
    <marc:collection xmlns:marc="http://www.loc.gov/MARC21/slim" xmlns:xsi="http://www.w3.org/2001/XMLSchema-instance" xsi:schemaLocation="http://www.loc.gov/MARC21/slim http://www.loc.gov/standards/marcxml/schema/MARC21slim.xsd">

    <marc:record>
        <marc:leader>000000000000000000000000</marc:leader><marc:controlfield tag="008">00000000000000000000000000000000000Per00</marc:controlfield><marc:datafield tag="245" ind1="1" ind2="0" ><marc:subfield code="a">آیا متن حدیث کسا در آخر مفاتیح الجنان معتبر است؟</marc:subfield></marc:datafield><marc:datafield tag="500" ind1=" " ind2=" " ><marc:subfield code="a">
[۱]  خلاصة الأقوال ، ص ۱۰۰ ، الرقم ۴۸ ؛ الرجال لابن داود ، ص ۱۴۰ ، الرقم ۱۰۷۳ . 


[۲]  چنين گويد اين گنهكار روسياه ، عبّاس قمى : بعد از آن كه بِعَونِ اللّه تعالى كتاب مفاتيح الجنان را تأليف نمودم و در اقطار منتشر گشت ، به خاطرم رسيد كه در طبع دوم آن ، بر آن زياد كنم دعاى وداعى براى ماه رمضان و خطبه روز عيد فطر و زيارت جامعه ائمّة المؤمنين و دعاى «اللّهمَّ إنِّى زُرتُ هذَا الإْمامَ » ـ كه در عقب زيارات خوانده مى شود ـ و زيارات وداعى كه هر يك از ائمّه عليهم السلام را به آن وداع كنند و رقعه اى كه براى حاجت مى نويسند و دعايى كه در غيبت امام عصر ـ عجّل اللّه فرجه ـ بايد خوانده شود و آداب زيارت به نيابت ، به واسطه كثرت حاجت به اينها ؛ لكن ديدم هر گاه اين كار را كنم ، فتح بابى شود براى تصرّف در كتاب مفاتيح و بسا شود بعضى از فضولان ، بعد از اين ، در آن كتاب ، بعضى از ادعيه ديگر بيفزايند يا از آن كم كنند و به اسم مفاتيح الجنان در ميان مردم رواج دهند ، چنان كه در مفتاح الجنان مشاهده مى شود . لا جرم ، كتاب را به همان حال خود گذاشتم و اين هشت مطلب را بعد از تمام شدن مفاتيح ، ملحق به آن نمودم و به لعنت خداوند قهّار و نفرين رسول خدا و ائمّه اطهار عليهم السلام واگذار و حواله نمودم كسى را كه در مفاتيح ، تصرّف كند (مفاتيح الجنان، خوش نويس : محمّدرضا افشارى ، ناشر : پيام آزادى : ص ۹۴۵ مقدّمه بخشِ «ملحقات مفاتيح الجنان» ) . 


[۳]  محقّق گران قدر ، حجّة الإسلام و المسلمين مرحوم على دوانى در ضمن شرح حال محدّث قمى در كتاب مفاخر اسلام چنين آورده است : پس از انتشار كتاب مفاتيح الجنان و استقبال مردم از آن و كمياب شدن آن ، مرحوم شيخ عبّاس قمى اطّلاع مى يابد كه شيخ ابراهيم كُتُبى ، از كتاب فروشان نجف اشرف ، دست اندر كار چاپ مفاتيح است تا از بازار گرم و پررونق آن بهره ببرد . به وى مى گويد : «تو كه مى خواستى در نجف، مفاتيح را چاپ كنى ، به من مى گفتى تا عربى آن را بدهم چاپ كنى» . شيخ ابراهيم مى گويد : «داده ام ميرزا احمد زنجانى كاتب بنويسد و گذشته است» . قدرى از آن را هم مى دهد و ايشان مى بيند .

 محدّث قمى ، سپس به لبنان و شهر بعلبك مى رود تا تابستان را ـ كه هواى نجف بسيار گرم بوده ـ به خاطر تنگى نفس در آن جا باشد. پس از بازگشت ، مى بيند كتاب ، چاپ شده است و در آخر آن ، از زبان وى نوشته اند : «مطالبى را به كتاب افزودم و از جمله حديث كسا را آوردم، و از اوّل تا آخر آن را هم ديده ام»، بعد هم نوشته است : «عبّاس بن محمّدرضا القمّى»!

 حاج شيخ عبّاس ، فوق العاده ناراحت مى شود و سخت به شيخ ابراهيم (بانى چاپ) و ميرزا احمد زنجانى (كاتب) ، اعتراض مى كند كه : اينها چيست كه از زبان من نوشته و چاپ كرده ايد؟ كِى من به شما گفته ام از اوّل تا آخر آن را خوانده ام؟ و چه حقّى داشتيد؟ ... من كه اينها را لازم نمى دانستم، متوجّه بوده ام . مثلاً حديث كسا را من در سندش ترديد دارم و به همين جهت در مفاتيح نياوردم . به ميرزا احمد زنجانى كاتب هم مى گويد : من اين همه به تو كمك كردم، دادم سفينة البحار را بنويسى و تو با اين كتاب من چنين كردى؟ ...

 شيخ ابراهيم مى گويد : گذشته است . ما خرجى كرده ايم و كتاب ، چاپ شده است (مفاخر اسلام : ج ۱۱ ص ۲۸۱) . 


[۴]  رجال النجاشي ، ص ۳۵۳ ، الرقم ۹۴۷ . 


[۵]  مشيخه من لا يحضره الفقيه ، ج ۴ ، ص ۶ ، ۱۲۷ ، ۱۳۰ . 


[۶]  المنتخب فى المراثى و الخُطب، اثر فخر الدين محمّد بن على نجفى (م ۱۰۸۵ ق) معروف به شيخ طُريحى، متولّد نجف است. مرحوم شيخ عبّاس قمى، در نقلى در باره اين كتاب، آورده است: «شيخ طريحى... در كتاب منتخب، مسامحات بسيارى نموده كه بر اهل بصيرت و اطّلاع، پوشيده نيست» (منتهى الآمال، شيخ عبّاس قمى، قم: هجرت، ۱۳۷۳ ش: ج ۱ ص ۸۷۳). 


[۷]  منتهى الآمال: ج ۱ ص ۸۲۰ (باب پنجم: ذيل عنوان «روانه كردن يزيد، اهل بيت را به مدينه»). 


[۸]  او سيّد هاشم بن اسماعيل كتكانى بحرانى (م ۱۱۰۷ ق) است كه در كتكان از نواحى بحرين به دنيا آمد . تراجم نويسان، شخصيت علمى و عملى او را ستوده اند . او از شيخ حر عاملى اجازه نقل حديث داشت . گفته شده: «او ۷۵ كتاب تأليف كرد؛ امّا نوشته هايش از غلو و سستى خالى نيست » (ر.ك: أعيان الشيعة : ج ۱۰ ص ۲۴۹ ، أمل الآمل : ج ۲ ص ۳۴۱ ، رياض العلماء : ج ۵ ص ۳۱۰ ، العلّامة السيّد هاشم البحرانى ، فارس تبريزيان) . 


[۹]  براى نمونه، ر .ك : الأمالى، طوسى : ص ۲۶۳ و ۳۶۸ ، الأمالى، صدوق : ص ۳۸۱ ـ ۳۸۲ ، مجمع البيان : ج ۸ ص ۵۵۹ . نيز ، براى مطالعه گسترده تر همه نقل ها ، ر.ك: همين دانش نامه : ج ۹ ص ۲۳۱ ـ ۲۴۷ و ۲۶۱ ـ ۳۰۱ . 


[۱۰]  در اين خصوص مطالب زير ، شايان توجّه اند :

 اوّلاً : محقّق محترم كتاب عوالم العلوم ، در پانوشت كتاب در باره سند مزبور مى نويسد :

 گفته اند : سيّد ماجد بحرانى كه در سند اين روايت آمده ، اگر پسر هاشم بن على باشد كه شرح حال او را صاحب الحدائق در كتاب لؤلؤة البحرين و شيخ نورى در خاتمة المستدرك آورده ، سيّد هاشم بحرانى ، از او نمى تواند روايت كند چه برسد به اين كه او از مشايخ سيّد هاشم باشد ، چرا كه سيّد ماجد در سال ۱۲۰۸ در گذشته ، و سيّد هاشم در حدود سال ۱۱۰۷ و با اين حساب ، ميان اين دو ، نزديك هشتاد سال فاصله است . و اگر منظور سيّد ماجد بن محمّد بحرانى باشد كه شيخ حر عاملى در بخش دوم كتاب أمل الآمل از او ياد كرده و گفته كه هم عصر او و شخصى دانشمند و جليل القدر بوده ، و در شيراز به امر قضاوت اشتغال داشته و سپس در اصفهان قاضى شده است ، بايد گفت : از اين شخص در زمره مشايخ و اسانيد اخبار ، يادى نشده است ؛ بلكه به دليل فاصله زمانى اين دو ، و هم طبقه نبودن ، ظاهرا وى از شيخ حسن بن زين العابدين (پسر شهيد ثانى و مؤلف كتاب معالم) هم روايت نكرده است (ر. ك: عوالم العلوم / فاطمة الزهراء عليهاالسلام : ج ۲ ص ۹۳۰ پانوشت دوم) .

 ثانيا : يكى از محقّقان علم رجال ، در دست نوشتى كه از ايشان در اختيار است ، نگاشته است :

 يك. اين حديث به شكل مزبور ، اوّلين مرتبه در حاشيه كتاب عوالم مرحوم سيّد هاشم بحرانى نقل شده است. اين جانب تصوير نسخه خطّى آن را ديدم و همان گونه كه مرحوم شهيد [آية اللّه محمّد على ]صدوقى نيز براى آقاى [آية اللّه جعفر] سبحانى نقل كرده است، به خطّ صاحب عوالم نيست و شخص مجهولى ، [آن را] بدون امضا اضافه كرده ؛ يعنى معلوم مى شود بعدها توسّط ديگران به آن [نسخه ]افزوده شده است.

 دو. در سند اين حديث، «قاسم بن يحيى الجلّاء» است كه از چند جهت مورد خدشه است:

 الف ـ نام وى در كتب حديثى و رجالى ذكر نشده است.

 ب ـ احمد بن محمّد بن ابى نصر بزنطى ، اين حديث را از او نقل مى كند ، در حالى كه از وى به عنوان مشايخ بزنطى نام برده نشده است.

 ج ـ خود او ، اين حديث را از ابو بصير و او هم از ابان بن تغلب نقل مى كند كه چنين نقلى در منابع حديثى و رجالى مطلقا سابقه ندارد.

 از مجموع قرائن فوق به دست مى آيد كه سند فوق، پايه و اساسى ندارد و غير قابل قبول است ، اگر چه اصل واقعه اصحاب كسا و نزول آيه تطهير در شأن اهل بيت عليهم السلام جزو مسلّمات است و شيعه و سنّى بِدان اتّفاق نظر دارند» . 


[۱۱]  گفتنى است كه اخيراً برخى ، براى اثبات اعتبار متن ياد شده، مطالبى نوشته اند كه سستى آنها نيز بر اهل فن پوشيده نيست.  
</marc:subfield></marc:datafield>

        
        
                    <marc:datafield tag="650" ind1="1" ind2=""><marc:subfield code="a">اصحاب کساء</marc:subfield></marc:datafield>
        
                    <marc:datafield tag="650" ind1="1" ind2=""><marc:subfield code="a">حدیث الکسا</marc:subfield></marc:datafield>
        
                    <marc:datafield tag="650" ind1="1" ind2=""><marc:subfield code="a">اصحاب کسا</marc:subfield></marc:datafield>
        
                    <marc:datafield tag="650" ind1="1" ind2=""><marc:subfield code="a">اصحاب کساء</marc:subfield></marc:datafield>
        
                    <marc:datafield tag="650" ind1="1" ind2=""><marc:subfield code="a">حدیث کساء</marc:subfield></marc:datafield>
        
        
        
                    
            
        
        

        

        
            <marc:datafield tag="655" ind1="" ind2="7">
                <marc:subfield code="a">question and answer</marc:subfield>
                <marc:subfield code="2">local</marc:subfield>
            </marc:datafield>
           

        

        

        
                <marc:datafield ind1="" ind2=" " tag="521"><marc:subfield code="a">adolescent</marc:subfield></marc:datafield>
           
                <marc:datafield ind1="" ind2=" " tag="521"><marc:subfield code="a">adult</marc:subfield></marc:datafield>
           
                <marc:datafield ind1="" ind2=" " tag="521"><marc:subfield code="a">juvenile</marc:subfield></marc:datafield>
           
                <marc:datafield ind1="" ind2=" " tag="521"><marc:subfield code="a">specialized</marc:subfield></marc:datafield>
           
        
        
                <physicalDescription>
                    
                    
                    
                    
                    
                    

                </physicalDescription>
            
        
                <marc:datafield tag="500" ><marc:subfield code="a">منبع : دانشنامه قرآن و حديث 9 سال انتشار : 1390 از صفحه 249 تا صفحه 259</marc:subfield></marc:datafield>
            

    </marc:record>
    
    
</marc:collection>
