جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 4
ترجمۀ سه فصل اول کتاب Introducing Persons
و گزارشی از دیدگاه‌های شیخ‌الرئیس ابوعلی سینا در باب نفس
نویسنده:
علی کوچکی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
متن حاضر از دو بخش تشکیل شده است. مسأله بخش اول ترجمة سه فصل اول کتاب Introducing persons نوشتة پیتر کاروترز استاد فلسفه در دانشگاه مریلند است. مباحث این سه فصل ذیل سه عنوان، مسأله اذهان دیگر؛ دوگانه‌انگاری: بدن و نفس؛ و اینهمانی و نفس، طرح شده‌اند. در فصل اول بحث بر سر آن است که آیا می‌توان وجود اذهان دیگر و حالات ذهنی خارج از خود را ثابت کرد؟ در فصل دوم بحث حول این محور است که دوگانه‌انگاری دکارتی (دوگانه‌انگاری حداکثری) چه استدلالی بر وجود دو جوهر متفاوت در جهان دارد؟ در فصل سوم این بحث طرح می‌شود که با فرض دوگانه‌بودن جوهری بدن و نفس آیا باید ملاک و معیاری برای اینهمانی یک نفس در دو حالت و دو وضعیت مفروض داشته باشیم؟ اگر چنین ملاک و معیاری وجود نداشته باشد چگونه می‌توان یک نفس را از نفس دیگر بازشناخت یا متمایز ساخت؟ در بخش دوم این نوشتار گزارشی از سه مبحث نفس از دیدگاه شیخ‌الرئیس ابوعلی‌سینا ارائه شده است. بنابراین با ارائه تعریفی از نفس که از دید وی «کمال اول برای جسم طبیعی آلی» است چهار دلیل بر اثبات وجود و دو دلیل بر تجرّد نفس، در قالب دو فصل بیان شده است. عناوین ادلۀ اثبات وجود نفس عبارتند از برهان انسانِ معلّق در هوا؛ برهان حرکت یا برهان طبیعی؛ برهان ادراک؛ و برهان وحدت نفس، در ادلة اثبات وجود نفس؛ و دو دلیل تجرّد نفس یکی از طریق بساطت صور معقول و دیگری از طریق عدم کَلال نفس در صورت کَلال و فرسودگی جسم است. در آخرین فصل این بخش، اشاره‌ای اجمالی به ارتباط بدن و نفس شده است از آن جهت که نفس در ادراک چه احتیاجی به بدن دارد. در نهایت، شیخ، مدرَکات را به محسوس، متخیّل، متوهّم و معقول، تقسیم می‌‌کند و بر آن است که حتی در ادراکات حسی نیز ادراک آن‌گاه صورت می‌گیرد که صورت محسوس، تجرید شود. در پایان، جمع‌بندی‌ای با اشاره به مباحث دو بخش (بخش ترجمه و بخش گزارش) ارائه شده است.
علیّت از دیدگاه ابن‌سینا و ابن‌رشد
نویسنده:
زهرا ثوری
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
علیّت یکی از اساسی‌ترین مسائل فلسفی است که همواره فکر بشر را به خود مشغول کرده است و آغاز علیّت به تاریخ اندیشه بر‌می‌گردد. ما در این پژوهش ابتدا به تعریف علیّت و سپس به نظرات مختلف در باب تصدیق علیّت و لوازم آن از دیدگاه دو فیلسوف مشائی ـ ابن‌سینا و ابن‌رشد ـ پرداخته‌ایم. ابن‌سینا در تعریف علیّت در الهیات علت را افاده‌کننده‌ی وجود می‌داند ولی در طبیعیات علت را مبدأ حرکت می‌داند و معتقد است که علت تقدم ذاتی بر معلول دارد و وجود علت اولی از وجود معلول است. از این رو با دو مبنا علیّت را تعریف می‌کند: مسأله‌ی وجود و ماهیت و امکان ذاتی. ابن‌رشد علیّت را از طریق حرکت تعریف می‌کند، او در دلیل عنایت بر هماهنگی اجزاء عالم تأکید دارد و این حرکت و هماهنگی موجودات به صورت خروج از مرحله‌ی قوه به مقام فعل صورت می‌گیرد. از این رو مبنایی که او برای علیّت می‌آورد خروج از قوه به فعل است. ابن‌سینا در باب تصدیق علیّت در اشارات و تنبیهات به بداهت عقلی قائل است، به این دلیل که هر کس آن را انکار کند، زباناً با عقل مخالفت کرده است ولی باطناً آن را می‌پذیرد ولی در الهیات شفا قائل به اثبات است. در داوری میان نظر ابن‌سینا میان بداهت و اثبات نتیجه می‌گیریم که قائل به بداهت عقلی است و استدلال را از سر تنبیه آورده است. ابن‌رشد نیز معتقد است که اگر علت‌ها و معلول‌ها را انکار کنیم عقل را انکار کرده‌ایم و شناخت در مرتبه‌ی گمان باقی می‌ماند. ابن‌رشد نیز بر عقلی بودن علیّت تأکید دارد و به نظر می‌رسد برهان حرکت را برای توضیح آورده است. ابن‌سینا قاعده‌ی ضرورت علی را تحت عنوان «الشی ما لم یجب لم یوجد» بیان می-کند و معتقد است که شی ممکن تا به مرحله‌ی وجوب نرسد به وجود نمی‌آید. از نظر ابن‌رشد ضرورت علی براساس طبیعت اشیا است و معلول فعل متناسب با طبیعت است که از ضرورت علی به عنوان قانون طبیعی یاد می‌کند. ابن‌سینا اصل سنخیت را در دو حوزه‌ی عالم طبیعت و عالم الهی می‌پردازد و قاعده‌ی الواحد را می‌پذیرد ولی ابن‌رشد از طریق مناسبت میان طبیعت و فعل به اثبات سنخیت می‌پردازد و قاعده‌ی الواحد را نمی‌پذیرد.
جوهر از دیدگاه ارسطو و ابن‌سینا
نویسنده:
احمد حسینی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
این رساله در پی آن است تا با مطالعه جوهر – که یک از مهمترین مسایل فلسفه مشایی است – در فلسفه های ارسطو و ابن سینا، جنبه های اساسی تفاوت مابعدالطبیعه های این دو فیلسوف را نشان دهد. ارسطو هم مانند افلاطون، موجود حقیقی را اوسیا می نامد؛ اما آنچه او از اوسیا در ذهن دارد با مثال افلاطونی متفاوت است. از نظر ارسطو، اوسیا، موجودی عینی، یک "این" و قابل اشاره است. جوهر واقعی در نظر ارسطو، موجودی است که در هویت خود مستقل است؛ یعنی چه در وجود و چه در تعریف به موجود دیگری وابسته نیست. هستی واقعی، واقعیت فردی انضمامی است که بالفعل موضوع واقع می شود و خود در هیچ موضوعی نخواهد بود. ارسطو، موجود بودن را همان فعلیت داشتن می داند و برای موجود بودن، اجتماع اجزای ماهیت را شرط لازم و کافی قلمداد می کند. اما از نظر ابن سینا، برای تحقق یک شیء، صرفاً اجتماع اجزای ماهیت آن کافی نیست بلکه اشیا در لایه ای عمیق تر از حقیقتشان که همانا لایه باطنی و وجودی آنهاست، به علت خود وابسته اند. این دقیقاً همان نوآوری فلسفی بود که فلاسفه مسلمان با طرح مساله تمایز مابعدالطبیعی وجود و ماهیت و عروض وجود بر ماهیت ارائه کردند. از نظر ایشان، وجود، واقعاً از ماهیت متمایز است و بر آن عارض می شود. در سنت تفکر فلسفی بعد از فارابی و ابن سینا، گفتمان وجود، جای گفتمان جوهر را می گیرد؛ چرا که در فلسفه ارسطو، موجود، به جوهر و عرض تقسیم می شود و نیز موجود به معنای اولی و نخستین، بر جوهر حمل می شود و به معنای ثانوی بر اعراض. اما در فلسفه ابن سینا، موجود به واجب و ممکن تقسیم می شود و تنها موجودات ممکن دارای دو جنبه واقعی ماهیت و وجودند و این ماهیت ممکنات است که اگر در موضوعی وجود داشته باشد، عرض است و اگر در موضوعی وجود نیابد، جوهر.
بررسی تطبیقی آراء ابن سینا، ملاصدرا و آیت الله جوادی آملی در الاهیات بالمعنی الاخصّ
نویسنده:
محمدعلی شمس آبادی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
کلیدواژه‌های اصلی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مباحث الهیات بالمعنی الاخص در آثار ابن سینا و ملاصدرا به صورت مشروح مورد بحث قرار گرفته است و آیت الله جوادی آملی به عنوان یکی از حکمای معاصر به آنها توجه داشته و در جهت توضیح و تبیین آنها مباحث شایان توجهی ارائه کرده است و به پاره ای از شبهات نیز پرداخته اند. آیت الله جوادی آملی در برهان صدیقین دیدگاه صدرا را به طور کامل نمی پذیرد و دیدگاه علامه طباطبائی را می پسندد. در برهان امکان و وجوببعد از پذیرش دیدگاه صدرا، یادآوری می‌کند که تحلیل فقری امکان صدرا، ریشه در سخنان گذشتگان دارد. ارزش برهان معجزه در دیدگاه ایشان به برهان امکان و وجوب است. به نظر ایشان برهان نظم در دیدگاه متکلمان غربی، بر خلاف فیلسوفان و متکلمان مسلمان یک برهان تام است. ایشان با چند تقریر به تبیین برهان پرداخته و ضعف آن را محدودیت کبرای قیاس دانسته و برای اثبات‌گری آن نیاز به تتمیم را مورد توجه قرار داده است. برهان حرکت و برهان حدوث دو برهانی هستند که در یک جا امّا به صورت مجزّا که البته غیر تام هستند، تقریر شده است. در برهان فطرت، مشکل اصلی برهان را صغرای آن می‌داند. در ادامه، تقریر و اشکالات برهان وجودی آنسلم و تجربه دینی و براهین اخلاقی مورد بررسی قرار گرفته است. در صفات خداوند سعی بر این شده که اکثریت صفات ذاتی و فعلی از جهت ایجابی و سلبی در مکاتب سه گانه و از دیدگاه آیت الله جوادی آملی مورد بررسی قرار گیرد. البته در افعال خداوند با توجه به سهم و فهم کتب، ایشان تقریر و تبیین کامل و متفاوتی ندارند.
  • تعداد رکورد ها : 4