روایت قربانی کردنِ فرزند بدست پیامبر خدا وبیان آن در کُتب مقدس، مجوزی برای تفکرِ انسان در امر الهی و فعلِ پیامبر خدا است لذا متفکران زیادی با رویکردهای مختلف د
... در این زمینه، اظهارنظر کردهاند. آیا ابراهیم خلیل الله با این اقدام، اخلاقیات را زیر پا گذاشته؟ و آیا خداوند حکیم، امر به فعل قبیح و غیر اخلاقی می کند؟! یا تعارض مذکور، ظاهری است؟ این پژوهش درصدد است تا با توجه به تبیین رابطۀ ایمان و اخلاق، در بسترِ مباحث انسان شناسی دینی، با محوریت بحث « انسان کامل» از منظر ابن عربی به عنوان مبدع نظریه انسان کامل در قرن ششم، و علامه طباطبایی(ره) به عنوان فیلسوف، عارف، و مفسر بزرگ معاصر، تعارض ظاهری مذکور را تحلیل و رفع نماید. ابن عربی دو بیان متفاوت در دو فصِ مختلف از فصوص الحکم در مورد چهره و جایگاه ابراهیم (ع) ارائه میدهد: در فصِ ابراهیمیه از مقام خلیل اللهی و جایگاه ابراهیم در عالَم سخن میگوید، امّا درفصِ اسحاقیه ضمن اینکه ابراهیم(ع) را مصداق انسان کامل میداند، قائل به مراتب کمال نیز میباشد و پیامبر خاتم(ص) را اکمل میداند زیرا معتقد است که ابراهیم(ع) دچار خطا شده و به جای به تاویل بردن خواب خود، مترصّد اجرای آن در خارج بوده است، حال آنکه مضمون ظاهری خواب، مراد حقیقی حضرت حق نبوده است. علامه طباطبایی(ره) نیز ایمان، اخلاق و انسان کامل را ذو مراتب دانسته، طی الزام به مبانی هستی شناسانه و انسان شناسانه، در ضمن مباحث خداشناسی و ذیل مباحثِ شفاعت، به تفاوت اراده تکوینی و تشریعی خداوند پرداخته، معتقد است که خداوند هرگز به فعل قبیح امر نمیکند و آنچه خواست خداوند باشد در عالم واقع حتما اتفاق میافتد حال آن که فی الواقع ما شاهد ذبح فرزند نیستیم. امر به قربانی کردنِ فرزند، مراد حقیقی و تکوینی حق تعالی نبوده بلکه آزمونی برای نشان دادنِ اوج توحید و بندگی ابراهیم(ع)، به خودش و عالمیان و پیش نیازی برای نیل به مقام خلّت و امامت بوده است.
بیشتر