
<modsCollection xmlns:xlink="http://www.w3.org/1999/xlink" xmlns:xsi="http://www.w3.org/2001/XMLSchema-instance" xmlns="http://www.loc.gov/mods/v3" xsi:schemaLocation="http://www.loc.gov/mods/v3 http://www.loc.gov/standards/mods/v3/mods-3-3.xsd">

        <mods version="3.3">
        <titleInfo>
            <title>عزاداری برای امام حسین(ع) تا قبل از رسمی شدن آن در اواسط قرن چهارم هجری به چه صورت بود؟</title>
            
            
        </titleInfo>
        
        
                <subject>
                    <topic>عزاداری برای امام حسین (ع)</topic>
                </subject>
        
                <subject>
                    <topic>عزاداری</topic>
                </subject>
        
                <subject>
                    <topic>عزاداری امام حسین (ع)</topic>
                </subject>
        
                <subject>
                    <topic>عزاداری بر امام حسین (ع)</topic>
                </subject>
        
                <subject>
                    <topic>ث. امام سوم(حضرت امام حسین ع)</topic>
                </subject>
        
        
                <language>
                    <languageTerm type="text"  authority="iso639-2b">Persian</languageTerm>
               </language>
            
        <originInfo>
            
             
            
            
            
            
        </originInfo>
        <note>&lt;br /&gt;[۱] الكامل فى التاريخ : ج ۴ ص ۳۵۵ .&lt;br /&gt;[۲] المناقب ، ابن شهرآشوب : ج ۲ ص ۲۱۱ .&lt;br /&gt;[۳] مروج الذهب : ج ۴ ص ۱۳۵ .&lt;br /&gt;[۴] برخوردهاى تنگ نظرانه اين گروه ، به حدّى بود كه حتّى خليفه عبّاسى نيز در ضمن نامه اى به مقابله با آنان برخاست . ابن اثير ، در اين باره مى نويسد : در سال ۳۲۳ ق ، كار حنبليان ، بالا گرفت و توانشان فزونى يافت . از سوى الراضى ، دستورالعملى صادر شد كه براى آنها خوانده شد و كارشان تقبيح گرديد و سرزنش شدند : &#171;آن گاه بدگويى شماست به بهترين افراد امّت و نسبت كفر دادنتان به شيعيان خاندان محمّد ، و بعد ، دعوتتان از مسلمانان به دين بدعت آلود و مذاهب منحرف كه در قرآن ، مؤيّدى ندارند ، و منكر زيارت قبر امامان هستيد و به زائران آنها ، بدگويى كرده ، نسبت بدعت مى دهيد ، در حالى كه خودِ شما براى زيارت مردى عادى كه هيچ شرف و نسب و وابستگى با پيامبر خدا ندارد ، گرد مى آييد و دستور به زيارت او مى دهيد و به او معجزه هاى انبيا و كرامات اوليا را نسبت مى دهيد . خدا شيطان را لعنت كند كه اين كارهاى زشت را براى شما مى آرايد و لعنت كند اغواى او را ! امير مؤمنان به جِد ، به خدا سوگند ياد مى كند و به سوگندش وفادار است كه اگر از كارهاى زشت مذهبتان و كژى هاى سلوكتان دست بر نداريد ، تنبيه و فشار و كشتار و طرد را بر شما فزون خواهد كرد و بر گردنتان ، شمشير و بر خانه ها و جايگاه هايتان ، آتش فرود خواهد آورد&#187; (الكامل فى التاريخ : ج ۵ ص ۱۷۵) .&lt;br /&gt;[۵] الكامل فى التاريخ : ج ۵ ص ۱۴ .&lt;br /&gt;[۶] نشوار المحاضرة : ج ۲ ص ۲۳۰ ، بغيه الطلب فى تاريخ حلب : ج ۶ ص ۲۶۵۴ (به نقل از تنّوخى) .&lt;br /&gt;[۷] حسن بن على بن خلف بربهارى ، رئيس حنبليان بغداد بود و آنان را فراوان به اعمال فشار وامى داشت و آنان به خانه ها شبيخون مى زدند ، متعرّض داد و ستد مردم مى شدند و هر كس را كه بر خلاف نظر آنها نظر داشت ، ترور مى كردند ، تا جايى كه امام محمد بن جرير طبرى ـ كه خدا از او خشنود باد ـ (مؤلّف كتاب هاى تفسير و تاريخ) را مدّتى حبس خانگى كردند و وقتى از دنيا رفت ، مانع تشييع و دفنش شدند . شر و فتنه شان روزافزون گرديد ، جتا جايى كهج از نابينايانِ پناه آورده به مسجد هم كمك مى گرفتند و هر گاه شخصى شافعى از ميان آنها مى گذشت ، نابينايان را بر ضدّ او تحريك مى كردند و آنها هم شافعى را با عصايشان تا دم مرگ مى زدند ، تا اين كه خليفه الراضى ، ناچار شد در باره آنها دستور العملى صادر كند كه در آن ، گفته بود : &#171;هر كه با اظهار دين ، نفاق بورزد و به مسلمانان حمله كند و اموال معاهدان را تصاحب نمايد ، به زودى ، گرفتار غضب و خشم پروردگار عالميان مى شود و از گم راهان است&#187; . بربهارى به سال ۳۲۹ ق، در سنّ ۹۶ سالگى در گذشت (تجارب الأمم : ج ۵ ص ۴۱۴ ، الكامل فى التاريخ : ج ۵ ص ۲۲۳) .&lt;br /&gt;[۸] پدرم و ابن عيّاش گفتند : در بغداد ، زن نوحه سراى خوب و ماهرى بود كه به &#171;خِلب&#187; مشهور بود (خلب ، يعنى پرده دل) . او اين قصيده (قصيده ياد شده در قصّه پيشين) را به نوحه مى خواند و ما آن را در خانه برخى از رؤسا شنيديم ؛ زيرا مردم در آن زمان ، به خاطر حنبليان ، جز در سايه قدرت پادشاه ، يا به صورت پنهانى ، نمى توانستند نوحه سرايى كنند ، و نوحه اى هم جز سوگ نامه هاى حسين و خاندان پيامبر ـ كه بر آنها سلام باد ـ بى آن كه گوشه و كنايه اى به پيشينيان در آنها باشد ، نبود .&lt;br /&gt; پدرم و ابن عيّاش گفتند : ما خبردار شديم كه بربهارى گفته : به من خبر رسيده كه خانم نوحه سرايى به نام خِلب ، نوحه سرايى مى كند . او را بخواهيد و بكشيد (نشوار المحاضرة : ج ۲ ص ۲۳۳) .&lt;br /&gt;[۹] لسان الميزان : ج ۴ ص ۲۳۸ ـ ۲۴۰ .&lt;br /&gt;[۱۰] ابن زولاق در كتاب سيرة المعزّ لدين اللّه گفته : در عاشوراى سال ۳۶۳ ، جمعيتى از شيعيان وهوادارانشان ، به كنار مزارهاى كلثوم و نفيسه رفتند . سوارگان و پيادگان مغار نيز با آنان بودند و همگى به نوحه سرايى و گريه براى امام حسين عليه السلام پرداختند . در مصر در دوران اخشيد و كافور (غلامِ سياهى كه محمّد اخشيدى ، او را خريد و آزاد كرد و بعد به وزارت ، منسوبش نمود و به تدريج ، زمامدار مصر و سوريه شد) (سال هاى ۳۲۳ ـ ۳۵۸) ، مرقدهاى كلثوم و نفيسه در عاشورا هيچ گاه خالى از جمعيت نبود . سياهان و كافوريان با شيعيان ، عناد داشتند و سياهان در كوچه و بازار ، جلو مردم را مى گرفتند و به آنها مى گفتند : دايى ات كيست ؟ اگر مى گفت : معاويه ، احترامش مى كردند و اگر خاموش مى ماند ، با او بدرفتارى مى كردند و لباس و هر چه داشت ، از او مى گرفتند ، تا جايى كه كافورى ها ، مأمور گذاشته بودند و از رفتن مردم به بيابان ، جلوگيرى مى كردند (الخطط المقريزيّة : ج ۲ ص ۲۸۹) . &lt;br /&gt; </note>
        
                <note type="content">منبع : دانشنامه امام حسین(ع)، ج10، ص 136-184</note>
           
        
        
        <typeOfResource>text</typeOfResource>
        
        
        
                <name  type="personal">
                    <namePart>امام سوم (سید الشهداء), حسین بن علی (ع), 4-۶۱ ق</namePart>
                    
                    
                    <namePart type="date">4#۶۱ ق</namePart>
                    
                    <role>   <roleTerm type="text">Descriptor</roleTerm></role>
                </name>
           
                <name  type="corporate">
                    
                    
                    
                    
                    
                    <role>   <roleTerm type="text">Author</roleTerm></role>
                </name>
           
        
                <genre authority="local">question and answer</genre>
           
        
        

        

        
                <targetAudience>adolescent</targetAudience>
           
                <targetAudience>adult</targetAudience>
           
                <targetAudience>juvenile</targetAudience>
           
                <targetAudience>specialized</targetAudience>
           

        
        <physicalDescription>
            
            
            
            
            
             
        </physicalDescription>
        <recordInfo>
            <recordCreationDate encoding="w3cdtf">1395-09-04</recordCreationDate>
            <recordChangeDate encoding="w3cdtf">1396-05-25</recordChangeDate>
            
        </recordInfo>
        </mods>       
    

</modsCollection>
