<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><root><leader xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim">00000na   22     1   450</leader><controlfield tag="001">230660</controlfield><datafield tag="300" ind1=" " ind2=" " xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim"><subfield code="a">[1]<br />. «قیاس استثنائی: به قیاسی گفته می‌شود که خود نتیجه آن و یا نقیض نتیجه تماماً در مقدمات قیاس به صورت صریح آمده است» .مانند ان کان محمد عالماً فواجب احترامه لکنه عالم فمحمد واجب احترامه. در این قیاس خود نتیجه در مقدمات مذکور است. یا مانند لو کان فلان عادلاً فهو لا یعصی الله ولکنه قد عصی الله، فما کان عادلاً در این قیاس نقیض نتیجه در مقدمات آمده است. حیدری فسایی، قادر، منطق تعلیمی، شرح فارسی بر المنطق محمد رضا مظفر، جزء دوم، ص 42، بی‌جا، بی‌نا، بی‌تا.<br />[2]. «اگر در آن دو معبودانى جز خداوند بودند تباه می‌شدند.»، انبیا، 22.<br />[3]. «لو کان فیهما آلهة الّا الله».<br />[4]. «لَفَسَدَتا».<br />[5]. جلالیان، حبیب الله، تاریخ تفسیر قرآن کریم، ص 96، تهران، اسوه، چاپ چهارم، 1378ش.<br />[6]. «بگو: اى یهودیان، اگر می‌پندارید که شما دوستان خدا هستید نه دیگر مردمان، پس اگر راست‌گویید آرزوى مرگ کنید». جمعه، 6.<br />[7]. «تمنا و آرزوی مرگ».<br />[8]. «اولیا و دوست‌دار خدا بودن».<br />[9]. جمعه، 7.<br />[10]. «قیاس مضمر، قیاسی است که یکی از مقدمات آن اعم از صغری یا کبری یا نتیجه حذف شده باشد. مانند: هذا انسان لانّ کل ناطق انسان. در این قیاس صغری حذف و نتیجه مقدم شده است. صورت و قالب منطقی قیاس چنین است: هذا ناطق و کل ناطق انسان فهذا انسان». منطق تعلیمی، ص 62.<br />[11]. «مَثَل عیسى در نزد خدا، همچون آدم است که او را از خاک آفرید، و سپس به او فرمود: «موجود باش!» او هم فوراً موجود شد. (بنابر این، ولادت مسیح بدون پدر، هرگز دلیل بر الوهیّت او نیست.)، اینها حقیقتى است از جانب پروردگار تو بنابر این، از تردید کنندگان مباش». آل عمران، 59 – 60.<br />[12]. محمد ابو زهره، ذبیحی، محمود‏، معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى‏، ص 445 - 446، مشهد، آستان قدس، چاپ دوم، 1379ش.<br />[13]. ر. ک: منطق تعلیمی، جزء دوم، ص 67 - 69. استدلال بر اثبات ادعا از راه باطل نمودن نقیض آن ادعا را برهان خلف گویند؛ زیرا وقتی نقیض مدّعا باطل شد قهراً مدّعی اثبات می‌شود؛ به دلیل این‌که دو نقیض نمی‌توانند کاذب باشند و ارتفاع نقیضین محال است. منطق تعلیمی، ص 67.<br />[14]. «خدا هرگز فرزندى براى خود انتخاب نکرده و معبود دیگرى با او نیست که اگر چنین می‌شد، هر یک از خدایان مخلوقات خود را تدبیر و اداره می‌کردند و بعضى بر بعضى دیگر برترى می‌جستند (و جهان هستى به تباهى کشیده می‌شد)»، مؤمنون، 91.<br />[15]. معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى، ص 448 – 449.<br />[16]. تمثیل عبارت است از  انتقال ذهن از حکم یک شیء به ثبوت همان حکم در شیء مشابه؛ به دلیل وجود شباهت و جامع بین آن دو. البته در صورتی که آن جامع، علت تامه برای ثبوت حکم در اصل نباشد، حکم اثبات شده در فرع، قطعی نخواهد بود، ولی اگر در موردی دریافتیم که جامع علّت تامّه ثبوت حکم در طرف اصل است، آن‌گاه به متقضی قاعده علیت(با وجود علّت تامّه معلول نیز حتمی الوقوع خواهد (یقیناً به ثبوت آن حکم در طرف فرع نیز تصدیق خواهیم کرد و در این صورت تمثیل مفید یقین خواهد بود. مثلاً امام(ع) فرموده است :علّت این‌‌که آب چاه با ملاقات نجس، نجس نمی‌شود مادّه داشتن آن است، از این‌جا می‌توانیم این حکم را به هر آبی که مادّه دارد سرایت دهیم مثلاً بگوییم: ماء الحمام له مادّة و کلّ ماء له مادة واسع لا یفسده شیء فماء الحمام واسع لا یفسده شیء. منطق تعلیمی، ص 70 – 71.<br />[17]. یس، 78 – 81.<br />[18]. معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى، ص 453 – 455.<br />[19]. تشبیه در اصطلاح عبارت است از، قرار دادن همانندی بین دو چیز یا بیشتر از دو چیز که در یک صفت یا بیشتر از یک صفت با یکدیگر اشتراک دارند.، هاشمی، احمد، جواهر البلاغه، محقق، مصحح، جمعی از اساتید حوزه، ص 199، قم، مرکز مدیریت حوزه علمیه، چاپ پنجم، 1386ش.<br />[20]. «کسانى که مکلف به تورات شدند ولى حق آن را ادا نکردند، مانند درازگوشى هستند که کتاب‌هایى حمل می‌کند، (آن‌را بر دوش می‌کشد اما چیزى از آن نمی‌فهمد». جمعه، 5.<br />[21]. عنکبوت، 41.<br />[22]. برهان سبر و تقسیم از جمله براهینی است که در علوم مختلف، مانند علم اصول فقه مورد استفاده قرار می‌گیرد هر چند از روش‌های استدلالی رایج در شکل‌های چهارگانه که در کتب منطق ذکر شده است، خالی است. این استدلال به این نحو است که فرضیه‌ها و اقوال مختلف در مسئله را جمع می‌کنیم و سپس با کمک عقل تلاش می‌کنیم هر یک از این اقوال را مورد بررسی خود قرار دهیم. به بیانی دیگر، تمام آنها را مورد آزمایش عقل قرار می‌دهیم تا این‌که عقل بتواند در نهایت و با بررسی و نقد یکایک احتمالات، یکی از آنها را اثبات کند. در این‌جا ما توسط عقل به یک نتیجه درست رسیده و محتملات اشتباه را رد کرده‌ایم<br />23]<br />. «هشت جفت از چهارپایان (براى شما) آفرید از میش دو جفت، و از بز دو جفت بگو: «آیا خداوند نرهاى آنها را حرام کرده، یا ماده‌‏ها را؟ یا آنچه شکم ماده‌‏ها در برگرفته؟ اگر راست می‌گویید (و بر تحریم اینها دلیلى دارید)، به من خبر دهید!» و از شتر یک جفت، و از گاو هم یک جفت (براى شما آفرید) بگو: «کدامیک از اینها را خدا حرام کرده است؟ نرها یا ماده‏ها را؟ یا آنچه را شکم ماده‏ها دربرگرفته؟ یا هنگامى که خدا شما را به این موضوع توصیه کرد، شما گواه (بر این تحریم) بودید؟! پس چه کسى ستمکارتر است از آن کس که بر خدا دروغ می‌بندد، تا مردم را از روى جهل گمراه سازد؟! خداوند هیچ‌گاه ستمگران را هدایت نمی‌کند». انعام، 143 – 144.<br />[24]. معجزه بزرگ پژوهشى در علوم قرآنى، ص 450 – 452 </subfield></datafield><datafield tag="200" ind1="1" ind2=" " xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim"><subfield code="a">آیا برای انواع استدلال‌هایی که در منطق بدان‌ها اشاره شده، مثال‌های قرآنی وجود دارد؟ </subfield><subfield code="b">question and answer</subfield><subfield code="f" /></datafield><datafield tag="101" ind1=" " ind2=" " xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim"><subfield code="a">Persian</subfield></datafield><datafield tag="600" ind1=" " ind2=" " xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim"><subfield code="a" /></datafield></root>