<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><root><leader xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim">00000na   22     1   450</leader><controlfield tag="001">230729</controlfield><datafield tag="300" ind1=" " ind2=" " xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim"><subfield code="a">پی نوشتها:<br />[1] معین، محمد، فرهنگ معین، ص 457، نشر بهزاد، تهران، 1386.<br />[2] راغب اصفهانی، الفردات فی غریب القرآن، ج1، ص 203.<br />[3] حجر،27.<br />[4] انعام، 130:" (در روز قيامت از جانب خدا خطاب شود كه) اى گروه جن و انس، آيا براى شما فرستادگانى از خودتان نيامدند كه آيات مرا برای شما بازگو مى‌كردند و شما را از ديدار امروزتان بيم مى‌دادند؟ گويند: ما به زيان خود گواهى مى‌دهيم (آرى فرستادگان آمدند و بيم دادند). و زندگى دنيا آنها را فريفت، و (از اين رو) به زيان خود گواهى دهند كه كافر بودند."<br />[5] الذاریات،56<br />[6] احقاف،29،در این آیه به مسلمان شدن عده ای از جنیان اشاره می کند. در آیات متعددی از گروه جنیان کافر، نام برده شده است. نک: فصلت،29؛ اعراف،38؛ کافی، ج1، ص 395.<br />[7] کهف، 50: " و (به ياد آر) زمانى را كه به فرشتگان گفتيم: به آدم سجده كنيد پس همگى سجده كردند جز ابليس كه از (طايفه) جن بود (و گرنه فرشته گناه نمى‌كند) پس از فرمان پروردگار خود بيرون رفت‌."<br />[8] از مواردی که يادگيرى سحر جائز مى‌شود: براى ابطال سحر و مقابله با ساحران است. نک: جعفری،یعقوب، تفسیر کوثر،ج1، ص 308،بیجا،بینا.<br />[9] عن الرضا(ع):وَ أَمَّا هَارُوتُ وَ مَارُوتُ فَكَانَا مَلَكَيْنِ عَلَّمَا النَّاسَ السِّحْرَ لِيَحْتَرِزُوا بِهِ سِحْرَ السَّحَرَةِ وَ يُبْطِلُوا بِهِ كَيْدَهُم‌. نک: وسائل‌الشيعة، ج 17 ،ص 147، باب تحريم تعلم السحر و أجره .<br />[10] به معنای آیه دقت کنید: " و (يهود) از آنچه شياطين در عصر سليمان بر مردم مى‌خواندند پيروى كردند. سليمان هرگز (دست به سحر نيالود و) كافر نشد ولى شياطين كفر ورزيدند و به مردم سحر آموختند. و (نيز يهود) از آنچه بر دو فرشته بابل «هاروت» و «ماروت»، نازل شد پيروى كردند. (آن دو، راه سحر كردن را، براى آشنايى با طرز ابطال آن، به مردم ياد مى‌دادند. و) به هيچ كس چيزى ياد نمى‌دادند، مگر اينكه از پيش به او مى‌گفتند: «ما وسيله آزمايشيم كافر نشو! (و از اين تعليمات، سوء استفاده نكن!)» ولى آنها از آن دو فرشته، مطالبى را مى‌آموختند كه بتوانند به وسيله آن، ميان مرد و همسرش جدايى بيفكنند ولى هيچ گاه نمى‌توانند بدون اجازه خداوند، به انسانى زيان برسانند. آنها قسمتهايى را فرامى‌گرفتند كه به آنان زيان مى‌رسانيد و نفعى نمى‌داد. و مسلما مى‌دانستند هر كسى خريدار اين گونه متاع باشد، در آخرت بهره‌اى نخواهد داشت. و چه زشت و ناپسند بود آنچه خود را به آن فروختند، اگر مى‌دانستند."<br />[11] بقره،102.<br />[12] با استفاده از تفسیر المیزان،ج 1، ص 355.<br />[13] مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج‌1، ص 377.<br />[14] خداوند می فرماید: " و كسى را كه خداوند خونش را حرام شمرده، نكشيد، جز بحق! و آن كس كه مظلوم كشته شده، براى وليش سلطه (و حق قصاص) قرار داديم اما در قتل اسراف نكند، چرا كه او مورد حمايت است‌."، اسراء، 33.<br /> </subfield></datafield><datafield tag="200" ind1="1" ind2=" " xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim"><subfield code="a">در آیه 101 سوره بقره می گوید: "و دیوان به مردم چیزی که میان زن و شوهرها جدایی افکند می آموختند و زیان نمی رسانیدند به کسی مگر آنکه خدا بخواهد.و چیزی که می آموختند زیان می رسانید و سود نمی بخشید" .چرا خداوند به موجودات خیالی نظیر دیو موجودیت می بخشد .و از طرف دیگر متذکر می شود که این دیوان فقط با خواست خدا زیان می رساندند. این چه خدایی است که به دیوان مجوز زیان رساندن می دهد؟ </subfield><subfield code="b">question and answer</subfield><subfield code="f" /></datafield><datafield tag="101" ind1=" " ind2=" " xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim"><subfield code="a">Persian</subfield></datafield><datafield tag="600" ind1=" " ind2=" " xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim"><subfield code="a" /></datafield></root>