جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
نیچه و دلوز در شمایل افلاطون‌گرایی وارونه
نویسنده:
حامد موانیه‌ئی ، محمد رعایت جهرمی ، فاطمه موسوی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
در این مقاله تلاش کرده‌ایم نشان دهیم فلسفه افلاطون در پاسخ به چه تنگناهایی تکوین یافت و چگونه منجر به پیدایش و نضج متافیزیک تعالی گردید. بدین سیاق، رویکرد ما در این مقاله بیش از آنکه معطوف به ساحت نظری در افق فلسفه باشد، معطوف به تکوین آن به‌مثابه کنشی عملی در ساحت ذهن، پی‌گیری شده است؛ تکوین فلسفه افلاطون و نیچه در معنای مواجهه‌ای عملی با مسائلی انضمامی. می‌خواهیم خاستگاه پیدایش متافیزیک تعالی را در زمینه و زمانه افلاطون پی‌گیری کرده و کوشش کنیم نشان دهیم این متافیزیک، چه اثرات شگرفی در تطوّر زیست‌جهان بشر و برداشت‌های ذهنی ما از خود و جهان داشته است؛ و به‌همین دلیل، تقابل با آن نیز مستلزم هم‌آوردی طولانی و خطیر بوده است. تقابل با فلسفه افلاطونی به‌معنای نفی و سلب ظرفیت‌های مفهومی مندرج در آن نبوده، بلکه بارور ساختن امکانات مفهومی آن است. در همین راستا نشان می‌دهیم که نیچه و دلوز را می‌توان به یک تعبیر، افلاطون‌گرا نامید، چراکه امکانات مفهومی مغفول در فلسفه افلاطون را شناسایی کرده و با اتکا بر آن مفاهیم، متافیزیک افلاطونی را در مسیر خلاف جهت اغراض پیدایش آن، به‌کار بسته‌اند؛ مفاهیمی چون «تفاوت» و «وانموده» از آن جمله هستند. در نهایت تلاش کرده‌ایم به این پرسش پاسخ دهیم که با افلاطون‌گرایی وارونه نیچه و دلوز چه می‌توان کرد؟ چراکه اگر در نظر اول با اغراض فلسفی متضارب و حتی متخاصم میان فیلسوفان مواجه می‌شویم، اما با نگاهی عمیق‌تر درمی‌یابیم که با منظومه‌ای از مفاهیم آنها مواجهیم که در شبکه‌ای تنگاتنگ در حال گفتگو با یکدیگر هستند. بنابراین به‌تأسی از مواجهه نیچه و دلوز با افلاطون، این گمانه را مطرح کرده‌ایم که تضاد میان فیلسوفان می‌تواند آبستن خلق چارچوب‌های مفهومی منحصربه‌فرد باشد؛ به‌ویژه وقتی با رویکردی عمل‌گرایانه در مواجهه با تنگناهای زمینه و زمانه خویش، در پی پاسخ باشیم.
صفحات :
از صفحه 161 تا 180
دیدگاه دیونیزیایی نیچه در رمان صدای خروش ویلیام فاکنر [مقاله به انگلیسی]
نویسنده:
احمد رزوق
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
چکیده ماشینی: ذهن انسان همیشه موضوعی جذاب برای نویسندگان داستانی و فلاسفه بوده است. چگونه نویسنده داستان می‌تواند ذهن انسان را نزدیک کند و منتقل کند؟ این مقاله دقیقاً به تصویرگری ذهن انسان توسط ویلیام فاکنر از طریق استفاده ادبی از دیدگاه فلسفی علاقه‌مند است. منظرگرایی فردریش نیچه چارچوب لازم را برای رمزگشایی ماهیت منظرگرایانه رمان فاکنر، «صدا و خشم»، در اختیار ما قرار می‌دهد.
صفحات :
از صفحه 1622 تا 1635
مفهوم الإنسان عند نيتشه
نویسنده:
رضا خمري
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
چکیده ماشینی: تصور انسان در فلسفه نیچه اهمیت زیادی دارد، زیرا محور فلسفه اخلاقی او و هدف متافیزیک اوست. نویسنده کتاب «انسان، بسیار انسانی» دیدگاه جدیدی درباره انسان داشت؛ دیدگاهی که پژوهشگران فلسفه نیچه در تعیین آن اختلاف دارند به دلیل ابهام سبک فلسفی او و تکیه بر استعاره‌ها و اشاره‌ها به شکلی شاعرانه و غیرسیستمی. بنابراین در این مقاله سعی می‌کنیم تصور نیچه از انسان و نمونه‌های انسانی که درباره‌شان صحبت کرده را روشن کنیم.
صفحات :
از صفحه 1216 تا 1235
جدل الأخلاق و السياسة في الفلسفة السياسية الألمانية كانت و نتشه نموذجين
نویسنده:
بن علی محمد
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
چکیده ماشینی: سیاست در طول تاریخ هرگز به اندازه الان از اخلاق دور نبوده است، انسان معاصر ما در یک جنگل وحشی زندگی می‌کند که همه با هم درگیرند، و کسی که بخواهد خود را از این درگیری دور نگه دارد، باید راضی باشد که قربانی باشد و نه میانه‌رو. یا شکارچی می‌شوی، یا شکار. این واقعیت ترسناک ماست. "نیچه" دوباره زنده نشده که جهان را به صورت جنگلی وحشی یا تاریکی عبوس نشان دهد، بلکه دنیای ماست که به ما فریاد می‌زند و ما را با واقعیت‌های تلخ خود که هر روز شاهد آن هستیم، سیلی می‌زند. فلسفه سیاسی در اصل فلسفه‌ای اخلاقی بوده است. همچنین سیاست هنری بود که پایه آن اخلاق بود. سیاست در رساله «ارسطو» (درباره حکومت) به‌عنوان بخشی مستقیم از «اخلاق» آمده است، انگار که بر نزدیکی شدید آنها به هم اشاره دارد. ارسطو همان‌طور که ما الان انجام می‌دهیم بین سیاسی و اخلاقی تفکیک نکرده است. قدرت پیوند بین سیاست و اخلاق در ارسطو آشکار است. به این ترتیب، وقتی سیاست همراه با اخلاق شد، ما اکنون به مرحله‌ای رسیده‌ایم که در آن ـ عملاً ـ معیار اخلاقی به عنوان نقص سیاستمدار معاصر در نظر گرفته می‌شود، کسی که به آن پایبند باشد، سیاستمدار ناکام به حساب می‌آید. منطق سود و ضرر ـ فقط ـ حاکم بر عمل اکثر حرفه‌ای‌های سیاست معاصر شده است. او کسی است که رفتار بیشتر سیاستمداران معاصر را هدایت می‌کند، بدون اینکه اصول، اخلاق یا حس انسانی نقش واقعی‌ای داشته باشند. تضاد و ناسازگاری در مواضعشان، تغییر در ائتلاف‌ها و پراکندگی در وفاداری‌شان به یک روش ریشه‌دار تبدیل شده است. اگر آنها آماده نابودی، خجالت کشیدن، خواری و گدایی باشند؛ همچنین آماده‌اند تا ظلم، خشونت و سرکوب را به زشت‌ترین شکل ممکن تجسم کنند. بدین‌ترتیب، برای روشن‌تر کردن این مسئله، تصمیم داریم دو مدل در فلسفه سیاسی آلمان را بررسی کنیم: مدل امانوئل کانت که پروژه فلسفی‌اش را بر پایه اخلاق بنا کرده و مدل نیچه که فلسفه‌ای را از ابتدا بر اساس بی‌توجهی کامل به ملاحظات اخلاقی بنا کرد و منفعت را کمتر از قدرت نمی‌دید، مطابق سوالات زیر: - چرا کانت در فلسفه سیاسی‌اش وجهه اخلاقی قائل شد؟ - چرا نیچه حمله شدیدی به اخلاقیات زمانه‌اش کرد و هر هدف اخلاقی از اعمال ما را کنار گذاشت؟
سؤال الإنسان والأخلاق بين الفكر الغربي والعربي الإسلامي فريدريك نتشه وعلي عزت بيغوفيتش أنموذجين
نویسنده:
بن علي محمد
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
چکیده ماشینی: تحلیل مدرنیته غربی نشان می‌دهد که مفهوم انسان در چارچوب مرجعیت غربی چگونه از نظر معنایی توسعه یافته است. از ابتدای شکل‌گیری منازعه بین مرکزیت جهان-انسان و طبیعت، در ابتدا این منازعه به نفع عقل انسانی حل شد. کرونولوژی توسعه وقایع نشان می‌دهد که گرایش انسانی با آغاز محو تدریجی خدا در پشت ارزش‌های انسانی هومان، آغاز شده است، زمانی که فاصله گرفتن تدریجی از ارزش مطلق صورت می‌گیرد و نسبیت بر همه چیز حاکم می‌شود و انسان به عنوان مرجعیت مسلط می‌شود، تا معیار خود و مرکز جهان گردد. او سوپرمن واقعی یا «انسان برتر» به تعبیر نیچه است، که یکی از مشهورترین نمادهای فلسفی محسوب می‌شود و نقد شدیدی به آگاهی اروپایی داشته و راهی برای تعیین ماهیت موجود انسانی بدون نقش واقعی برای اصول، اخلاقیات و احساس انسانی ترسیم کرده است. در مقابل این دیدگاه که تولد انسان خودکفا را اعلام می‌کند، دیدگاه متفکر مسلمان علی عزت بیگوویچ را داریم که نظر خود را درباره اصل انسان بیان کرده و او را مخلوقی برای خدا دانسته است، زیرا مسئله آفرینش در واقع مسئله آزادی انسانی است، و از این رو رفتار اخلاقی انسان معنا پیدا می‌کند.
جدل الميثولوجيا والفن في فلسفة فريدريك نيتشه
نویسنده:
محمد الأمين بوجنان، محمد عفيان
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
چکیده ماشینی: از طریق رویکرد اسطوره‌ای هنر نزد فیلسوف نیچه، ما هدف داریم تا به تحلیل یک روش مهم مربوط به ژنئالوژی هنر بپردازیم، از پیدایش آن در دل اساطیر یونانی تا نقد همه الگوهای الهیاتی و عقل‌گرایانه که آن را از هدف والا خود دور کردند، که این همان مأموریتی است که ژنئالوژی فریدریش نیچه (1844-1900) از زمان تولد تراژدی 1872 با تفسیر نمادهای اساطیر یونانی غیرعقلانی که عصر طلایی را در فرهنگ یونانی قبل از مرگش با ظهور نظام‌های فلسفی تجسم می‌داد، دنبال کرده است. هنر برای هنر، نیچه را واداشت تا میراث اسطوره‌ای را دوباره احیا کند، و هدف از آن خراب کردن بسیاری از بت‌های معرفتی، ارزشی و هستی‌شناختی بود که سنت غربی به آن معتقد بود، از طریق پایه‌گذاری فلسفه‌ای که زندگی را تثبیت می‌کند و غرایز را ترویج می‌دهد و به بی‌نظمی نیز خوش‌آمد می‌گوید، به دور از انحطاط و نیست‌انگاری که از لوگوس فلسفی تولید شده بود. در نهایت، ما به وجود رابطه‌ای تکمیلی بین خیال اسطوره‌ای و تجربه ذوقی برای تولید اثر هنری پی بردیم، با تأکید بر نقش اسطوره در برملا کردن بت‌های پنهان عقل که پشت منطق و علم پنهان شده‌اند. کلمات کلیدی: ژنئالوژی هنر، هنر، اسطوره، اراده قدرت، غیرمنطقی. نیهیلیسم
صفحات :
از صفحه 494 تا 515
فريدريك نيتشه والنقد الفلسفي للعلم الحديث
نویسنده:
مجكدود ربيعة
نوع منبع :
نمایه مقاله
چکیده :
چکیده ماشینی: خلاصه این مقاله قصد دارد تا به ماهیت نقد نیچه‌ای علم مدرن بپردازد. پژوهش در خصوصیت پرسش درباره چیستی علم را نمی‌توان از نقد او بر مدرنیته جدا کرد. علم خودآگاه بوده و مفاهیمش را در علوم قرن هفدهم تا قرن نوزدهم شکل داده است. درست است که خدمات بزرگی ارائه کرده، اما تصویری که نیچه از علوم مدرن ارائه می‌دهد چنین است: علائم متافیزیکی، اخلاقی و دینی که از آن رهایی نیافته‌اند، تفسیرهای مکانیکی از پدیده‌ها و توهم عینیت. با این نگاه، او سعی کرد علوم مدرن را تحت رویکرد انتقادی خود قرار دهد و بدین ترتیب دریافت که علم به عنوان یک دیدگاه جهان‌شناسانه، ارزش جدیدی خلق نمی‌کند و هیچ ارزشی نمی‌آفریند، و بنابراین نمی‌تواند راهی به سوی یک تمدن عالی ترسیم کند.
صفحات :
از صفحه 949 تا 974
نقد الدين عند فريدريك نيتشه -بين المسيحيَّة والإسلام-
نویسنده:
أحمد الفراك
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
صفحات :
از صفحه 47 تا 60
تأويلية الجسد عند نيتشه
نویسنده:
بن منصور نصرالدين، عبدالمالك عيادي
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
چکیده ماشینی: تفسیر در نزد نیچه با ارزیابی تفاوتی ندارد، چون هر دو از بدن شروع می‌شوند؛ بدن است که تفسیر و ارزیابی می‌کند. اگر تفسیر تعیین اراده قدرتی باشد که معنایی به چیز می‌دهد بر اساس بدن، ارزیابی تعیین اراده قدرتی است که از طرفی به چیز ارزش می‌دهد بر اساس بدن. به این ترتیب ارزش‌ها و معنای معنا در بدن است. نیچه تحول واقعی‌ای در تعیین منبع تفسیر و ارزش‌ها ایجاد کرده است؛ دیگر آن منبع خود برتر نیست، بلکه منبع واقعی بدن است، آن حکیم ناشناخته. نیچه به تفسیر بدن روی می‌آورد چون به نظرش زبان ناتوان است و نمی‌تواند حقیقت را درک کند، بلکه فقط آن را مبهوت می‌کند. از آنجا که زبان مسئله‌ای متافیزیکی است، باید کنار گذاشته شود. کلمات تنها نمادهایی هستند که برای برقراری ارتباط بین ما و چیزها استفاده می‌شوند. نیچه وقتی می‌گوید همه چیز با بدن شروع می‌شود، یعنی چه؟ بدن اساساً چگونه تفسیر می‌کند؟ بدن چگونه تفسیر می‌شود؟ و چه کسی تفسیر می‌کند؟
صفحات :
از صفحه 1324 تا 1336
نيتشه في مواجهة مفاهيم التاريخ الحديث
نویسنده:
طرابلسي عمار
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
چکیده ماشینی: مدرنیته جای اون دوران‌های کلاسیک رو که همیشه بهشون می‌گفتن «عصر تاریکی» پر کرد، با مهارت‌های تازه و هدف‌های جدید که اساسا از نظریه‌پردازی درباره مفاهیم گذاشته‌شده به‌عنوان چارچوبی برای سازماندهی انسان در قالبی نو که بر خلاف اونچه گذشته بود، حرکت می‌کرد، شکل گرفت. با این حال، نیچه این بنیان مدرن رو به کشف متافیزیکی یا ویژگی‌ها و خصوصیاتی که ظهورشون رو مشخص می‌کنه، واگذار می‌کنه و همچنان به دنبال انگیزه‌ها و شبیهت‌های پایه‌های اون با اونچه قبلش رایج بوده، می‌ره. نیچه با رد این ساختارها شروع می‌کنه بر اساس توجیهاتی که معتقده روان‌شناختی بوده برای فلاسفه و نظریه‌پردازان مدرنیست، که در تحقیق بهش پرداخته خواهد شد: دانش، حقیقت، دین، پیشرفت، تساهل، بدبینی، برابری، سوسیالیسم، دموکراسی.
صفحات :
از صفحه 48 تا 68