جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 25
مقایسۀ دیدگاه غیاث‌الدین دشتکی و جوادی آملی دربارۀ عوامل سلوک با نگاه مبناشناختی
نویسنده:
مهری مهرابی فودانی ، سید حسین واعظی ، اعظم رجالی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
سالک در سلوک حقیقی با شناخت و معرفت صحیح و با راهنمایی مرشدی که خود طی طریق کرده، می­تواند به والاترین کمال خود که شهود ذات حق است، برسد. نوشتار پیش رو عوامل سلوک را با نگاه مبناشناختی از دیدگاه غیاث‌الدین دشتکی وجوادی آملی مقایسه می‌کند تا رابطۀ مبانی فلسفی و روش‌های سلوک و همچنین، رابطۀ میان آرای دو اندیشمند را بررسی کند. این پژوهش از نظر روش توصیفی - تحلیلی است. دشتکی مراتب سلوک را در قالب مقاماتی مانند عزم و اصولی مانند زهد و تفکر و متممات سلوک مانند توحید، اتحاد و وحدت برمی­شمارد. در سوی دیگر، جوادی آملی از فقر، ولایت و... به عنوان عوامل سلوک، از سفرهای چهارگانه به عنوان مراحل سلوک و از شهود، وحدت و فنا به عنوان غایت سلوک نام برده است. با مقایسه بین روش‌های سلوک و مبانی، دیده می­شود عوامل سلوک از دیدگاه این دو اندیشمند تحت تأثیر اندیشه‌های ایشان در هستی‌شناسی، معرفت‌شناسی و انسان‌شناسی آنها هستند. این دو دیدگاه با وجود شباهت­های زیادی که نشان­دهندۀ تأثیرپذیری احتمالی هستند، در بعضی موارد تفاوت دارند، از جمله تأکید جوادی آملی بر عقلانیت و جنبۀ اجتماعی عرفان در آثار او.
صفحات :
از صفحه 23 تا 42
بررسی نقدهای سید جلال‌الدین‌ آشتیانی بر نظریه معاد جسمانی غیاث‌الدین‌ منصور دشتکی و آقا‌علی‌ مدرس
نویسنده:
سید محمد امین درخشانی ، عبدالله نصری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
از چالش‌های اصلی معادجسمانی اشکال تناسخ است. میرغیاث‌الدین‌منصوردشتکی و آقاعلی‌مدرس‌زنوزی با طرح نوعی ارتباط میان نفس و بدن پس از مرگ خواسته‌اند از اشکال تناسخ رها شوند، میرغیاث‌الدین‌منصوردشتکی برای نفس دو نوع تعلق قائل شده است، که در زمان حیات و موت یکی از این دو تعلق برقرار است، آقاعلی‌مدرس‌زنوزی نیز قائل شده است که نفس در زمان حیات ودایعی در بدن باقی می‌گذارد که حتی پس از مرگ همراه بدن باقی هستند. سیدجلال‌الدین‌آشتیانی هر دو رأی را به شدت مورد انتقاد قرار داده است و خود نظر ملاصدرا یعنی محشور شدن نفس همراه با جسم مثالی را برگزیده است. در این مقاله با روش تحلیلی و توصیفی نظرات غیاث‌الدین‌منصور و آقاعلی تقریر شده است و نسبت این دو رأی به یکدیگر توضیح داده شده است، همچنین نقدهای آشتیانی به صورت منقح و منظم ذکر گردیده است و با ارزیابی مبانی این نقدها مشخص شده است که چون آشتیانی با مبانی صدرایی به نقد پرداخته است، این نقدها به طور کامل به آقاعلی به عنوان حکیمی صدرایی وارد است، اما غیاث‌الدین می‌تواند به این نقدها ملتزم نباشد، اگرچه قول غیاث‌الدین دچار خللی مهم‌تر یعنی مطرح کردن ادعایی بدون دلیل است.
صفحات :
از صفحه 5 تا 34
تصحیح انتقادی حاشیه غیاث‌الدین منصور دشتکی بر شرح تجرید قوشچی (مشهور به «تجرید الغواشی») (نیمه دوم کتاب)
نویسنده:
پدیدآور: زینب توکلیان ؛ استاد راهنما: محمد باقر عباسی ؛ استاد مشاور: علی رحیمی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
4 مقدمه (طرح موضوع یا مسأله تحقیق) علوم عقلی و به‌طور خاص، فلسفه در جهان اسلام تاریخ پر فراز و نشیبی را سپری کرده است که شناسایی هر یک از این مراحل، در فهم مراحل بعد و نیز عمق‌بخشی به درک مراحل قبل، تأثیر انکارناپذیری دارد. اندیشه‌ها غالباً به یک‌باره شکل نمی‌گیرند؛ بلکه در امتداد فرآیندهای فکری تاریخی و در بستر زمان و مکان اندیشمند و البته تفطن و نبوغ شخصی او زاده می‌شوند. از این‌رو، چه‌بسا که فقدان آگاهی نسبت به قطعه‌ای از شکل‌گیری این فرآیند، اولاً مانع از درک صحیح و کامل نسبت به نظریات بعدی شود و ثانیاً در امتداد یافتن و بالندگی فکری دانش مورد نظر، خللی ایجاد کند. طبعاً هر اندازه که قطعه مورد نظر، غنی‌تر و مؤثرتر باشد، ضرورت آگاهی یافتن از آن نیز افزون می‌شود. یکی از قطعات مهم سیر اندیشه فلسفی در جهان اسلام، مربوط به حد فاصل خواجه نصیرالدین طوسی تا ملاصدرای شیرازی است که قرون هشتم تا دهم هجری قمری را در بر می‌گیرد و حلقه وصل فلسفه‌های مشاء و اشراق با حکمت متعالیه است. کانون اصلی حکمت اسلامی و محل رشد و بالندگی علوم عقلی در این سه قرن، شهر شیراز بوده است. حکمای فارس در این دوران، ابداعات علمی حائز اهمیتی را عرضه می‌کردند؛ مجالس درس پررونق و گفتگوها و مناظرات شفاهی و کتبی داغی را ترتیب می‌دادند و پذیرای شاگردانی از نقاط مختلف جغرافیای وسیع اسلامی بودند. از این‌رو، به شایستگی می‌توان مجموعه این اندیشمندان، اندیشه‌ها و مراودات علمی را «مکتب فلسفی شیراز» نام نهاد‌ (ر ک: کاکایی، 1375 الف، ص 82؛ برکت، 1382، ص 9). علی‌رغم اهمیت مکتب فلسفی شیراز، هنوز زوایای بسیاری از آن، در پرده ابهام باقی مانده و توجه و تلاش بیشتری را برای شناسایی و معرفی این زوایا و نیز حفظ و انتقال میراث علمی این مقطع از تاریخ حکمت اسلامی می‌طلبد. طبعاً گام‌های نخستین این شناسایی و معرفی، یافتن آثار مکتوب این دوره و عرضه آنها به همراه تحقیق و تصحیح، به جامعه علمی امروز است؛ چرا که بسیاری از میراث مکتوب آن روزگار، همچنان به‌صورت نسخه‌های خطی پراکنده در برخی کتابخانه‌ها باقی مانده‌اند. از میان مهم‌ترین آثار مکتب شیراز می‌توان به مجموعه مصنفانی اشاره کرد که برخی را صدرالدین محمد دشتکی (سید سند)، برخی دیگر را جلال‌الدین محمد بن اسعد دوانی (علامه دوانی، محقق دوانی) و یکی را غیاث‌الدین منصور دشتکی (فرزند سید سند) نگاشته‌اند و در مجموع، به «طبقات جلالیه و صدریه» معروف‌اند. این سه اندیشمند از چهره‌های اصلی مکتب شیراز به شمار می‌آیند و هر یک، مجلس درس پر رونق و تألیفات متعددی داشته‌اند. آثار آنها در «طبقات جلالیه و صدریه»، همگی حاشیه‌هایی بر شرح فاضل قوشچی بر «تجرید الاعتقاد» خواجه نصیرالدین طوسی هستند؛ اما در عین حال، تا حد زیادی، ناظر به یکدیگر نیز می‌باشند و هر یک، نظر دیگری را مورد نقد قرار داده و برای اثبات نظرات خود، تلاش کرده‌اند (حاجی خلیفه، بی‌تا، ج 1، ص 349-350؛ آقابزرگ تهرانی، 1403 ه ق، ج 6، ص 116-117). لازم به ذکر است که مجموعه دیگری از آثار این سه تن که حاشیه‌هایی بر «شرح مطالع الانوار» هستند نیز «طبقات جلالیه و صدریه» نام گرفته‌اند (حاجی خلیفه، بی‌تا، ج 2، ص 1096 و 1104؛ آقابزرگ تهرانی، 1403 ه ق، ج 6، ص 76-77 و ج 15، ص 147 و 151)؛ اگرچه نام این مجموعه، شهرت کمتری نسبت به طبقات ایشان بر شرح قوشچی دارد). در مورد تعداد این آثار، آنچه مشهور و نیز مسلم است عبارت است از دو اثر از صدرالدین محمد دشتکی (معروف به: «حاشیه قدیم» و «حاشیه جدید» دشتکی)، سه اثر از جلال‌الدین دوانی (معروف به: «حاشیه قدیم»، «حاشیه جدید» و «حاشیه اجد» دوانی) و یک اثر از غیاث‌الدین منصور دشتکی (رحیمی و عباسی، 1401، ص 154). در عین حال، برخی از محققان برای سید سند، اثر دیگری را در شرح تجرید قوشچی برشمرده‌اند به نام «شرح کبیر علی الشرح الجدید للتجرید» (برای نمونه، ر ک: کاکایی، 1375 الف، ص 85). غیاث‌الدین منصور دشتکی نیز در «کشف الحقائق المحمدیه»، در معرفی آثار پدرش، از این شرح نام برده است (دشتکی، منصور بن محمد، 1386، ج 2، ص 984)؛ اگرچه در این معرفی، به سایر حواشی ایشان بر شرح تجرید، اشاره نکرده است. به نظر می‌رسد غیاث‌الدین منصور در این‌جا، «شرحٌ کبیرٌ» را نه به‌عنوان نام اثر، بلکه به‌عنوان وصف آن ذکر کرده است. از این‌رو، بعید نیست که منظور او، یکی از حاشیه‌های شناخته شده سید سند یا مجموعه شروح و حواشی ایشان بر شرح تجرید باشد. این احتمال، توسط چند قرینه تقویت می‌شود: به کار بردن عبارت به‌صورت نکره («شرحٌ کبیرٌ»، نه «الشرح الکبیر»)، نام نبردن از سایر شروح و حواشی صدرالدین محمد دشتکی در عرض این اثر، یاد نکردن غیاث‌الدین منصور از این نام در حواشی و تعلیقات خود بر شرح تجرید، مفقود بودن نام چنین اثری از صدرالدین محمد دشتکی در اکثر قریب به اتفاق کتب تراجِم و کتاب‌شناسی، و... . به هر حال، نگارش حاشیه اجد دوانی زمانی پایان یافت که صدرالدین محمد دشتکی دیگر در قید حیات نبود. از این‌رو، فرزند او، غیاث‌الدین منصور دشتکی (که خود نیز از چهره‌های اصلی و تأثیرگذار مکتب فلسفی شیراز شمرده می‌شود)، بر پاسخ به علامه دوانی همت گمارد و بدین ترتیب، حاشیه دیگری بر شرح تجرید قوشچی، این بار از سوی غیاث‌الدین منصور به نگارش درآمد و چنان‌که مشهور است، با توجه به درگذشت علامه دوانی در حین نگارش این اثر، این سلسله حاشیه‌ها در همین نقطه پایان یافت (رحیمی و عباسی، 1401، ص 154)؛ اگرچه بعدها همچنان حواشی و محاکماتی بر این «طبقات» نگاشته شد. از جمله این حواشی و محاکمات، می‌توان موارد زیر را نام برد: 1. حاشیه جمال‌الدین محمود شیرازی بر شرح قدیم دوانی؛ 2. حاشیه مصلح‌الدین محمد عبادی لاری بر «حاشیه قدیم» ملا جلال؛ 3. حاشیه امیر سید فتح‌الله شیرازی بر «حاشیه قدیم» دوانی (کاکایی، 1377، ص 27، 29 و 30)؛ 4. «المحاکمات بین الطبقات» از شمس‌الدین محمد بن احمد خفری؛ 5. «المحاکمات بین طبقات الصدریه و الجلالیه» از کمال
نزاع میان جلال‌الدین دوانی و غیاث‌الدین دشتکی درباب تبیین جسم نزد شیخ اشراق
نویسنده:
ابراهیم رضایی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
در برهه‌ای از تاریخ که گمان می‌کنند دوران فترت حکمت اسلامی است، بین صدرالدین دشتکی و جلال‌الدین دوانی در مدرسۀ فلسفی شیراز مناظرات و مباحثات و گاه مجادلاتی شفاهی، کتبی، حضوری و گاه غیابی روی داد که در زمان خود موجب گرمی حوزۀ فلسفی شیراز و در اعصار بعدی سبب عمق‌بخشیدن به مباحث حکمت اسلامی شد. ازجمله موضوعات موردبحث آنان در شرح هیاکل‌النور شیخ اشراق است. در این نوشتار، به‌طور خاص به بررسی شرح دو حکیم از تعریف جسم نزد شیخ اشراق پرداخته می‌شود. در این بررسی مشاهده می‌شود که شارحان بر سر معنای دو اصطلاح «قصد» و «اشاره» اختلاف‌نظر دارند. همچنین، ازنظر دوانی، وجه افتراق و اشتراک میان اجسام، «هیئت لازم» است و ازنظر دشتکی، «هیئت غیرلازم». سومین محل نزاع، ذیل مبحث جزء لایتجزی است. دوانی بر این عقیده است که آنچه قبول اشارۀ حسی می‌کند، منقسم در جهات ثلاث است؛ درحالی‌که بنا به قول دشتکی، مقصود به اشارۀ حسی‌بودن، اعم است از قابلیت انقسام در جهات ثلاث. پس از طرح منازعات آنان، با روش تحلیلی‌ـ‌تطبیقی به بررسی نزاع میان این دو شارح و درنهایت محاکمۀ آنان پرداخته می‌شود.
صفحات :
از صفحه 19 تا 37
مدافعان شیعه ابن سینا: تاریخ فکری فیلسوفان شیراز [پایان نامه انگلیسی]
نویسنده:
Ahab Bdaiwi
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
ترجمه ماشینی : این پایان نامه بررسی تاریخ فکری صدرالدین دشتکی (متوفی 903/1498) و غیاث الدین دشتکی (متوفی 949/1542)، دو فیلسوف مهم شیرازی و متفکر شیعی متأخر است. دوره تیموری و اوایل صفویه. این استدلال می کند که فلسفه ابن سین در زمانی که مورد هجوم متفکران اشعری متعلق به سنت متأخر بود، احیا شد و انگیزه جدیدی به آن بخشید. به طرز متناقضی، بسیاری از متفکران متأخر اشعری، پرداختن به گمانه‌زنی‌های متافیزیکی را مناسب می‌دانستند که سنت ابن سینا را مبنای آن قرار می‌داد. با این حال، همین متفکران ابن سینا و پیروانش را متهم کردند که برهان های واهی را مطرح می کنند و در مورد خدا، کیهان، مسائل دینی و ماهیت کلی چیزها اظهارات نامنسجمی می کنند. این سنت اشعری متأخر به قدری فراگیر بود که در قرون منتهی به دوره صفویه تبدیل به سنت فکری عالی شد. دشتکی‌ها در بسیاری از نوشته‌های فلسفی عمده خود کوشیدند تا فلسفه ابن سینا را از کلام اشعری جدا کنند و در عین حال به پایه‌های سنت اشعری حمله کنند. دشتکیان با این کار قرائتی خاص از ابن سینا ارائه کردند که از تأثیرات اشعری پاک شده بود و به تشیع فلسفی نزدیکتر بود.
روش شناسی کلامی غیاث الدین دشتکی شیرازی
نویسنده:
مهرداد بیرانوند ، مظفر عبداللهی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
منصور بن صدر الدین محمّد دشتکى، ملقّب به غیاث الدین، از مشاهیر و نام‎آوران علوم عقلی و نقلی در سده نهم و دهم هجری است. مباحث کلامی او مبتنی بر فلسفه مشاء بوده و با توجه به تسلط ایشان بر علوم عقلی و نقلی، از این دانش‎ها در علم کلام استفاده کرده است. استدلال‎های کلامی وی در مسایلی که بهره‎گیری از نقل مستلزم دور است عقلی، و در مسایلی که عقل توانایی درک آنها را ندارد، نقلی و در دیگر مسایل، عقلی – نقلی است. ایشان از روش عقلی برای تأویل و تبیین آیات و روایات اعتقادی، بهره فراوان برده و به آراء فلاسفه، متکلمان و عرفا توجه کرده و نقد منصفانه و عالمانه کرده است.
صفحات :
از صفحه 63 تا 90
«تشخص» از دیدگاه غیاث‌الدین منصور دشتکی بر مبنای حکمت متعالیه
نویسنده:
معصومه اسماعیلی ، منیره پلنگی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در بیشتر کتب فلسفی مسأله‌ی «تشخّص»، و تعیین ملاک آن مورد بحث قرار گرفته و اقوال مختلفی از سوی فلاسفه ابراز گشته است. این پژوهش بر آن است تا نظر «غیاث‌الدین منصور دشتکی شیرازی» یکی از متفکران حوزه فلسفی شیراز را در باب تشخّص بررسی نماید. با تتبّع در آثار این متفکر بر مبنای تفکر صدرایی و با روش توصیفی تحلیلی مشخص می‌گردد که دشتکی «تشخّص» را امری اعتباری و در زمره معقولات ثانی به شمار آورده، آن را زائد بر ماهیت و داخل در هویّت شیء می‌داند؛ به این معنا که تشخص وجود مستقلی در خارج ندارد و همان ماهیت متشخّصه است. غیاث‌الدین، ثبات شخصیت انسان را در دنیا و آخرت به استمرار ماهیتش دانسته و در باب عامل تشخّص انسان دچار تهافت‌گویی شده است. آنچه غیاث‌الدین منصور را رو در روی ملاصدرا نشانده؛ این است که مبنای تشخّص در وی اصالت ماهیت است و در ملاصدرا اصالت وجود.
صفحات :
از صفحه 63 تا 88
سریان عشق در هستی و ارتباط آن با وحدت وجود از نظر برخی از حکمای خطه‌ی شیراز (غیاث‌الدین دشتکی، جلال‌الدین دوانی و ملاصدرای شیرازی)
نویسنده:
الهه زارع
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
چکیده: جلال­الدین دوانی، غیاث­الدین دشتکی و ملاصدرا درآثار خود مسئله تسری عشق در موجودات را مطرح کرده­اند و هر سه سعی در آمیختن رویکرد سینوی و عرفانی داشته­اند و به‌ همین جهت سخنان آنان به وحدت وجود منتهی شده است، با این وصف همگی در این امر، به‌یک میزان موفق نبوده­اند. غیاث­الدین تنها عشق در مرتبه انسانی را همراه با علم دانسته و آن را با وحدت در شهود پیوند می­زند. سخنان وی در باب تسری عشق، بیان‌کننده نوعی وحدت سریانی در هستی است که به تبیین تشکیکی ملاصدرا نزدیک است. اما دوانی قائل به آگاهانه بودن عشق در تمامی مراتب و تجلیات است و سخنانش در این­باره مبتنی‌بر نظریه وحدت شخصی وجود است. هرچند تفسیر وحدت شخصی ملاصدرا در این­باره از نظر مضمون و ادبیات به سخنان دوانی نزدیک است؛ اما تنها ملاصدرا است که به ‌بهترین شکل موفق گردیده در این­باره عرفان و حکمت را درهم آمیخته و آن را به‌نحو مستدل تبیین نماید.
صفحات :
از صفحه 115 تا 136
نفس شناسی از دیدگاه غیاث الدین منصور دشتکی
نویسنده:
پدیدآور: کلثوم رنجبر ؛ استاد راهنما: حوران اکبرزاده ؛ استاد مشاور: محسن حبیبی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
مسئله‌ی نفس، یکی از مسائل مهم در مباحث فلسفی و کلامیست. دوره‌ی مکتب شیراز، یکی از نقاط درخشان تاریخ فلسفه-ی اسلامی به‌حساب می‌آید و این مکتب در زمان غیاث الدین منصور دشتکی به اوج خود رسید. در این پژوهش، تلاش شده است که دیدگاه وی درباره‌ی نفس‌شناسی و تاثیر گرفتن وی از اندیشمندان قبل از خود و هم‌چنین تاثیر گذاشتن بر ملاصدرا در این باب، روشن شود. البته بیشترین توجه ما به نظریه‌ی نفس‌شناسی دشتکی، معطوف شده است. دشتکی انسان را دارای دو بعد مادی و روحانی می‌داند و اصالت را به نفس وی می‌دهد و رابطه‌ی بین نفس و بدن را انضمامی می‌داند. وی معتقد است که نفس انسان، اصیل است و باعث تشخص انسان می‌شود و نفس را صورت نوعیه‌ی بدن می‌داند. او بدن را ابزاری می‌داند برای نفس. دشتکی هم‌چنین اعتقاد دارد که انسان حادث است به حدوث بدن. وی اعتقاد دارد نفس انسان، زمانی که با بدن همراه است بالفعل مجرد نیست. دشتکی هم‌چنین مراتب نفس را مطرح می‌کند و قوای نفس را به قوای عملی و نظری تقسیم می کند. وی در باب قوای نظری، همان تقسیم ابن سینا را که در اشارات آمده است می‌پذیرد. لذا آن را به عقل هیولائی، عقل بالملکه، عقل بالفعل و عقل مستفاد تقسیم می-کند. وی هم‌چنین تقسیمات نفس را نیز به مانند ابن سینا به نفس نباتی، حیوانی و انسانی مطرح می‌نماید. دشتکی در باب معاد هم صاحب‌نظر است و در این‌باره نیز رساله‌ای نوشته است. او هم معاد روحانی و هم معاد جسمانی را می‌پذیرد و هر دو را قابل اثبات می‌داند. وی شبهات منکرین معاد و به‌خصوص شبهه‌ی آکل و مأکول، امتناع اعاده‌ی معدوم و استلزام تناسخ را مطرح می‌کند و به آنها پاسخ می‌دهد.
تبیین معنای خلافت الهی از منظر جلال الدین دوانی و غیاث الدین منصور دشتکی
نویسنده:
محسن جاهد,سحر کاوندی
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
سعادت گرایی متفکران یونان ، با ترجمة آثار یونانی به جهان اسلام راه یافت . ارسطو در مباحث اخلاقی خود «ائودایمونیا» را محور مباحثش قرار داد . این واژه در ترجمه های مسلمانان به «سعادت» ترجمه شد و به لحاظ مفهومی تورات مهمی را سپری کرد . متفکران مسلمان بعدها این واژه را با مفهوم «خلافت الهی» پیوند دادند . از آنجایی که فهم درست و تعیین دقیق معنای «خلافت» در مباحث انسان شناسی و اخلاق اسلامی از اهمیت ویژه ای برخوردار است، همواره بین مفسران، فلاسفه و عرفا در فهم و تفسیر خلافت انسان در آیه «إنی جاعل فی الأرض خلیفة» اختلاف نظر بوده و بحث های فراوانی درگرفته است.دوانی، استحقاق آدمی برای دریافت مقام خلافت را در توانایی انسان برای دریافت صفات متقابل دانسته و تحقق آن را منوط به کمال علمی و عملی کرده است. منصور دشتکی دیدگاه وی را نپذیرفته و به تفصیل اندیشة دوانی و استدلال های او را رد کرده است. وی بر این باور است که خلافت بدین معناست که آدمی ظلّ خداوند در میان ممکنات گردد. همان طور که آفریدگان مطیع و منقاد حق تعالی هستند، مطیع و منقاد انسان گردند.این مقاله در بحث خلافت الهی، به نقد و بررسی آراء این دو متفکر پرداخته است.
  • تعداد رکورد ها : 25