جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 1
نظریه ادراک ارسطو [پایان نامه انگلیسی]
نویسنده:
Roberto Grasso
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
ترجمه ماشینی : در این اثر من توصیفات فیزیکی و ذهنی ادراک را در ارسطو بازسازی می کنم. من پیشنهاد می‌کنم این تز را که αἴσθησις یک μεσότης است (DA II 11) به عنوان توصیفی از جنبه فیزیولوژیکی ادراک در نظر بگیریم، به این معنی که ادراک یک عمل فیزیکی است که به وسیله آن دستگاه حسی به طور هموستاتیک تعادل را متعادل می‌کند، و از این رو، محبت وارده را که توسط آن ایجاد می‌شود، اندازه‌گیری می‌کند. اشیاء قابل درک خارجی این پیشنهاد بر اساس تجدید نظر در معناشناسی کلمه mesotês در افلاطون، ارسطو و ریاضیدانان یونانی بعدی (بیشتر نیکوماخوس گراسا) است. من نشان می‌دهم که چگونه این تفسیر با متن مطابقت دارد و چگونه مشکلاتی را که به تفسیرهای رقیب مبتلا می‌شوند، حل می‌کند. من همچنین یک قرائت معنوی «غیر فیزیولوژی زدایی» از توصیف اضافی ادراک به عنوان دریافت اشکال بدون ماده ایجاد می کنم (DA II 12). من نشان می‌دهم که ارسطو از عبارت «اشکال بدون ماده» برای توصیف موارد انتزاعی واقعی در ذهن فرد استفاده می‌کند تا نحوه دریافت شکل. در تقابل با اشکال در ماده، چنین مواردی از نظر علّی ناتوان و از نظر متافیزیکی عقیم هستند: یک F-بدون ماده تا حدودی موضوعی را که در آن قرار دارد (محتوای ذهن فرد F) بدون واجد شرایط بودن یا شناسایی آن به عنوان یک سوژه F تعیین می کند. بنابراین، ما یک توصیف «ذهنی» دوم از ادراک داریم. بخش‌های بیشتری از پایان‌نامه به حل و فصل پرسش‌های تفسیری ناشی از اظهارات بحث‌برانگیز در مورد ادراک که در De Anima II 5 و III 2 برمی‌گردد، و به بحث در مورد این که چگونه توصیف‌های ذهنی و فیزیولوژیکی از ادراک ارسطو با هم مرتبط هستند، اختصاص دارد. نتیجه‌گیری من این است که دیدگاه‌های ارسطو شکلی از حیات‌گرایی شبه دوگانه‌گرایانه را در مورد قوا ترکیب می‌کند (قویه ادراک و به طور کلی‌تر روح، نه تنها به ماده تقلیل‌ناپذیر نیستند، بلکه بدوی و غیر برتر نیز هستند) که با این وجود با هیلومورفیسم سازگار است. و شکلی از پدیدارگرایی (و از این رو تعین «از پایین به بالا» که نمونه‌ای از برتری مدرن است) با توجه به رویدادهای ادراکی (یعنی فعالیت ادراک).
  • تعداد رکورد ها : 1