<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><root><leader xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim">00000na   22     1   450</leader><controlfield tag="001">283318</controlfield><datafield tag="300" ind1=" " ind2=" " xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim"><subfield code="a">[1]. جمعه، 2: «اوست که در میان مردم بى‏سواد، پیامبرى از خودشان برانگیخت تا آیات او را بر آنان بخواند و آنان را [از آلودگى‏هاى فکرى و روحى‏] پاکشان کند و به آنان کتاب و حکمت بیاموزد، و آنان به یقین پیش از این در گمراهى آشکارى بودند».<br />[2]. معرفت یک درجه بالاتر از علم است و ابتدا باید علم به چیزی را به دست آورد و سپس با تفکر و تعقل معرفت بدان یافت. این روایت در بحث ما پیرامون معرفت می‌باشد که در مورد علم نیز صادق بوده و آن‌را در بر می‌گیرد.<br />[3]. مجلسى، محمد باقر، بحار الأنوار، ج 75، ص 174، مؤسسة الوفاء، لبنان، 1404ق.<br />[4]. البته دانش و علم تا یک اندازه بر همگان واجب بوده؛ لذا در تکالیف نیز بسیاری مساوی‌اند و اگر در تحصیل آن قصور به عمل آورند، جاهل مقصر بوده و گناه بر خود آنها بار می‌شود.<br />[5]. یوسف، 89: «آیا زمانى که نادان بودید، دانستید با یوسف و برادرش چه کردید؟»<br />[6]. نمل، 55: «آیا شما از روى میل و شهوت به جاى زنان با مردان آمیزش مى‏کنید؟ [شما براى این کار زشت دلیل و برهانى ندارید] بلکه شما گروهى نادان هستید».<br />[7]. کلینى، الکافی، ج 1، ص 25، دار الکتب الإسلامیة، تهران، 1365 ش. </subfield></datafield><datafield tag="200" ind1="1" ind2=" " xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim"><subfield code="a">نقش علم و آگاهی در عمل انسان چیست؟</subfield><subfield code="b">question and answer</subfield><subfield code="f" /></datafield><datafield tag="101" ind1=" " ind2=" " xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim"><subfield code="a">Persian</subfield></datafield><datafield tag="600" ind1=" " ind2=" " xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim"><subfield code="a" /></datafield></root>