جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
بررسی «موجود اوّل» و صفات او در فلسفه فارابی (با تمرکز بر آراء أهل المدینة الفاضلة و السیاسة المدنیّة)
نویسنده:
لیلا کیانخواه
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
یکی از مهم‌ترین مسائل فلسفة فارابی، بحث از خدا و صفات او و بررسی رابطة او با سایر موجودات است. فارابی خدا را مبدأ وجود همة موجودات می‌داند و او را «اوّل»، «موجود اوّل» و «سبب اوّل» می‌خواند. موجود اوّل در اندیشة فارابی نه تنها موجودی ا‌ست که سایر موجودات در وجود به او وابسته‌اند؛ بلکه موجودات تنها به جهت ارتباطی که با او دارند صلاحیت بررسی در مابعدالطبیعه را اخذ می‌کنند. لذا شناخت دقیق موجود اول و ویژیگی‌های او و ارتباط او با سایر موجودات، از جمله مهم‌ترین و محوری‌ترین مسائل پژوهشی در حوزة فارابی‌شناسی‌ است. از آن‌جایی که برخی از آثار منسوب به فارابی قطعی الانتساب نیستند و چارچوب فکری متمایزی از آثار قطعی فارابی دارند، در این مقاله کوشش می شود تا با توجه به این امر، آراء اصیل فارابی استخراج شده و گزارش و تحلیل دقیقی از آن‌ها ارائه شود. بر اساس آثار قطعی الانتساب، فارابی خدا را واجب الوجود نمی‌خواند و نظریة فیض را که برای تبیین رابطة موجود اوّل با سایر موجودات طرح کرده، بر اساس وجوب و امکان داتی بنا نمی‌کند. همچنین با توجه به اینکه فارابی در آثار قطعی‌اش برهان مشخصی در اثبات موجود اوّل ندارد، در این مقاله کوشش می‌شود تا موضع فارابی نسبت به اثبات موجود اوّل در خلال عبارات و بیاناتش بررسی شود. تعمق در آثار او نشان می‌دهد که نوعی برهان علیت از بیانات او قابل استخراج است.
صفحات :
از صفحه 131 تا 161
نشست بررسی آثار فارابی؛ آثار موجود، آثار مفقوده و آثار منسوب
شخص محوری:
لطف الله جلالی
نوع منبع :
مناظره،گفتگو و میزگرد
منابع دیجیتالی :
علاقة اللغة بالمنطق "عند أبو نصر الفارابي "
نویسنده:
بلعز كريمة
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
چکیده ماشینی: وقتی دربارهٔ انسان می‌گوییم که در تفکرش منطقی است، این فقط به این دلیل است که او زبان را به‌صورت آگاهانه به‌کار می‌گیرد، و آنچه با این موضوع مرتبط است از فعالیت‌های ذهنی شامل توانایی تشخیص حق از باطل، قضاوت دربارهٔ چیزها به درست یا نادرست و استنتاج احکام و استدلال دربارهٔ مسائل است که همهٔ آن‌ها فرآیندهای عقلانی هستند و نمی‌توان بدون زبان از وجودشان آگاه شد یا آثارشان را لمس کرد. وقتی ما از واژه‌های مشخص در یک مسئله یا موضوع استفاده می‌کنیم و دنبال شناخت علل و شواهد پشت آن‌ها هستیم، و وقتی مقدماتی را مطرح می‌کنیم که به طور منطقی نتایج بعدی را در پی دارند، زبان قراردادی منطقی است که به ما کمک می‌کند تا از این حدود یا واژه‌هایی که قیاس نامیده می‌شوند استفاده کنیم. منطق بخش اعظم تفکر فارابی را به خود اختصاص داده بود، و رویکرد او در جدل‌ها و بحث‌هایش در ارائه و استدلال‌ها چیزی جز این نبود که این هنر – همانطور که فارابی می‌بیند – به ما این توانایی را می‌دهد که تشخیص دهیم آنچه ذهن ما به آن می‌رسد حق است یا باطل. و اگر منطق اساس جدل سیاسی، جدل فقهی و جدل فکری است، اساس علوم زبان هم هست، زیرا تسلط بر خطابه و روش‌های جدل برای کسی که می‌خواهد مردم را قانع کند، ضروری است؛ کارهای فکری ذهنی با ابزارهای بیانی (زبانی) نظم می‌یابند و زبان به‌عنوان ابزاری ضروری برای ایجاد ارتباط میان افکار عمل می‌کند. پس کارهای فکری ذهنی به وسیله ابزارهای بیانی (کلامی) مرتب می‌شوند و زبان به عنوان یک ابزار ضروری برای برقراری ارتباط بین افکار و انسان‌ها وارد عمل می‌شود، منطق هم برای هر کسی که بخواهد در دین خبره شود یا وارد یک جنگ سیاسی یا کلامی یا نحوی شود ضروری است، این یک هنر است که نقش و میزان انتشارش بدون علوم طبق نظر فارابی قابل اندازه‌گیری نیست.
تشكيل النفسي الموسيقي عند أبو نصر الفارابي
نویسنده:
عدا محمد رمضان، طاهير رياض
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
چکیده ماشینی: زیبایی واقعی از نظر فارابی با ارتقاء به جوهر مرتبط است؛ هرچه نفس بلندتر شود و از ماده آزاد گردد، به درک زیبایی نزدیک‌تر می‌شود. به همین دلیل، او موسیقی را در نظریه زیبایی‌شناسی خود یکی از کامل‌ترین انواع هنرها دانسته است، زیرا موسیقی از غریزه شعری گرفته شده و توانایی انتزاع و ارتقاء نفس از ماده را داراست. این مطالعه هدف دارد به بررسی انواع تأثیر روانی موسیقی از دیدگاه فارابی بپردازد. همه هنرها برای ایجاد لذت وجود داشته‌اند، اما موسیقی علاوه بر ایجاد لذت، تأثیر زیادی بر حالت‌های روانی دارد. نوازنده‌ نت‌ها می‌تواند در ذهن شنونده تصورات و خیالاتی ایجاد کند، حالت روحی او را هدایت کند و احساسات مختلفی در او برانگیزد. بنابراین، از نظر فارابی، موسیقی هنری ضروری برای تزکیه نفس و تغذیه روح است.
صفحات :
از صفحه 282 تا 293
فلسفة مشروع المجتمع عند عبد شريط ابن خلدون في مواجهة ابن رشد و الفارابي
نویسنده:
واحك مراد
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
چکیده ماشینی: عبدالله نوارش نواری فلسفی که ابن خلدون درباره ابن رشد و فارابی داشت را دوباره بررسی می‌کند و نقد او بر گفتمان معاصر الجزایر را بازمی‌خواند. اگرچه ابن خلدون علم جدیدی، یعنی جامعه‌شناسی را ابداع کرد، چون از سلطه ارسطو و افلاطون آزاد شد و به واقعیت اسلامی و عربی با نگرشی علمی و واقعی فکر کرد، در مقابل فارابی و ابن رشد بودند که تحت تفکر و منطق افلاطون و ارسطو قرار گرفتند و گرفتار منطقشان شدند. بنابراین هر پروژه اجتماعی الجزایری که می‌خواهد جای خود را در مدرن شدن باز کند، باید از اسارت مدل‌های فکری غربی و روش‌های وارداتی آزاد شود و با ابزارهای محلی به واقعیت فعلی فکر کند، درست همانطور که ابن خلدون انجام داد.
صفحات :
از صفحه 1202 تا 1220
فلسفه و فیلسوف از نگاه فارابی
نویسنده:
زکریا بهارنژاد
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
فارابی فیلسوفی بی‌همتا و بی‌نظیر و مفتخر به لقب «معلم ثانی» است. بی‌تردید افکار و اندیشه‌های او در فیلسوفان بعدی و در کل ماجرای فلسفۀ اسلامی تأثیرگذار بوده است. ابن‌سینا با خواندن اغراض ما بعد الطبیعة فارابی بود که به رموز فلسفه دست یافت و دربارۀ شخصیت فارابی می‌گوید: «باید به دیدۀ عظمت و بزرگی به فارابی نگریست.» شناخت فلسفه و فیلسوف ازنظر فارابی می‌تواند ما را با یکی از سرچشمه‌های اصلی فلسفۀ اسلامی آشنا سازد. فارابی فلسفه را ملکه و مادر علوم می‌داند و بر این باور است که مدینه و تمدن قائم به فلسفه‌اند و معتقد است فلسفۀ حقیقی به‌لحاظ زمانی مقدم بر شریعت است و لازم است دینداران در احکام دینی تابع فلسفه و دلیل و برهان باشند و به دلایل اقناعی متکلمان اکتفا نکنند و می‌گوید فلسفه محصول حس سعادت‌طلبی و فضیلت‌جوئی انسان است و برای نیل به آن باید فلسفۀ نظری و عملی را بیاموزد و غایت و فایدۀ فلسفه را کمال قوۀ نظری می‌داند و می‌گوید نام فیلسوف علامت و نشانۀ داشتن فضیلت نظری است. آنچه را نویسنده دربارۀ فلسفه و فیلسوف از نگاه فارابی بررسی و تحقیق نموده، حاصل تأمل و بررسی در متون خود فارابی است. ازجمله دستاوردهای این نوشته این است که فارابی برای برهان و یقین فلسفی جایگزینی نمی‌بیند و هدف او از تقدم فلسفه بر شریعت، تقدم زمانی است و نه ذاتی و درواقع هدفش تقدم فلسفه بر اندیشۀ دینداران است و نه تقدم فلسفه بر ماهیت نفس‌الامری دین. علاوه بر این، تفکیکی که فارابی میان فلسفه و حکمت قائل شده است، در میان فیلسوفان مسلمان بی‌نظیر و بی‌سابقه است و می‌توان گفت فارابی با به‌کارگیری عناوینی از قبیل «فلسفۀ مدنی»، «فلسفۀ سوفسطائی» و «فلسفۀ حقیقی» مبتکر اصطلاح «فلسفه‌های مضاف» است. این مقاله با روش توصیفی و تحلیلی به انجام رسیده است.
صفحات :
از صفحه 239 تا 264
تحلیل «سعادت» از دیدگاه کندی، زکریای رازی و فارابی
نویسنده:
محمد مهدی منتصری ، احد فرامرز قراملکی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
کمال‌گرایی یکی از سنت‌های تاریخ فلسفه است که نخستین شواهد آن را در یونان باستان می‌توان مشاهده کرد. این سنت گستردۀ فلسفی تا مکاتب فلسفی مدرن نیز ادامه داشته و فلسفۀ اسلامی نیز از آن مستثنا نیست. کم انسان به سعادت نهایی او می‌داند. با توجه به مغفول ماندن این جنبه در پژوهش‌ال‌گرایی، استکمال نفس را هدف نهایی فلسفه به شمار می‌آورد و فلسفه را راهی برای نیلهای تاریخ فلسفۀ اسلامی، نوشتار حاضر به دنبال بررسی این مسئلۀ اصلی است که سعادت از دیدگاه کندی، زکریا رازی و فارابی چه معنا و چه لوازمی دارد. مسئلۀ فرعی این پژوهش آن است که از دیدگاه این سه فیلسوف، اگر نفس به سعادت نهایی خود نرسد، چه سرنوشتی در انتظار او خواهد بود. اینها سه فیلسوف نخست جهان اسلامی به شمار می‌آیند و علی‌رغم اختلافات قابل توجهی که با یکدیگر دارند، در این ویژگی مشترک‌اند که تحت تأثیر جریان سینوی قرار نگرفته‌اند. مفروض نگارندگان آن است که نیک‌بختی و شقاوت از دیدگاه سه فیلسوف مورد نظر در نهایت در جهان پس از مرگ تحقق پیدا می‌کند. با این حال، این فیلسوفان به علت اختلاف مبانی، تفاوت-های جدی و عمیقی در زمینۀ سعادت و شقاوت با یکدیگر دارند. با بهره‌گیری از روش تحلیل انتقادی و تحلیل توصیفی، نوشتار حاضر نشان داده است که این فیلسوفان دیدگاه‌های متنوعی هم در مورد معنای سعادت و هم در خصوص لوازم عدم نیل به سعادت دارند.
صفحات :
از صفحه 153 تا 176
اندیشۀ اجتماعیِ مسلمین از واقعیتِ تمدنی تا انکار با تاکید بر آراء فارابی
نویسنده:
سعید سلیمانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
این پژوهش با هدف بازخوانی اندیشۀ اجتماعی مسلمین و احیای هویت تمدنی آن در برابر رویکرد اروپامحور، به بررسی آرای فارابی می‌پردازد. مسأله اصلی، انکار یا تحریف دستاوردهای تمدن اسلامی در گفتمان غربی و ضرورت طرح «علم استغراب» برای خروج از حاشیۀ فرهنگی است. روش پژوهش، تحلیل محتوای آثار فارابی با رویکردی توصیفی-تحلیلی است. یافته‌ها نشان می‌دهد فارابی با تأسیس «علم مدنی» و تلفیق خلاقانۀ سنت یونانی با مبانی اسلامی، نظریۀ «مدینۀ فاضله» را ارائه کرد که در آن مفاهیمی چون سعادت حقیقی، رهبری فرهمند، همبستگی اجتماعی مبتنی بر محبت و عدالت، و فرهنگ‌سازی غایت‌مند، محوریت دارد. این اندیشه، جهانی و فراتر از الگوی شهر-دولت یونانی است و نقش بنیادین در شکل‌گیری اندیشۀ اجتماعی مسلمین ایفا کرده است.
صفحات :
از صفحه 7 تا 33
بازخوانی جایگاه معرفتی دین در نظام فکری فارابی
نویسنده:
هانیه کوهی حاجی ابادی ، محمد بنیانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
اندیشمندان غربی دیدگاه‌های متفاوتی درباره تأثیر دین اسلام بر تفکر فیلسوفان مسلمان مطرح کرده‌اند. برخی بر این باورند که نقش دین در اندیشه فلسفی مسلمانان اندک بوده است؛ درحالی‌که برخی دیگر آن را عنصری بنیادین می‌دانند، تا جایی که فلسفه اسلامی را مستقل از تعالیم دینی فاقد هویت می‌شمارند. بررسی جایگاه معرفتی دین در فلسفه فارابی، به عنوان مؤسس فلسفه اسلامی، می‌تواند روشنگر این اختلافات باشد. در این پژوهش، با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی، نقش دین در شکل‌گیری نظام فلسفی فارابی بررسی شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد فارابی اگرچه در عقلانی‌سازی مبانی دینی رویکردی فلسفی در پیش گرفته و به‌سان یک متفلسف متأله عمل کرده است، اما تأثیرپذیری او از دین به صورت نظام‌مند و ساختاریافته نبوده، بلکه بیشتر به صورت پراکنده و در مواضع خاص از دین بهره گرفته است. درحقیقت می‌توان گفت فارابی در نظام فلسفی خود دین و فلسفه را به عنوان دو نظام معرفتی مستقل در نظر نگرفته، بلکه دین را در چارچوب فلسفه تفسیر کرده و از ظرفیت‌های دین به عنوان منبعی مستقل بهره نبرده است؛ به گونه‌ای که فلسفه را اصل و دین را فرع قلمداد کرده است.
صفحات :
از صفحه 119 تا 151