<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><root><leader xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim">00000na   22     1   450</leader><controlfield tag="001">322384</controlfield><datafield tag="300" ind1=" " ind2=" " xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim"><subfield code="a"><br />[1]. مائده، 101: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْیاءَ إِنْ تُبْدَ لَکُمْ تَسُؤْکُمْ ...»؛ اى کسانى که ایمان آورده‌اید! از چیزهایى نپرسید که اگر براى شما آشکار گردد، شما را ناراحت می‌کند.<br />[2]. عیاشی، محمد بن مسعود، التفسیر، محقق و مصحح: رسولی محلاتی، هاشم، ج 1، ص 346 – 347، المطبعة العلمیة، تهران، چاپ اول، 1380ق.<br />[3]. محدث نوری، مستدرک ‏الوسائل و مستنبط المسائل‏، ج 15، ص 212، چاپ مؤسسه آل البیت(ع)، قم، چاپ اول، 1408ق.<br />[4]. «وَ قالُوا قُلُوبُنا غُلْفٌ بَلْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ بِکُفْرِهِمْ فَقَلیلاً ما یُؤْمِنُون»؛ و آنها (به پیامبران) گفتند: دل‌هاى ما در غلاف است (و ما از گفته‌هاى شما چیزى نمی‌فهمیم.) چنین نیست، بلکه خداوند به سبب کفرشان از رحمت خود دور ساخته (و به همین دلیل چیزى درک نمی‌کنند)، پس اندکى ایمان می‌آورند.<br />[5]. طالقانى، سید محمود، پرتوى از قرآن، ج ‏1، ص 191  -  193 (با تلخیص)، شرکت سهامى انتشار، تهران‏، چاپ چهارم، 1362 ش‏‏.<br />[6]. «إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَیْئاً أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُون»‏؛ چون چیزى را اراده کند، فرمانش این است که بگوید: «باش» پس بى درنگ موجود می‌شود؛ یس، 82.<br />[7]. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، مقدمه: بلاغی‏، محمد جواد، ج 1، ص 274، ناصر خسرو، تهران، چاپ سوم، 1372ش.<br />[8]. بقره، 71.<br />[9]. بقره، 72.<br />[10]. بقره، 71.<br />[11]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ‏1، ص 307 - 308 ، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ اول، 1374ش.<br />[12]. امیر مؤمنان(ع) براى مردم سخنرانى فرمود و خطبه‏اى خواند و در آن فرمود: «بی گمان خداوند تبارک و تعالى حدود را مقرّر فرموده از آن تجاوز نکنید، و کارهایى را واجب کرده آن‌را ناقص و ناتمام نگذارید، و امورى را بدون حکم واگذاشته و آن نه از روى فراموشى است بلکه از روى مصلحت است پس شما در آن خود را به زحمت نیندازید، و این را از سر رحمت و مهربانى بر شما بدون حکم رها کرده پس رحمتش را با آغوش باز بپذیرید»؛ شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، محقق و مصحح: غفاری، علی اکبر، ج 4، ص 75، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ دوم، 1413ق.<br />[13]. شیخ صدوق، ‏عیون ‏أخبارالرضا(ع)، محقق و مصحح: لاجوردى، مهدى‏، ج 2، ص 13، نشر جهان، تهران، چاپ اول، 1378ق.<br />[14]. تفسیر نمونه، ج ‏1، ص 310 – 311.<br />[15]. عیون أخبار الرضا(ع) ، ج ‏2، ص 14. </subfield></datafield><datafield tag="200" ind1="1" ind2=" " xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim"><subfield code="a">آیا در داستان کشتن گاو بنی اسرائیل خدا نمی‌توانست کشته را بدون درخواست یک قربانی زنده کند؟</subfield><subfield code="b">question and answer</subfield><subfield code="b">portal_lib</subfield><subfield code="b">question and answer</subfield><subfield code="b">portal_lib</subfield><subfield code="f" /></datafield><datafield tag="101" ind1=" " ind2=" " xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim"><subfield code="a">Persian</subfield></datafield><datafield tag="600" ind1=" " ind2=" " xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim"><subfield code="a" /></datafield></root>