تاملات در فلسفه اولی بهترین و گویاترین اثر دکارت است که او در آن مابعدالطبیعه خود را به بیانی روشن و به گفته خود به «بهترین و درست ترین روش تعلیم» یعنی به
... «روش تحلیل» بر خواننده عرض می دارد (CSM II 111). دو واژه «خدا» و «نفس» در عنوان فرعی این کتاب، چه بسا امروزه خوانندگانی را از غیر اهل فلسفه که دغدغه دین و حیات اخروی دارند، به خواندن این کتاب برانگیزد. البته باید توجه داشت که با نگاهی گذرا به نمایه آثار دکارت، در می یابیم که واژه های «خدا» و «نفس» یا «ذهن» (که دکارت این دو را به یک معنا می گیرد) از پرتکرارترین واژه ها در آثار او به شمار می رود و هر کس که اندک آشنایی با نظام فلسفی او داشته باشد، خوب می داند که بن مایه نظام فلسفی دکارت بر محور همین مفهوم نفس یا ذهن استوار است. نویسنده مقاله پیش رو بر آن است که اولا آنچه دکارت از آن به نفس انسانی یاد می کند با آنچه در گفتمان دینی و در بحث جاودانگی نفس در ادیان، در مدنظر است، تفاوت بسیاری وجود دارد تا جایی که نفس مدنظر دکارت، به فرض جاودانگی، کارکرد دینی نمی تواند داشته باشد. ثانیا قول به جاودانگی نفس با التزام به اصول مابعدالطبیعه دکارتی سازگار در نمی آید.
بیشتر