تبیین، فهم، تخصیص) انتخاب شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که استعاره‌های بنیادین این غزل، ازطریق تنش حاصل از برهم‌کنش دو حوزۀ معنایی نامربوط، سه سطح اساسی کشف معنا را محقق می‌سازد: خلق تقابل‌های هستی‌شناختی، ترسیم مسیر تحول وجودی از سیر طلب تا فنا و رسیدن به اوجی که در آن، سکوت، والاترین زبانِ ادراک حقیقت می‌شود و بدین ترتیب تجربۀ‌ عرفانی را به گفتمانی زنده بدل می‌سازد. این مطالعه با پیوندِ پدیدارشناسی هرمنوتیکی و عرفان شرقی، ظرفیت‌های نظریۀ ریکور را در تحلیل مفاهیم متعالی می‌سنجد و در قالب الگویی نظام‌مند، ابزاری تحلیلی برای متون عرفانی فراهم می‌آورد؛ خوانشی نوین که ظرفیت‌های نهفته در متن را در پرتو این نظریه آشکار می‌سازد.
صفحات :
از صفحه 113 تا 141
نویسنده:
زهرا حاجی محمّدی ، آرزو پوریزدان پناه کرمانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
شیخ غلامعلی شیرازی متخلص به حکیم، یکی از شاعران عارف شیعه‌مذهب و از شاگردان آقا محمدرضا قمشه‌ای است. وی در اواخر قرن 13 و اوایل قرن 14 می‌زیست و علی‌رغم عمر کوتاهش آثار متعددی از وی باقی مانده است. حکیم شیرازی بر اثر تحقیق و تدقیق در آثار ابن‌عربی در تبیین اندیشه‌های عرفانی شبیه ابن‌عربی عمل کرده است. این جستار با روش تحلیلی‌توصیفی و با شیوۀ سندکاوی و کتابخانه‌ای درصدد بررسی مهم‌ترین اندیشه‌های عرفانی در شعر حکیم شیرازی و چگونگی عملکرد وی در تبیین این اندیشه‌هاست. یافته‌های تحقیق حکایت از آن دارد که وحدت وجود، تجلی، انسان کامل، مظهریت اسما و صفات الهی از برجسته‌ترین آموزه‌های عرفانی‌ است که حکیم شیرازی در شعر خود به آن‌ها پرداخته و توجه ویژه‌ای داشته است. وی را باید یکی از شارحان آثار ابن‌عربی در ایران دانست که خلق تمثیل‌های تازه برای بیان مفاهیم یادشده و پرداختن به برخی از موضوعات با صراحت و شفافیت بیشتر وجه تمایز شعر وی با شعر شاعران پیش از اوست.
صفحات :
از صفحه 179 تا 209
نویسنده:
رحمان مشتاق مهر ، مهناز نظامی عنبران
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
از حدود 197 بیت فارسی موجود در کتاب مقالات شمس تبریزی که حدود نصفِ آ‌ن‌ها به رباعیات اختصاص دارد، حداقل 40 رباعی در دیوان کبیر و آثار منثور مولانا نیز آمده است. همچنان ‎که از انواع دیگر شعر مندرج در مقالات شمس، ابیاتی در غزلیات دیوان کبیر هست که در نظر اول به‌مثابۀ منبعِ اصلی اشعار مقالات تلقی می‏شود؛ استاد موحد نیز در تعلیقات مقالات شمس به صرفِ پیداشدن رباعی یا بیتی در دیوان کبیر، آن را به‌عنوان منبع استشهاد شمس تلقی کرده و گذشته‎اند. به استثنای چند مورد، با لحاظِ منابع کهن‏تری که در برخی تحقیقات، ازجمله مقالۀ موجود، برای هرکدام از ابیات فارسی مقالاتِ شمس پیدا و معرفی شده است، اکنون با اطمینان می‏توان گفت که شعری از مولانا در مقالات شمس نیامده است و اشعار مشترک مقالات و آثار مولانا، بیانگرِ تأثیر حیرت‏آور شمس بر مولانا بوده و حاکی از آن است که مولانا نه‌تنها کلمات و حکایات و آموزه‏های شمس را مغتنم شمرده و در مطاوی ابیات مثنوی و دیوان آورده است، بلکه حتی ابیات دیگران را که بر زبان شمس جاری شده، به‌مثابۀ یادگارهایی گران‌بها و الهام‏بخش، همواره بر لب داشته است. مریدانی که این ابیات را از زبان او می‏شنیده‏اند به تصور این که سروده‏های خودِ اوست، به نام او ثبت کرده و در دیوان او باقی گذاشته‏اند. در این مقاله تنها به منابع و سرایندگان رباعیات مقالات شمس پرداخته شده و جز چند مورد، برای اغلب آن‌ها منابع مکتوبِ کهن‏تری ذکر شده است.
صفحات :
از صفحه 101 تا 151
نویسنده:
سیدمرتضی سجادی نژاد ، علیرضا فولادی ، فاطمه سادات طاهری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
ابهام دررابطه‌با جایگاه تصوف خاقانی، ناشی از دیدگاه‌هایی که آن را صوری یا مقطعی می‌دانند، بازنگری این موضوع را ضروری کرده است. این پژوهش با هدف تبیین اصالت تصوف خاقانی و ارائۀ چارچوبی نو انجام شد. با روش توصیفی‌تحلیلی، شواهد زندگی (چله‌نشینی و مراودات با صوفیان)، اندیشه (مضامین عرفانی) و زبان شعری (ابداعات زبانی) خاقانی بررسی شد. یافته‌ها نشان می‌دهد که خاقانی، به‌عنوان صوفی خلاق، تصوفی اصیل و متمایز را شکل داد که «حکمی- آذربایجانی- ترکیبی» نامیده می‌شود. این تصوف، ریشه در حکمت اسلامی دارد، در سبک شعری موسوم به آذربایجانی با پیچیدگی‌های زبانی بروز یافته و تلفیقی از زهد عملی مکتب بغداد (متجلی در چله‌نشینی‌ها) و عشق عرفانی مکتب خراسان (بیان‌شده در قصاید) را نشان می‌دهد. چله‌نشینی‌های سی‌ساله و اصطلاح‌سازی‌های صوفیانه، نقش خاقانی را به‌عنوان چهره‌ای پیشرو در پیوند شعر و تصوف تأیید می‌کند. این مطالعه با ارائۀ چارچوبی بدیع، جایگاه متمایز خاقانی را در ادبیات فارسی بازنمایی کرده و راه را برای پژوهش‌های نوین در تصوف هموار می‌سازد.
صفحات :
از صفحه 63 تا 99