جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
بررسی دو مدل ایمان در پرتو استدلال‌های عملی: باورمحور و غیرباورمحور
نویسنده:
محبوبه پاکدل ، عباس یزدانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
در این مقاله، استدلال‌های عملی برای اثبات وجود خدا در دو تقریر متفاوت تحلیل می‌شوند: نخست، تقریر مبتنی بر رویکرد ایمان باورمحور (در دیدگاه پاسکال و جیمز) و، دوم، تقریر مبتنی بر رویکرد ایمان غیرباورمحور (در دیدگاه گلدینگ). هر دو رویکرد، در مواجهه با نابسندگی شواهد معرفتی، ایمان را نوعی مخاطره معقول می‌دانند. بااین‌حال، رویکرد باورمحور ایمان را مستلزم باور و متکی بر نوعی اراده‌گروی مستقیم می‌داند که با چالش‌های روان‌شناختی و معرفت‌شناختی مواجه است. درمقابل، مدل گلدینگ، به‌منزله مدلی عمل‌گرایانه در چهارچوب رویکرد غیرباورمحور به ایمان، تلاش می‌کند بدون فرض ضرورت باور برای ایمان، ایمان را در قالب فرض راهنمای عمل تبیین کند. این ویژگی به مدل غیرباورمحور امکان می‌دهد تا در مواجهه با شک عمیق فکری، بدون مواجه شدن در چالش‌های رویکرد باورمحور، امکانی معقول برای اتخاذ ایمان فراهم آورد. دو مدل مورد بررسی، هرچند هر دو بر عقلانیت عملی و مخاطره در وضعیت شک تأکید دارند، در الزام باور برای ایمان با هم اختلاف دارند. همچنین، مقاله نشان می‌دهد رویکرد غیرباورمحوری به ایمان در وضعیت تردید معرفتی می‌تواند بدیلی مناسب برای رویکرد سنتی باورمحور تلقی شود.
صفحات :
از صفحه 89 تا 108
نگاه انتقادی به ظرفیت‌ استنباطی علم کلام و ضرورت تأسیس علم مستقل برای استنباط معارف اعتقادی
نویسنده:
مهدی عبدی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
در دین اسلام، معارف ارزشمندی در زمینة اعتقادات ارائه شده است که بهره‌گیری از آن‌ها نیازمند استنباط صحیح از متون دینی است. علم کلام، دانش مسئول معارف اعتقادی در جهان اسلام است. سؤال این است که ظرفیت استنباطی علم کلام چه میزان است؟ و آیا علم کلام می‌تواند در این زمینه موفق باشد؟ این پژوهش با روش توصیفی ـ تحلیلی در پی پاسخ به این سؤال است. هر ظرفیتی که یک علم دارد، ناشی از مؤلفه‌های تشکیل‌دهنده و عناصر آن است. مؤلفه‌های تشکیل‌دهندة علم کلام، شامل مسائل، قواعد، منابع، مبادی و روش‌های آن، متناسب با هدف دفاع از معارف اعتقادی، انتخاب و تدوین شده‌اند و ظرفیت استنباط محدودی دارند. تغییر هدف علم کلام و یا افزودن هدف استنباط ممکن نیست؛ زیرا مؤلفه‌های تشکیل‌دهندة علم کلام که ماهیت آن را تشکیل می‌دهند، با اهداف متباین با هدف اولیه که دفاع است، سازگاری ندارند. زمانی که دو هدف تا حدی متفاوت باشند که مسائل، قواعد، منابع و شیوه‌های استدلال متفاوتی را اقتضا کنند، لازم است برای هر هدف، علم جداگانه‌ای تأسیس شود. علم کلام ظرفیت مناسبی برای دفاع از معارف دارد؛ اما برای استنباط معارف اعتقادی، لازم است علمی مستقل شکل گیرد و منابع، مسائل، قواعد و شیوه‌های مناسب برای تحقّق این هدف، انتخاب و تدوین گردند.
صفحات :
از صفحه 87 تا 100
بازسازی عقلانیت دینی در عصر آشوب‌های معرفتی: نقش امام مهدی (عج) در مهار فتنه‌های فکری آخرالزمان
نویسنده:
حسین مالکی مقدم
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
در عصر حاضر، بشر با تلاطم‌هایی بنیادین در عرصه‌های معرفتی، ارزشی و معنایی مواجه است. عصری که به‌درستی می‌توان آن را عصر «فتنه‌های فکری آخرالزمانی» نامید. سیطره رویکردهایی چون نسبی‌گرایی حقیقت، اومانیسم سکولار، و نیهیلیسم، عقلانیت دینی را در معرض بحران قرار داده و شکاف میان فطرت توحیدی انسان و جهان‌بینی وحیانی را تعمیق بخشیده است. این مقاله با رویکردی بین‌رشته‌ای و بر پایه منابع قرآنی، روایی و فلسفه دین، به تحلیل جلوه‌های گوناگون این فتنه‌های معرفتی پرداخته و نقش امام مهدی (عج) را در بازسازی عقلانیت توحیدی و احیای هدایت وحیانی تشریح می‌کند. بر پایه آموزه‌های اسلامی، ظهور آن حضرت نه‌تنها ناظر به اقامه عدالت اجتماعی، بلکه به‌مثابه انقلابی معرفتی و بازگشت به عقل فطری و تفسیر الهی از هستی است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که امام مهدی (عج) در منظومه دین‌شناسی شیعه، تجسم عقلانیت قدسی و مرجع تفسیر نهایی دین در برابر قرائت‌های تحریف‌شده بشری است؛ امری که از منظر قرآن و روایات، راهکاری برای عبور از فتنه‌های فکری و احیای ایمان در بستر خرد الهی قلمداد می‌شود.
صفحات :
از صفحه 62 تا 80
از اگوی استعلایی تا سوژۀ موقعیت‌مند: چرخشی انتقادی در پدیدارشناسی
نویسنده:
حسین مصباحیان
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
این مقاله به تحلیل تحول دیالکتیکی‌ای می‌پردازد که سنت پدیدارشناسی را از پروژۀ بنیادین ادموند هوسرل (ناظر بر ساختارهای همه‌شمول آگاهی) به افق‌های انتقادی این سنت (ناظر بر ساختارهای تاریخی و اغلب سرکوبگرانۀ قدرت در زیست‌جهان) منتقل می‌کند. این انتقال صرفاً یک جابه‌جایی مفهومی نیست، بلکه بازاندیشی در خودِ غایت فلسفه است. مقاله استدلال می‌کند که حرکت از اگوی استعلایی به سوژۀ موقعیت‌مند، اگرچه گسستی مطلق از روش‌شناسی هوسرلی نیست، ولی بازاندیشی رادیکال در مبانی آن است. پدیدارشناسی برای تحقق وعدۀ بنیادین خود، یعنی «بازگشت به خود چیزها»، ناگزیر است دریابد که «چیزها» همواره در میدانی از قدرت و از خلال حجاب‌های غیرمعرفتی به ما داده می‌شوند. مقاله برای ایضاح این فرایند انتقالی، در گام نخست، به تحلیل کلی پروژۀ هوسرل برای بنیان‌‌‌ نهادن فلسفه به‌مثابه‌ «علمی متقن» می‌پردازد و با تمرکز بر روش تحویل پدیدارشناختی و مفهوم حیث التفاتی/روی‌آورندگی، نشان می‌دهد که چگونه تلاش برای یافتن بنیادی بی‌مفروض و منزه از تاریخ، ناخواسته بذرهای نقد خود را در خود می‌کارد و تنش‌های درونی آن را آشکار می‌سازد؛ تنش‌هایی که در آثار متأخر خود هوسرل در ‌باب زیست‌جهان نیز مورد تصدیق قرار می‌گیرند و راه را برای گسست‌های بعدی هموار می‌سازند. در گام دوم، مقاله نقش محوری موریس مرلوپونتی را به‌مثابه‌ فیلسوف کلیدی گذار تحلیل می‌کند و این نکته را برجسته می‌سازد که او با محور قرار دادن بدن زیسته و بازتفسیر تحویل، راه را برای انتقادی‌شدن پدیدارشناسی می‌گشاید. او نشان می‌دهد که تحویل کامل ناممکن است و همین ناممکن‌بودن، به‌جای آنکه سوژه‌ای محض را آشکار کند، درهم‌تنیدگی گریزناپذیر ما با جهان تاریخی و اجتماعی را برملا می‌سازد. مقاله، در گام سوم، قدرت روش‌شناختی پدیدارشناسی انتقادی را از طریق کاربست آن در تحلیل ساختارهای سرکوب به بحث می‌گذارد. این بخش نشان می‌دهد که تجارب زیستۀ مرتبط با نژاد، جنسیت و بدن‌مندی صرفاً تجاربی فردی نیستند، بلکه برآمده از ساختارهای بیناسوژگانی و تاریخی‌ای هستند که افق امکان‌های تجربۀ ما را شکل می‌دهند و گاه محدود می‌کنند. بدین‌ترتیب، پدیدارشناسی انتقادی از طریق نقد این پیش‌فرض ساده‌اندیشانه که جهانی مستقل از تجربه وجود دارد و می‌توان آن را به آگاهی درآورد به ما می‌آموزد که پدیدارها متنوع، خاص و دشواریاب هستند و چون چنین است نمی‌تو"؛ پدیدارشناسی انتقادی"؛ سوژۀ موقعیت‌مند"؛ ،"؛ اگوی استعلایی"؛ ساختارهای سرکوب"؛ تجربۀ زیسته"؛ ، "؛ بدن‌مندی"ان از اتقان معرفتیِ متعلق به قلمرو متافیزیک حضور پدیدارها سخن گفت.
صفحات :
از صفحه 221 تا 249
فرانسیس بیکن: علم و قدرت
نویسنده:
شهین اعوانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
قرن شانزدهم تا پایان نیمة اول قرن هفدهم میلادی نقطة عطفی در حیات دینی، فلسفی و علمی، به خصوص در انگلستان به‌شمار می‌رود و علاوه بر تغییر در ساختار قدرت کلیسا و شروع اصلاحات دینی، دگرگونی‌های وسیعی در مفاهیم جاری در دین، فلسفه و علم به وقوع پیوسته است. در این انقلاب فکری و رنسانس فرهنگی دو فیلسوف بسیار تأثیرگذار بوده‌اند: دکارت و بیکن. تمرکز این مقاله بر اهمیت بیکن و دیدگاه او در علم و قدرت است. طول حیات بیکن (1626- 1561) در پایان دورة رنسانس و آغاز عصر جدید بوده است. او بنابر تغییرات صورت‌گرفته در کلیسا و نگرش مسیحی، بر جدایی الهیات از طبیعیات اصرار می‌ورزد و هرگونه شناخت علمی و عقلی خدا را نفی می‌کند. نقد بیکن بر الوهیت سبب شده تا برخی متفکّران، او را به الحاد متهم کنند. از نظر آنان، بیکن فلسفه را از مابعدالطبیعه؛ و الهیات را از حقایق عالیه، به طبیعت و ماده یعنی به امور دانیه تقلیل داده است. او فیلسوفی تجربه‌گراست و به ضرورت استوار بودنِ علم بر پایة مشاهده و تجربه باور دارد. اندیشة او متوجة عمل است و نتایج عملی را مطمئن‌ترین نشانة اعتبار فلسفه می‌داند. او هویّت اندیشة خود را در گذشته و متفکّران عهد باستان می‌جوید. او منتقد اکثر متفکّران یونان از پیش‌سقراطیان تا افلاطون و ارسطو می‌شود و به‌خصوص نقد جدی بر حکمای مدرسی به لحاظ روشی، افکار، و آرای آنها دارد. بعضی جهان را مدیون بیکن دانسته‌اند، زیرا مبادی فکر او را عاقلانه و حیات‌بخش یافته‌اند.
صفحات :
از صفحه 307 تا 330
مصادرات طبیعی صناعت میزان‌الحکمه
نویسنده:
ابوذر فرض پور ماچیانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
کتاب میزان‌الحکمة عبدالرحمان خازنی برای جمع‌آوری تلاش‌هایی در جهت صناعت میزان‌‍‌الحکمه که توسط دانشمندان پیشین انجام شده و عرضۀ روش جدیدی برای انجام این کار، نوشته شده است. این کتاب شامل مقدّمات صناعت میزان‌الحکمه، روش‌های ابداعی تعیین مقدار یک فلز در جسم مرکّب توسّط دانشمندان گذشته، که موضوع صناعت میزان‌الحکمه است، شرح روش ساخت و کاربرد ابزار جدیدی برای انجام این کار، که ترازویی به اسم میزان­‌الحکمه است، و توضیحی دربارۀ سایر کاربردهای ترازو است. خازنی در تدوین کتاب خود از آثار دانشمندان برجسته‌ای چون اقلیدس، ارشمیدس، منلائوس، ثابت‌بن قره، محمدبن زکریا رازی، ابوسهل کوهی، ابن ­هیثم، بیرونی، خیام و اسفزاری استفاده کرده است. ظاهراً هدف او جمع‌آوری همۀ منابع موجود و به وجود آوردن ساختاری برای صناعت میزان‌­الحکمه است. در این مقاله، مصادرات طبیعی صناعت میزان­‌الحکمه که خازنی آنها را در فصل­های ابتدایی میزان‌الحکمه آورده بررسی می­‌شود.
صفحات :
از صفحه 383 تا 391
پاسخ به مسئلۀ شرّ بر اساس برخی نصوص اوستایی و روایاتی از حکمت اشراقی
نویسنده:
سارا قزلباش
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
مسئلۀ شرّ، به‌عنوان یکی از چالش‌برانگیزترین مسائل فلسفۀ دین، همواره محققان و متفکران را به بررسی رویکردهای متنوع الهیاتی و فلسفی در تمدن‌های مختلف سوق داده است. این مقاله با هدف ارائۀ تحلیلی تطبیقی از چگونگی مواجهه با مسئلۀ شرّ، به بررسی دو سنّت فکری متمایز می‌پردازد: در بخش نخست، با اتکا به نصوص اوستایی، تبیین می‌شود که چگونه دین زرتشت با معرفی اصل دوگانۀ خیر (اهورامزدا/سپنته مینو) و شرّ (انگره‌مینو/اهریمن) از ازل، مسئلۀ شرّ را نه ناشی از نقص یا عدم فعل الهی، بلکه نتیجۀ ستیزی کیهانی میان دو مبدأ مستقل می‌داند. این دوگانگی ازلی، شرّ را دارای خاستگاهی مستقل و واقعی معرفی می‌کند و ضمن ارائۀ پاسخی صریح به منشأ شرّ، با چالش‌هایی نظیر خدشه‌دار شدن قدرت مطلقۀ الهی مواجه است. در بخش دوم، مقاله به بررسی رویکرد حکمت اشراقی سهروردی می‌پردازد. سهروردی، برخلاف دیدگاه زرتشتی، شرّ را امری وجودی و دارای مبدأ مستقل نمی‌داند. او شرور را به دو دستۀ اصلی شرور عدمی و نسبی و شرور طبیعی و جوهری تقسیم می‌کند. در این مقاله سعی بر این است ضمن بررسی مبانی کلّی نظام هستی‌شناختی دین زرتشتی و فلسفۀ اشراقی سهروردی همچون عدمی بودن شرّ، امکان، نقص و معلولیت به‌عنوان منابع هستی شناختی شرّ و لزوم حرکت زمان‌مند موجودات عالم عنصری از نقص به کمال و از قوه به فعل در بستر زمان به‌عنوان کیفیت بروز شرور، به پرسش‌های مسئلۀ شرّ پاسخ دهیم. مقاله درنهایت نتیجه می‌گیرد که هر دو سنّت تلاش می‌کنند تا به مسئلۀ شرّ پاسخی منسجم ارائه دهند. نصوص اوستایی با پذیرش وجود ازلی شرّ، به آن ماهیتی مستقل می‌بخشند، در حالی‌که حکمت اشراقی با تأکید بر عدمی بودن شرّ و جایگاه آن در نظام احسن، شرّ را به‌عنوان جنبه‌ای فرعی و وابسته به خیر تبیین می‌کند.
صفحات :
از صفحه 179 تا 183
بررسی باورهای خورشیدی در ایزدکدۀ ولادیمیر روسیۀ باستان‏
نویسنده:
زینب صادقی سهل آباد ، مریم شفقی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
پژوهش حاضر به بررسی تأثیر آیین مهرپرستی ایرانی یا همان کیش خورشید بر اساطیر و نمادهای روسیۀ باستان، با تمرکز بر ایزدکدۀ ولادیمیر در کی‌یف می‌پردازد. ولادیمیر سویاتسلاویچ ملقب به «خورشیدْ شاه» در راستای وحدت قبایل اسلاو، ایزدکده‌ای را بنا نهاد که در آن، علاوه بر پرون، ایزدانی چون خورس و داژدبوگ نیز حضور داشتند. تحلیل‌های زبان‌شناختی و اسطوره‌شناختی نشان می‌دهد که «خورس»، واژه‌ای با ریشۀ ایرانی، از طریق زبان آسی وارد زبان روسی شده و معادل ایزد خورشید است. همچنین، شباهت‌های قابل توجهی میان اسطورۀ تولد داژدبوگ و افسانۀ زایش میترا از سنگ مشاهده می‌شود. علاوه بر این، نقش نمادین اسب در آیین‌های تدفینی روسیۀ باستان، که از اوست‌ها و آلان‌ها اقتباس شده، ارتباط نزدیکی با مفهوم ارابۀ خورشیدی مهر دارد. با این‌حال، پذیرش مسیحیت در روسیه منجر به سرکوب گستردۀ کیش‌ها و اساطیر باستانی شد، که این امر باعث محدودیت شدید در میراث باستان‌شناسی و تاریخی مرتبط با این موضوع گردیده‌است. هدف از این پژوهش پاسخ به این پرسش است که آیین مهرپرستی بر کارکرد کدام‌یک از ایزدان ایزدکدۀ ولادیمیر، تأثیر گذاشته‌است. لذا از آنجا که میراث ملموسی از آن دوران باقی نمانده‌است، به کمک منابع زبان‌شناسی و تاریخ‎نگاری موجود، مانند «داستان سال‌های دور» و «کلامی دربارۀ لشکرکشی ایگور»، که اطلاعات محدودی دربارۀ ایزدکدۀ ولادیمیر در روسیۀ باستان ارائه می‌دهند، نشان داده شده‌است که خورس و داژدبوگ ریشه در کیش خورشید دارند. همچنین در مقاله به ارتباط اسب در اسطوره‌های اسلاوی با کیش خورشید نیز اشاره شده‌است.
صفحات :
از صفحه 383 تا 404
تحلیل گفتمان انتقادی خطبه امام حسین(ع) در تحف‌العقول بر اساس رویکرد فرکلاف‏
نویسنده:
وحید باصری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
پژوهش حاضر به تحلیل گفتمان انتقادی خطبه امام حسین (ع) در تحف‌العقول می‌پردازد و نقش زبان را در بازنمایی مناسبات قدرت و نقد هژمونی سیاسی امویان بررسی می‌کند. این خطبه در شرایطی ایراد شده که ساختار قدرت اموی از طریق مشروعیت‌سازی دینی، بهره‌گیری از نخبگان همسو و سرکوب منتقدان تثبیت شده بود. امام حسین (ع) در این گفتار، با بهره‌گیری از سازوکارهای زبانی و بلاغی، وضعیت موجود را به چالش کشیده و مسئولیت اخلاقی و اجتماعی کنشگران جامعه را یادآور شده است.این پژوهش با رویکردی کیفی و بر اساس الگوی سه‌سطحی فرکلاف، توصیف (تحلیل زبانی)، تفسیر (بافت گفتمانی)، و تبیین (ارتباط گفتمان و قدرت) انجام شده و برای تقویت تحلیل، از الگوی شناخت اجتماعی فون‌دایک و نیز رویکرد تاریخی‌گفتمانی ووداک بهره برده‌است. داده‌ها از متن خطبه و لایه‌های بینامتنی آن با منابع تاریخی مرتبط استخراج شده و بر انتخاب‌های واژگانی، ساختارهای نحوی، هم‌آیی‌های معنایی و سازوکارهای قطبیت‌سازی متمرکز است.یافته‌ها نشان می‌دهد که کاربرد پر‌بسامد افعال الزام‌آور، جملات پرسشی توبیخی، ضمایر تقابلی و هم‌آیی‌های مرتبط با مفاهیم «حق»، «ظلم» و «مسئولیت»، به‌مثابۀ راهبردهایی زبانی، موجب بازخواست نخبگان دینی و برهم‌زدن طبیعی‌سازی گفتمان قدرت می‌شود. نتیجه پژوهش نشان می‌دهد که خطبه مزبور، گفتمانی جایگزین مبتنی بر عدالت، آگاهی و کنش‌گری اجتماعی ارائه می‌کند و زبان در این متن، فراتر از ابزار انتقال معنا، در مقام کنش اجتماعی و عامل بالقوه تغییر ظاهر می‌شود.
صفحات :
از صفحه 487 تا 512
دلالت های تربیت عرفانی صدرایی و تبیین آنها بر اساس نظریه علم اشتدادی
نویسنده:
حسین سلطانی ، محمد بیدهندی ، مهدی گنجور
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
هدف این نوشتار تبیین دلالت‌های تربیت عرفانی بر اساس علم اشتدادی صدرایی به روش توصیفی-تحلیلی است. ملاصدرا با تأکید بر تناظر مراتب وجودی انسان با مراتب هستی، علم، حقیقت، عشق، سعادت و لذت و با استفاده از روش تأویل تصویری جدید از انسان و چگونگی تربیت نفوس انسانی ترسیم می‌کند. بالاترین مرتبۀ تربیت نزد او، تربیت عرفانی است که در بستر علم وجودی اشتدادی به منظور استکمال نفس آدمی محقق می‌شود. بر این اساس انسان در سیر تربیتی خود در هر مرتبه از تربیت با اشتداد در علم و با به کارگیری روش تأویل، مرتبه برتری از هستی و حقیقت را احراز کرده و به ادراک و سعادت و لذتی شایسته آن مرتبه می‌رسد. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که مدل تربیت عرفانی مبتنی بر علم اشتدادی از دلالت‌هایی نظیر تکثرگرایی تربیتی، دست یابی به عدالت تربیتی، شایستگی عارف برای ریاست بر مدینه فاضله، تفکیک عمل عرفانی از فعل اخلاقی و نفی خشونت برخوردار است.
صفحات :
از صفحه 587 تا 607