جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
مشکل معنا در فلسفهٔ اولیه ویتگنشتاین [مقاله انگلیسی]
نویسنده:
عبدالرحمان قدری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
چکیده ماشینی: این مقاله به نظریه اولیه ویتگنشتاین درباره معنا می‌پردازد. منظور این است که نظریه نمایندگی یا توصیفی که دیدگاهی جدید در حوزه فلسفه زبان ایجاد کرد. لازم است که مفاهیم اصلی این اثر، مانند نام‌ها، گزاره‌ها، اشیاء و حقایق، به طور ضمنی ساده‌سازی شوند. این امر می‌تواند با تمرکز بر رویکرد ویتگنشتاین در تمایز بین گزاره‌هایی که معنا دارند و گزاره‌هایی که بی‌معنا هستند، محقق شود. علاوه بر این، این مقاله اهمیت بیشتری به شرایط مختلفی می‌دهد که منجر به سوتفاهم در زبان می‌شوند تا حدود آنچه قابل بیان است مشخص شود، به عبارت دیگر، شرایط منطقی که هم زبان و هم تفکر را اداره می‌کنند. بنابراین، هدف جستجوی درک بهتر نظریه اولیه ویتگنشتاین درباره معنا و تلاش برای یافتن تفسیر منطقی از آن در چارچوب علمی است.
-تحليل المشكلة الفلسفية عند لدفيج فتجنشتين من خلال اللغة العادية-مقاربة علاجية
نویسنده:
غانية أرعون
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
چکیده ماشینی: این پژوهش ریشه‌های خود را در تحلیل مسئله فلسفی نزد ویتگنشتاین می‌کوبد، و این از طریق پذیرفتن فلسفه درمانگرانه امکان‌پذیر است، فلسفه‌ای که تأکید دارد او پزشک است که می‌تواند تشخیص صحیح بدهد. این همان چیزی است که Nietzsche در ترویج مفهوم پزشک-فیلسوف تجسم بخشید، کسی که وظیفه‌اش درمان انسان به عنوان حیوانی ممتاز است. ما درمان تحلیلی را در فروید می‌بینیم و ویتگنشتاین این تجربه را گرفت و آن را در زبان به کار برد، با این نگاه که فلسفه علاج مسائل زبانی است، و نقطه عطف دیگری در فلسفه ایجاد کرد که در آن زبان معمولی مرجع تحقیقاتش شد، به منظور فهمیدن اینکه چگونه از واژه‌ها استفاده می‌کنیم و معنای آن‌ها را مشخص کنیم. بنابراین تحلیل درمانی در فلسفه جدید ویتگنشتاین هدفش حل مسائل فلسفی است تا آنچه فلسفی است را از شبه فلسفی جدا کند، و تحلیل او به نوعی حکم مرگ فلسفه‌های متافیزیکی را صادر کرد و آغاز تولد فلسفه زبان معمولی پررونق در مدرسه آکسفورد، و همچنین فلسفه درمانگرانه که میان کمبریج و آکسفورد مشترک است، را رقم زد.
صفحات :
از صفحه 534 تا 559
أسس العلمية لفلسفة لدفيج فتجنشت
نویسنده:
عبد الرحمان قادري
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
چکیده ماشینی: تاریخ اندیشه انسانی تأکید می‌کند که هیچ فلسفه‌ای نمی‌تواند از هیچ پدید آید؛ فلسفه‌ها حتماً در برخی ریشه‌ها و تصورات خود به شرایط یا تعیین‌کننده‌های قبلی بازمی‌گردند که حتی به‌طور نسبی در هدایت مسیر آن‌ها نقش دارند. علم اغلب یکی از مهم‌ترین شرایط تفکر فلسفی بوده است. مثال‌های زیادی وجود دارد؛ سقراط روش ریاضی را از تعریف مفاهیمی مرتبط با یک موضوع الهام می‌گیرد، همان‌طور که استدلال هندسی بر تعریف اصطلاحات ریاضی مانند: نقطه، خط، دایره و غیره بنا می‌شود. دکارت نظریه شناخت خود را بر اساس ریاضیات بنا می‌کند و صراحت یا وضوح کامل را معیار حقیقت می‌داند. امیل دورکیم فلسفه اجتماعی خود را بر اساس نتایج علوم زیستی زمان خود شکل می‌دهد. این موضوع درباره فلسفه ویتگنشتاین نیز صادق است؛ با وجود اصالت و نوآوری او، فلسفه‌اش خارج از یک رویکرد فلسفی و علمی که حضور و سلطه خاص خود را دارد، نیست، که این به دلایل تاریخی و تمدنی در زمان ویتگنشتاین برمی‌گردد.
أسس العلمية لفلسفة لدفيج فتجنشتين
نویسنده:
عبدالرحمان قادري
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
چکیده ماشینی: تاریخ اندیشه انسانی تأکید می‌کند که هیچ فلسفه‌ای نمی‌تواند از هیچ پدید آید، بلکه باید در برخی ریشه‌ها و تصوراتش به شرایط قبلی یا عوامل محدودکننده‌ای بازگردد که دست‌کم نسبتا در هدایت مسیر آن سهم دارند. خیلی اوقات علم یکی از مهم‌ترین شرایط فکر فلسفی بوده است. مثال‌های زیادی در این زمینه وجود دارد؛ سقراط روش ریاضی را از تعریف مفاهیم مرتبط با موضوعی الهام می‌گیرد همان‌طور که استدلال هندسی بر تعریف اصطلاحات ریاضی مثل: نقطه، خط و دایره و غیره بنا می‌شود. دکارت نظریه شناخت خود را بر پایه ریاضیات بنا می‌کند و معتقد است که بداهت یا وضوح کامل معیار حقیقت است. امیل دورکیم فلسفه اجتماعی خود را بر اساس نتایج علوم زیستی زمانه‌اش طراحی می‌کند. این قضیه درباره فلسفه ویتگنشتاین هم صدق می‌کند، که باوجود اصالت و تجدیدنظرش، از یک رویکرد فلسفی و علمی که حضور و سلطه خاص خود را دارد، خارج نمی‌شود و این به دلیل داده‌های تاریخی و تمدنی در زمان ویتگنشتاین است.
أنا وحدوية في فلسفة فيتجنشتاين
نویسنده:
كرموش أمينة
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
چکیده ماشینی: فلسفه روان‌شناسی محور توجه ویتگنشتاین در فلسفه پایانی‌اش بود و او با آن قصد داشت به مکاتب سنتی عقل‌گرایانه و ایده‌آلیستی پاسخ دهد، از طریق تحلیل اصطلاحات روان‌شناختی که همیشه نزد فلاسفه متافیزیکی که ویتگنشتاین نقد کرده، مبهم بوده‌اند. او علیه آن‌ها در رساله منطقی خود انقلاب شدیدی به نام منطق برپا کرد، اما این بار انقلاب به نام نحو بود و با بازگشت به زبان عادی و استفاده‌های روزمره آن تلاش می‌کرد هرگونه کوشش مذهبی برای ساخت بناهای فکری بر پایه ملاحظات متافیزیکی را متزلزل کند. از میان مهم‌ترین موضوعاتی که ویتگنشتاین در فلسفه‌اش درباره نفس به آن پرداخت، موضوع «من» و یگانگی آن است؛ ایده‌ای که دکارت پایه‌اش را گذاشت، برکلی ویژگی‌هایش را ترسیم کرد و کانت بنایش را ساخت. با توجه به اهمیت آن به عنوان سنگ بنای یک مکتب و اهمیت پاسخ ویتگنشتاین به آن، تصمیم گرفتیم به این موضوع بپردازیم تا دیدگاه ویتگنشتاین را روشن کنیم و هم‌زمان اهمیت و اصالت آن را نشان دهیم.
صفحات :
از صفحه 443 تا 454
واکاوی سوگیری‌های شناختی در تفاسیر تجربه دینی مدرن بر اساس تئوری صورت حیات ویتگنشتاین
نویسنده:
سیّد امیر سیدجعفری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
مسئلة پژوهش حاضر این است که راهکار حلّ مشکل سوگیری‌های شناختی در تجربة دینی مدرن چیست؟ با روش توصیفی‌ـ تحلیلی و با تحلیل اندیشه‌های نظریه‌پردازان حوزه‌های مرتبط با مسئله، به‌ویژه ویتگنشتاین، برای پاسخ به این سؤال از یک سو باید دانست که بین باور کلّی برآمده از متافیزیک دینی و باور شخصی ناشی از تجربة دینی رابطة تعاملی برقرار است و از سوی دیگر میان متافیزیک دینی و صورت حیات دینی رابطة تعاملی در کار است. در نتیجه، اگر تجربة دینی بر اساس صورت حیات خاص شخصِ تجربه‌گر و شخصِ مفسّر واکاوی نشود، می‌تواند موجب سوگیری‌های شناختی شود. بنابراین تفاسیر تجربة دینی مغایر صورت حیات می‌تواند برای خود تجربه‌گر از نظر اول شخص غیرشفاف و بی‌معنا باشد. همچنین، برای شخص مفسّر از نظر سوم شخص به نحوی بدعت‌آمیز شناخته شود.
صفحات :
از صفحه 43 تا 53
فلسفه زبان ویتگنشتاین؛ واقع‌گرایی یا ایدئالیسم؟
نویسنده:
حسین شقاقی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
فلسفه متأخر ویتگنشتاین از نگاه بعضی از مفسران واقع­گرا و از نگاه برخی دیگر ایدئالیستی است. هر یک از این دو دسته مفسران به فقراتی از متن آثار او برای دفاع از تفسیر خود استناد می­‌کنند. استناد دسته اول عمدتأ بر ایده­‌هایی چون محوریت فهم عرفی و زبان روزمره است. در مقابل، دسته دوم بر محوریت و تقدم زبان بر هرگونه نظریه‌­پردازی استناد می‌­کنند، افزون بر این که این دسته از متفکران زبان را همچون هویتی سوبژکتیو تفسیر می­‌کنند. در مقابل این دو دسته مفسران، مفسرانی دیگر اندیشه ویتگنشتاین را نه واقع­گرا و نه ایدئالیستی تفسیر کرده‌اند. دلیل این دسته از مفسران اخیر این است که ویتگنشتاین با هرگونه نظریه‌­پردازی متافیزیکی به شکل مرسوم تاریخ فلسفه مخالف است، و از این رو نمی‌­توان او را با هیچ یک از دو دیدگاه ایدئالیسم و واقع­گرایی موافق دانست. در اینجا با بیان دلایل هر یک از این سه گروه مفسران در نهایت با توجه به دو نکته از تفسیر ایدئالیستی دفاع کردیم. نکته اول مربوط است به اینکه در اطلاقِ عنوان ایدئالیسم به اندیشه ویتگنشتاین، ایدئالیسم را باید مطابق با ایده شباهت خانوادگی ویتگنشتاین فهمید. نکته دوم مربوط است به این که چگونه باید ایدئالیسم را به اندیشه ویتگنشتاین نسبت دهیم تا با مخالفت او با نظریه­‌پردازی متافیزیکی متعارض نباشد.
صفحات :
از صفحه 49 تا 73
اصول اخلاقی و فرهنگ از دیدگاه ویتگنشتاین
نویسنده:
محمد بیک محمدی، علیرضا اسمعیل زاد، احسان شاکری خوئی، معصومه قره داغی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
لودویک ویتگنشتاین یکی از فیلسوف های اثرگذار و مهم قرن بیستم است. دایره نفوذ تفکرات او در شاخه های مختلف فلسفه مانند فلسفه زبان ،فلسفه دین ،معرفت شناسی، فلسفه اخلاق ، فلسفه منطق تاثیر گذار است. اندیشه های این فیلسوف در سایر حوزه های علوم انسانی همچون جامعه شناسی و روانشناسی نیز نفوذ کرده است. میزان ارجاعات به آثارش و میزان گستردگی آن وی را در بین فیلسوفان این قرن متمایز ساخته است. شخصیت کاریزماتیک، زندگی نامتعارف و اسرار آمیز ویتگنشتاین برای اکثر پژوهشگران قابل توجه است. نتایج ویافته های این پژوهش نشان می دهدمشارالیه از معدود فلاسفه ای است که مورد توجه فیلسوفان تحلیلی است و فیلسوفان قاره ای هم از او بهره می برند. دو دوره تفکر متفاوت داشته است که دوره اول مجموعه اندیشه هایش در رساله فلسفی منطقی او عرضه شده و در دوره دوم که دوران پختگی اوست و به ویتنگنشتاین متأخر معروف است و افکارش در کتاب پژوهش های فلسفی او منعکس است. در دوره دوم بسیاری از افکار و اندیشه های خود را به نقد می کشاند و حتی بر بسیاری از آنها خط بطلان می کشد. با این اوصاف گر چه او فیلسوفی ممتاز و در خور شایسته است اما نقطه ضعف هایی نیز در اندیشه او وجود دارد.برخی از یادداشت های ویتگنشتاین مربوط به سرشت فعالیت فلسفی می شوند وبرخی دیگر به موضوعات عام چون پرسش های هنر ودین می پردازند.به همین سبب جدا کردن آ نها از مطالب فلسفی کاری سخت می باشد.
صفحات :
از صفحه 115 تا 145
هنر به مثابه شکل زندگی؛ تأثیر ویتگنشتاین متأخر بر معنای هستی‌شناسیِ اثر هنری نزد ریچارد ولهایم
نویسنده:
هدی رفاهی ، علی مرادخانی ، مجید پروانه پور
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
غایت کلی ریچارد ولهایم (2003-1923) در فلسفه هنر خویش، گشودن افق‌های تازه در فهم اثر هنری است. وی با تأثیر از ویتگنشتاین (1951-1889) و با رویکردی ضدذات‌گرایانه، ایدۀ «هنر به مثابه شکل زندگی» را طرح کرد و ناامیدی عرضه تعریفی از هنر را با وضعیتی جایگزین کرد که حسب آن آثار هنری مبتنی بر گستره‌ای از امکان‌ها درک می‌شوند. آنچه مورد توجه مقاله و نتیجۀ آن است، تحلیل پاسخ ولهایم به پرسش از هستیِ اثر هنری و نسبت آن پاسخ با مفهوم ویتگنشتاینیِ «شکل زندگی» است؛ پاسخی چند سویه که هم از کلیت انتزاعی غیر قابل درک فاصله دارد و هم اثر هنری را به مثابه چیزی قابل فهم با ویژگی‌هایی متکثر تبیین می‌کند، به نحوی که هستی اثر هنری نه مبتنی بر محدودیت‌ها، بلکه مبتنی بر امکان‌ها و موقعیت‌های بی‌نهایت آن تعین می یابد. روش این تحقیق، توصیفی-تحلیلی است و گردآوری داده‌های آن به روش کتابخانه‌ای صورت گرفته است.
صفحات :
از صفحه 171 تا 197
معنا به‌مثابۀ شبکۀ پویای باورهای جزئی: بازاندیشی در پارادوکس شکاکانۀ کریپکی–ویتگنشتاین
نویسنده:
کورش سلیمی ، علی اکبر احمدی افرمجانی
نوع منبع :
نمایه مقاله
چکیده :
خوانشِ کریپکی از ویتگنشتاین پارادوکسی شکاکانه طرح می‌کند: نه فکت عینی و نه نیت خصوصی، کاربردهای آیندۀ قاعده را تعیین نمی‌کند و داوری نهایی با اجتماع است. این مقاله بازسازی‌ای درونی و پسا‌کریپکی از راه‌حل شکاکانه ارائه می‌دهد: معیار اجتماعیِ درستی حفظ می‌شود، اما هدایت ذهنیِ فرد به‌مثابه بُعدی درونی از همان سازوکار اجتماعیِ معنا بازتعریف می‌گردد. چارچوب پیشنهادی، با عنوان «شبکۀ پویای باور جزئی»، گونه‌ای «گرایش‌گراییِ اجتماع‌پذیر » را بسط می‌دهد که در آن گرایش شباهت‌محورِ ذهن، استمرار درونیِ رفتار جمعی در سطح فرد است، نه افزوده‌ای بیرونی بر آن. معنا از درهم‌تنیدگی دو مؤلفه پدید می‌آید: (۱) شبکۀ باورهای جزئیِ فرد که از کاربردهای معتبر اجتماعی شکل گرفته، و (۲) گرایش طبیعی ذهن به گسترش شباهت، که موارد تازه را بدون نیاز به قواعد کلی یا چرخۀ تفسیر، به خوشه‌های آموخته‌شده می‌افزاید. اجتماع همچنان داور نهایی باقی می‌ماند و بدین‌سان هنجارمندی و اصلاح‌پذیری تضمین می‌شود. در امر هدایت زبان در لحظۀ کاربرد، حس شباهت عمل می‌کند؛ و باور جزئی ساختار تاریخیِ این هدایت را شکل می‌دهد. بدین‌ترتیب، نظریه از الگوی انتسابیِ کریپکی به مدلی باور‌محور گذر می‌کند و هدایت فردی و هنجار اجتماعی را در یک ساختار پویای واحد درمی‌آمیزد—ساختاری که در آن ایدۀ «شباهت خانوادگی» از نقشی توصیفی به سازوکاری تبیینی در هدایت زبانی ارتقا می‌یابد.