جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 4631
بررسی تطبیقی امکان استفاده از برهان لمّی در علم فلسفه از دیدگاه علامه طباطبایی و علامه مصباح
نویسنده:
محمدرضا کرم رضایی اسحق وند
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
به صورت کلی می‎توان گفت بین حکما و فلاسفه در عقلی بودن روش تحقیق علم فلسفه اختلافی نیست، بین استدلال‌‎های عقلی غیرمباشر، فلسفه تنها از برهان بهره می‎برد. برهان به سه قسم تقسیم شده است؛ زیرا جهت انتاج صحیح نتیجه، یا از علت به معلول سیر می‎شود (برهان لمّی)، یا از معلول به علت (برهان إنّ دلیل) و یا از احد المتلازمین به متلازم دیگر (برهان إنّ مطلق). علامه طباطبایی و علامه مصباح بدون اختلاف می‎فرمایند، در فلسفه نمی‎توان از برهان إنّ مطلق استفاده کرد، ولی می‎توان از برهان إنّ دلیل در این علم بهره برد؛ امّا در امکان استفاده از برهان لمّی در این علم بین آنها اختلاف وجود دارد. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی درصدد پاسخ این پرسش برآمده است که بررسی تطبیقی امکان استفاده از برهان لمّی در علم فلسفه از دیدگاه علامه طباطبایی و علامه مصباح چگونه می‎باشد؟ در مقام پاسخ باید گفت، علامه طباطبایی قائل به عدم امکان استفاده از برهان لمّی در علم فلسفه بوده و بر آن استدلال اقامه فرموده است. امّا علامه مصباح در مقام ردّ دیدگاه ایشان چهار اشکال ذکر فرموده و ادعای خلاف آن را پذیرفته‎اند، امّا این تحقیق ضمن پاسخ به عمدۀ اشکال‎های مزبور، دو اشکال دیگر به کلام علامه طباطبایی وارد کرده و با استدلال، به امکان استفاده از برهان لمّی در علم فلسفه قائل شده است.
صفحات :
از صفحه 69 تا 88
مقایسه اخلاق دینی و اخلاق سکولار با تأکید بر راسل و علامه طباطبائی
نویسنده:
محمدرضا فروغی زرنق؛ استاد راهنما: مرتضی شجاری
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
.اخلاق سکولار اخلاق مبتنی بر اصولی است که قواعد اخلاقی را مهم می داند و در قواعد اخلاقی دین مرجعیتی برایش ندارد از نظر سکولاریسم اخلاقی «انسان شناسی» بر «خداشناسی» تقدم داردو آدمی پیش از فهم دین و پذیرش آن واجد ارزش ها و الزاماتی است که از مقتضیات هنجاری هویت انسانی و عقلانی و اخلاقی اوست و از انسانیت او سرچشمه می‌گیرد. اخلاق دینی هم همانکونه که از نامش پیداست دین و گزاره های دینی را مرجع اصلی قواعد اخلاقی می‌داند و سعادت انسان را در دین جستجو می کند . به زبان ساده تر اخلاق سکولار ممکن است به خداوند باور ندارد و اگر هم به خداپرستان اجازه می‌دهد در جامعه فعالیت کنند، برای حفظ مصلحت و رعایت اصول دموکراتیک و جلوگیری از دیکتاتوری است که با دینداران و خداپرستان به تساهل و تسامح متوسل می‌شود و مدارا می‌کند. در اخلاق دینی هم اراده خداوند(شریعت) منشاء اخلاق است. البته متدینانی که به حسن و قبح عقلی باور دارند بیان می‌کنند که اراده خداوند هیچگاه بر خلاف عقل نیست و در برخی از کتاب های مارف هم گفته شده است که دین هم از انسان شناسی شروع می‌کند،در اخلاق سکولار هم خداشناسی محلی از اعراب ندارد و انسان شناسی زیر ذربین متفکران قرار می‌گیرد، اما در اخلاق دینی علاوه بر انسان شناسی، به خداشناسی هم می‌پردازند. راسل اخلاق را مادی می‌داند و درواقع‌ معتقد است چون انسان مادی مسلک است اخلاق نیز مادی است. علامه طباطبایی طرفدار اخلاق دینی بود و می‌گفت ارزش‌های اخلاقی باید در چهارچوب معنویات مورد بررسی و ارزیابی قرار بگیرد و در مورد اخلاق سکولار که به دور از اصول دینی و مذهبی تعریف می‌شد انتقاداتی داشت این پژوهش قصد دارد با مقایسه اخلاق دینی و اخلاق سکولار نظر راسل و علامه را نیز در مورد اخلاق دینی و اخلاق سکولار بررسی نماید.
نقش مبانی دینی در ایجاد ارزش‌های اجتماعی از نظر مکتب تشیع با تکیه‌ بر آرای علامه طباطبایی و شاگردان
نویسنده:
پدیدآور: انعام رضا ؛ استاد راهنما: محمد مهدی گرجیان ؛ استاد مشاور: محمد مهدی قایمی امیری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
در جوامع اسلامی، دین نقش بسزایی در شکل‌گیری و ایجاد ارزش‌های اجتماعی ایفا می‌کند. با این وجود، چگونگی تأثیر آموزه‌های دینی، به‌ویژه در مکتب تشیع، بر این ارزش‌ها نیازمند بررسی دقیق و جامع است. این پژوهش به بررسی این مسئله می‌پردازد که مبانی دینی در مکتب تشیع، با تأکید بر آرای علامه طباطبایی و شاگردان ایشان، چگونه در ایجاد و ایجاد ارزش‌های اجتماعی نقش دارند. هدف اصلی این رساله، تبیین چگونگی تأثیر آموزه‌های بنیادین اسلام و به‌ویژه مکتب تشیع بر شکل‌گیری، تثبیت و تعالی ارزش‌های اجتماعی است. این پژوهش تلاش می‌کند تا با تحلیل آرای علامه طباطبایی و شاگردانشان، به درک عمیق‌تری از نقش دین در این زمینه دست یابد. پژوهش حاضر با روش تحلیلی-توصیفی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای، از جمله آثار علامه طباطبایی و شاگردانشان، به بررسی ابعاد مختلف موضوع می‌پردازد. در این راستا، با تحلیل محتوای متون و بررسی دیدگاه‌های مختلف، به تبیین ارتباط بین مبانی دینی و ارزش‌های اجتماعی پرداخته می‌شود. یافته‌های این تحقیق نشان می‌دهد که مفاهیم کلیدی مانند توحید، معاد، نبوت و امامت، از ارکان اصلی مکتب تشیع هستند، نقش مهمی در شکل‌دهی و ایجاد ارزش‌های اجتماعی ایفا می‌کنند. به طور خاص، باور به توحید، ارزش‌هایی مانند عدالت، برابری و مسئولیت ‌پذیری اجتماعی را تقویت می‌کند؛ اعتقاد به معاد، بر رفتارهای اخلاقی و اجتماعی تأثیرگذار است؛ و نقش الگویی پیامبر (ص) و اهل بیت (ع)، به ترویج ارزش‌های اخلاقی و اجتماعی کمک می‌کند. توحید نقش محوری را در ایجاد ارزش‌های اجتماعی ایفا می‌کند. نقش معاد و باور به زندگی پس از مرگ در ایجاد ارزش‌های اجتماعی مؤثراست.الگو پذیری نبوت و امامت در شکل‌دهی و گسترش ارزش‌های اجتماعی تأثیرگذار است. در نتیجه، این پژوهش با تحلیل جامع مبانی دینی در تشیع و با تکیه بر آرای علامه طباطبایی و شاگردانشان، به درک عمیق‌تری از نقش دین در شکل‌دهی و ایجاد ارزش‌های اجتماعی دست می‌یابد و منبعی مفید برای پژوهشگران این حوزه خواهد بود.
نقش قدرت در تولید دانش از منظر میشل فوکو و علامه طباطبایی
نویسنده:
مهدی منفرد ، محسن جوادی ، علی صادقی نژاد سریزدی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
میشل فوکو فیلسوفی پست‌مدرن است که تولید دانش را در روابط قدرت جست‌وجو می‌کند و از این منظر، نسبیتی آشکار را برای دانش قائل می‌شود. نظر فوکو در این مورد را باید در نظریهٔ او با عنوان «دانش، قدرت و رژیم حقیقت» دنبال کرد. فوکو دانش را امری خنثی که تنها از مجموعه‌ای از گزاره‌ها تشکیل یافته است، نمی‌داند و برای قدرت در معرفت و تولید دانش، نقشی اساسی و جدایی‌ناپذیر قائل است. قدرت و دانش، رابطه‌ای متقابل دارند. قدرت هم پیامد دانش و هم تولیدکنندهٔ آن است. فوکو علوم انسانی را بارزترین نمونه از بسط قدرت با تولید دانش می‌داند. علامه طباطبایی در اصول فلسفه و روش رئالیسم، به بررسی نحوه‌ای از ادراکات می‌پردازند که در آن عوامل غیرمعرفتی را در تولید و تکثیر دانش‌های مرتبط با آن دانسته مؤثر است. علامه طباطبایی اگرچه مانند فوکو، نقش مستقیم و پررنگ برای دخالت قدرت در تولید دانش قائل نیست، در بر شمردن مواردی که در تولید دانش دخیل هستند، به عواملی اشاره می‌کند که لاجرم، قدرت نقشی موثر و قابل‌توجه در آن ایفا می‌‌کند. ایشان نسبت‌اندیشی را جایگزین نسبی‌گرایی فوکو کرده است و بدین‌وسیله نقش عوامل غیرمعرفتی مانند قدرت را در تولید دانش تبیین می‌کنند. به همین دلیل نویسندگان این نوشتار نقش قدرت در تولید دانش را از منظر این دو فیلسوف معاصر می‌کاوند و قرابت‌های فکری ایشان را در این مسئله شناسایی نماید.
صفحات :
از صفحه 99 تا 122
بررسی تطبیقی آموزه از پیش برگزیدگی در الهیات مسیحی و هدایت خاصه در کلام اسلامی با تاکید بر آراء قدیس آگوستین و علامه طباطبایی
نویسنده:
جواد رقوی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
نجات‌شناسی یکی از مسائل بسیار مهم در دو سنت اسلام و مسیحیت است. از نظر آگوستین یکی از عوامل نجات، از پیش‌برگزیدگی است؛ به این معنا که خدا از قبل کسانی را که باید نجات یابند، برگزیده است و هیچ کس جز آنها نجات نخواهد یافت. براساس این دیدگاه، چنین به نظر می‌آید چه شخص نجات یابد و چه نیابد، مرهون سبب دیگری نیست، بلکه شخص منتخب، ملزم به ایمان آوردن است. او می تواند ذاتاً ایمان بیاورد؛ زیرا خداوند در تقدیرش این را قرار داده و وی را برگزیده است. ازسوی دیگر، یکی از مباحثی که با بحث ازپیش‌برگزیدگی در الهیات مسیحی متناظر است، بحث هدایت خاصه در کلام امامیه است. دربارهٔ چیستی و چگونگی دربردارندگی هدایت خاصه، تفاسیر متفاوتی رسیده است. بررسی مسئلهٔ از پیش برگزیدگی و رابطهٔ آن با هدایت خاصه با تأکید بر نظر سنت آگوستین و علامه طباطبایی موضوع این نوشتار است. نتایج، بیانگر آن است که آموزهٔ ازپیش‌برگزیدگی از دیدگاه آگوستین و هدایت خاصه در دیدگاه علامه، از نظر محتوایی وجوه اشتراک دارند. در دیدگاه آگوستین، برگزیدگی به این معناست که خداوند برخی از مردم را جدا ساخته و آنها را برای حیات ابدی معین فرموده است یا خدا از طریق فیض الهی، خود عده‌ای را که از قبل می‌شناخت برای نجات برگزید. در هدایت خاصه نیز خداوند انسان را به‌گونه‌ای آفریده و هستی او را با الهامی فطری همراه کرده است که می‌تواند اعتقاد حق و عمل صالح را تشخیص دهد و به هدایت برسد. از منظر هر دو اندیشمند، نجات انسان و رسیدن به سعادت تنها از ناحیهٔ خداوند است و این با اراده و اختیار انسان منافات ندارد. باوجود شباهت‌های میان دو نظریه، باید گفت در نظریهٔ از پیش برگزیدگی، کسانی نجات می‌یابند که از ازل، خدا آنها را برگزیده است و خود شخص در نجات خویش دخالت مؤثری ندارد‏ و ازاین‌رو جایگاه اراده و اختیار در این دیدگاه تضعیف می‌شود و حتی نوعی اقبال به «جبر» دیده می‌شود. اما در هدایت خاصه، اختیار، انتخاب و ارادهٔ آزاد انسان، ایمان او به خداوند، عقاید حق و غیره از جمله عوامل نجات و رستگاری انسان به‌شمار می‌آید.
صفحات :
از صفحه 123 تا 146
افاضه و استفاضه از نگاه علامه طباطبایی و فخر رازی
نویسنده:
فروغ السادات رحیم پور ، آرزو احمدی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مبحث فیض، افاضه و استفاضه از مباحث بنیادی در فلسفه و کلام اسلامی است که تأثیرات گسترده‌ای در عرصه‌های هستی‌شناسی و انسان‌شناسی فلسفی و کلامی دارد. این پژوهش که به روش توصیفی ـ تحلیلی صورت پذیرفته است به بررسی و مقایسه دیدگاه‌های دو متفکر بزرگ جهان اسلام، فخر رازی و علامه طباطبایی، در خصوص شرایط و عوامل مؤثر در افاضه و استفاضه می‌پردازد. هر دو متفکر بر این باورند که تحقق افاضه الهی وابسته به صفاتی همچون علم، قدرت و جسمانی نبودن است و موجودات مجرد به‌عنوان واسطه‌های انتقال فیض به عالم ماده عمل می‌کنند. با این حال، فخر رازی بر اساس مبانی کلامی خود، خصوصاً خصوصا قدرت مطلق الهی و حاکمیت جبر بر افعال انسان، معتقد است که فیض به طور مستقیم از خداوند افاضه می‎شود و انسان تنها زمینه‌ساز دریافت آن است. در مقابل، علامه طباطبایی با پذیرش قاعده الواحد و تأکید بر اراده و اختیار انسان، معتقد است که استفاضه تنها به عنایت الهی وابسته نیست و انسان باید با خواست و اراده خود شرایط بهره‌مندی از فیض را فراهم کند. این تحقیق در نهایت نشان می‌دهد که دیدگاه علامه طباطبایی به‌دلیل تبیین روشن‌تر و جامع‌تر از نحوه تحقق فیض الهی در قوس صعود و نزول وجود، از استحکام بیشتری برخوردار است.
صفحات :
از صفحه 27 تا 54
تحلیل اصل واقعیت؛ تنبه به آثار معرفت شناسانه و هستی شناسانه
نویسنده:
محمد اسمعیل زاده
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
«انسان از طریق ذهن است که با واقعیت ارتباط برقرار می‌کند» این تصور رایج فلسفی است؛ اما آیا قابل تردید نیست؟ آیا با مواجهۀ مستقیم با ذهن و به‌واسطۀ آن است که انسان نیل به واقعیت می‌یابد، یا اینکه مواجهۀ بی‌واسطه با واقعیت است که امکان شکل گیری ذهن را فراهم می‌کند؟ انسان از آنجایی که بخشی شناخت‎مند از واقعیت است با اصل واقعیت به‌صورت مستقیم اتصال و مواجهه داشته، و آن را شهود می کند. این مقاله با روش تحلیل ملازمات عامه پیش می رود. در این مقاله تلاش می‌شود، اصل واقعیتِ مشهود تحلیل شود و ویژگی‌های هستی شناسانه و معرفت شناسانۀ آن مورد توجه قرار گیرد. این ویژگی‌ها به ترتیب ظاهر نمی‌شوند بلکه در نسبت باهم است که امکان ظهور می‌یابند. در نتیجه آثار معرفت شناسانه و هستی شناسانه به ترتیب بیان نمی‌شوند. در این تحلیل نه تنها گزاره‌های بدیهی با ارجاع به اصل واقعیت اعتبار می‌یابند؛ بلکه در تحلیل آثار هستی شناسانه نیز تقریری متفاوت از برهان صدیقین به دست می‌آید. بنا بر مدعا در تحلیل اصل واقعیت تنها تنبه و توجه داده می‌شود و از آنجایی که این تحلیل پیش شرط‌ها و امکان استدلال عقلی را فراهم می‌کند، نمی‌تواند از استدلال استفاده کند.
صفحات :
از صفحه 99 تا 126
بررسی تطبیقی فلسفی و تفسیری بدن اخروی انسان از دیدگاه علامه طباطبایی ره
نویسنده:
زینب اسعدی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
یکی از مسائل مهمّ فلسفی و کلامی‌ که همواره در طول تاریخ حیات بشر با ابهام و پیچیدگی‌های خاص همراه بوده، مسئلة معاد است. آنچه موجب اختلاف در این مسئله است، کیفیّت و چگونگی معاد در سرای دیگر است. با‌توجه‌به تفاوت دیدگاه فلاسفه در مسئلة معاد، نگاه نوین و ابتکاری علامه طباطبایی، برگرفته از اصول حکمت متعالیّه را می‌‌توان راهکاری دانست که به‌واسطه آن گره‌ای از پیچیدگی‌های مبهم معاد باز می‌شود. در این نوشتار، به بررسی دیدگاه تفسیری و فلسفی علامه‌ طباطبایی(ره) درباره بدن اخروی می‌پردازیم. به نظر می‌رسد ایشان علی‌رغم پذیرش بیشتر آموزه‌های فلسفی حکمت ‌متعالیه و تأثیر ‌دادن ‌آنها بر تفسیر آیات قرآن در بحث معاد جسمانی، اصل حرکت‌ جوهری را همان ‌گونه که در نفس مطرح است، در بدن نیز بیان می‌کند. ایشان در تفسیر پیدایش نفس، همانند صدرالمتألهین، به حرکت تکاملی بدن و تحول آن به نفس مجرد تأکید می‌کند و معتقد است انسان، حقیقتی ذومراتب است که در آغاز پیدایش، نفس و بدن با یکدیگر متحدند و در ادامه، بدن تابع نفس است و بدن صرفاً ابزاری برای نفس است. وی همچنین ویژگی‌هایی همچون تجرد را با تمسک به آموزه‌های فلسفی و قرآنی برای نفس می‌پذیرد. آنچه در قیامت برای پاداش و کیفر ضروری است، همانندی در انسان بودن است که با وجود نفس محقق می‌شود و لازم نیست بدن اخروی در همه اجزا و صفات، عین بدن دنیوی باشد. چون نشئه‌ آخرت درنهایت کمال و حیات است، بدن نیز باید متناسب با این نشئه تبدّل یابد. بنابراین می‌توان نتیجه ‌گرفت که معاد، هم جسمانی است و هم روحانی. در پژوهش حاضر با‌توجه‌به آثار فلسفی و تفسیری این حکیم، این موضوع مورد تطبیق و ارزیابی قرار می‌‌گیرد و بیان می‌شود که آنچه در کتب فلسفی و تفسیری علامه طباطبایی درباره بدن اخروی بیان می‌شود، نه‌تنها منافاتی باهم ندارند، بلکه مکمل همدیگرند.
صفحات :
از صفحه 75 تا 96
تحلیل تطبیقی روش‌شناسی معرفتی در حکمت متعالیه ملاصدرا و تفسیر المیزان
نویسنده:
حسن حسینی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
حکمت متعالیه ملاصدرا و تفسیر المیزان علامه طباطبایی، دو قله برجسته در تاریخ اندیشه اسلامی به شمار می‌روند که در آن‌ها تعامل میان عقل، وحی و برهان به اوج کمال خود رسیده است. این پژوهش با تمرکز بر این دو اثر بنیادین، به تحلیل تطبیقی روش‌شناسی معرفتی آن‌ها می‌پردازد. هدف اصلی، تبیین چگونگی تعامل عقل فلسفی (برهان) و معرفت وحیانی (قرآن) در ساختار استدلالی هر یک و شناسایی مبانی، ابزارها و غایات مشترک و متمایز آن‌هاست. برای نیل به این هدف، از روش تحقیق کیفی با رویکرد توصیفی-تحلیلی و تطبیقی استفاده شده که مبتنی بر تحلیل محتوای متون اصلی، به‌ویژه «الاسفار الاربعة» و «تفسیر المیزان» است. یافته‌ها نشان می‌دهد که هر دو اندیشمند در غایت نهایی یعنی اثبات اصول دین و تبیین نظام هماهنگ هستی اشتراک دارند. با این حال، روش‌شناسی‌ها از نقاط عزیمت متفاوتی برخوردارند: ملاصدرا در حکمت متعالیه، یک نظام فلسفی منسجم را بر پایه برهان عقلی بنا می‌کند و سپس به نحو مؤثری وحی و شهود را در آن ادغام می‌نماید؛ در مقابل، علامه طباطبایی در المیزان، از متن وحیانی قرآن آغاز کرده و با بهره‌گیری از روش تفسیری «قرآن به قرآن» و ابزارهای دقیق فلسفی و برهانی، به استخراج و تبیین معارف عمیق آن می‌پردازد. نقطه اوج این تعامل در الهام‌گیری ملاصدرا از آیات قرآن برای تکوین براهینی چون «برهان صدیقین» و استفاده نظام‌مند علامه از مبانی حکمت متعالیه برای تفسیر آیات پیچیده تجلی می‌یابد و از یک رابطه مکمل و دوسویه حکایت دارد.
صفحات :
از صفحه 203 تا 230
عوامل رشد و تعالی اخلاقی انسان: بررسی مقایسه‌ای دیدگاه فارابی و طباطبایی
نویسنده:
فرشته ابوالحسنی نیارکی ، صبا مطاعی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
پژوهش حاضر عوامل درونی و بیرونی رشد و تعالی اخلاقی در دیدگاه فارابی و محمدحسین طباطبایی را بررسی می‌کند. روش پژوهش بررسی مقایسه‌ای است؛ یعنی توصیف نقاط اشتراک و افتراق این دو دیدگاه و البته فراتر از آن، چرایی تمایزها بر اساس مبانی این دو متفکر نیز تبیین شده است. دیدگاه هر دو متفکر در تحلیل عوامل رشد و تعالی اخلاقی به نظریۀ تعاملی (یعنی تعامل عوامل درونی و بیرونی) انتساب‌پذیر است. در خصوص عوامل بیرونی‌اجتماعی، عوامل ذکرشده یکسان است، جز آنکه عواملی که طباطبایی بیان می‌کند با ساختار جوامع امروزی متلائم‌تر است. همچنین، در خصوص نقش جامعه در تعالی اخلاقی افراد، فارابی صرفاً به تعاون و همکاری افراد (به عنوان موجودی اجتماعی)، به مثابۀ رمز تعالی، اشاره کرده است، در حالی ‌که طباطبایی، فراتر از این تحلیل، با پذیرش هویت جامعه، جامعه را همچون یک واحد، در اخلاقیات افراد به صورت مثبت یا منفی دخیل می‌داند، تا جایی که حتی جامعه، به عنوان عامل بیرونی، بر عوامل درون‌فردی غلبه می‌کند و آن را تحت تأثیر قرار می‌دهد. این تمایز به دلیل مبانی مختلف این دو متفکر است که نظریۀ «اعتبارات اجتماعی» طباطبایی و تحلیل امروزی «هویت جامعه» نزد وی، و مبانی هستی‌شناختی و علم‌النفسی متفاوت او، در تبیین چرایی این تفاوت دیدگاه تحلیل شده است. همچنین، داوری خود دربارۀ برتری‌ها و نواقص هر یک از دیدگاه‌ها را به صورت مقایسه‌ای بیان کرده و مدل فرآیند تأثیر و تأثر عوامل درونی و بیرونی بر تعالی اخلاقی انسان نزد طباطبایی را بازسازی کرده‌ایم.
  • تعداد رکورد ها : 4631