
<modsCollection xmlns:xlink="http://www.w3.org/1999/xlink" xmlns:xsi="http://www.w3.org/2001/XMLSchema-instance" xmlns="http://www.loc.gov/mods/v3" xsi:schemaLocation="http://www.loc.gov/mods/v3 http://www.loc.gov/standards/mods/v3/mods-3-3.xsd">

        <mods version="3.3">
        <titleInfo>
            <title>سرداب غیبت چیست و غیبت چگونه است؟</title>
            
            
        </titleInfo>
        
        
                <subject>
                    <topic>غیبت امام مهدی(ع)</topic>
                </subject>
        
                <subject>
                    <topic>سرداب غیبت</topic>
                </subject>
        
                <subject>
                    <topic>محل زندگی امام زمان</topic>
                </subject>
        
                <subject>
                    <topic>سرداب سامرا</topic>
                </subject>
        
                <subject>
                    <topic>مهدویت</topic>
                </subject>
        
                <subject>
                    <topic>ژ. امام دوازدهم(حضرت امام عصر عج)</topic>
                </subject>
        
        
                <language>
                    <languageTerm type="text"  authority="iso639-2b">Persian</languageTerm>
               </language>
            
        <originInfo>
            
             
            
            
            
            
        </originInfo>
        <note>&lt;br /&gt;[۱] نساء: آيه ۱۵۷ - ۱۵۸ .&lt;br /&gt;[۲] يس : آيه ۹ .&lt;br /&gt;[۳] ابن ابى كبشه ، مردى از &#171;خُزاعه&#187; بود كه با بت پرستى قريش مخالفت كرد و بت نپرستيد و به همين دليل هنگامى كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله مردم را به توحيد فرا خواند و بت پرستى را مردود اعلام كرد، قريش ، پيامبر صلى اللَّه عليه و آله را به آن مرد - كه از اجداد مادرى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله نيز بود - ، تشبيه كردند.&lt;br /&gt;[۴] مجمع البيان : ج ۸ ص ۶۵۰.&lt;br /&gt;[۵] تفسير الطبرى : ج ۱۲ جز ۲۲ ص ۱۵۲.&lt;br /&gt;[۶] اسرا : آيه ۴۵ .&lt;br /&gt;[۷] مجمع البيان : ج ۶ ص ۶۴۵.&lt;br /&gt;[۸] طه : آيه ۹۶.&lt;br /&gt;[۹] تفسير الطبرى : ج ۹ جزء ۱۶ ص ۲۰۵.&lt;br /&gt;[۱۰] كهف : آيه ۶۵.&lt;br /&gt;[۱۱] ر. ك : ص ۱۰ ح ۴۸۱، كمال الدين : ص ۳۹۰ ح ۴.&lt;br /&gt;[۱۲] ر. ك: ج ۲ ص ۳۸۷ ح ۴۷۸، و ج ۳ ص ۸ ح ۴۸۰، كمال الدين : ص ۱۲۷ - ۱۵۲ و ص ۳۲۶ - ۳۲۹ ح ۶ و ۷ و ۱۱ و ص ۳۴۰ ح ۱۸ .&lt;br /&gt;[۱۳] كمال الدين : ص ۳۴۵ ح ۳۱.&lt;br /&gt;[۱۴] ر. ك : ص ۱۶۸ ح ۵۶۰ .&lt;br /&gt;[۱۵] ر. ك : ص ۸ ح ۴۸۰ .&lt;br /&gt;[۱۶] كمال الدين : ص ۳۷۰ ح ۲ . نيز ، ر. ك: همين دانش نامه: ج ۲ ص ۲۹۶ ح ۳۹۰ .&lt;br /&gt;[۱۷] ر . ك : ج ۲ ص ۱۵۶ ح ۳۰۴ .&lt;br /&gt;[۱۸] ر. ك : ص ۱۰۵ ح ۵۰۷ .&lt;br /&gt;[۱۹] ر. ك: ج ۶ ص ۱۳۸ ح ۱۰۵۴ .&lt;br /&gt;[۲۰] ر. ك : ص ۶ ح ۴۷۹ .&lt;br /&gt;[۲۱] ر. ك: ص ۱۹۸ ح ۵۹۲ .&lt;br /&gt;[۲۲] سرداب به معناى زيرزمين است كه زير ساختمان ساخته و در مناطق گرمسيرى براى سكونت در تابستان مورد استفاده قرار مى گيرد .&lt;br /&gt;[۲۳] در سال هاى اخير ، ورودى اين سرداب ، از داخل صحن حرم سامرّا بوده است . در داخل سرداب سه غرفه داشت كه جايگاه نماز مردان و زنان بود و با راهروهايى به يكديگر متّصل مى شد . سمعانى و ياقوت حموى به اين سرداب اشاره كرده اند ؛ ولى در متون كهن شيعى ، ذكرى از سرداب نشده است . شيخ طوسى به &#171;بيت كبير&#187; اشاره كرده كه ظاهراً مكانى غير از منزل عسكريّين بوده است . در برخى متون ، از دهليز و بيوت و بيت مستور ، سخن به ميان آمده است كه محلّى براى اختفا و حفاظت از امامان عليهم السلام بوده است (ر. ك: الكافى : ج ۱ ص ۵۱۷ ح ۴ و الهداية الكبرى  : ص ۳۲۹) .&lt;br /&gt; در قرن چهارم و در زمان حكومت آل بويه ، سرداب به شكل فعلى ، مورد توجّه قرار گرفته است . برخى گفته اند : در اين مكان ، حوضى وجود داشته كه محلّ وضو گرفتن ائمه عليهم السلام بوده است . شيعيان براى تبرّك ، از خاك آن بر مى داشتند و گودى اين محل را بيشتر مى كردند . از اين رو به تدريج اين محل به شكل سرداب در آمده است . معزّ الدوله اين گودى را پر كرد و محلّى به شكل سرداب ايجاد كرد تا قداست محل ، باقى بماند . پس از آن ، ناصر عبّاسى در سال ۶۰۶ هجرى و احمد خان دنبلى در سال ۱۲۰۲ هجرى به بازسازى اين سرداب پرداخته و آن را در كنار مسجد جامع و حرم عسكريّين ، احيا كردند . در آخرين بازسازى ، سرداب به شكل زيرزمينى بسيار وسيع در آمده است (ر. ك : مزارات أهل البيت عليهم السلام و تاريخها و موسوعة العتبات المقدسة : ج ۱۲ ص ۱۴۰ - ۱۴۱) .&lt;br /&gt;[۲۴] ابن اثير (م ۶۳۰ ق) مى گويد : &#171;و فيها (سنة ۲۶۰) توفّى الحسن بن على ... و هو أحد الأئمّة الاثنى عشر على مذهب الإماميّة و هو والد محمّد الذى يعتقدونه المنتظر بسرداب سامرّا ؛ در سال ۲۶۰ قمرى ، حسن بن على - كه يكى از امامان دوازده گانه بر مذهب اماميّه است - ، وفات يافت . او پدر محمّد است كه شيعيان معتقدند در سرداب سامرّا در انتظار [ظهور ]است&#187; (الكامل فى التاريخ : ج ۴ ص ۴۵۴) .&lt;br /&gt;[۲۵] ابن تيميّه (م ۷۲۸ ق) مى گويد : &#171;و المعصوم عند الرافضة الإماميّة الاثنى عشريّة : هو الذى يزعمون أنّه دخل سرداب سامرّا بعد موت أبيه الحسن بن على العسكرى ، سنة ستّين و مائتين ، و هو إلى الآن لم يعرف له خبر ، و لا وقع له أحد على عين و لا أثر ؛ [امام ]معصوم نزد شيعيان رافضى دوازده امامى: او كسى است كه شيعيان ، گمان مى كنند پس از مرگ پدرش حسن بن على عسكرى در سال ۲۶۰ ، وارد سرداب سامرّا شد و تا به حال از او خبرى نيست و كسى از او نشان و اثرى نديده است&#187; (رأس الحسين ، ابن تيميّه : ص ۱۸۴) .&lt;br /&gt; ابن خلّكان (م ۶۸۱ ق) مى گويد : &#171;أبو القاسم محمّد بن الحسن العسكرى ... و هو صاحب السرداب عندهم و أقاويلهم فيه كثيرة و هم ينتظرون ظهوره فى آخر الزمان من السرداب بسرّ من رأى ... و الشيعة يقولون إنه دخل السرداب فى دار أبيه و اُمّه تنظر إليه فلم يعد يخرج إليها و ذلك فى سنة خمس و ستّين و مائتين و عمره يومئذ تسع سنين ؛ ابو القاسم محمّد بن حسن عسكرى. او نزد شيعيان ، صاحب سرداب است و سخنان شيعه در باره او فراوان است. شيعيان ، ظهور او را در آخر الزمان از سرداب سامرّا انتظار مى كشند ... و شيعيان معتقدند كه او وارد سردابى در منزل پدرش شد ، در حالى كه مادرش بدو مى نگريست و ديگر باز نگشت و اين در سال ۲۶۵ اتّفاق افتاد ، در حالى كه نُه ساله بود&#187; (ر. ك : وفيات الأعيان : ج ۴ ص ۱۷۶ ش ۵۶۲) .&lt;br /&gt; ذهبى (م ۷۴۸ ق) مى گويد : المنتظر الشريف ، أبو القاسم ، محمّد بن الحسن العسكرى ... خاتمة الاثنى عشر سيّداً ، الذين تدعى الإماميّة عصمتهم - و لا عصمة إلّا لنبىّ - و محمّد هذا هو الذى يزعمون أنّه الخلف الحجّة ، و أنّه صاحب الزمان ، و أنّه صاحب السرداب بسامرّا ، و أنّه حىّ لا يموت ، حتّى يخرج ، فيملأ الأرض عدلاً و قسطاً ، كما ملئت ظلماً وجوراً ... قلت : و يزعمون أنّ محمّداً دخل سرداباً فى بيت أبيه ، و اُمّه تنظر إليه ، فلم يخرج إلى الساعة منه ، و كان ابن تسع سنين ، و قيل دون ذلك ؛ منتظر شريف، ابو القاسم محمّد بن حسن عسكرى، آخرين دوازده آقا، كه شيعيان ، عصمت آنان را ادّعا مى كنند ، در حالى كه عصمت جز براى پيامبر نيست ، و او كسى است كه گمان مى كنند آخرين حجّت است، صاحب الزمان است و صاحب سرداب سامرّاست و زنده است و نمى ميرد تا قيام كند و زمين را از عدل و داد پُر سازد ، چنان كه از ظلم و جور پُر شده است. مى گويم: و آنان گمان مى كنند كه محمّد وارد سرداب خانه پدرش شد ، در حالى كه مادرش بدو مى نگريست و تا كنون از آن سرداب بيرون نيامده است و در آن زمان ، نُه ساله بود و گفته اند كمتر&#187; (سير أعلام النبلاء : ج ۱۳ ص ۱۱۹ ح ۶۰) .&lt;br /&gt;[۲۶] سمعانى (م ۵۶۲ ق) مى گويد : &#171;سرّ من رأى : و بها السرداب المعروف فى جامعها الذى تزعم الشيعة أنّ مهديهم يخرج منه ؛ سرّ من رأى  : سردابى معروف در مسجد جامع آن است كه شيعيان گمان مى كنند مهدى [موعود] از آن جا قيام مى كند&#187; (الأنساب : ج ۳ ص ۲۰۲) .&lt;br /&gt;[۲۷] تاريخ ابن خلدون : ج ۱ ص ۲۴۹ .&lt;br /&gt;[۲۸] الخرائج و الجرائح : ج ۱ ص ۴۶۰ ح ۵ . همچنين در همين صفحه ، گزارش ديگرى وجود دارد كه همانند گزارشى كه در متن آمده ، مخدوش است .&lt;br /&gt;[۲۹] ر. ك : ج ۵ ص ۵۵ ح ۷۹۰ .&lt;br /&gt;[۳۰] ر. ك : ج ۸ ص ۱۹۱ (جاى قيام) .&lt;br /&gt;[۳۱] ر. ك: ص ۱۲۶ ح ۵۲۷ .&lt;br /&gt;[۳۲] كشف الغمة : ج ۳ ص ۲۸۳ .&lt;br /&gt;[۳۳] الغيبة ، نعمانى : ص ۱۷۵ ح ۱۳ (در اين منبع ، به نقل از امام صادق عليه السلام آمده : &#171;وفيه : يَفْتَقِدُ النّاس إماماً يَشهَدُ المَواسمَ يَراهُم وَ لا يَرَونَه ؛ مردم امام را نمى يابند كه در مراسم حج حضور دارد و آنان را مى بيند ؛ ولى آنان او را نمى بينند&#187;).&lt;br /&gt;[۳۴] البيان فى أخبار صاحب الزمان (كفاية الطالب) : ص ۵۲۱ . نيز ، ر. ك : كشف الغمة : ج ۳ ص ۲۷۸ و ۲۸۳ .&lt;br /&gt;[۳۵] تاريخ ابن خلدون : ج ۴ ص ۳۹ .&lt;br /&gt;[۳۶] صاحب كتاب أضواء على السنّة المحمّدية (ص ۲۳۶) از نويسندگان معاصر اهل سنّت ، از علّامه عسكرى نقل مى كند : &#171;أمّا سرداب الغيبة الذى قيل عنه فى الحلّه أو سامرّاء فلم أسمع بشيعى يقول بغيبة المهدى فيه أو بوجوده فيه أو بخروجه منه ؛ امّا سرداب غيبتى كه گفته شده است در حلّه يا سامرّاست . من از هيچ شيعه اى نشنيدم كه مهدى عليه السلام در سرداب ، غيبت نموده يا در آن جا سكونت دارد و يا از آن جا ظهور مى كند&#187; . با توجّه به تولّد و سكونت علّامه عسكرى در شهر سامرّا ، اين سخن ايشان ، بسيار روشنگر است . &lt;br /&gt; </note>
        
                <note type="content">منبع : دانشنامه امام مهدی عجّل الله فرجه بر پایه قرآن ، حدیث و تاریخ جلد سوم سال انتشار : 1393 از صفحه 134 تا صفحه </note>
           
        
        
        <typeOfResource>text</typeOfResource>
        
        
        
                <name  type="personal">
                    <namePart>امام دوازدهم (امام عصر عج), امام مهدی؛ حجت بن حسن(ع), 255ق.#</namePart>
                    
                    
                    <namePart type="date">255ق.#</namePart>
                    
                    <role>   <roleTerm type="text">Descriptor</roleTerm></role>
                </name>
           
                <name  type="corporate">
                    
                    
                    
                    
                    
                    <role>   <roleTerm type="text">Author</roleTerm></role>
                </name>
           
        
                <genre authority="local">question and answer</genre>
           
        
        

        

        
                <targetAudience>adolescent</targetAudience>
           
                <targetAudience>adult</targetAudience>
           
                <targetAudience>juvenile</targetAudience>
           
                <targetAudience>specialized</targetAudience>
           

        
        <physicalDescription>
            
            
            
            
            
             
        </physicalDescription>
        <recordInfo>
            <recordCreationDate encoding="w3cdtf">1395-09-05</recordCreationDate>
            <recordChangeDate encoding="w3cdtf">1396-05-25</recordChangeDate>
            
        </recordInfo>
        </mods>       
    

</modsCollection>
