<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><root><leader xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim">00000na   22     1   450</leader><controlfield tag="001">287436</controlfield><datafield tag="300" ind1=" " ind2=" " xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim"><subfield code="a">[1]. نهج البلاغه، خطبه 186.
[2]. ماهیت به معناى حدّ وجود است و اختصاص به موجودات محدود امکانى دارد، و خداوند چون وجود مطلق و بی‌نهایت است حَدّى براى او نیست و لذا ماهیت ندارد.
[3]. نهج البلاغه، خطبه 1.
[4]. بقره، 186.
[5]. این‌که موجودات عالم امکان در وجود، روابط محض‌اند به این معنا است که هیچ‌کدام استقلال وجودى ندارند و تمام حقیقت آنها وجود آنها است و وجود آنها نیز ظلّى است. ظِلّ به معناى سایه است و سایه هیچ هویتى از خویش ندارد و همه موجودیتش بسته به شاخص است و موجودات ما سواى حق تعالى در حکم ظِل‌اند براى آن وجود تام. البته در این مثال؛ منظور نیازمندى سایه به شاخص است و امور جنبى مثل مادى بودن شاخص مورد نظر نیست.
[6]. حسن زاده آملى، حسن، نصوص الحکم بر فصوص الحکم، ص 496.
[7]. بقره، 186.
[8]. واقعه، 85.
[9]. ق، 16.
[10]. انفال، 24.
[11]. طبرسى، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج 4، ص 820.
[12]. کلینى، محمد بن یعقوب، الکافى، ج 6، ص 282.
[13]. اقسام صفات خداوند: 1. صفات ذات: که در انتزاع آنها تنها ملاحظه ذات کافى است؛ مانند صفات «دانایى، توانایى، حیات و...» 2. صفات افعال: اینها صفاتى هستند که در انتزاع آنها تنها ملاحظه ذات الهى کافى نیست بلکه باید ذات را در مقام فعل و ایجاد در نظر گرفت و آنها را انتزاع نمود؛ مانند صفات «آفرینندگى، آمرزندگى، روزى دادن و...».
[14]. جوادى آملى، عبدالله، حکمت عبادات، بخش هفتم، ص 213.
[15]. حکماء براى عقل چهار مرتبه ذکر کرده‌اند: مرتبه اول: عقل نسبت به همه معقولات بالقوّه است و عقل هیولایى نامیده می‌شود. مرتبه دوم: عقل بالملکه است و آن مرتبه‌اى است که عقل در آن مرتبه، تصورات و تصدیقات بدیهى را تعقل می‌کند. مرتبه سوم: عقل بالفعل است و آن مرتبه‌اى است که عقل نظریات را به واسطه بدیهیات تعقّل می‌کند. مرتبه چهارم: عقل مستفاد است که نفس همه آنچه را که از معقولات بدیهى و نظرى که مطابق با عالم بالا (ملکوت) و عالم پایین (ملک) است بدست آورده تعقل نماید. بدین‌گونه که همگى را نزد خود حاضر نموده و بالفعل به آنها توجّه دارد.
[16]. نصوص الحکم بر فصوص الحکم، ص 502.
[17]. فصلت، 54.
[18]. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج 1، ح 637.
[19]. نهج البلاغه، خطبه 190.
[20]. آل عمران، 31.
[21]. جوادى آملى، عبدالله، ولایت در قرآن، ص 57، مرکز نشر فرهنگى رجاء.
[22]. حجر، 99.
[23]. ولایت در قرآن، ص 112.
[24]. رى شهرى، محمد، حسینى سید حمید، منتخب میزان الحکمة، روایت شماره 5212.
[25]. بحار الانوار، ج 77، ص 74.</subfield></datafield><datafield tag="200" ind1="1" ind2=" " xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim"><subfield code="a">معنای «قرب الهی» چیست؟ اقسام آن کدام است؟ و چگونه حاصل می‌گردد؟</subfield><subfield code="b">question and answer</subfield><subfield code="b">gateway for meanings</subfield><subfield code="b">question and answer</subfield><subfield code="b">gateway for meanings</subfield><subfield code="f" /></datafield><datafield tag="101" ind1=" " ind2=" " xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim"><subfield code="a">Persian</subfield></datafield><datafield tag="600" ind1=" " ind2=" " xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim"><subfield code="a" /></datafield></root>