جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 1
تبیین شفافیت یکپارچه خودشناسی [پایان نامه انگلیسی]
نویسنده:
Lukas Schwengerer
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
ترجمه ماشینی : در این پایان نامه، من شرحی از آگاهی از حالات ذهنی خود ارائه می کنم. هدف من بر روی یک حساب شفافیت یکپارچه از خودشناسی تنظیم شده است. یکپارچه است، زیرا این پیشنهاد برای ایجاد باورهایی در مورد حالات ذهنی از همه نوع، صرف نظر از اینکه آنها گزاره ای، غیر گزاره ای، تجربی یا غیرتجربه ای هستند، توضیح می دهد. بنابراین، حساب من برای آگاهی از هر وضعیت ذهنی، از باورها و خواسته‌ها گرفته تا ترس‌ها، امیدها، و احساساتی مانند درد، قابل استفاده خواهد بود. علاوه بر این، این یک گزارش شفاف خواهد بود، زیرا به مشاهدات گرت ایوانز (1982) پایبند است که حالت‌های ذهنی خود توصیفی با توجه به بیرون به جای درون انجام می‌شود. زمانی که متوجه می‌شویم به چیزی اعتقاد داریم یا خیر، به این دنیا توجه می‌کنیم، و هدف من این است که این شهود را به تصویر بکشد. ایده اصلی که من در حال بررسی آن هستم این است: به طور کلی، زمانی که فرد یک حالت ذهنی مرتبه اول ایجاد می کند، یک باور مرتبه دوم متناظر و متمایل به آن حالت را نیز شکل می دهد. هر دو نگرش عناصر تولید خود را به اشتراک می گذارند که ضمن حفظ خطاپذیری، قابلیت اطمینان را تضمین می کند. به عنوان مثال، وقتی با درک یک ماشین قرمز، این باور را ایجاد می‌کنید که «ماشین قرمزی وجود دارد»، اگر همه چیز درست پیش برود، این باور را نیز ایجاد می‌کنید که «من معتقدم یک ماشین قرمز وجود دارد». من استدلال می کنم که تقریباً تمام ویژگی هایی که خودشناسی را خاص می کند را می توان با این ایده اساسی توضیح داد. این فرض که تولید یک حالت ذهنی مرتبه اول و یک باور مرتبه دوم درباره دولت دست به دست هم می دهند، قدرت توضیحی شگفت انگیزی دارد. علاوه بر این، حداقل هیچ دلیل واضحی برای رد این فرض وجود ندارد. نتیجه، دیدگاهی خواهد بود که ما باید به عنوان مدعی برای تبیین خودشناسی آن را جدی بگیریم. نمی‌توانم به طور قطعی نشان دهم که این بهترین توضیح است، اما استدلال می‌کنم که ارزش تفکر دارد. پایان نامه در سه بخش تنظیم شده است. بخش اول (فصل 1-3) به پدیده خودشناسی و ایده شفافیت می پردازد. این فصل‌ها به‌عنوان راه‌اندازی برای دیدگاه پیشنهادی بعدی من عمل می‌کنند. فصل 1 و 2 بحث می کند که دقیقاً چه چیزی را می خواهیم توضیح دهیم وقتی می گوییم هدف ما توضیح خودشناسی است. بدین ترتیب من یک نمای کلی از چشم‌انداز مفهومی خودشناسی ارائه می‌دهم و استدلال می‌کنم که ما باید ویژگی‌های خودشناسی را از نظر ویژگی‌های باور و شکل‌گیری باور درک کنیم. علاوه بر این، من خود را متعهد به این دیدگاه می‌دانم که این ویژگی با دسترسی شناختی ما به حالات ذهنی ارتباط دارد و آن را با هدف یک گزارش واحد از خودشناسی مرتبط می‌دانم. فصل 3 به این موضوع می پردازد که چگونه باید ویژگی دیگر هدف من را درک کنیم: گزارش شفافیت از خودشناسی. من یک مرور کلی از حساب‌های شفافیت در ادبیات ارائه می‌دهم و مسیری را برای جلوگیری از مشکلات رایج حساب‌های شفاف ارائه می‌دهم. در بخش دوم (فصل 4 و 5) من مدل واحد فرآیندی خودشناسی را به عنوان یک گزارش شفاف و یکپارچه از خودشناسی پیشنهاد می کنم. من اصول اصلی دیدگاه را ارائه می‌دهم و نشان می‌دهم که چگونه ویژگی‌های خودشناسی را که قصد توضیح آن را دارم توضیح می‌دهد. فصل 4 بر نگرش ها اعم از گزاره ای و غیر گزاره ای تمرکز دارد. فصل 5 دیدگاه را به حالت‌های خارق‌العاده، مانند درد کشیدن، گسترش می‌دهد. بخش سوم (فصل 6 و 7) بحث معرفت شناختی مدل فرآیند واحد را به تحقیق در مورد شناخت مرتبط می کند. فصل 6 یک داستان شناختی از پردازش پیش‌بینی را پیشنهاد می‌کند که با مدل تک فرآیندی سازگار است. بنابراین من در مورد معقول بودن ایده پردازش پیش‌بینی و پشتیبانی تجربی آن بحث می‌کنم. من یک داستان پردازش پیش‌بینی‌کننده از خودشناسی ارائه می‌دهم که با مدل تک فرآیندی خودشناسی مطابقت دارد. در فصل 7 حالات روانی گسترده را مورد بحث قرار می دهم. کلارک و چالمرز (1998) پیشنهاد می‌کنند که حداقل برخی از حالات ذهنی، مانند باورها، می‌توانند به ابزارهای بیرونی تعمیم داده شوند. با توجه به اینکه هدف من یک گزارش یکپارچه است، باید در مورد آگاهی از این باورهای گسترده چیزی بگویم. من استدلال می‌کنم که نمی‌توان آن‌ها را با فرآیندهای مشابه حالت‌های ذهنی غیربسط یافته شناخت، زیرا باورهای مربوط به باورهای بسط یافته ویژگی‌های متفاوتی نسبت به باورهای مربوط به حالت‌های غیربسط یافته‌ای که با درون‌نگری شکل داده‌ایم، نشان می‌دهند. از این رو، حتی اگر دیدگاه من نتواند آنها را توضیح دهد، این مشکلی نیست، زیرا آنها با درون نگری واقعی شکل نمی گیرند. درعوض، ما با فرآیندی متمایز که می‌توانیم آن را درون نگری گسترده نامیده باشیم، با حالات ذهنی گسترده آشنا می‌شویم. در نهایت، فصل 8 نتیجه‌گیری مختصری از پایان‌نامه ارائه می‌کند و به مواردی اشاره می‌کند که نیاز به توسعه بیشتر دارند. این گزارش به عنوان توضیحی درباره خودباوری و خودشناسی امیدوارکننده است، اما درستی آن نیز به تحقیقات آینده خارج از حوزه فلسفه بستگی دارد.
  • تعداد رکورد ها : 1