<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><root><leader xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim">00000na   22     1   450</leader><controlfield tag="001">281452</controlfield><datafield tag="300" ind1=" " ind2=" " xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim"><subfield code="a">[1] اقتباس از سؤال 2791 (سایت: 3500). در این باره پاسخ های متعددی در سایت وجود دارد که می تواند راهگشا باشد.<br />[2] اعراف، 182و183.<br />[3] قلم، 44.<br />[4] آل‏عمران، 178.<br />[5] کما اینکه امیر المومنین علی (ع) در نهج البلاغه می فرماید : یَا ابْنَ آدَمَ إِذَا رَأَیْتَ رَبَّکَ سُبْحَانَهُ یُتَابِعُ عَلَیْکَ نِعَمَهُ وَ أَنْتَ تَعْصِیهِ فَاحْذَرْهُ؛ نهج‏البلاغة ، ص472.<br />[6] نک: ارشاد مفید، ص 207، عربی، چاپ مؤسسه آل البیت، 1413، نهج البلاغه عبده، خطبه 144; تاریخ طبرى، ج‏4، ص 238 - 237; تاریخ کامل، ج‏3، ص‏3; تاریخ ابن کثیر، ج‏7، ص‏107; بحار الانوار، ج‏9، ص 501، ط کمپانى..<br />[7] «تاریخ ایرانیان و عربها در زمان ساسانیان» ترجمه دکتر عباس زریاب و نوشته تئودور نولد (ص 418). دکتر عبدالحسین زرین کوب در این باره می گوید: سقوط دولت ساسانی به دست عرب انجام شد ولی نه به خاطر قدرت عرب بلکه ضعف و فساد بر دولت ساسانی غلبه کرده بود. اصلا مقارن هجوم عرب، ایران از پای درآمده بود. دولت ساسانی در آن روزگار مانند مرده حضرت سلیمان علیه السلام بود که بر عصایی تکیه داشت و موریانه عصا را خورد و آن پیامبر به زمین افتاد. ضعف و فساد در همه ارکان کشور راه یافته و دولت ساسانی روی به نکبت و ذلت نهاده بود.‏ تاریخ ایران بعد از اسلام، چاپ دوم، ص 57.<br />متفکر و فیلسوف بزرگ مرحوم مطهری در کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران به تحلیل موشکافانه‏ای از شکست و هزیمت ایرانیان می‏پردازد. وی می‏نویسد: «ایران آن روز با همه اغتشاشات و از هم پاشیدگیهایی که داشت از نظر نظامی، بسیار نیرومند بود. در آن روز دو قدرت درجه اول بر جهان حکومت می‏کرد، ایران و روم. جمعیت آن روز ایران در حدود یکصد و چهل میلیون نفر تخمین زده شده که گروه بی شماری از آنان سرباز بودند و سربازان مسلمان در جنگ با ایرانیان به شصت هزار نفر نمی‏رسیدند و اگر ایرانیان عقب نشینی می‏کردند، این جمعیت در میان مردم ایران گم می‏شدند. ولی با این همه، حکومت ساسانی به دست همین عده برای همیشه محو و نابود شد».<br /> شهید مطهری در ادامه می‏افزاید: «حقیقت این است که مهم‏ترین عامل شکست حکومت ساسانی را باید ناراضی بودن ایرانیان از وضع دولت و آیین و رسوم اجحاف‏آمیز آن زمان دانست. این نکته از نظر مورخین شرقی و غربی مسلم است که رژیم و اوضاع اجتماعی و دینی آن روز به قدری فاسد بود که تقریباً همه مردم از آن ناراضی بودند. دین زردتشت در ایران به قدری در دست موبدها فاسد شده بود که ملت باهوش ایران هیچ گاه نمی‏توانست از روی صمیم قلب به آن عقیده داشته باشد و اگر اسلام هم در آن روز به ایران نیامده بود، مسیحیت تدریجاً ایران را مسخر می‏کرد و زرتشتی‏گری را از میان می‏برد». بنابراین اوضاع نابهنجار اجتماعی و دینی در ایران باعث نارضایتی مردم شده و ایرانیان را به سمتی که باعث نجات ایشان شود سوق می‏داد .   خدمات متقابل اسلام و ایران، مطهری - مرتضی، چاپ هشتم، بهمن 59، ص 77 به بعد.<br />[8] اقتباس از نمایه شماره 1348 (سایت: 2982).<br />[9] اقتباس از سؤال 512 (سایت: 557).<br />[10] آل‏عمران،141؛ انفال، 18؛ توبة، 2؛ فاطر، 39.<br />[11] قصص، 79.<br />[12] شعراء، 88.<br />[13] رعد ، 35 ؛ فرقان، 26؛ احزاب، 64؛ زمر،71.<br />[14] طارق، 17؛ مؤمنون؛ 55.<br />[15] نوح، 26. </subfield></datafield><datafield tag="200" ind1="1" ind2=" " xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim"><subfield code="a">چگونه حکومت خلفا موفق بوده ولی حکومت حضرت علی(ع) موفق نبوده است؟</subfield><subfield code="b">question and answer</subfield><subfield code="f" /></datafield><datafield tag="101" ind1=" " ind2=" " xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim"><subfield code="a">Persian</subfield></datafield><datafield tag="600" ind1=" " ind2=" " xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim"><subfield code="a" /></datafield></root>