
<modsCollection xmlns:xlink="http://www.w3.org/1999/xlink" xmlns:xsi="http://www.w3.org/2001/XMLSchema-instance" xmlns="http://www.loc.gov/mods/v3" xsi:schemaLocation="http://www.loc.gov/mods/v3 http://www.loc.gov/standards/mods/v3/mods-3-3.xsd">

        <mods version="3.3">
        <titleInfo>
            <title>ویتگنشتاین و الهیات [کتاب انگلیسی]</title>
            
            
        </titleInfo>
        
                <titleInfo type="SeriesTitle">
                    
                    <title>Wittgenstein And Theology</title>
                    
                    
                    
                </titleInfo>
            
        
                <subject>
                    <topic>دین و ویتگنشتاین</topic>
                </subject>
        
                <subject>
                    <topic>ویتگنشتاین و الهیات</topic>
                </subject>
        
                <subject>
                    <topic>لودویگ ویتگنشتاین</topic>
                </subject>
        
        
                <language>
                    <languageTerm type="text"  authority="iso639-2b">English</languageTerm>
               </language>
            
        <originInfo>
            
             
            
            <publisher>T , T Clark </publisher>
            
            
        </originInfo>
        <note>آدرس دیگر: https://libgen.is/book/index.php?md5=24FE54C5203F1D3F8D53D0A9C50A880B&lt;br /&gt;و: https://libgen.is/book/index.php?md5=16BA1A0362839B1F34B6BB77648F6E07&lt;br /&gt;و: https://libgen.is/book/index.php?md5=B218A17557FCB99B2974D54DB1E39EF3&lt;br /&gt;Wittgenstein and Theology (Philosophy , Theology)&lt;br /&gt;Originally published: 2009 </note>
        
        
        
        <typeOfResource>text</typeOfResource>
        
        <extension>ترجمه ماشینی بخشی از مقدمه کتاب:
ویتگنشتاین یکی از تاثیرگذارترین و مهم ترین فیلسوفان قرن بیستم است. تأثیر او طیف متنوعی از رشته ها را در بر می گیرد. از جمله، فلسفه ذهن، زبان، ریاضیات، دین، منطق و معرفت شناسی. با این حال، الهیات هنوز یکی از رشته های برجسته ای نیست که ویتگنشتاین بر آن تأثیر گذاشته است. یکی از دلایلی که او تأثیر قابل توجهی بر الهیات نداشته است این است که درک فلسفه او دشوار است و او بحث مستمری از الهیات ارائه نمی دهد. علاوه بر این، تشخیص عقاید خاص او دشوار است. ویتگنشتاین می‌گوید: «من مردی مذهبی نیستم، اما نمی‌توانم هر مشکلی را از منظر دینی نبینم.» این حالت مذهبی نبودن، اما داشتن دیدگاه مذهبی، به نتایج بسیار متفاوتی منجر می‌شود. به عنوان مثال، ممکن است سؤالات زیر را بپرسیم: «آیا فلسفه ویتگنشتاین به بی‌خدایی منتهی می‌شود؟»، «آیا آشکارا دینی است؟» به طرز شگفت‌انگیزی، به هر دوی این سؤالات پاسخ مثبت داده شده است. به عنوان مثال، Brian Clack 2 با اولی موافق است و Phillip Shields3 با دومی. تشدید فقدان اجماع، مشکل مرتبط کردن فلسفه ویتگنشتاین با به اصطلاح فیدئیسم ویتگنشتاینی است. این برچسب مشکل ساز توسط فیلسوف ملحد کای نلسون - نه ویتگنشتاین یا ویتگنشتاینی ها - ابداع و ایجاد شد.فلسفه ویتگنشتاین در میان برخی از الهیات پسا لیبرال برای پیشبرد مطالعات خود در زبان، زمینه و معنا کاربرد خوبی یافته است. با این حال، استفاده از ویتگنشتاین توسط برخی از این متکلمان، اغلب کمتر به فلسفه ویتگنشتاین در حال حاضر مربوط می شود و بیشتر در مورد استخراج جنبه هایی از اندیشه او به عنوان ابزاری است که متناسب با موقعیت های خود باشد. بنابراین درک فلسفه ویتگنشتاین از دریچه الهیات و فلسفه دین با توجه به انبوه صداها و تضادها دشوار است. چرا مطالعه 3
ویتگنشتاین و الهیات، اگر فلسفه او صرفاً الحادی باشد، می‌توان آن را به فیدییسم تقلیل داد یا معنا را به بازی‌های زبانی صرف تقلیل داد؟ از سوی دیگر، چرا فلسفه ویتگنشتاین را مطالعه کنیم، اگر به تنهایی اساسی نیست، و در بهترین حالت تنها ابزاری برای تقویت دیدگاه های مختلف الهیاتی، مانند پسا لیبرالیسم است؟ پاسخ من این است که ما باید دقیقاً به دلیل این نوع سؤالات درباره ویتگنشتاین بحث کنیم - همه آنها نشان می دهند که باید به فلسفه ویتگنشتاین اجازه داد که به خود الهیات بپردازد. برای درک و به کارگیری فلسفه ویتگنشتاین در الهیات، لازم است آن را به همان شکلی که هست مورد بحث قرار دهیم و سپس آن را در الهیات به کار ببریم. با این حال این کار ساده ای نیست. مشکل اما در ظرفیت فکری نیست. همان‌طور که ویتگنشتاین می‌گوید، آنچه درک یک موضوع را سخت می‌کند – اگر موضوع مهم و مهمی باشد – این نیست که قبل از اینکه بتوانید آن را بفهمید، باید به طور ویژه در موضوعات مبهم آموزش ببینید، بلکه تضاد بین درک موضوع و آنچه اکثر مردم هستند. می خواهم ببینم. به همین دلیل ممکن است درک چیزهایی که آشکارتر هستند از همه سخت تر باشد. چیزی که باید بر آن غلبه کرد، مشکلی است که به جای عقل، به اراده مربوط می شود. (4) فلسفه ویتگنشتاین منحصر به فرد است و با محیط سنتی نظریه ها و تبیین های رقیب همخوانی ندارد. او نظریه دیگری را ارائه نمی کند که بتوانیم به تنهایی درباره آن بحث کنیم. بلکه نظریه ها را رد می کند. از آنجایی که او به جای ایجاد نظریه، رد می کند، آیا این بدان معناست که فلسفه او نیهیلیستی است؟ پاسخ منفی است، و در عوض باید فلسفه او را در یک پرتو مثبت ببینیم، زیرا می تواند به طور مفیدی مسائل فلسفی را روشن کند. به یک معنا، فلسفه او بیشتر شبیه یک ویروس یاب در رایانه شما است که تئوری ها را حذف می کند، برخلاف اضافه کردن یک نظریه دیگر. ویتگنشتاین می نویسد، تحقیق ما اهمیت خود را از کجا می گیرد، زیرا به نظر می رسد فقط همه چیزهای جالب، یعنی همه چیزهای بزرگ و مهم را از بین می برد؟ (مثل تمام ساختمان ها، تنها تکه هایی از سنگ و آوار باقی مانده است.) 4
مقدمه آنچه را که ما ویران می کنیم چیزی نیست جز خانه هایی از کارت و ما در حال پاکسازی زمینه زبانی هستیم که آنها بر آن ایستاده اند.5 سپس این سؤال پیش می آید که آیا ما اراده ای داریم که به ویتگنشتاین اجازه دهیم نظریه را حذف کند یا ترجیح می دهیم مدام این نظریه را حذف کنیم. یک نظریه را با نظریه دیگری جایگزین کنید؟» برای نشان دادن این ماهیت منحصر به فرد فلسفه او، بحث در مورد آن در عمل و نشان دادن اینکه چگونه با سنت رایج در تضاد است و بر خلاف آن عمل می کند، مفید است، یعنی نشان می دهد که چگونه آن چیزی را که او می پندارد پاک می کند. نظریه ها. بار دیگر، یادآوری این نکته مهم است که ویتگنشتاین یک نظریه را با نظریه دیگر جایگزین نمی کند. آنها را حذف می کند. سپس میزبان به درستی کار می کند. بنابراین لازم است مدتی را صرف بحث در مورد سنت فلسفی و بدافزاری که او با آن کار می کند بگذرانیم تا بتوانیم فلسفه او را تسکین دهیم. در واقع، منفی الهیات ابزار مفیدی برای بحث در مورد فلسفه ویتگنشتاین است. به ویژه، بحث زیر بر سنت مشکل ساز جداسازی انسان ها از جهان، یا به عبارت دیگر، جداسازی عقاید از جهان خارج، و جداسازی خدا از بافت انسانی متمرکز خواهد بود. ویتگنشتاین این جدایی را در پیوندی نزدیک با شک و تردید می داند، زیرا جدایی ایجاد شده توسط نظریه های فلسفی، درک جهان دور و خدا را دشوار می کند. به یک معنا، این همان ویروسی خواهد بود که او در فلسفه از بین می برد و چون همین ویروس کلام را آلوده می کند، رویکرد مفید او در فلسفه را می توان به طور قیاسی در الهیات به کار برد. به عنوان مثال، دکارت که به عنوان پدر فلسفه مدرن شناخته می شود (و ویتگنشتاین او را به طور غیرمستقیم در سراسر پژوهش های فلسفی نقد می کند)، رابطه بین ایده ها و جهان خارج را زیر سوال می برد. هنگامی که این جدایی باز می شود، فضایی برای سؤالات شکاک باقی می گذارد - «آیا پیوند بین ذهن من و دنیای بیرونی دقیق است؟» دکارت سؤالات شکاک را به دل می گیرد و با محور اصلی روش خود پایان می دهد. یعنی دور شدن از دنیای نامطمئن به تفکر خود (خردگرایی). فیلسوفان بعدی رهبری دکارت را بر عهده گرفتند و پاسخ‌های جایگزینی را برای نگرانی‌های شکاک امتحان کردند. به عنوان مثال، لاک سعی می کند ادراکات فرد را از نظر کیفیات با دنیای بیرون پیوند دهد.
ویتگنشتاین و الهیات و با این احتمال که جهان مادی ایده‌های ما را تولید می‌کند (تجربه‌گرایی و واقع‌گرایی)، اما با این که جهان بیرون چیزی ناشناخته است به پایان می‌رسد. از سوی دیگر، برکلی نتیجه‌گیری منطقی پروژه لاک را می‌بیند و با این نتیجه می‌گیرد که همه چیزهایی که ما داریم ایده‌ها هستند، بنابراین جهان غیر مادی است و توسط ایده‌ها ایجاد شده است (ایده‌گرایی). دکارت و لاک جدایی بین ایده ها و جهان را حفظ می کنند در حالی که برکلی جهان فیزیکی را به ایده ها فرو می پاشد. در هر مورد جنبه انسانی زندگی روزمره از نظر دانش بی ارزش می شود یا حداقل به نفع نظریه ها و انتزاعات کنار گذاشته می شود. ویتگنشتاین این نظریه ها و توضیحات را رد می کند، اما نظریه یا توضیح بهتری برای رد شکاک ارائه نمی دهد. در عوض، او به مسئله اصلی جداسازی معنا و معرفت از جهان بازمی گردد و آن را به عنوان نقطه شروع رد می کند. ویتگنشتاین قصد ندارد شکاف ایجاد شده توسط ویروس را اصلاح کند. او ویروسی را که آن را ایجاد کرده است پاک می کند. شاید به نظر برسد که این مسیر طولانی برای بحث درباره فلسفه ویتگنشتاین است، اما شاید بهترین نمونه از اندیشه او باشد و همانطور که ویتگنشتاین در اظهاراتش درباره فریزر می‌گوید: «برای متقاعد کردن کسی به آنچه حقیقت دارد، بیان آن کافی نیست. ما باید راه خطا به حقیقت را پیدا کنیم.»6 علاوه بر این، او می‌گوید: «در فلسفه، برنده مسابقه کسی است که بتواند کندتر بدود. یا: کسی که آخرین بار به آنجا می رسد.»7 در واقع، مسیر نشان دادن ماهیت فلسفه ویتگنشتاین از قیاس او پیروی می کند: «هدف شما از فلسفه چیست؟ - برای نشان دادن راه خروج از بطری f ly.'8 به این معنا که مفاهیم آشفته‌ای را که فلسفه را فراگرفته‌اند دنبال کنیم و به سمت عقب به سمت منبع آنها برویم، همانطور که پرواز باید گام‌های خود را به عقب برگرداند. از بطری خارج شوید؛ به جای ابداع راه های بیشتری برای برخورد مداوم به طرفین. دکارت، لاک و برکلی نه تنها برای نشان دادن آنچه ویتگنشتاین به عنوان سنت مشکل‌ساز جدایی و شک‌گرایی در فلسفه می‌داند، بلکه برای نشان دادن استدلال‌های قیاسی و مشکلات موجود در الهیات انتخاب شده‌اند. به ترتیب افلاطونی، نسطوری و اتیکییسم. بار دیگر، پرسش فلسفی بر رابطه بین ایده ها و جهان متمرکز خواهد شد، در حالی که پرسش الهیات بر رابطه بین الهی و انسان متمرکز خواهد شد. علاوه بر این، همانطور که فلسفه ویتگنشتاین به طور مفید به 6 می پردازد</extension>
        
                <name  type="personal">
                    <namePart>لابرون, تیم (استاد دپارتمان الهیات در دانشگاه کنکوردیا ادمونتون &#171;Concordia University of Edmonton&#187; در ادمونتون آلبرتا کانادا، متخصص فلسفه دین)</namePart>
                    
                    
                    
                    
                    <role>   <roleTerm type="text">Author</roleTerm></role>
                </name>
           
                <name  type="personal">
                    <namePart>ویتگنشتاین , لودویگ یوزف یوهان ( Ludwig Josef Johann Wittgenstein،فیلسوف نامدار اتریشی قرن بیستم، یهودی تبار ), 1889#1951 </namePart>
                    
                    
                    <namePart type="date">1889#1951 </namePart>
                    
                    <role>   <roleTerm type="text">Descriptor</roleTerm></role>
                </name>
           
                <name  type="corporate">
                    <namePart>Tim Labron (تیم لابرون)</namePart>
                    
                    
                    
                    
                    <role>   <roleTerm type="text">Author</roleTerm></role>
                </name>
           
        
                <genre authority="marcgt">book</genre>
           
        
        

        

        

        
        <physicalDescription>
            
            
            
            
            
             
        </physicalDescription>
        <recordInfo>
            <recordCreationDate encoding="w3cdtf">1401-03-10</recordCreationDate>
            <recordChangeDate encoding="w3cdtf">1401-06-21</recordChangeDate>
            
        </recordInfo>
        </mods>       
    

</modsCollection>
