جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 1
مطالعه تطبیقی نظریه قانون طبیعی در فلسفه اخلاق کلاسیک و مدرن؛ به روایت آکوییناس و گروسیوس
نویسنده:
ایوب افضلی دلفان؛ استاد راهنما: مصطفی محقق داماد، محسن جوادی؛ استاد مشاور: محمدحسن یعقوبیان قمشه
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
فلسفه اخلاق در تاریخ بلند خود، نظریه‌های گوناگون داشته است. این نظریه‌ها نیز به نوبه خود در دوره‌های تاریخی مختلف دستخوش تحولات فکری بوده و خوانش‌ها و روایت‌های متنوعی یافته‌اند. قانون طبیعی از جمله نظریه‌هایی است که همواره در حکمت دینی و حکمت عقلی در حدود بیست و چهار قرن مورد توجه بوده است. با این حال، رصد کردن تحولات مفهومی آن از زوایه فلسفه تطبیقی و در دامنه عقلانیت سنتی و عقلانیت مدرن، مسئله‌ای فلسفی است که کمتر به آن پرداخته شده است. توماس اکوییناس با اینکه متأثر از مکتب ارسطو، ابن سینا و ... بوده است، اما نخستین کسی است که قانون طبیعی را در ابعاد مختلف مورد تحلیل و توسعه قرار داد، تا جایی که بتوان نام نظریه بر آن نهاد. بنابراین ویژگی مهم آکوییناس این است که نخستین نظریه‌پرداز و مهم‌ترین نظریه‌پرداز قانون طبیعی است. اگر تاریخ نظریه‌پردازی در قانون طبیعی را دارای سه نقطه عطف بدانیم، نخستین آنها مربوط به آکوییناس است، دومین نقطه عطف گرسیوس و سومین نقطه عطف، جان فینیس است که به ترتیب یکی به دوران اسکولاستیک، دومی به اوائل دوران مدرن و سومی به دوران معاصر (نیمه دوم قرن بیستم) تعلق دارد. این رساله نگاه درجه دوم/منظر تطبیقی به تاریخ فلسفه اخلاق خواهد داشت و مهم‌ترین تحولات قانون طبیعی را نه صرفاً در یک بازه زمانی چهارصد ساله (حد فاصل آکوییناس تا گروسیوس، از قرن 13 تا 17 میلادی)، بلکه در دوسوم تاریخ نظریه‌پردازی در قانون طبیعی، از نظر خواهد گذراند. وانگهی نظرات و ابتکارات آکوییناس و گروسیوس در نوع خود، بدیع و جریان‌ساز بوده است و همچنان محل ارجاع، بازخوانی و نقد و تفسیر فیلسوفان اخلاق، حقوق و سیاست است. بنابراین آنها به عنوان دو متفکر کلیدی در تاریخ قانون طبیعی، همچنان آراء ارزشمندی برای آموختن به متفکران معاصر دارند، اما بدون نگاهی تطبیقی نمی‌توان به درک تفاوت ها، شباهت‌ها و نقاط قوت و ضعف کار آنها واقف شد. از دیگر سو، فلسفه تطبیقی امکان نگاهی ارزیابانه را فراهم می‌کند و این امکانی است که نه در فلسفه اخلاق تحلیلی و نه در تاریخ فلسفه‌ اخلاق متداول که صرفاً به طور خطی، تأثیر و تأثرات را پی‌میگیرد، وجود ندارد (هرچند در این پروژه، نیازمند تاریخ فلسفه اخلاق و فلسفه اخلاق تحلیلی هستیم، اما منظر اصلی پژوهش ما، فلسفه تطبیقی است). بنابراین آکوییناس و گرسیوس به عنوان دو فیلسوف دوران‌ساز در تاریخ قانون طبیعی که یکی مؤسس نظریه کلاسیک/اسکولاستیک است و دیگری مؤسس نظریه مدرن است، شایسته یک مطالعه تطبیقی و ارزیابی انتقادی از منظر فلسفه تطبیقی‌اند و به لطف خداوند در این رساله می‌کوشیم بر اساس منابع اصیل و آثار فلسفه اخلاقی آنان، چنین هدفی را محقق کنیم. در این رساله مطالعه تطبیقی (فصل آخر) شامل دو بخش خواهد بود که عبارتند از: 1. بررسی امتداد و گسست پارادایمی. 2. نقد و بررسی نظریه آکوییناس و گروسیوس در قانون طبیعی • بررسی امتداد و گسست پارادایمی در بخش اول، نخست به این پرسش خواهیم پرداخت که تغییر پارادایمی قانون طبیعی از اکوییناس به گروسیوس دارای چه تحولات مفهومی‌ای بوده است. مقصود ما بیان تفاوت هایی است که از منظر پارادایم‌شناسی میان این دو متفکر وجود دارد؛ فارغ از اینکه آیا آنها برای نخستین بار پدیدآور یک رویکرد یا نگاه خاص بوده‌اند (زیرا ردیابی این سؤال بیش از هر چیز، به تاریخ فلسفه مربوط است و تشخیص یک یا چند نوآوری در کار یک متفکر، به معنای انجام فلسفه تطبیقی نیست و در فلسفه تطبیقی، علاوه بر ملاحظه دو نظرگاه فلسفی، طرح یک پرسش قابل کاربست بر دو طرف مطالعه، ضروری است. با این حال، در انجام فلسفه تطبیقی، پرسش از تفاوت‌های پارادایمی و نوافزوده‌های یک نظریه، پرسش معناداری است؛ زیرا از منظرهای مختلف، وجه تمایز آن را در قیاس دیگری روشن می کند. بنابراین مطالعه خطی تاریخ فلسفه (حتی در مورد یک فیلسوف) می‌تواند بخشی از پژوهش تطبیقی باشد (هرچند به تنهایی معادل فلسفه تطبیقی نیست). به بیان دقیق‌تر، هدف این فصل، پاسخگویی به این سه پرسش است: 1- اگر در فاصله دوران کلاسیک و مدرن صرفاً دو متفکر برجسته در دو نقطه تاریخی (آکوییناس و گروسیوس) را مورد مطالعه تطبیقی قرار دهیم (بدون اصالت دادن به تاریخ فلسفه و سیر خطی تحولات در همه آثار)، چه تغییرات بنیادینی را در مقایسه این دو نظریه از قانون طبیعی خواهیم دید و این تغییرات بنیادی پیرامون چه ایده‌هایی است؟ برای پاسخ به این پرسش، بدیهی است که باید مشترکات آکوییناس و گروسیوس را هم دانست و از این رو باید مطالعه فراگیری پیرامون ارکان و مؤلفه‌های نظریه قانون طبیعی انجام داد تا بر اساس آن، جنبه‌های امتداد نظری و نیز گسست پارادایمی روشن شود. 2- گروسیوس بر اساس چه دلایلی این تغییرات را ایجاد کرده است (تفصیل این دلایل در فصل های قبل آمده است و تنها به آنها اشاره خواهد شد؛ زیرا برای پرسش بعدی به آن نیاز داریم). 3- آیا دلایل گروسیوس برای تغییراتی که ایجاد کرده است، در قیاس با دلایل آکوییناس موجه هستند یا خیر؟ بنابراین در بخش اول، علاوه بر تبیین امتداد و گسست پارادایمی، اعتبار و ارزش نوآوری‌های اساسی گروسیوس در مقایسه با آراء آکوییناس را نیز نقد و بررسی خواهیم کرد. • نقد و بررسی نظریه آکوییناس و گروسیوس در قانون طبیعی در این بخش، به مهم ترین انتقاداتی که نظریه قانون طبیعی با آنها مواجه است، خواهیم پرداخت و از این منظر، آنها را بازطرح خواهیم کرد که اولاً: سیستم فلسفی آکوییناس و گروسیوس چه پاسخی به آنها خواهد داشت؟ و ثانیاً پاسخ آنها چه اندازه قابل دفاع یا قابل مناقشه است؟
  • تعداد رکورد ها : 1