جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 1
نقد ادیت اشتاین از مارتین هایدگر: پیشینه، دلایل و دامنه [پایان نامه انگلیسی]
نویسنده:
Lidia Ripamonti
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
ترجمه ماشینی : این پایان نامه ارزیابی انتقادی از نقد ادیت اشتاین از مارتین هایدگر است که بر تعریف انسان متمرکز است. من هستی‌شناسی شخص استاین را از منظر بررسی «دازاین» وجودی هایدگر و روشی که او به پاسخی بسیار متفاوت برای همان سؤالی که هایدگر مطرح کرد، یعنی پرسش از معنای هستی، می‌کاود. برای این منظور، من بخش‌های کلیدی مهم‌ترین اثر هستی‌شناختی استاین را بررسی می‌کنم، هستی متناهی و ابدی - تلاشی برای صعود به معنای هستی، همراه با پیوست آن، فلسفه وجودی مارتین هایدگر، که در آن او مستقیماً در مورد فلسفه هایدگر با تمرکز بر فلسفه وجود بحث می‌کند. کار هستی و زمان. در بخش اول این تحقیق، مروری تاریخی-فلسفی از پیشینه آکادمیک و سیاسی دوره بین جنگ جهانی اول و جنگ جهانی دوم در آلمان ترسیم می‌کنم تا هر دو نویسنده را در زمینه قرار دهم و تأثیرات فلسفی آنها را بررسی کنم. رابطه مبهم آنها با مکتب پدیدارشناسی. بخش مرکزی به تحلیل استاین از دازاین هایدگر اختصاص دارد: من رویکردهای هر دو نویسنده را به درک فلسفی انسان، شخص، زندگی، روح و مرگ مقایسه و توضیح می‌دهم. این بررسی با تحلیل هرمنوتیکی و اصطلاحی انجام شد. من از نتایج استفاده می‌کنم تا نشان دهم که چگونه پدیدارشناسی تجارب زندگی استاین، مرزهای تناهی انسان را برای پذیرفتن امکان افق هستی‌شناختی آن بزرگ می‌کند، در حالی که هایدگر کل پرسش هستی‌شناختی را بر دازاین، وجود و در نهایت تناهی آن محدود و متمرکز می‌کند. یافته‌های من ارزیابی محدودیت‌ها و همچنین نقاط قوت نقد استاین را ارائه می‌دهد. من نشان می‌دهم که استاین تلاش می‌کرد پلی بین هستی‌شناسی کلاسیک و پدیدارشناسی ایجاد کند، در حالی که فاصله هایدگر از سنت فلسفی ریشه در امتناع روش‌شناختی او داشت. من همچنین نشان می‌دهم که چگونه روش‌ها و یافته‌های متضاد آن‌ها شباهت‌های غیرمنتظره‌ای را نشان می‌دهند و چگونه اهمیت فلسفی استاین باید در پرتو کار او مورد بازنگری قرار گیرد. این تحقیق به پیامدهای مختلفی برای بحث فلسفی امروز منجر می‌شود و این امکان را فراهم می‌آورد که نظریه استاین در زمینه اخلاقی گسترده‌تری را که در بخش پایانی این اثر ارائه شده است، مشاهده کنیم. من استدلال می‌کنم که هایدگر هستی‌شناسی سنتی را مسخ می‌کند و آن را نقض می‌کند تا انسان را تنها بر اساس وجود ناب توضیح دهد، در حالی که تصویر اشتاین از «کالی» و معنای زندگی به بحث بین فلسفه و دین کمک می‌کند. در بخش پایانی این اثر نشان می‌دهم که چگونه برخی از عناصر برخاسته از نقد هایدگر استاین می‌توانند بر بحث اخلاقی کنونی در مورد چگونگی درک و تجربه‌ی اجتماعی مرگ و بهترین نحوه مراقبت از فرد در حال مرگ، روشن کنند.
  • تعداد رکورد ها : 1