جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 914
حکمت دعا از زبان مولانا
نویسنده:
غلامرضا اعوانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
مولوی و وضعیت انسان مدرن بخش اول
نویسنده:
رضا آراسته
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
طرح معنویت جهانی و جلال الدین محمد بلخی
نویسنده:
حبیب نبوی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
مولوی و طلب سرچشمه‌ی زندگی بخش پایانی
نویسنده:
محمدعلی اسلامی ندوشن
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
بازتاب قصۀ حضرت یونس (ع) در آثار مولانا و تشابه آن با منابع عرفانی پیشین
نویسنده:
خدیجه نامدار جویباری ، حسین حسن پور آلاشتی ، مسعود روحانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
قصه‌‌های پیامبران همواره بستری ملموس و قابل‌ فهم برای مخاطب بوده‌ که عارفان برای بیان اندیشه‌های خود از زمینۀ تمثیلی آن بهره برده‌اند. مولانا جلال‌الدین (د.672ق) از جمله عارفانی است که قصه را ابزاری برای ارائۀ معنا قرار داده و از قصه‌های پیامبران سود جسته است. زندگی یونس (ع)، عناصر ویژه‌ای را در اختیار مولانا نهاده که بستری مناسب برای بیان اندیشه‌های اوست. او به‌ دنبال روایت خطی قصۀ یونس (ع) نیست و به‌ مقتضای سخن و مخاطب، جزئی از قصه را برمی‌گزیند. این نوع گزینش، نگاه نوین مولانا به قصه و به ‌کارگیری آن برای روشن‌داشت اندیشه‌اش است. پژوهش حاضر کاوشی برای بررسی دیدگاه متون عرفانی پیش از مولانا دربارۀ یونس (ع)، روایت مولانا از قصه و میزان شباهت آن‌ها است که از روش توصیفی‌ ـ ‌تحلیلی بهره می‌برد. پس از بحث و بررسی این موارد، به این نتیجه می‌رسیم که مولانا با وجود برداشت‌هایی از آثار پیشینیان، در نهایت، تأویل‌ها و دیدگاه‌های خود را ارائه کرده و در بخش‌هایی، مؤلفه‌های معنایی‌ـ ‌‌هنری جدیدی آفریده است.
صفحات :
از صفحه 153 تا 180
«عشق» و تأثیر آن بر انسان‌گرایی و کمال‌طلبی در اندیشه‌ی عارفانه‌ی رشیدالدین میبدی، مولوی و وین دایر
نویسنده:
ماندانا منگلی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
عشق یکی از اصول اساسی در جهان­بینی عرفانی و از محوری­ترین آموزه­های صوفیانه است. از سویی عشق از مباحث عمده‌ی روان شناسی نیز به شمار می­رود. با توجه به تأثیر شدید وین دایر(1940- 2015م) از ایدئولوژی شاعران و نویسندگان عارف، این مقوله در آثار وی نیز از اهمیّت به سزایی برخوردار گشته و به نقطه‌ی کلیدی در اندیشه و تفکر او بدل شده است. میان دیدگاه میبدی (متوفی 480 ه.ق) و مولوی (604- 672 ه.ق) با وین دایر مشترکات زیادی از جمله: فطری بودن عشق، پاک‌بازی در راه عشق، تسلیم در برابر معشوق و ذکر مدام و... نام برد. «عشق» به خداوند گره خورده­است به­گونه‌ای که سالک جز خدا چیزی را در نظر ندارد و بدون همراهی عشق الهی هیچ کاری پیش نخواهد برد. در مقاله‌ی حاضر، با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی و رویکرد تطبیقی، دیدگاه میبدی پیرامون مؤلّفه­های عشق و کمال‌طلبی با نظرات وین دایر و مولوی مقایسه شده است. تحلیل آراء این سه شخصیّت نشان می‌دهد که در ساختار مردم­گرای عشق، موضوعاتی چون توجّه به مفاهیم اساسی اخلاقی انسانی، دوری از ذمایم و رذایل اخلاقی مشترک بوده است. با استناد به یافته­های این بررسی میان­رشته­ای، اندیشه‌ی شکوفا بودن عشق به اثبات می­رسد.
صفحات :
از صفحه 1 تا 22
نقد قدرت از دیدگاه مولانا در مثنوی
نویسنده:
مریم محمدزاده
نوع منبع :
نمایه مقاله
چکیده :
کمتر کسی ممکن است به مولانا به چشم منتقد و مصلح اجتماعی نگاه کند و در آثار عرفانی و غنایی وی به دنبال آرای انتقادی و سیاسی باشد، اما درک عرفان و اندیشه انسانی و مردم گرایانه او، تردیدی در جامعیت شخصیت و جهان بینی وی باقی نمیگذارد، از این رو بسیار طبیعی می نماید که او وقتی از رستگاری انسان و زندگی صلح آمیز و مبتنی بر معنویت و آگاهی سخن می گوید، قدرت ستم گرایانه و استبداد ظالمانه را به مثابه مانعی عمده نکوهش می کند. در این نوشتار سعی شده است با کنکاش در مثنوی، برخورد او با مساله قدرت و حکومت و جهت گیری انتقادیش نسبت بدان بررسی و تحلیل شود.
داستان آفرینش در مثنوی مولانا و دیگر آثار صوفیانه
نویسنده:
آنوشا قهاری
نوع منبع :
نمایه مقاله
چکیده :
آفرینش الهی دلیل حضور ما در جهان است. اما آیا براستی می دانیم از کجا آمده ایم؟ و زبهر چه آمده ایم؟ یا انجام کار چیست؟ دغدغه این چرایی ها در ذهن و زبان بسیاری موج می زند و پاسخ آنان حکایت از تلاشی است که برای تخفیف دلنگرانی های بشری داشته اند. عرفان ایرانی اسلامی در مواجهه با این سوال مهم از منظر ویژه ای آن را مورد بررسی قرار داده است. آفرینش و داستان آدم و و حوا در اثار بسیاری از عرفای نامدار سده های نخست تمدن اسلامی تا قرون بعد، نظیر حلاج، ابن عربی، نسفی، عطار، سنایی، مولانا و دیگران به چشم می خورد. این مقاله بر آن است تا ایده های برجسته عرفا پیرامون مسأله آفرینش، داستان خلقت آدم و حوا و موضوع ابلیس را مورد مداقه قرار دهد. اینکه آفرینش بر پایه محبت بنا شده، موضوع عنایت حق به انسان، پایداری ابلیس در عشق و در هم آمیختگی موضوع ابلیس و اهریمن و در نهایت دیدگاه مولانا و اندیشۀ او در زمینه آفرینش انسان و ماجرای ابلیس از جمله نکاتی است که در این مقاله به آن پرداخته شده است. هر چند مولانا این وادی را پر خطر می بیند لیکن باور وحدت وجودی او آدم را از منظر تئوری انسان کامل مورد ارزیابی قرار می دهد.
عالم مثل افلاطون، ناخودآگاه جمعی یونگ و عالم دل مولوی
نویسنده:
تقی پورنامداریان
نوع منبع :
نمایه مقاله
چکیده :
انسان ها در هر کجای جهان و در هر دوره و فرهنگی استعدادها و ظرفیت هایی مشترک دارند که از ماهیت وجودی و حتی شناخت انان ناشی می شود. بخشی عظیم از شناخت ها و تجربه های انسان ها عمومی و مشترک است، هر چند اختلاف های فرهنگی و زمانی و مکانی و تجربه های شخصی تفاوت داشته باشد. نکته مهم این جاست که این اختلاف و تفاوت در رو ساخت این فراورده هاست و ژرف ساخت ان ها تقریبا یکسان و شبیه یک دیگر است، زیرا ماهیت ظرفیت ها و استعدادهای ادمی به سبب تاثیر کم تر اختلاف تمدن و فرهنگ بیش تر شبیه یک دیگر می بینیم، چنان که میان افلاطون، سهروردی، مولوی و یونگ درباره ساختار جهان و روان ادمی در ژرف ساخت شباهت هایی هست. این شباهت ها ناشی از اشتراک استعدادهای انسانی است و در روی ساخت اگر اختلافی هست، ناشی از اختلاف فرهنگی و زمانی و مکانی است. با طرح مثل افلاطون و صورت مثالی سهروردی و صور معنوی و روحانی زرتشت (فروهرها) و ضمیر ناخودآگاه جمعی یونگ (ارکئوتایپ) و آن چه عطار و مولانا درباره «تو» گسترده پنهان یا «من» ملکوتی بینهایت مطرح کرده اند، میتوان بروشنی شباهت این اندیشه ها را در ژرف ساخت ملاحظه کرد.
بررسی عقل و زیر مجموعه های آن در دفتر چهارم مثنوی مولانا
نویسنده:
محبوبه گل محمدی، محمدنوید بازرگان
نوع منبع :
نمایه مقاله
چکیده :
دفتر چهارم مثنوی همچون سایر حلقه های شش گانة مثنوی مشحون از تفکرات متنوع است. می دانیم که در هر دفتر هزاران حرف در عبارت آمده است و ذهن سیال مولانا دایماً از شاخه ای به شاخساری در پرواز است. خوانندة این کتاب مطوّل معمولاً در پیچ و خم ابیات ژرف و در لابه لای حکایت های توی در توی مثنوی و یا در جریان ذهن سیال مولانا گم می شود و کمتر مجال این را می یابد که نگاهی از افقی بالاتر – کل نگر – به آن داشته باشد. در این مقاله سعی بر آن شده است تا با استفاده از این شیوة (کل نگر) به تحلیل محتوایی و درون مایه ای دفتر چهارم مثنوی به لحاظ بسامدی پرداخته شود، تا از این ره گذر بتوان کلان فکرهای غالب براین دفتر را معرفی نمود.
  • تعداد رکورد ها : 914