جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
مشكلات الترجمة وتأثيرها على أصالة فكر ابن رشد
نویسنده:
صديق بحري، عمارة ناصر
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
چکیده ماشینی: بحث ما ما را به ارائه مهم‌ترین نتایج مشکلات ترجمه در علوم اجتماعی و انسانی و میزان تأثیر آن بر اصالت و فهم فلسفه ابن رشد سوق می‌دهد، و ما به‌ویژه مترجمان او از فیلسوفان و متفکران یهودی و لاتینی را مورد نظر قرار می‌دهیم، مخصوصاً آنچه به فلسفه علمی‌اش، منشأ جهان و وجود خدا و همچنین رابطه فلسفه با دین و دیگر مسائل اپیستمولوژیک مربوط می‌شود، که جایگاه گسترده‌ای در بحث‌ها داشته است. بعد از اینکه آثار ابن رشد به گم‌شدن و نابودی دچار شدند، دوباره به وسیله ترجمه بازگشتند و به عنوان نیرویی روشن‌کننده برای ذهن‌ها، توجه بزرگترین دانشگاه‌های جهان را به خود جلب کردند. ترجمه‌های شرح او بر ارسطو به لاتین برای سال‌ها پایه‌گذار فهم ارسطویی در سراسر اروپا شد، اما با این وجود، آن‌ها ترجمه دقیقی از فلسفه و فکر اصیل او ارائه ندادند، چه به دلیل ناآگاهی از اصول ترجمه فلسفی و چه عمدی، به دلیل کینه‌ای که غرب نسبت به شرق داشت، به‌طوری که اندیشه‌های او تحریف شد و اصول بنیادینش نادیده گرفته شد.
صفحات :
از صفحه 1185 تا 1201
مبنى الفلسفي للتصورات العقلية عند ابن رشد
نویسنده:
أونيسة حمدي الشريف
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
چکیده ماشینی: این مطالعه در تلاش است تا دیدگاه فلسفی ابن رشد را از طریق نظریه‌ی معرفت نشان دهد، که به‌ویژه بر روش نقدی متکی است، و پایه‌های معرفتی این روش در بازنگری برخی مفاهیم یعنی: قیاس، تفسیر، زمان و علیت قرار دارد، تا به بررسی هماهنگی میان جنبه‌های معرفتی و اعتقادی از نظر ارتباط و جدایی بپردازد و چارچوب‌های روش‌شناختی و فکری مسائل اعتقادی را مورد بررسی قرار دهد. انسان حتی زمانی که با عقل خود موجودات را درک می‌کند، نیاز به اطمینان در حالت تصدیق دارد. روش مورد استفاده طبق تجربه فلسفی ابن رشد، روش تفسیر است که در جنبه نظری آن شامل نظریه ارتباط و جدایی است و از سوی دیگر، در جنبه عملی بر روش توضیح مبتنی است که شامل دو عنصر: کنترل مسئله تکمیلی و ساختار منطقی موضوع می‌شود، و تلاش دارد به پرسش زیر پاسخ دهد: ابزارهای معرفتی که ابن رشد برای بازنگری مفاهیم در جنبه‌های معرفتی و اعتقادی به کار برده چیست؟ و این به منظور دستیابی به بخشی از حقیقت در واقعیت‌های بزرگ هستی است.
صفحات :
از صفحه 843 تا 866
فلسفة مشروع المجتمع عند عبد شريط ابن خلدون في مواجهة ابن رشد و الفارابي
نویسنده:
واحك مراد
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
چکیده ماشینی: عبدالله نوارش نواری فلسفی که ابن خلدون درباره ابن رشد و فارابی داشت را دوباره بررسی می‌کند و نقد او بر گفتمان معاصر الجزایر را بازمی‌خواند. اگرچه ابن خلدون علم جدیدی، یعنی جامعه‌شناسی را ابداع کرد، چون از سلطه ارسطو و افلاطون آزاد شد و به واقعیت اسلامی و عربی با نگرشی علمی و واقعی فکر کرد، در مقابل فارابی و ابن رشد بودند که تحت تفکر و منطق افلاطون و ارسطو قرار گرفتند و گرفتار منطقشان شدند. بنابراین هر پروژه اجتماعی الجزایری که می‌خواهد جای خود را در مدرن شدن باز کند، باید از اسارت مدل‌های فکری غربی و روش‌های وارداتی آزاد شود و با ابزارهای محلی به واقعیت فعلی فکر کند، درست همانطور که ابن خلدون انجام داد.
صفحات :
از صفحه 1202 تا 1220
ت‍اری‍خ‌ ع‍ل‍م‌ ک‍لام‌
نویسنده:
محمد ش‍ب‍ل‍ی‌ ن‍ع‍م‍ان‍ی‌؛ ت‍رج‍م‍ه‌: م‍ح‍م‍دت‍ق‍ی‌ فخر داع‍ی‌گ‍ی‍لان‍ی‌
نوع منبع :
کتابشناسی(نمایه کتاب) , ترجمه اثر
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: شرکت سهامی چاپ رنگین‏‫,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
تاریخ علم کلام تألیف علاّمه شبلى نعمائى (1857-1914 ميلادى) که از علماى بزرگ هند در قرن اخير مى‌باشد. این کتاب توسط سيد محمدتقى فخر داعى گيلانى به فارسی ترجمه شده است. اين كتاب از دو بخش كه بخش اوّل به نام تاريخ علم كلام و بخش دوم آن‌كه قطورتر از بخش اوّل و مقصود اصلى از تدوين و تألیف كتاب همين بخش است به نام علم كلام جديد مى‌باشد. با توجه به اينكه آنچه از لفظ تاريخ در ذهن ما نقش مى‌بندد اختصاص به ممالك، اقوام و اشخاص دارد يعنى آنچه در اين زمينه نوشته مى‌شده است مربوط و راجع به آنها بوده است ولى امروزه فن تاريخ‌نويسى ترقى كرده علاوه بر اقوام و اشخاص براى علوم و فنون هم تاريخ مى‌نويسند و آن به اين معناست كه يك علم يا يك فن از كى ظاهر شده، علل و اسباب ظهور يا پيدايش آن‌چه بوده تا چگونه مراحل تكامل و ترقى را پيموده و بالاخره تحولات و تطورات كه در آن با گذشت زمان رويداده چه بوده است كتاب تاريخ علم كلام به همان روشى كه در بالا ذكر شد مى‌باشد كه آن روش انتقاد علمى مى‌باشد علاّمه كتاب خود را تألیف نموده است. البتّه منظور اساسى علاّمه شبلى نعمائى از تاريخ علم كلام همانا تاريخ علم كلام عقلى است كه در مقابل فلسفه يونان و براى مبارزه با آن تدوين يافته است نه علم كلام نقلى كه از مجادلات فرق اسلامى باهم ظاهر شده است. علاّمه شبلى هدف خود از تحرير اين كتاب را اينگونه توضيح ميدهد: امروز در عقائد و افكار مذهبى بواسطه ناسازگارى دانشها با آنچه در كتاب‌هاى دينى آمده است تزلزل و سستى يا دودلى پيدا شده و بزرگترين خطرى كه امروز به اسلام رو آورده همانا فلسفه مادى است و عناصر روشن‌فكر و تحصيل كرده‌هاى جديد مرعوب و علماى قديم هم بندرت وارد مباحث و سؤالات جديد شده بنابراین افق مذهب غبارآلود و تيره به نظر مى‌آيدبعضى از نويسندگان اسلامى معتقد شده‌اند كه علم كلام فعلى كه نتيجه افكار بيش از يك‌هزار سال قبل است كارى ساخته نيست و آن نمى‌تواند در برابر حملات فلسفه جديد پايدارى نموده اعتراضات و شكوك و شبهات وارده را جواب كافى دهد، دليل آنهم روشن است زيرا نحوه اعتراضاتى كه در دوره‌هاى پيشين بر اسلام وارد مى‌شده نوعيت آن امروزه بكلى تغيير كرده است و بيشتر مقابله با فلسفه يونان بوده است بنابراین براى صيانت و دفاع از مذهب در مقابل اعتراضات و شبهات مخالفين يا حملات فلسفه جديد احتياج مبرمى به كلام جديد است. ولى به نظر ما اين فكر صحيح نيست و علم كلام جديد بايد بر مبانى و اصول كلام قديم استوار باشد و سررشته اصول مقرّره بزرگان سلف در هيچ مورد از دست داده نشود و براى اين امر لازم است نشان داده شود كه ائمه اسلام در هر عهد چه مبادى و اصولى را اختيار نموده‌اند و نيز تغييراتى كه در آن روى داده‌اند از چه قسم و نوع آن‌چه بوده است.به عبارت ديگر و خلاصه اينكه مبادى و اصول كلام قديم را بايد گرفت و مطابق مشرب، ذوق و سليقه كنونى مرتب و مدون ساخت كه من با تألیف اين كتاب اينكار را تحقّق بخشيدم. از طرف ديگر هدف من از تحرير اين كتاب اين بوده كه در زبان اردو، عربى و فارسی چنين كتابى در رابطه با تاريخ علم كلام وجود نداشته و من با نوشتن اين كتاب از يك طرف يك نقيصه بزرگ ادبيات اسلامى را تدارک و جبران نموده و از طرف ديگر اين تألیف كه در حقيقت تألیف علم كلام است در دائره تاريخ آمده است. ساختار و گزارش محتوا: بخش اول: علاّمه شبلى در بخش اول كه بعد از مقدّمه مترجم آمده و به نام تاريخ علم كلام است مقدّمه‌اى در رابطه با انگيزه و هدف خود از تحرير اين كتاب را آورده است پس وارد مبحث تاريخ علم كلام كه تاريخچه‌اى از علم كلام نقلى است مى‌شود و منظور او تاريخچه مجادلات فرق اسلامى باهم مى‌باشد آورده شده است در اين مختصر بذكر عوامل واسباب بروز اختلاف عقائد و آراء و ازدياد فتاوى و ميل به بدعتها و بالاخره ظهور علم كلام پرداخته. مسئله بسيار مهمى كه در اينجا مطرح شده مسئله قضا و قدر و عوامل پديد آمدن آنست و در آخر اين بحث به اصول عقايد دو فرقه اشعرى و معتزلى و اختلافات شديد و سختى كه بين آنها جريان داشته مى‌پردازد. علاّمه شبلى بعد از اين وارد مرحله علم كلام عقلى مى‌شود كه مقصود اصلى كتاب است و از آن مبسوطا سخن ميراند.او علل و اسباب پيدايش، تاريخ ظهور كلام و وجه تسميه آن مى‌پردازد سپس بذكر اساسى مؤسسين و بانيان يا شخصيت‌هاى برجسته علم كلام و شرح حالات آنها كه از ابوالهذيل علاف شروع و به خاندان نوبختى پايان مى‌يابد مى‌پردازد. سپس وارد قرن چهارم و از متكلمين اين قرن مى‌نويسد و سپس ميرسد به قرن پنجم كه قرن انحطاط و زوال علم كلام است مى‌پردازد تا اينجا دور اول علم كلام به پايان ميرسد و دور دوم علم كلام يا دور دوم اشاعره است آغاز مى‌گردد و شرح احوال ابوالحسن اشعرى مؤسس طريقه اشعريه و سپس حالات غزالى و رازى دو مرد بزرگ علم كلام آمده و در آخر به ذكر احوال علاّمه آمرى پرداخته است.مؤلف پس از اين علم كلام اشاعره را تحت عنوان يك نظر اجمالى در علم كلام اشاعره زير دقت نظر گرفته و مسائل اختصاصى اشاعره مورد انتقاد قرار داده است. بعد از اين دوره سوم آغاز مى‌گردد در اين بحث علاوه بر شرح احوال ابن رشد، ابن تيميه و شاه ولى الله از ابتكارات و اختراعات آنها در علم كلام به تفصيل و مشروح بحث نموده است.مؤلف براى تكميل تاريخ علم كلام از اين پس دفترى از حكماى اسلامى كه در اثبات مسائل مذهبى روى اصول فلسفه و تطبيق شريعت با منطق و حكمت مقامى بلند و ارجمند دارند باز كرده از فارابى، ابن سينا و ابن مسكويه و در آخر از شيخ اشراق و خصوصيات و مميّزات او در فلسفه صحبت داشته در آخر اين بخش كتاب تاريخ علم كلام مؤلف يك بحث با عنوان يك نظر اجمالى در علم كلام‌دارد او اوّل از اينجا آغاز مى‌كند كه اين فكر سالها در اذهان رسوخ داشته كه بيشتر مسائل علم كلام مقتبس از يونانيان و از آنها گرفته شده و مسلمانان فاقد قوه ابتكار و اختراع بوده خطايى بزرگ است و با قلم خود چنان با دليل و برهان روشن مى‌سازد كه براى خواننده هيچ شك و شبهه‌اى باقى نمى‌گذارد كه مسلمانان در الهيّات فرسنگها از يونانيان جلو بوده‌اند و علامه شبلى در آخر اين بحث علم كلام را تشريح كرده كه علم كلام عبارت از دو چيز است يكى اثبات عقائد اسلامى و ديگر ردّ بر فلسفه ملاحده و ديگر مذاهب بخش دوم: بخش دوم كتاب كه به نام علم كلام جديد است با مقدّمه مترجم آغاز و سپس ديباچه مؤلف و بعد از آن بحث علوم جديده و مذهب، مذهب جزء فطرت انسانى، مذهب اسلام و در بحث عقل و مذهب مى‌آورد كه دليل منكرين مذاهب در غرب برپايه اين مسئله است كه مذاهب را برخلاف عقل يافته‌اند و الاّ اگر مذهبى مبتنى بر عقل و مطابق با تحقيقات عقلى باشد اين مخالفين را با آن هيچگونه مخالفت و نزاعى نخواهد بود و علاّمه در اينجا واضح و آشكار مى‌كند كه اسلام در ميان مذاهب تنها مذهبى است كه عقل را تاج افتخار انسانى قرار داده و تمام تعاليم آن هماهنگ با عقل و منطق است. بعد از اين بحث وارد مرحله الهيّات مى‌شود و در صانع عالم تحت عنوان وجود بارى سخن مى‌گويد و در رابطه با اثبات صانع فقط طريقه قرآن مجيد را در اين باب برگزيده و دلايل و براهین حكما و متكلمين را در اين باب رد مى‌كند سپس به ذكر اعتراضات عمده ملاحده فعلى اروپا پرداخته و يك‌يك را جواب و ردّ مى‌كند بعد از فراغت از بحث واجب به بحث از نبوت مى‌پردازد و در آخر اين بحث، نبوت محمد(ص) مورد بررسى قرار مى‌گيرد و براى اينكه اثبات نمايند كه پيامبر(ص) با منبع وحى اتصال داشته بعضى از مسائل مربوط به عقايد، عبادات، اخلاق و...آورده‌و آنها بقدرى كامل، متقن و بلندپايه‌اند كه در مخيله هيچ حكيم و فيلسوف و يا قانونگذارى خطور نكرده و آنها بدون وحى ممكن نيست به فكر كسى بيايند از جمله حقوق اجتماعى اسلام:حقوق انسانى، حقوق زن، حقوق عامه مردم و وراثت و...در اينجا مسئله تأويل را كه از مسائل مشكل و بسيارى از اختلافات مذهبى از اين مسئله سرچشمه گرفته مورد بحث قرار داده است پس از آن علاّمه شبلى وارد بحث در روحانیات شده ملائكه، وحى و الهام و سپس به مسئله ترقى و تمدن كه مورد توجّه فلاسفه امروز است پرداخته زيرا فلاسفه مذاهب را سد راه ترقى دانسته‌اند و ثابت مى‌كند كه اسلام دينى است جامع و كامل كه تمدن را با آغوش باز مى‌پذيرد و آنرا در دامن خود پرورش ميدهد آخرين بحث در اين مرحله بحث پيوستگى بين دين و دنيا آمده و بخش دوم با دو ضميمه كه عبارت از دو خطابه از امام رازى و آن ديگر از امام غزالى كه راجع به نبوّت و رسالت ايراد شده پايان مى‌يابد. در آخر اين قابل ذكر است كه در آغاز هر بخش، فهرست موضوعى کتاب‌ها به تفصيل آمده است و در آخر بخش کتاب‌ها فهرست اعلام و غلطنامه درج گرديده است. كتاب تاريخ علم كلام كه از دو بخش تشكيل شده و در يك مجلد منتشر شده است، تألیف علامه شبلى نعمائى هندى است كه بوسيله سيد محمدتقى فخر داعى گيلانى از زبان اردو (ظاهرا زبان اصلى كتاب باشد) به زبان فارسی ترجمه شده است چاپ اول،1386 توسط ليتوگرافى و چاپ ديبا (انتشارات اساطير)
بررسی و نقد تطبیقی دیدگاه غزالی و ابن رشد درباره فلسفه و دین و استنتاج دلالت‌های آن در تربیت دینی
نویسنده:
عبدالکریم مشکوتی تروجنی؛ استاد راهنما: اکبر رهنما؛ استاد مشاور: محسن فرمهینی فراهانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
این پژوهش به بررسی و نقد تطبیقی دیدگاه‌های ابوالحسن غزالی و ابوعلی ابن رشد درباره ارتباط فلسفه و دین می‌پردازد. هر دو این متفکران اسلامی، با وجود تفاوت‌های روش‌شناختی و محتوایی، تأثیر عمیقی بر اندیشه اسلامی و تربیت دینی دارند. غزالی بر اهمیت تجربه دینی و معارف نقلی تأکید دارد و به ارتقاء روحانی انسان می‌پردازد، در حالی که ابن رشد بر رابطه عقل و وحی و هماهنگی آن‌ها تأکید می‌کند. این پژوهش با تحلیل تطبیقی این دیدگاه‌ها، دلالت‌های آنها را برای تربیت دینی، به ویژه در زمینه تقویت تفکر عقلانی و تعمیق تجربه‌های معنوی، بررسی می‌کند. هدف نهایی این مطالعه، ارائه راهکارهایی برای ارتقاء تربیت دینی با الهام از اندیشه‌های این دو فیلسوف بزرگ است. این پژوهش به بررسی و نقد تطبیقی دیدگاه‌های ابوالحسن غزالی و ابوعلی ابن رشد در زمینه فلسفه و دین می‌پردازد. هر دو اندیشمند با رویکردهای متفاوتی، سعی در پاسخ به چالش‌های موجود در ارتباط بین فلسفه و دین در دنیای اسلام داشتند. غزالی، به عنوان یکی از بزرگ‌ترین متفکران مسلمان، بر اهمیت تجربه دینی و تکیه بر معارف نقلی تأکید دارد و در آثارش به نقد فلسفه و چالش‌های آن با اصول دینی می‌پردازد. او معتقد است که عقل و وحی باید در راستای ارتقاء روحانی انسان هماهنگ شوند و در برخی موارد، قدرت عقل را در فهم دین محدود می‌داند.از سوی دیگر، ابن رشد به عنوان نماینده پارادایم عقل‌گرا، تلاش می‌کند تا فلسفه را با دین همسو کند و به این باور است که عقل می‌تواند به درک بهتر شریعت کمک کند. او بر این نکته تأکید دارد که بین تعالیم دینی و مفاهیم فلسفی می‌توان هماهنگی برقرار کرد و فلسفه را ابزاری برای درک عمیق‌تر آموزه‌های دینی می‌داند.این پژوهش با بررسی تطبیقی دیدگاه‌های غزالی و ابن رشد، دلالت‌های آنها را در حوزه تربیت دینی تحلیل می‌کند و به رشته‌های مختلفی از جمله تربیت اخلاقی و شناختی می‌پردازد. هدف نهایی این بررسی، ارائه راهکارهایی برای ارتقای تربیت دینی است که از دو رویکرد مختلف این دو فیلسوف بزرگ الهام می‌گیرد. این مطالعه می‌تواند به بهبود روندهای آموزشی و تربیتی کمک کند و به‌ویژه در ایجاد تعادلی میان عقل و ایمان، و نیز در تقویت تفکر انتقادی و تجربه‌های معنوی دانش‌آموزان تأثیرگذار باشد.