امکان در فلسفه اسلامی اطلاقات متعددی دارد بطوریکه هر اطلاقی واجد معنایی متمایز از سایر اطلاقات است . اما بین این اطلاقات (از نظر مفهومی و معنایی) اشتراک و افتر
... راق وجود دارد. لذا این معانی را به دو دسته تقسیم کردیم، دستهای بر اشیاء خارجی ناظر و دستهای محدود به عالم ذهنند. امکان ذاتی که مرکب از دو ممکنه عامه است به لحاظ مفهومی قابل تطبیق با معنای امکان در فلسفه کانت است . ثمرات بحث امکان در فلسفه اسلامی بیشتر در مباحث علیت و مناط احتیاج شی به علت آشکار میگردد و در فلسفه کانت (امکان) از مفاهیم استعلایی فاهمه بوده که به ادراکات حسی ما از طریق شاکله استعلایی وحدت میبخشد. امکان بعنوان یک مقوله در برابر امتناع قرار دارد و با ممکنه عامهایکه ضرورت امتناع را سلب مینماید (به لحاظ معنایی و مفهومی) تطبیق میکند و امکان در برابر مقوله وجوب (به لحاظ معنایی و مفهومی) با ممکنه عامهایکه ضرورت وجوب را سلب میکند قابل تطبیق است . امکان در فلسفه اسلامی از معقولات ثانیه فلسفی و حاصل یکسری تعملات عقلانی و مقایسات ذهنی بین مفاهیم اولیه است . لذا مفاهیم اولیه و روابط آنها منشا تکون مفهوم امکانند. اما امکان در فلسفه کانت مقولهای ما تقدم و استعلایی بوده از مفاهیم انتزاعی نیست بلکه نظیر ظرف و قالبی است که بدون مظروف خود ظهوری ندارد و این وجه تمایز عمدایست که بین امکان ذاتی در فلسفه اسلامی و امکان در فسلفه کانت وجود دارد. اما همانطور که مفاهیم اولیه در فلسفه اسلامی زمینه انتزاع مفاهیم ثانویه فلسفیاند ; ادراکات حسی در فسلفه کانت نیز زمینهای جهت اندراجشان در ذیل مقولاتند.
بیشتر