
<modsCollection xmlns:xlink="http://www.w3.org/1999/xlink" xmlns:xsi="http://www.w3.org/2001/XMLSchema-instance" xmlns="http://www.loc.gov/mods/v3" xsi:schemaLocation="http://www.loc.gov/mods/v3 http://www.loc.gov/standards/mods/v3/mods-3-3.xsd">

        <mods version="3.3">
        <titleInfo>
            <title>کاشف الاسرار (جلد 2)</title>
            
            
        </titleInfo>
        
        
                <subject>
                    <topic>کلام شیعه</topic>
                </subject>
        
                <subject>
                    <topic>کلام امامیه</topic>
                </subject>
        
                <subject>
                    <topic>مسائل اعتقادی</topic>
                </subject>
        
                <subject>
                    <topic>مسایل کلامی</topic>
                </subject>
        
                <subject>
                    <topic>امامت</topic>
                </subject>
        
                <subject>
                    <topic>معاد(کلام)</topic>
                </subject>
        
                <subject>
                    <topic>نبوت</topic>
                </subject>
        
                <subject>
                    <topic>محبت</topic>
                </subject>
        
                <subject>
                    <topic>عقاید شیعه امامیه</topic>
                </subject>
        
                <subject>
                    <topic>معجزات</topic>
                </subject>
        
                <subject>
                    <topic>اخلاق اسلامی و دینی</topic>
                </subject>
        
                <subject>
                    <topic>اصطلاحنامه اخلاق اسلامی</topic>
                </subject>
        
                <subject>
                    <topic>رذایل اخلاقی</topic>
                </subject>
        
                <subject>
                    <topic>فضایل اخلاقی</topic>
                </subject>
        
                <subject>
                    <topic>امر به معروف و نهی از منکر</topic>
                </subject>
        
                <subject>
                    <topic>علم کلام</topic>
                </subject>
        
                <subject>
                    <topic>محمد اسماعیل دولابی</topic>
                </subject>
        
                <subject>
                    <topic>مهدی طیب</topic>
                </subject>
        
                <subject>
                    <topic>ملا نظرعلی طالقانی</topic>
                </subject>
        
                <subject>
                    <topic>کتب کلام شیعه</topic>
                </subject>
        
        
                <language>
                    <languageTerm type="text"  authority="iso639-2b">Persian</languageTerm>
               </language>
            
        <originInfo>
            
             
            <place><placeTerm type="text">تهران</placeTerm></place>
            <publisher>س‍ف‍ی‍ن‍ه‌</publisher>
            <dateIssued>1386</dateIssued>
            <edition>اول</edition>
        </originInfo>
        <note>   </note>
        
        <tableOfContents>دوره دوجلدی كتاب شامل 12 بخش است كه به ترتيب عبارت است از:,مقدمه مولف,رساله در اصول عقايد,رساله متمم در اصول دين ,رساله فن اخلاق) با مقدمه اي در اين باب),رساله در محبت,اجمال مواعظ سنه 1280,اجمال مواعظ سنه 1278,اجمال المواعظ سنه 1279,اجمال مواعظ عاشوراي سنه 1279,اجمال مواعظ سنه 1285,مقاله در معرفت ائمه به نورانيت,اجمال مواعظ سنه 1286</tableOfContents>
        
        <typeOfResource>text</typeOfResource>
        
        <extension>
از مباحث كتاب كاشف الاسرار
تاليف مولي نظر علي طالقاني: 

مطلب اول از مقاله اول: 

در بيان فائده و تكليف و اهل تكليف: 

بدان كه غرض از تكليف، تكميل بندگان و قرب به خداوند عالميان است. پس تكليف مخصوص كسي است كه هم ناقص باشد و هم قابل كمال و ترقي باشد 

پس اگر ممكني باشد كه همه كمالات او بالفعل باشد، چون عقول مجرده در نزد جمعي از حكماء، ويا ممكني باشد كه از شدت قصور قابل كمال نباشد، چون حيوانات و نبات و جماد، هيچكدام را تكليف ممكن نيست، زيرا كه عبث و بيفائده است و صدور عبث از حكيم محال است 

بلكه عقول را به مذهب ايشان تكاليف بسياري است و لكن در آن ترقي نيست و از سنخيت تكليف ما خالي و عاري است. پس تكليف به حكم عقل و اجماع و كتاب و سنت مخصوص انسان و ملك و جن است 

و لكن ظاهر شد كه از انسان، هر كه مجنون است ويا طفل غير مميز است، تكليف او محال است و كذا عقول مجرده از ملائكه نزد حكماء، و حالت جنيان بر ما مخفي است، 

و هم ظاهر شد كه عمل اطفال مميز صحيح و شرعي است نه تمريني، پس ثواب يافتن ايشان چون ثواب يافتن ما مي باشد در مستحبات و مكروهات كه در مخالفت عقاب ندارند و در اطاعت ثواب دارند، و همين برهان عقلي كافي است و محتاج به ذكر اقوال و احاديث نيست. 

خلاصه به بديهه عقل، هر كه قابل كمال و قرب است، بر خدا واجب است كه او را تكليف كند و محال است كه او را مهمل بگذارد، زيرا كه غرض از ايجاد او، به كمال رسيدن او است و رسيدن به كمال بدون تكليف است. 

پس اگر او را مهمل بگذارد خلقت او عبث باشد و نقض غرض لازم آيد. مثل كسي كه نهال ميوه نشاند و او را تربيت ننمايد و مهمل گذارد پس خشك و نابود شود. تعالي الله عن ذالك. و هم به برهان عقل، هر چيزك كه قابل كمال و قرب نيست تكليف نمودن او محال است، زيرا كه هم لغو و بيفائده شود و هم تكليف مالايطاق لازم آيد. تعالي الله عن ذلك. 


مطلب دوم در بيان تفاوت مردم

قال الله تعالي في آل عمران (هم درجات عندالله والله بصير بما يعلمون - ايشان درجات گوناگوني در نزد خدا دارند و خدا بينا است به آنچه مي كنند) - و في الاعراف (والذين امنوا و عملوا الصالحات لا نكلف نفسا الا وسعها - ) الايه. اي امنوا و عملوا كل علي حسب وسعه و طاقته. يعني آنان كه ايمان آوردند و عمل صالح نمودند تكليف نمي كنيم كسي را مگر به قدر وسع. و في بني اسرائيل (انظر كيف فضلنا بعضهم علك بعض و للاخرة اكثر درجات و اكبر تفصيلا - سوره اسرا آيه 21) نظر كن كه چگونه تفضيل داديم بعضي از ايشان را بر بعضي و هرآينه آخرت بزرگتر است به حسب درجات و بزرگتر است بر حسب تفاوت. و آيات بسيار است و اخبار بيشمار، چنانچه ان شاء الله بيايد. 

... پس گوئيم كه مراتب انسان هفت است. اول مرتبه مجتون و طفل غير مميز است كه قابل تكليف نيستند. 

دويم مرتبه سفيه است كه از مجنون بالاتر و از عاقل پست تر است و واسطه است در ميان ايشان. 

سوم مرتبه اي است كه در آيات و اخبار نام ايشان ضعيف و مستضعف است. (بقره) فان كان الذي عليه الحق سفيها او ضعفا - سوره بقره آيه 282- پس اگر مديون سفيه يا ضعيف باشد. (نساء) الا المستضعفين من الرجال و النساء و الولدان لا يستطيعون حيله و لايهتدون سبيلا - سوره نساء آيه 98 - مگر مستضعفين از مردان و زنان و طفلان. 

در تفسير امام ع آيه اول تفسير شده به كسي كه فهم و شعور او ضعف دارد به حدي كه تميز نمي دهد از الفاظ و سخن آنچه اقرار بر ضرر او است و آنچه ادعاء و نفع او است. و آيه دوم در اخبار تفسير شده به كسي كه از كمي فهم و تدبير، ندارد حيله اي كه از خود دفع نمايد كفر را و ببايد هدايت و ايمان را 

... خلاصه مقصود از ايشان كسي است كه از مقام سفاهت بالاترند و لكن ادراك مطالب بلند و دقيق را ندارند و از مقام محسوسات چندان برتر نيستند و بيشتر زنان و اطفال و بسياري از مردان عوام چنين اند به خصوص در اوايل تكليف و بخصوص كساني كه از سواد اعظم دورند. 

چهارم مرتبه متوسط ناس و غالب رجال است و كمكي از اطفال و زنان. 

پنجم مرتبه صاحبان ذهن و زيركي و فطانت و پرعقل است مثل كساني كه صنعت اختراع مي كنند و شغلهاي عجيب از ايشان صادر مي شود و اين شان كمي از مردان و بسيار كم از اطفال و زنان است. 

ششم مقام علماء و تاليان عصمت و قريب الافق درجه نبوت است. 

هفتم مقام انبياء ع. و ظاهر است كه هر يك از مراتب سبعه را عرض عريضي است و اين اقسام همان به ملاحظه عقل و شعور بود و اگر منضم شود به قوت بدن و ضعف و ناتواني و صحت و مرض و درست و تمام و ناقض بودن اعضاء، اقسام زيادي پيدا شود. ... 


مطلب سوم
در تفاوت مردم در تكليف

چون دانستس كه مردم در فهم و ادراك و عقل و شعور متفاوتند و هم دانستس كه بر خدا لازم است هر كسس را به قدر طاقت او و به اندازه وسعت او تكليف نمايد نه كمتر و نه بيشتر، زيرا كه اگر كمتر باشد بخل و ظلم است و لازم آيد كه از تكميل او چنانچه شان او است مضايقه كرده باشد، تعالي الله، و اگر بيشتر باشد خوب است و لكن اين بيچاره عاجز از كشيدن بار است، پس باز ظلم لازم آيد 

چون اين جمله دانستس ظاهر و هويدا شد كه اهل هر مرتبه را تكليفي است غير از تكليف اهل مرتبه ديگر، هر كه بالاتر است، تكليف او نيز بالاتر و مشكل تر و هر كه پائين تر است، تكليف او پائين تر و سهل تر. 

اعتقاد مرتبه پائين در نزد مرتبه بالا عين جهالت و ضلالت و سيه است و مع ذالك بر او لازم است كه از مقام خود به مرتبه پائين نگويد و چنان نمايد كه او نيز مثل اوست، زيرا اگر بگويد منكر شود و گمراه و بيچاره از مقام خود نيز باز ماند. 

پس ظاهر شد معني حسنات الابرار سيات المقربين (آنچه براك نيكان حسنه به شمار مي آيد براي مقربان سيه است) و معني حديث معروف، لو علم ابوذر ما فس قلب سلمان لقتله او لكفره او لقال رحم الله قاتل سلمان (مولي محسن فيض كاشاني، حقايق، مقاله اول، باب اول، فصل دوم) يعني اگر مي دانست ابوذر، رضي الله عنه، آنچه در دل سلمان است، هر آينه او را مي كشت يا تكفير مي كرد او را، يا مي گفت خدا رحمت كند قاتل سلمان را، و معني اشعار سيد الساجدين ع اني لاكنتم من علمي جواهره، كه حاصل مضمونش اين است كه من پنهان مي كنم از مردم دقايق علم خودم را كه مبادا جاهلان به ضلالت افتند و مسلمانان خون مرا حلال دانند و به ريخن خون من به تقرب خدا جويند. 

... و ايصا خادمي از خدام صادق ع روايت ميكند كه در خدمت آن حضرت ذكر طائفه اي از دوستان اهل بيت شد، من عرض كردم كه ما از ايشان بيزاريم به جهت آن كه آنچه ما اعتقاد داريم و مي گوئيم ايشان ندارند. حضرت فرمود ولايت ما را دارند و نمي گويند آنچه شما مي گوئيد، از ايشان بيزاري مي جوئيد؟ عرض كردم بلي. 

فرمود پس نزد ما هم هست چيزهائي كه در نزد شما نيست و نمي دانيد، پس سزاور است كه ما نيز از شما تبري كنيم. پس فرمود نزد خدا هست آنچه نزد ما نيست، پس خدا بايد ما را طرد نمايد. بعد فرمود پس شما با ايشان دوستي كنيد و تبري نكنيد 

به درستي كه بعضي از مسلمين كسي است كه از براي او يك سهم از ايمان است و از براي بعضي دو سهم، تا آنكه به هفت سهم برسد. ... 

مطلب ششم در تميز اصول دين از غير او

بدان كه گاهي علم اصل است و عمل تابع است و گاهي عمل اصل است و علم تابع است. بيان ديگر، علم بر دو قسم است. يكي آن است كه خود مقصود بالذات است، دويم آن است كه او مقصود نيست بلكه عمل مقصود است و لكن چون عمل بي علم نتوان نمود علم بالتبع و بالعرض مقصود است. 

حال گوئيم هر علمي و معرفتي و اعتقادي كه بالذات مقصود باشد او را اصول دين گويند و اين منحصر است در چهار چيز بي كم و زياد، اول شناخت خدا، دويم شناخت پيغمبر، سوم شناخت امام ع چهارم شناخت قيامت و معاد. 

هر علمي و معرفتي و اعتقادي كه متعلق به يكي از اين چهار چيز نباشد او يقينا مقصود بالذات نيست و تابع عمل است و او را لابد به جهت عملي مي خواهند خواه علم شرعي باشد چون علم اخلاق و فقه و اصول فقه و خواه نباشد چون ساير علوم و صنايع و ملكات.
</extension>
        
                <name  type="personal">
                    <namePart>طالقانی, نظرعلی بن سلطان محمد, 1240ق./1203ش./1825م. طالقان، البرز# # 1306ق./1267ش./1889م. مشهد</namePart>
                    
                    
                    <namePart type="date">1240ق./1203ش./1825م. طالقان، البرز# # 1306ق./1267ش./1889م. مشهد</namePart>
                    
                    <role>   <roleTerm type="text">Author</roleTerm></role>
                </name>
           
                <name  type="personal">
                    <namePart>طیب, مهدی, 1331 -</namePart>
                    
                    
                    
                    
                    <role>   <roleTerm type="text">Corrector</roleTerm></role>
                </name>
           
                <name  type="personal">
                    <namePart>خان احمد دولابی, محمد اسماعیل (عارف و استاد اخلاق در قرن چهاردهم هجری شمسی در تهران؛ شاگرد سید محمد شریف شیرازی، شیخ محمدتقی بافقی، شیخ غلامعلی قمی ملقّب به تنوماسی و شیخ محمدجواد انصاری همدانی), 1282ش.تهران#1381ش.تهران (آرامگاه: حرم حضرت معصومه)</namePart>
                    
                    
                    <namePart type="date">1282ش.تهران#1381ش.تهران (آرامگاه: حرم حضرت معصومه)</namePart>
                    
                    <role>   <roleTerm type="text">Descriptor</roleTerm></role>
                </name>
           
                <name  type="corporate">
                    <namePart>نظرعلی بن سلطان طالقانی؛ مصحح: مهدی طیب</namePart>
                    
                    
                    
                    
                    <role>   <roleTerm type="text">Author</roleTerm></role>
                </name>
           
        
                <genre authority="marcgt">book</genre>
           
        
        

        
                <identifier type=" isbn">978-964-95772-7-6</identifier>
           
                <identifier type="doi">297/4172</identifier>
           

        
                <targetAudience>adult</targetAudience>
           
                <targetAudience>juvenile</targetAudience>
           
                <targetAudience>specialized</targetAudience>
           

        
        <physicalDescription>
            
            
            
            
            
             
        </physicalDescription>
        <recordInfo>
            <recordCreationDate encoding="w3cdtf">1394-10-16</recordCreationDate>
            <recordChangeDate encoding="w3cdtf">1396-07-29</recordChangeDate>
            
        </recordInfo>
        </mods>       
    

</modsCollection>
