<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><root><leader xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim">00000na   22     1   450</leader><controlfield tag="001">238495</controlfield><datafield tag="300" ind1=" " ind2=" " xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim"><subfield code="a"><br />[۱] الاعتقادات: ص ۶۲.<br />[۲] شيخ مفيد در أوائل المقالات (ص ۷۷ - ۷۸) ذيل مسئله ۵۵ (با عنوان «القول فى الرجعة») چنين مى گويد: «و أقول : إنّ اللَّه تعالى يردّ قوماً من الأموات إلى الدنيا فى صورهم التى كانوا عليها فيعزّ منهم فريقاً و يذلّ فريقاً أو يديل المحقّين من المبطلين و المظلومين منهم من الظالمين و ذلك عند قيام مهدى آل محمّد(ص) ». تعبير ايشان، «هنگام قيام مهدى خاندان محمّد(ص) » است. در جاى ديگر نيز تعبيرى مشابه دارد (ر.ك: الفصول المختاره: ص ۱۵۵).<br />[۳] «اعلم أنّ الذى تذهب الشيعة الإماميّة إليه أنّ اللَّه تعالى يعيد عند ظهور إمام الزمان المهدى(ع) قوماً ممّن كان قد تقدّم موته من شيعته ليفوزوا بثواب نصرته و معونته و مشاهدة دولته و يعيد أيضا قوماً من أعدائه لينتقم منهم فيلتذوا بما يشاهدون من ظهور الحقّ و علوّ كلمة أهله» (رسائل الشريف المرتضى: ج ۱ ص ۱۲۵).<br />[۴] صاحب اين تفسير شاذ، معلوم نيست و تنها نقل آن از طريق بزرگانى مانند سيّد مرتضى به ما رسيده است (رسائل الشريف المرتضى: ج ۱ ص ۱۲۵).<br />[۵] مجمع البيان: ج ۷ ص ۳۶۷ و جوامع الجامع: ج ۳ ص ۲۰۳.<br />[۶] متشابه القرآن و مختلفه: ج ۲ ص ۶۹.<br />[۷] علم اليقين فى اُصول الدين: ج ۳ ص ۱۰۰۱، قرّة العيون فى المعارف و الحكم: ص ۳۶۰، الوافى: ج ۲ ص ۴۶۰؛ تفسير الصافى: ج ۴ ص ۷۴ و الأصفى فى تفسير القرآن: ج ۲ ص ۹۱۵.<br />[۸] تأويل الآيات الظاهرة: ج ۱ ص ۴۰۸.<br />[۹] الإيقاظ من الهجعة: ص ۳۸.<br />[۱۰] كنز الدقائق و بحر الغرائب: ج ۹ ص ۵۹۵ .<br />[۱۱] جامع الشتات: ص ۲۶.<br />[۱۲] نور الثقلين: ج ۴ ص ۱۰۰.<br />[۱۳] مانند آلوسى در روح المعانى (ج ۲۰ ص ۲۶) و ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغة: ج ۷ ص ۵۹ ).<br />[۱۴] بحار الأنوار: ج ۵۳ ص ۱۲۶ - ۱۲۷. البتّه اين عبارت عين عبارتى است كه مرحوم طبرسى در مجمع البيان (ج ۷ ص ۳۶۷) آورده و مرحوم مجلسى تنها لفظ «قائم» را به جاى «مهدى» نشانده است.<br />[۱۵] مانند اين حديث: امام صادق(ع) فرمود : «إِنَّمَا يُسأَلُ فِى قَبرِهِ مَن مَحَضَ الإِيمانَ مَحضاً أَو مَحَضَ الكُفرَ مَحضاً فَأَمَّا ما سِوى هذَينِ فَإِنَّهُ يُلهَى عَنهُ» وَ قَالَ فِى الرَّجعَةِ: «إِنَّمَا يَرجِعُ إِلَى الدُّنيا عِندَ قِيَامِ القائِمِ(ع) مَن مَحَضَ الإِيمانَ مَحضاً أَومَحَضَ الكُفرَ مَحضاً، فَأَمَّا مَا سِوى هذَينِ فَلا رُجُوعَ لَهُم إِلى يَومِ المَآبِ؛ همانا پرسش در گور، از كسى است كه ايمان محض يا كفر محض دارد و از ديگران صرف نظر مى شود»، و در باره رجعت هم فرمود: «همانا هنگام ظهور قائم(ع) به دنيا برمى گردد هر كه ايمان محض دارد و يا كفر محض؛ امّا ديگران تا قيامت رجوع ندارند». (تصحيح اعتقادات الإماميّة: ص ۹۰، بحار الأنوار: ج ۶ ص ۲۵۳).<br />[۱۶] رَوى عَبدُ الكَرِيمِ الْخَثعَمىُّ عَن أَبى عَبْدِ اللَّه(ع) قَالَ: وَ إذا آنَ قِيامُهُ مُطِرَ النّاسُ جُمادَى الآخِرَةَ وعَشَرَةَ أيّامٍ مِن رَجَبٍ مَطَراً لَم يَرَ الخَلائِقُ مِثلَهُ ، فَيُنبِتُ اللَّهُ بِهِ لُحومَ المُؤمِنينَ و أَبدانَهُم فى قُبورِهِم ، فَكَأَنّى أنظُرُ إلَيهِم مُقبِلينَ مِن قِبَلِ جُهَينَةَ ، يَنفُضونَ شُعورَهُم مِنَ التُّرابِ ؛ و هنگام قيام او، بارانى در ماه جمادىِ آخر و ده روز [اوّلِ ] رجب بر مردم فرو مى ريزد كه مانند آن را نديده اند و خداوند، گوشت و پيكر مؤمنان را در قبرهايشان با آن باران مى روياند و گويى آنان را مى بينم كه از سوى جُهَينه پيش مى آيند و موهايشان را از خاك قبر مى تكانند (ر.ك: ص ۲۵ ح ۱۴۳۳ «الإرشاد» ).<br />[۱۷] مانند اين حديث: رَوى المُفَضَّلُ بنُ عُمَرَ ، عَن أبي عَبدِ اللَّهِ(ع) قالَ : يُخرِجُ القائِمُ(ع) مِن ظَهرِ الكوفَةِ سَبعَةً وَ عِشرينَ رَجُلاً ، خَمسَةَ عَشَرَ مِن قَومِ موسى(ع) الَّذينَ كانوا يَهدونَ بِالحَقِّ و بِهِ يَعدِلونَ ، وَ سَبعَةً مِن أهلِ الكَهفِ ، وَ يوشَعَ بنَ نونٍ ، وَ سَلمانَ ، وَ أَبا دُجانَةَ الأَنصارىِّ ، وَ المِقدادَ ، وَ مالِكاً الأَشتَرَ ، فَيَكونونَ بَينَ يَدَيهِ أنصاراً وَ حُكّاماً؛ مفضّل بن عمر گفت: امام صادق(ع) فرمود: «قائم(ع) بيست و هفت مرد را از پشت كوفه بيرون مى آورد كه پانزده تن از آنان از قوم موسى هستند كه به سوى حق هدايت مى كنند و به حق و عدالت، داورى مى كنند و هفت تن ديگر ، اصحاب كهف و يوشع بن نون، سلمان، ابو دجانه انصارى، مقداد و مالك اشتر هستند كه ياوران و كارگزاران پيش روى او خواهند بود» (ر.ك: ص ۲۹ ح ۱۴۳۶ «الإرشاد»).<br />[۱۸] عَن جَعفَرِ بنِ مُحَمَّدٍ الصّادِقِ(ع) أَنَّهُ قالَ: مَن دَعا إلَى اللَّهِ تَعالى أربَعينَ صَباحاً بِهذَا العَهدِ كانَ مِن أنصارِ قائِمِنا(ع) ، فَإِن ماتَ قَبلَهُ أخرَجَهُ اللَّهُ تَعالى مِن قَبرِهِ ، وَ أَعطاهُ بِكُلِّ كَلِمَةٍ ألفَ حَسَنَةٍ ، وَ مَحا عَنهُ ألفَ سَيِّئَةٍ ، وهُوَ هذا : «اللَّهُمَّ رَبَّ النّورِ العَظيمِ ، و رَبَّ الكُرسيِّ الرَّفيعِ ، وَ رَبَّ البَحرِ المَسجورِ... ؛ هر كس خداى متعال را چهل بامداد با اين عهد بخواند، از ياران قائم ما خواهد بود و اگر پيش از ظهور بميرد، خداى متعال، او را از قبرش بيرون مى آورد، و در برابر هر كلمه اين دعا، هزار حسنه به او مى دهد و هزار بدى از او محو مى كند. و متن آن، اين است: «خدايا! پروردگار نور بزرگ، پروردگار كرسى رفيع، پروردگار درياى انبوه!...» (ر.ك: ص ۳۵ ح ۱۴۴۳ «مصباح الزائر»).<br />[۱۹] الكافى: ج ۳ ص ۱۳۱ ح ۴، بحار الأنوار: ج ۶ ص ۱۹۸ ح ۵۱ .<br />[۲۰] الكافى: ج ۸ ص ۵۰ ح ۱۴، بحار الأنوار: ج ۵۳ ص ۳ ۹.<br />[۲۱] بحار الأنوار: ج ۵۳ ص ۹۱ - ۹۲.<br />[۲۲] ر.ك: الكافى: ج ۱ ص ۱۹۷ ح ۳؛ بصائر الدرجات: ص ۱۹۹ ح ۱ و مختصر بصائر الدرجات: ص ۴۱ و ۲۰۴ و بحار الأنوار: ج ۵۳ ص ۱۰۱ ح ۱۲۳.<br />[۲۳] ر . ك : المزار الكبير : ص ۳۰۵.<br />[۲۴] در اين صورت شايد لازم باشد كه بنى اميّه نيز رجعت كنند، چنان كه ابن ابى الحديد معتزلى، همين موضوع را از سوى شيعيان بيان مى كند و مى گويد: چه كسى از بنى اميّه در آن زمان وجود دارد كه اين سخنان در باره آنها گفته شود و از آنان انتقام كشيده شود؟ مى گويند: اماميّه قائل به رجعت اند و گمان مى كنند هنگامى كه امامِ منتظَرشان ظهور كند، گروهى از بنى اميّه و ديگران باز مى گردند تا... از دشمنان گذشته و آينده خاندان محمّد(ص) انتقام كشيده شود (شرح نهج البلاغة، ابن ابى الحديد: ج ۷ ص ۵۹ ).<br /> البتّه مى توان يك فرض ديگر را نيز در نظر داشت و آن، اين كه مقصود از بنى اميّه، كسانى هستند كه به اعمال آنها رضايت دارند، چنان كه در بسيارى از آيات قرآن خطاب به يهوديان معاصرِ پيامبر(ص) گفته مى شد كه: «چرا شما پيامبران را كشتيد؟»، در حالى كه اين كار از سوى پيشينيان آنان صورت گرفته بود. دليل اين گونه خطاب ها، آن است كه آنان به كار پيشينيان خود، راضى بودند و هر كس به كار فرد يا گروهى راضى باشد، مانند آن است كه خودش آن كار را انجام داده است. در احاديث اسلامى، بر اين موضوع تأكيد شده است. شيخ صدوق، بابى را مى گشايد با اين عنوان كه: «چرا قائم(ع) فرزندان قاتلان ابا عبد اللَّه(ع) را به دليل كار پدرانشان مى كشد؟». سپس اين حديث را در مقام پاسخ مى آورد: عن عَبدِ السَّلامِ بنِ صالِحٍ الهَرَويِّ قَالَ قُلتُ لأَِبِي الحَسَنِ عَلِىِّ بنِ مُوسَى الرِّضا(ع) :يا ابنَ رَسُولِ اللَّهِ! ما تَقُولُ فى حَديثٍ رُوِىَ عَنِ الصادِقِ(ع) أَنَّهُ قالَ إِذا خَرَجَ القائِمُ قَتَلَ ذَرارِىَ قَتَلَةِ الحُسَينِ(ع) بِفِعالِ آبائِها فَقَالَ(ع) : هُوَ كَذلِكَ فَقُلتُ فَقَولُ اللَّهِ عزّ و جلّ: «وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزرَ أُخرى» ما مَعناهُ فَقالَ صَدَقَ اللَّهُ فى جَميعِ أَقوالِهِ لكِنَّ ذَرارِىَّ قَتَلَةِ الحُسَينِ يَرضَونَ أَفعالَ آبائِهِم وَ يَفتَخِرُونَ بِها وَ مَن رَضِيَ شَيئاً كانَ كَمَن أَتَاهُ وَ لَو أَنَّ رَجُلاً قُتِلَ فِى المَشرِقِ فَرَضِىَ بِقَتلِهِ رَجُلٌ فِى المَغرِبِ لَكانَ الرَّاضِى عِندَ اللَّهِ شَريكَ القَاتِلِ وَ إِنَّما يَقتُلُهُمُ القَائِمُ إِذا خَرَجَ لِرِضاهُم بِفِعلِ آبائِهِم؛ عبد السلام بن صالح هروى مى گويد: از امام رضا(ع) پرسيدم: كه نظر شما در باره حديثى كه از امام صادق(ع) نقل شده، چيست كه فرمود: «هنگامى كه قائم(ع) خروج كند، فرزندان قاتلان حسين(ع) را به خاطر كار پدرانشان مى كشد». امام رضا(ع) فرمود: «بله، همين طور است». گفتم: پس اين فرموده خداوند عزّ و جلّ كه «هيچ باركشى بار ديگرى را بر نمى كشد» چه معنايى دارد؟ فرمود: «خداوند در همه گفته هايش راستگوست؛ ليكن فرزندان قاتلان حسين(ع) راضى به كار پدرانشان هستند و به آن افتخار مى كنند و كسى كه به چيزى رضايت داشته باشد، مانند كسى است كه آن كار را انجام داده است. اگر كسى در مشرق كشته شود و كسى در مغرب به اين كار راضى باشد، فرد راضى نزد خداوند، شريك قاتل به حساب مى آيد. قائم(ع) آنها را به هنگام خروجش، تنها به اين دليل مى كشد كه به كار پدرانشان راضى هستند» (علل الشرائع: ص ۲۲۹ ح ۱. نيز، ر.ك: عيون أخبار الرضا(ع) : ج ۱ ص ۲۷۳ ح ۵). احاديث در اين باره بسيارند.<br />[۲۵] مختصر بصائر الدرجات: ص ۲۹ و بحار الأنوار: ج ۵۳ ص ۷۴ ح ۷۵. اين حديث، قابل اعتماد است؛ زيرا راويان آن، همگى مورد وثوق اند و تنها برخى در مورد عمرو بن شمر، ترديد كرده اند؛ زيرا نجاشى و ابن غضائرى وى را تضعيف كرده اند؛ امّا در برابر، ابن قولويه وى را ثقه مى داند و شيخ مفيد به وى اعتماد كرده است. محدّث نورى نيز به دليل اعتماد پنج تن از اصحاب اجماع و شيخ مفيد، او را قبول دارد (معجم رجال الحديث: ج ۱۳ ص ۱۰۷). شايد تضعيف امثال ابن غضائرى، به دليل اختلاف فكرى وى با امثال اين راويان باشد كه وى آنها را به دليل همين گونه روايات، از غُلات به حساب مى آورد. بنا بر اين، مى توان نتيجه گرفت كه حديث در مجموع، قابل اعتماد است، بويژه اين كه پنج نفر از اصحاب اجماع به وى اعتماد كرده اند و اين خود، گواهى بر وثاقت وى نزد آنان است.<br />[۲۶] بحار الأنوار: ج ۲۵ ص ۳۵۵. <br /> </subfield></datafield><datafield tag="200" ind1="1" ind2=" " xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim"><subfield code="a">آیا رجعت با ظهور حضرت مهدی(ع) مقارنت دارد و با آن ارتباط دارد؟</subfield><subfield code="b">question and answer</subfield><subfield code="f" /></datafield><datafield tag="101" ind1=" " ind2=" " xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim"><subfield code="a">Persian</subfield></datafield><datafield tag="600" ind1=" " ind2=" " xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim"><subfield code="a" /></datafield></root>