<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><root><leader xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim">00000na   22     1   450</leader><controlfield tag="001">235525</controlfield><datafield tag="300" ind1=" " ind2=" " xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim"><subfield code="a">پی نوشتها:<br />[1] هادوی تهرانی، مهدی، تأملات در علم اصول فقه، سلسله درس های خارج علم اصول، کتاب اول، دفتر پنجم، مبادی صدوری سنت، ص 21و 22.<br />[2] قرآن در این باره ی واقعه ی اسرای "بدر" می فرماید: "ما کان لنبی ان یکون له اسری..." هيچ پيغمبر را نمى‌سزد و روا نيست كه برايش اسيرانى باشد تا آن زمانى كه (دينش) در زمين مستقر گردد...، انفال، 67.<br />[3] گروهی از منافقان نزد پیامبر آمدند و پس از بیان عذرهای گوناگون و حتی خوردن سوگند، اجازه خواستند که آن حضرت آنان را از شرکت در میدان نبرد معذور دارد و پیامبر به این گروه اجازه داد.<br />"عفا الله عنک لم اذنت لهم[3]..."؛ خدای بر تو بخشود؛ چرا به آنان اجازه دادی... با در نظر داشتن این که استفهام در آیه برای انکار و یا توبیخ است، معنای آیه چنین می شود جا داشت به هیچ وجه اذن نمی دادی به این که تخلف ورزیده و از جنگ کناره گیری کنند. توبه، 43.<br />[4] عبدالغنی خطیب، قرآن و علم امروز، ص 64.<br />[5] یعنی خداوند در اين آيات مسلمانانى را كه در جنگ بدر شركت داشتند بدين جهت مورد عتاب قرار داده كه از كفار اسيرانى گرفتند و آن گاه از رسول خدا (ص) درخواست كردند كه به قتل آنان فرمان ندهد، و در عوض خونبها از آنان بگيرد و آزادشان سازد تا بدين وسيله نيروى مالى آنان عليه كفار تقويت يافته و نواقص خود را اصلاح كنند، هر چند خداوند بشدت مسلمانان را عتاب كرد، ولى پيشنهادشان را پذيرفت و تصرف در غنيمت را كه شامل خونبها نيز مى‌شود برايشان مباح كرد .<br />[6] طباطبائی، محمد حسین، المیزان (ترجمه فارسی)، ج 9، ص 177- 180.<br />[7] دليل اين معنا چهارمين آيه بعد از آيه مورد بحث است كه مى‌فرمايد: "لو خرجوا فيكم ما زادوكم الا خبالا و لاوضعوا خلالكم يبغونكم الفتنة و فيكم سماعون لهم ..."؛ زيرا از اين آيه بر مى‌آيد كه اذن ندادن آنجناب فى نفسه مصلحت نداشته، بلكه مصلحت اذن دادنش بيشتر بوده ، زيرا اگر اذن نمى‌داد و منافقين را با خود مى‌برد ، بقيه مسلمانان را هم دچار خبال ، يعنى فساد افكار مى‌كرد ، و هم اتحاد و اتفاق آنان را مبدل به تفرقه و اختلاف مى‌نمود. پس ، اصلح همين بود كه اجازه تخلف بدهد. ترجمة الميزان، ج 9، ص 383<br />[8] برای آگاهی بیشتر رجوع شود به: طباطبائی، محمد حسین، المیزان، (ترجمه فارسی)، ج 9، ص 381- 388.<br /> </subfield></datafield><datafield tag="200" ind1="1" ind2=" " xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim"><subfield code="a">قرآن در واقعه ی بدر و تبوک، پیامبر اسلام (ص) را مورد عتاب قرار می دهد که چرا این تصمیم را گرفته ای و یا چرا این کار را کرده ای! آیا اینها منافاتی با عصمت پیامبر (ص) ندارد؟ </subfield><subfield code="b">question and answer</subfield><subfield code="f" /></datafield><datafield tag="101" ind1=" " ind2=" " xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim"><subfield code="a">Persian</subfield></datafield><datafield tag="600" ind1=" " ind2=" " xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim"><subfield code="a" /></datafield></root>