<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><root><leader xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim">00000na   22     1   450</leader><controlfield tag="001">227595</controlfield><datafield tag="300" ind1=" " ind2=" " xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim"><subfield code="a">[1] داغدیدگى حالتى است روانى و درونى که شخصى و غیر اختیارى مى‏باشد و البته گاهى ناگهانى است مثل آنچه که در اثر شنیدن مرگ و از دست دادن یکى از بستگان در تصادف، براى انسان حاصل مى‏شود و زمانى هم با آمادگى قبلى مى‏باشد. ر.ک: ره توشه راهیان نور، مرکز آموزش‏هاى تخصصى باقر العلوم ،ش 46، ص 235- 254.<br />[2] امام سجاد (ع) مى‏فرماید: « محبوب‏ترین اشک آن اشکى است که مخلصانه در تاریکى شب براى ترس از خدا ریخته شود». بحار، ج9، ص 329 باب فضل البکاء، و یقیناً چنین اشکى ریشه در نوع اعتقادى دارد که ما به خدا و جهان آخرت داریم.<br />[3] در آیه‏ى 92 سوره‏ى توبه در وصف عده‏اى مى‏فرماید: « آنان در حالى‏که از شدت اندوه اشک از چشمانشان فرو مى‏ریخت برمى‏گشتند که چرا چیزى نمى‏یابند تا با آن در راه خدا جهاد کنند».<br />[4] دلایل النبوة، بیهقى، ج7، ص 266.<br />[5] آن گاه که جعفر بن ابى طالب از حبشه به مدینه آمد، رسول خدا (ص) به استقبال او رفت و "بکى فرحاً برویته" ، بحار الانوار، ج 21، ص 24.<br />[6] میزان الحکمة، ج 10، ص 700؛ بحارالانوار، ج 43، ص 282 و 283.<br />[7] بحار، ج 23، ص 151.<br />[8] تذکر: گرچه بعضى از اقسام گریه از جهتى عام اند و ممکن است انواع دیگر را شامل شوند و یا چند عامل در پدید آمدن گریه نقش داشته باشند، اما براى توضیح بیشتر و توجه دادن به عامل مهم و محورى، بحث را این گونه طرح کرده‏ایم.<br />[9]" فاطمة بضعة منى من سرّها فقد سرّنى و من ساءها فقد سائنى، فاطمة اعز الناس علىّ" ، بحارالانوار، ج43، ص 23؛ صحیح مسلم، ج5، ص 54. « ان الله لیغضب لغضب فاطمة و یرضى لرضاها»، کنز العمال، ج 12، ص 111؛ بحارالانوار، ج 43، ص 19؛« فاطمة قلبى و روحى التى بین جنبى فمن آذاها فقد آذانى».<br />[10] حضرت یعقوب از فراق فرزند خویش آن قدر گریه کرد که چشمانش نابینا شد، امام سجاد (ع) در پاسخ به کسانى که از زیادى گریه‏ى آن حضرت پرسیده بودند، فرمود: « یعقوب در فراق یکى از پسران خود آن قدر گریست که از اندوه چشمانش نابینا شد، با این که مى‏دانست یوسف زنده است و من چگونه محزون نباشم...»، حلیة الاولیاء، به نقل از ترجمه‏ى کتاب اعیان الشیعه، سید محسن امین، ص 72).<br />[11] مفاتیح الجنان، ص 779.<br /> در زیارت وارث خطاب به شهدا مى‏خوانیم: « و فزتم فوزاً عظیماً فیالیتنى کنت معکم فافوز معکم»، بخدا قسم شما را به رستگارى بزرگى رسیدید، کاش من هم در رکاب شما بودم و بدان رستگارى بزرگ نایل مى‏شدم، مفاتیح الجنان، ص 787.<br />[12] از نظر روانشناسان، در قسم اول هم گریه در آرامش روحى و سبک شدن درد ناشى از داغدیدگى، مؤثر است.<br />[13] گاهى گفته مى‏شود که مراسم عزادارى در ایران، افسردگى را به دنبال دارد، و ظاهراً مراد آنها از اختلالات افسردگى نوع عمده‏ى آن که بسیار شدید مى‏باشد، و همچنین موردى مثل اختلال ملال پیش از قاعدگى و یا اختلال افسردگى پس از روان پریشى ناشى از اسکیزوفرنى نیست، بلکه مقصود آنها اختلالات افسرده‏خویى است که از علایم زیر برخوردار است:<br /> أ. دو یا چند مورد از نشانه‏هاى کم اشتهایى یا پر اشتهایى، بى‏خوابى یا خواب زدگى، کمبود انرژى یا احساس خستگى، عزت نفس پایین، تمرکز ضعیف، اشکال در تصمیم‏گیرى و احساس درماندگى در فرد، وجود داشته باشد.<br /> ب. این نشانه‏ها در بخش عمده‏ى روز و در بیشتر روزها، حداقل به مدت 2 سال گزارش شوند.<br /> ج. این نشانه‏ها موجب اختلال در کارکرد اجتماعى، شغلى و... بشوند. و...<br /> افزون بر این روانشناسان درباره‏ى عوامل افسرده خویى گفته‏اند سه عامل زیستى (وضعیت مغز و کارکرد قسمت‏هاى مختلف آن)، ارثى (آنچه که به خانواده و ژن مربوط است) و هیجان‏هاى محیطى همانند رویدادهاى استرس‏زاى شدید، فقدان‏ها و بحران‏ها، مى‏توانند بر ذهن مؤثر باشند و البته تجربه‏هاى استرس‏زاى محیطى فقط در کسانى که آمادگى زیستى و وراثتى دارند، باعث افسردگى مى‏شود و عوامل استرس‏زا عبارتند از: از دست دادن شغل، قطع یک رابطه، مرگ یکى از بستگان، طلاق، ازدواج ناموفق و مشکلات اقتصادى و بالاخره داغدیدگى سهمى در استرس زایى دارند. (در این باب به کتاب انجمن روانشناسى آمریکا، ترجمه نیکخو، محمد رضا، چهارمین بازنگرى از راهنماى تشخیصى و آمارى اختلال‏هاى روانى (DSMIV) ص 564 - 602 ، 88 - 96، مراجعه شود).<br /> و اما مراسم عزادارى نه تنها استرس زا نیستند بلکه نقش استرس زدایى را بر عهده دارند و هیچ یک از نشانه‏هاى افسرده‏خویى را ایجاد نمى‏کند، البته این تحلیل بر مبناى نگاه و تحلیل مادى به مراسم عزادارى مى‏باشد و اما از نگاه اسلام و تحلیل معنوى حتى موارد یاد شده در پیشین هم نباید روح فرد را به تلاطم وا دارد و موجب استرس شود چرا که او به خدا معتقد است و او را رازق مى‏داند و به او توکل مى‏کند و به قضا و قدر او راضى است.<br />[14] مولوى:<br /> گریه بر هر درد بى درمان دواست<br /> چشم گریان چشمه ی فیض خداست<br /> گریه مروارید بحر رحمت است<br /> دیده‏ى گریان کلید جنت است<br /> تا نگرید ابر کى خندد چمن<br /> تا نگرید طفل کى نوشد لبن<br /> تا نگرید کودک حلوا فروش<br /> دیگ بخشایش نمى‏آید به جوش<br />[15] نهج البلاغه، خ27، ص 95.<br />[16] ملاقاسم مشهدى:<br /> موج اشکم بى سخن اظهار مطلب مى‏کند<br /> جنبش ریگ روان، بانک درا باشد مرا<br />[17] صحیفه نور، ج8، صص 72 - 69.<br />[18] صحیفه نور، ج 13، ص 154.<br />[19] سیرى در سیره‏ى نبوى، ص 58.<br />[20] این مسأله بحث مفصلى را مى‏طلبد که در فرصت مناسب بدان پرداخته خواهد شد. </subfield></datafield><datafield tag="200" ind1="1" ind2=" " xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim"><subfield code="a">چرا زائران به خصوص ایرانیان در کنار بقیع گریه می‌‏کنند؟</subfield><subfield code="b">question and answer</subfield><subfield code="f" /></datafield><datafield tag="101" ind1=" " ind2=" " xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim"><subfield code="a">Persian</subfield></datafield><datafield tag="600" ind1=" " ind2=" " xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim"><subfield code="a" /></datafield></root>