<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><root><leader xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim">00000na   22     1   450</leader><controlfield tag="001">225924</controlfield><datafield tag="300" ind1=" " ind2=" " xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim"><subfield code="a"><br />[1] ن.ک. مصباح یزدی، محمد تقی، آموزش عقاید، ص 135، چاپ هفتم، نشر بین الملل، تهران، 1381.<br />[2] این مرتبه از توحید به دو مرتبه توحید واحدى و توحید احدى تقسیم مى شود؛ توحید واحدى یعنى توحید در وجوب وجود و ضرورى دانستن یک وجود و نفى هرگونه شرک و شبیه و نظیر؛ و توحید احدى یعنى نفى هرگونه ترکیب عقلى خارجى و وهمى از خداوند و اثبات بساطت بارى تعالى؛ یعنی حق تعالى یک فرد از مفهوم کلى واجب الوجود که رقیب و فرد دیگرى نداشته باشد (کلى منحصر به فرد) نیست، بلکه تصور فرد دیگر براى آن محال است. در فلسفه، این نوع از وحدت را وحدت حقه حقیقیه مى نامند؛ در برابر وحدت عددى، جنسى، نوعى و مانند اینها.<br /> <br />[3] توحید صفاتى نوعى توحید نظرى و اعتقادى است که به اعتقاد و ایمان مؤمنان ارتباط دارد و به معناى عینیت صفات ذاتیه و کمالیه با ذات، و با یکدیگر است؛ از جمع برخى از آیات با همدیگر این ادعا به اثبات می رسد مثلاً آیاتى که به صفات الاهى مانند علم، قدرت و غیره اشاره دارند، آن صفات را براى خداوند ثابت مى کنند و اما آیاتى که بر بى نیازى خداوند و نفى مِثلیّت از او دلالت دارند، عینیّت صفات با ذات را ثابت مى کنند؛ زیرا اگر صفات، زاید بر ذات باشند، نیازمندىِ ذات بارى تعالى در کمال خود به آن صفات زایده و هم چنین شباهت حق تعالى با موجوداتِ ممکن لازم مى آید.<br />[4] توحید افعالى که از قرآن استفاده مى شود، نه با دیدگاه معتزله سازگار است که مطلقاً تأثیر الاهى را از افعال بشر نفى کردند و به تفویض روى آوردند و نه با دیدگاه اشاعره (نظریه کسب) سازش دارد که به جبر مى انجامد. در حالى که اگر بخواهیم بدون گرفتار شدن در تفویض و جبر، توحید افعالى و عدل الاهى را بپذیریم، تنها باید به مکتب اهل بیت؛ یعنی همان روى کرد «الامر بین الامرین» رو بیاوریم و بگوییم: فاعلیت حق تعالى در طول فاعلیت سایر موجودات قرار دارد و رابطه علیت خدا با عوامل دیگر، به صورت طولى است نه عرضى؛ یعنی خداوند اراده کرده است که آدمیان، با اراده خود، به افعال یا ترک افعال بپردازند. براین اساس؛ افعال انسان به اراده الاهى انتساب دارد و توحید افعالى تثبیت مى شود، بدون این که بر عدل الاهى خدشه اى وارد شود؛ و از طرفى، جبر نیز لازم نمى آید.<br /> <br />متکلمان، توحید افعالى را به دو قسم توحید در خالقیت و توحید در ربوبیت تقسیم کرده اند که هر دو از اقسام توحید نظرى است و به اعتقاد مؤمنان ارتباط دارد.<br />[5] توحید، 4.<br />[6] شورى، 11.<br />[7]. نک: صافات، 96؛ انعام، 102و 101؛ فاطر، 3؛ زمر، 62؛ غافر، 62؛ حشر، 24؛ اعراف، 54؛ فرقان، 2؛ طه، 50 و... .<br />[8]. نک: یونس، 31 و 3؛ انعام، 164؛ انبیاء، 56 و 22.<br />[9]. در این باره نک : انبیاء، 25؛ آل عمران، 64؛ یس، 61 و 62؛ حجر، 99؛ عنکبوت، 56؛ نحل، 36؛ مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، ج ‏27، ص 447، دار الکتب الإسلامیة، چاپ تهران، چاپ اول، 1374 ش‏. لازم است دانسته شود که پرستش به معناى انجام عملى است در مقابل یک موجود، که الله، رب یا مستقل در تأثیر دانسته شود؛ یعنى عملى که از اعتقاد به الوهیت فرد سرچشمه مى گیرد، و به تعبیر دیگر« عبودیت» اظهار آخرین درجه خضوع در برابر معبود است پس صرف خضوع و خشوع و متوسل شدن به غیر، عبادت محسوب نمی شود و الاّ تأکیدات قرآن نسبت به خضوع در برابر مؤمنان و پدر و مادر، باید ترغیب به شرک و بت پرستی تلقی شود. برای آگاهی بیشتر، نک: مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، ج‏1، ص 245 ، چاپ اول،‏ نشر دار الکتب الإسلامیة، تهران‏، 1374 ش؛ همان، ج‏ 22، ص 387؛ خسروپناه، عبدالحسین، «قلمرو دین»، ص 45-46.<br />[10]. در این باره نک: یوسف، 40 (حکومت تشریعی)؛ آل عمران، 26 (حکومت تکوینی) ؛ بقره، 247؛ فاطر، 13؛ ص، 26؛ مائده، 47 و 44 و 45، انعام، 114؛ شوری، 10.<br />[11]. در این باره نک: نساء، 64 و 80 و 59؛ آل عمران، 33.<br />[12] نحل، 74.<br />[13] الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ؛ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ؛ مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ .<br />[14] إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاکَ نَسْتَعینُ؛ اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقیمَ .<br />[15] اسرأ، 85.<br />[16] نک، مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، ج ‏12، ص 253‏.<br />[17] یس، 82.<br />[18] نک. نجفى خمینى، محمد جواد، تفسیر آسان، ج ‏9، ص،56 چاپ اول، ‏نشر اسلامیه‏،<br />هران، ‏1398 ق‏.<br />[19] از امام صادق (ع) راجع به روحى که خدا در کالبد حضرت آدم دمید جویا شدند، حضرت رمود: هذه روح مخلوقة. و الروح التى فى عیسى مخلوقة. یعنى این روح حضرت آدم، روحى است که آفریده شده است و نیز روح حضرت عیسى روحى بود که آفریده شده است. الکافی، ج1، ص 133.<br />[20] شیخ صدوق (ره)، ‏ اعتقادات، حسنى‏، سید محمد على، ترجمه حسنى ص 9، چاپ اول، ‏نشر اسلامیه، تهران،1371 ش‏.<br />[21] طبرسی، احتجاج، جعفرى‏، بهراد، ج ‏2، ص 160 ، چاپ اول‏، نشر اسلامیه‏، تهران،1381 ش‏ .<br />[22] التوحید، ص170، باب 27، ح 1؛ معانی‏الأخبار، ص 17و 16.<br />[23] الکافی،ج1، ص 134؛ شیخ صدوق، توحید ، ص 103، ح 18، انتشارات جامعه مدرسین قم، 1398 هجرى قمرى (1357 شمسى)؛ نک: طباطبائی، محمد حسین، تفسیر المیزان، موسوى همدانى، سید محمد باقر، ج ‏12، ص 257، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم، چاپ: پنجم‏، 1374 ش‏.<br />[24] قرائتی، محسن، تفسیر نور، ج‏10، ص: 126 ناشر: مرکز فرهنگى درس هایى از قرآن‏، مکان چاپ: تهران‏، سال چاپ: 1383 ش‏.<br /> </subfield></datafield><datafield tag="200" ind1="1" ind2=" " xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim"><subfield code="a">آیات نافی شباهت خالق و مخلوق کدامند؟ این آیات چگونه با آیات دمیده شدن روح خدا در انسان قابل جمع است؟</subfield><subfield code="b">question and answer</subfield><subfield code="f" /></datafield><datafield tag="101" ind1=" " ind2=" " xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim"><subfield code="a">Persian</subfield></datafield><datafield tag="600" ind1=" " ind2=" " xmlns="http://www.loc.gov/MARC21/slim"><subfield code="a" /></datafield></root>