<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><root><leader xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim">00000na   22     1   450</leader><controlfield tag="001">236475</controlfield><datafield tag="300" ind1=" " ind2=" " xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim"><subfield code="a">[1] . برخی از آیات قرآن کریم بر الزام آور بودن حکم حکومتی و وجوب تبعیت مردم از این گونه احکام دلالت دارند.همچون:« وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً مُبِينا»؛[1]هيچ مرد و زن با ايمانى حق ندارد هنگامى كه خدا و پيامبرش امرى را لازم بدانند، اختيارى (در برابر فرمان خدا) داشته باشد و هر كس نافرمانى خدا و رسولش را كند، به گمراهى آشكارى گرفتار شده است!<br />[2] .وسائل الشیعه، ج18، ص99.« بنگريد كه كدام يك از شما راوى حديث ما و در حلال و حرام ما صاحب نظر است و احكام ما را بخوبى مى‏شناسد؛ پس (حكم خود را به او واگذار كنند و) به نتيجه داورى او خشنود باشند، زيرا من چنين شخصى را بر شما حاكم قرار داده‏ام. هرگاه چنان حاكمى ميان شما حكم كرد و سخن او پذيرفته نشد. به يقين حكم خدا را كوچك شمرده و فرمان ما را رد كرده است و كسى كه ما را رد كند، گويى كه خدا را رد كرده است و چنين كسى در حد شرك به خداست.<br />[3] . صحیح مسلم ، باب وجوب اطاعة المیر فی غیر معصیة الله. البته حدیث از منابع عامه است«[3]:« من أطاعني فقد أطاع الله ومن عصاني فقد عصى الله ومن يطع الأمير فقد أطاعني ومن يعص الأمير فقد عصاني».<br />[4] . نهج البلاغة، فرازی از نامۀ 38.<br />[5] . همچنین حضرت على عليه السلام در نامه‏اى كه به معاويه نوشتند، بر اين مطلب تصريح و تأكيد نمودند كه پس از آن كه خبرگان، كسى را براى رهبرى انتخاب كردند اين انتخاب مورد رضاى خداوند بوده، و سرپيچى از فرامين او روا نيست. پس اگر كسى بخواهد از دستورات رهبر مسلمانان سرپيچى كند و با بهانه جويى از انجام آن سرباز زند بايد او را به انجام دستورات حكومتى واداشت. ر. ك. نهج البلاغه، صبحى صالح، نامه 6، ص 366- 367.<br />[6] . به نقل از روزنامه رسالت، يكشنبه، 12 بهمن 1376، شماره 3497 ص 5.<br />[7] . همان، به نقل از فرازهايى از اسلام، ص 78.<br />[8] . همان، به نقل از الفتاوى الواضحه.<br />[9] .استفتاءات از محضر امام خمینی(ره)، ج3،ص516.<br />[10] .همان،ص493.<br />[11] . رسالۀ اجوبة الاستفتائات، ص11.<br />[12] . همان،ص486.  </subfield></datafield><datafield tag="200" ind1="1" ind2=" " xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim"><subfield code="a">آیا احکام حکومتی در جامعه اسلامی لازم الاجرا و مخالفت با آن نیز حرام است؟</subfield><subfield code="b">question and answer</subfield><subfield code="f" /></datafield><datafield tag="101" ind1=" " ind2=" " xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim"><subfield code="a">Persian</subfield></datafield><datafield tag="600" ind1=" " ind2=" " xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim"><subfield code="a" /></datafield></root>