
    <marc:collection xmlns:marc="http://www.loc.gov/MARC21/slim" xmlns:xsi="http://www.w3.org/2001/XMLSchema-instance" xsi:schemaLocation="http://www.loc.gov/MARC21/slim http://www.loc.gov/standards/marcxml/schema/MARC21slim.xsd">

    <marc:record>
        <marc:leader>000000000000000000000000</marc:leader><marc:controlfield tag="008">00000000000000000000000000000000000Per00</marc:controlfield><marc:datafield tag="245" ind1="1" ind2="0" ><marc:subfield code="a">عزاداری سیدالشهدا(ع) در سده های ششم تا نهم هجری چگونه بوده است؟</marc:subfield></marc:datafield><marc:datafield tag="500" ind1=" " ind2=" " ><marc:subfield code="a"><br />[۱] نقض : ص ۳۷۰ ـ ۳۷۳ .<br />[۲] نقض : ص ۳۷۰ .<br />[۳] ر . ك : ص ۳۰۶ ح ۲۹۳۰ .<br />[۴] در سير أعلام النبلاء (ج ۲۰ ص ۴۱۶) آمده است : رافضى ها به سال ۵۶۱ق ، براى عاشورا به سوگوارى پرداختند و آن را به حدّ اعلا رساندند .<br />[۵] در سير أعلام النبلاء (ج ۲۱ ص ۱۹۳) و البداية و النهاية(ج ۱۳ ص ۹) ، در شرح حال ابو الخير احمد بن اسماعيل بن يوسف طالقانى قزوينى شافعى آمده است : در زمان وى ، تشيّع به خاطر ابن صاحب رواج پيدا كرد و مردم در روز عاشورا از وى خواستند كه يزيد را لعن كند و او نكرد . چند بار اقدام به كشتنش كردند ؛ امّا نه از نظرش دست كشيد و نه سست شد . او به قزوين رفت ؛ امّا ابن جوزى به آنان متمايل شد .<br />[۶] البداية و النهاية : ج ۱۳ ص ۱۹۴ .<br />[۷] در البداية و النهاية (ج ۱۲ ص ۲۸۸) آمده است : وقتى صلاح الدين به سال ۵۷۰ ق ، بر دمشق به طور كامل ? و همه جانبه چيره شد ، چون در حلب هنوز مقاومت و آشفتگى ادامه داشت ... ، بلافاصله راهى حلب شد و در كوه جوشن ، مستقر گرديد . مردم حلب به حاضر شدن در ميدان باب العراق فرا خوانده شدند . مردم در آن جا گرد آمدند . نور الدين ، شاه زاده حاكم حلب ، برخاست و به مردم ، اظهار محبّت و علاقه كرد و در برابر آنان ، تظاهر به گريه نمود و آنها را به جنگ با صلاح الدين تحريك كرد . و اين با نظر امراي پيشين بود . مردم شهر به او اعلام وفادارى و طاعت عمومى كردند و شيعيان به اين منظور با او شرط كردند كه «حىّ على خير العمل» باز گردانده و در بازارها اذان گفته شود و بخش شرقى مسجد جامع ، به آنها اختصاص يابد و نام دوازده امام ، در كنار جنازه ها برده شود و براى نماز ميّت ، پنج تكبير گفته شود و عقد ازدواج هايشان نزد ابو طاهر بن ابى المكارم حمزة بن زاهر حسينى باشد . او همه اينها را پذيرفت و در مسجد جامع و جاهاى ديگر شهر ، در اذان ، «حىّ على خير العمل» گفته مى شد .<br />[۸] المنتظم : ج ۱۸ ص ۳۰۲ .<br />[۹] المنتظم : ج ۱۸ ص ۱۲۵ ، سير أعلام النبلاء : ج ۲۰ ص ۴۱۰.<br />[۱۰] لسان الميزان : ج ۵ ص ۲۱۸ .<br />[۱۱] تاريخ تشيّع : ج ۲ ص ۵۱۹ (به نقل از: تاريخ طبرستان : ص ۱۱۶ ـ ۱۱۸) .<br />[۱۲] الحوادث الجامعة و التجارب النافعة فى المئة السابعة : ص ۹۳ . در اين كتاب آمده كه خليفه به محتسب بغداد ، جمال الدين عبد الرحمان ابن جوزى ، دستور داد كه وى از مقتل خوانى در روز عاشورا و مرثيه سرايى در هر جاى بغداد، جز در كنار مرقد موسى بن جعفر۷ جلوگيرى كند .<br />[۱۳] أسرار الإمامة : ص ۲۴۴ .<br />[۱۴] مثنوى : ص ۹۵۹ (دفتر ۶ بيت ۷۷۷). گفتنى است كه مولوى، خود نيز غزل پُرشور و سوزناك «كجاييد اى شهيدان خدايى؟»را در سوگ شهيدان دشت كربلا سروده است.<br />[۱۵] . ر .ك : ج ۹ ص ۳۸۹ (فصل يكم / سوگوارى در دهه اوّل محرّم) .<br />[۱۶] از كارهاى مهمّ روز عاشورا درنزد اوليا ، همراهى كردن با فرشتگان و پيامبران و اوصيا در عزادارى است ، به خاطر شكسته شدن حرمت هاى الهى و از دست رفتن مقامات نبوى ، و خوارى و ذلّتى كه از سوى آن دشمنان ، بر اسلام رفت و مى رود ، و به جهت چيره شدن دولت ابليس و سپاهش بر دولت خدات و بندگان مخصوصش .<br /> انسان بايد در مجلس بنشيند ، تا آنچه بر فرزندان سيّد انبيا ـ كه درود خداى عزوجل بر او و خاندانش باد ـ رخ داد ، بخواند و مصيبت هايى را كه با ريخته شدن خون آنان ، تجديد شد و بدى اى كه به آنان روا داشته شد ، به ياد بياورد و نوشته اللهوف على قتلى الطفوف را بخواند .<br /> و اگر به آن دسترس نداشت ، آنچه را اين جا ذكر مى كنيم بخواند ، و چون ما روز عاشورا و وظايف در آن را از عمل و گفتار ، گفته ايم ، خوب است رويدادهاى آن را هم از رويارويى و جنگ ، بازگو كنيم و آن را اللطيف فى التصنيف فى شرح السعادة بشهادة صاحب المقام الشريف مى ناميم و مى گويم : بسم اللّه الرحمن الرحيم . على بن موسى بن جعفر بن محمّد بن محمّد طاووس ، چنين مى گويد : خداوندا! ما اين مقتل را بر تو مى خوانيم و اين ظلم را به درگاه تو مى آوريم (الإقبال : ج ۳ ص ۵۶ ).<br />[۱۷] مردم حلّه و كوفه ، فرزندان و مقدارى از اموالشان را كه مى توانستند ، به جلگه ها و تالاب ها بردند و بزرگانشان از سادات و فقها ، به همراه مجد الدين بن طاووس علوى ، پيش پادشاه (هلاكوخان) رفتند و از او امان خواستند و او به آنها امان داد و برايشان پليس گماشت و آنها به شهرهايشان باز گشتند و به دنبال هر كه در جلگه ها و تالاب ها بود و از موضوع خبر داشت ، فرستادند و آنان با خانواده و اموالشان آمدند (الحوادث الجامعة : ص ۱۵۹) .<br />[۱۸] سفرنامه ابن بطوطه : ج ۱ ص ۱۱۶ .<br />[۱۹] جامع المسائل: ص ۹۳ (المجموعة الثالثة).<br />[۲۰] البدايه والنهاية : ج ۸ ص ۲۰۳ .<br />[۲۱] ديوان سيف فرغانى : ص ۱۷۶ ش ۷۹ (بخش قصايد و قطعات) .<br />[۲۲] تاريخ و جنبه ادبى تعزيه : ص ۱۵ ـ ۱۶ . اين كتاب ، متن پايان نامه دكترى نويسنده آن، در دانشكده ادبيّات و علوم انسانى دانشگاه تهران در سال تحصيلى ۱۳۴۶ ـ ۱۳۴۷ شمسى است .<br />[۲۳] روضة الشهداء : ص ۱۲ .<br />[۲۴] آقاى رسول جعفريان ، در نقد و بررسى كتاب روضة الشهدا مى گويد : در آن زمان ، همه ساله در سالگرد قيام عاشورا، در ماوراء النهر ، مراسمى برپا مى شده است و اين ، پيش از تأليف روضة الشهدا بوده است .<br /> وى در جاى ديگر مى گويد : روضة الشهدا ، سند مهمّى بر اين مطلب است كه مجالس سالانه سوگوارى عاشورا ، به شكل بسيار حادّ آن ، در آن زمان ، شايع بوده است ... . ساختار كتاب وى ، حكايت از وجود چنين فرهنگى دارد . اشعارى كه در اين كتاب نقل شده ، حكايت از حضور ادب قوىِ عاشورايى در زبان فارسى دارد (ر . ك : آينه پژوهش : ش ۳۳ ص ۳۶ ـ ۳۷) . <br /> </marc:subfield></marc:datafield>

        
        
                    <marc:datafield tag="650" ind1="1" ind2=""><marc:subfield code="a">عزاداری برای امام حسین (ع)</marc:subfield></marc:datafield>
        
                    <marc:datafield tag="650" ind1="1" ind2=""><marc:subfield code="a">عزاداری</marc:subfield></marc:datafield>
        
                    <marc:datafield tag="650" ind1="1" ind2=""><marc:subfield code="a">عزاداری امام حسین (ع)</marc:subfield></marc:datafield>
        
                    <marc:datafield tag="650" ind1="1" ind2=""><marc:subfield code="a">عزاداری بر امام حسین (ع)</marc:subfield></marc:datafield>
        
                    <marc:datafield tag="650" ind1="1" ind2=""><marc:subfield code="a">ث. امام سوم(حضرت امام حسین ع)</marc:subfield></marc:datafield>
        
        
        
                    
            
        
        

        
                <marc:datafield ind1="" ind2="" tag="720"><marc:subfield code="a">امام سوم (سید الشهداء), حسین بن علی (ع), 4-۶۱ ق</marc:subfield></marc:datafield>
                <marc:datafield ind1=" " ind2=" " tag="710"><marc:subfield code="d">4#۶۱ ق</marc:subfield></marc:datafield>
                <marc:datafield ind1=" " ind2=" " tag="710"><marc:subfield code="e">Descriptor</marc:subfield></marc:datafield>
            

        
            <marc:datafield tag="655" ind1="" ind2="7">
                <marc:subfield code="a">question and answer</marc:subfield>
                <marc:subfield code="2">local</marc:subfield>
            </marc:datafield>
           

        

        

        
                <marc:datafield ind1="" ind2=" " tag="521"><marc:subfield code="a">adolescent</marc:subfield></marc:datafield>
           
                <marc:datafield ind1="" ind2=" " tag="521"><marc:subfield code="a">adult</marc:subfield></marc:datafield>
           
                <marc:datafield ind1="" ind2=" " tag="521"><marc:subfield code="a">juvenile</marc:subfield></marc:datafield>
           
                <marc:datafield ind1="" ind2=" " tag="521"><marc:subfield code="a">specialized</marc:subfield></marc:datafield>
           
        
        
                <physicalDescription>
                    
                    
                    
                    
                    
                    

                </physicalDescription>
            
        
                <marc:datafield tag="500" ><marc:subfield code="a">منبع : دانشنامه امام حسین(ع)، ج10، ص 136-184</marc:subfield></marc:datafield>
            

    </marc:record>
    
    
</marc:collection>
