جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 22
تفسير القرآن الكريم
نویسنده:
صدرالدين محمد بن ابراهيم شيرازي
نوع منبع :
کتاب , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
كاوشی در مفهوم تصوری «خدا» در منابع روایی
نویسنده:
محمدرسول ایمانی
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
موضوع اين نوشتار بررسي مهم‌ترين عناوين به‌کاررفته براي اشاره به خداوند در کلمات معصومان‰ در منابع روايي است. اين عناوين اگر به‌مثابه مفاهيمي پايه کانون بررسي و تأمل قرار گيرند، ما را به تحصيل مفاهيم تصديقي ناب‌تري از احکام ذات، صفات و افعال خداوند رهنمون مي‌شوند و در ترسيم نظام منسجم‌تري از خداباوري اسلام به کار مي‌آيند. در اين نوشتار ابتدا احاديثي که در منابع روايي، صفتي منحصربه‌فرد را به خداوند نسبت داده‌اند، جمع‌آوري شده‌اند و آن‌گاه با تحليل مفاد اين صفات، تلاش شده تا کامل‌ترين مفهوم استخراج شود. بر اساس مهم‌ترين يافته اين پژوهش، سه عنوان «خالِقُ کل شَي‌ءٍ»، «نُورُ السماواتِ وَالْأَرْض» و «الصمَد»، از مهم‌ترين عناوين به‌کاررفته در روايات براي اشاره به خداوند هستند و از ميان آنها عنوان «الصمَد» از قابليت‌هاي مفهومي بيشتري برخوردار است. «صمد» در روايات به نوعي از هستي اشاره دارد که اصل انيت و تحقق است و هيچ حدي را در مرز و متن وجود نمي‌پذيرد و علي‌رغم تنزه از تعين ماهوي، مي‌تواند محور و مقصود عبادات و مناجات بندگان قرار گيرد.
صفحات :
از صفحه 7 تا 24
تحقيق مفهوم الوجود
نویسنده:
محمدباقر بن محمد میرداماد؛ مصحح: هادی رستگار مقدم گوهری
نوع منبع :
کتاب , حاشیه،پاورقی وتعلیق
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: مرکز المصطفی (ص) العالمیة للترجمة و النشر,
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
رسالۀ «تحقیق مفهوم الوجود»، دربردارنده متن تصحیح شده رساله مفهوم الوجود از جناب میرداماد است. موضوع این رساله که تحقیق در مفهوم وجود است نحوه اتصاف ماهیت به وجود را مورد بررسی قرار می دهد میرداماد فیلسوفی است که در دوره صفویه می زیسته و گرایش فلسفی او را مشایی می دانند امام از برخی آثارش از جمله رساله حاضر روش اشراقی دور از ذهن نیست بنابراین این فرضیه به ذهن متبادر می شود که فلسفه ابن سینا را در کسوت حکمت اشراقی احیا کرده باشد و او را باید مفسر اشراقی ماوراء الطبیعه ابن سینا شمرد در این رساله مفهوم وجود به طور مفصل به بحث و بررسی گذاشته شده است میرداماد تصریح نموده که وجود را امری زائد بر ماهیت در اعیان نمی داند بلکه وجود هر شی نفس تحقق خارجی یا ذهنی آن شی می باشد. این رساله برای نخستین بار در سال ۱۳۸۱ هجری‌شمسی ضمن مجلّد نخست مجموعۀ «مصنّفات میرداماد» عرضه گشت و تصحیح مستقلّ آن در سال ۱۳۹۵ هجری‌شمسی، به همّت آقای هادی رستگار مقدّم گوهری، از سوی مرکز بین‌المللی ترجمه و نشر المصطفی (ص) و با بهای ۶۵۰۰۰ ریال به بازار کتاب راه یافت و در سال ۱۳۹۶ هجری‌شمسی، با حفظ قیمت تجدید چاپ گشت.
بررسی عرفان و اخلاق از دیدگاه سهروردی
نویسنده:
توبا سلیمی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
موضوع این تحقیق بررسی اخلاق و عرفان سهروردی می باشد. سوالات مهمی که در این پژوهش با آنها مواجه بودیم، این بود که فلسفه سهروردی چگونه فلسفه ای است و ارتباطش با مسائل عرفانی چیست؟ که بعد از اتمام تحقیق مشخص شد فلسفه سهروردی به شدت رنگ و بوی عرفانی دارد. و از طرفی سهروردی جدای از مباحث فلسفی، به تفصیل به مسائل عرفانی هم پرداخته که این مسائل، هم شامل مسائل عرفان نظری و هم شامل مسائل عرفان عملی می باشد. و ما هم بر این اساس فصل اول کار را به کلیاتِ پایان نامه اختصاص دادیم و در آن به طرح مسأله و ضرورت آن و مسائلی از این دست پرداختیم و در فصل دوم به بررسی برخی از اصول فلسفی سهروردی پرداختیم که این بخش منتج به این شد که سهروردی، اغلب مسائل فلسفی را هم در قالبی عرفانی بیان می کرد. و فصل سوم را به عرفان نظری و فصل چهارم را به عرفان عملی اختصاص دادیم. در این فصول دریافتیم که سهروردی انسان را دارای دو جنبه می داند و اعتقادش بر آن است که روح انسان همچون یک زندانی است که در جسم او اسیر شده و باید برای نجات از این زندان به اصول عرفانی مورد نظر او عمل کند. البته باید توجه داشت که سهروردی اصول عرفانی خود را به شکلی منسجم و در یک کتاب مطرح نکرده، هر چند در رساله کلمه التصوف، بسیاری از این اصول را در حد تعریف و توضیح مختصر بیان کرده است.و در فصل پنجم به بحث اخلاق و اصول اخلاقی سهروردی پرداختیم و مشخص شد که بعضی از اصول اخلاقی که سهروردی آنها را مطرح کرده، در هیچ یک از کتب اخلاقی پیشین موجود نمی باشد و اینکه سهروردی به شدت انسان دین مداری است و اصول اخلاقی و عرفانی او صبغه دینی دارند.در این تحقیق از روش کتابخانه ای و توصیفی استفاده شده است.البته باید متذکر شد که بدون شک سهروردی بر روی نویسندگان، شعرا و فلاسفه بعد از خودش تأثیر گذار بوده است که البته چندان تحقیقی در این مسائل انجام نشده است.
بررسی مقایسه ای دیدگاه حلاج و سهروردی درباره ی خدا
نویسنده:
زینب حدادی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
همواره در میان فلاسفه و عرفای اسلامی، دیدگاه های مختلفی در مورد خدا مطرح بوده است. فلاسفه ی قبل از سهروردی با استفاده از دلایل فلسفی صرف، و عرفا با استفاده از شهود باطنی خویش ، به اثبات وجود خداوند می پرداختند. یکی از فیلسوفانی که با استفاده از افکار مختلف فلاسفه و عرفا و ادیان الهی نظامی نوین ابداع کرده سهروردی است. وی فلسفه ی خویش را بر پایه ی افکار مختلف این افراد و تلفیق آن ها، و هم چنین بر پایه ی تجربه های عرفانی خویش ایجاد کرده است. سهروردی فلسفه ی خویش را حکمه الاشراق می نامد، که در آن بر خلاف نظام های فلسفی دیگر از مفاهیمی چون نور و ظلمت استفاده می کند. یکی از مباحث اصلی در فلسفه ی او بحث از خدا یا نورالانوار و افعال و صفات اوست که در این نوشتار به آن پرداخته خواهد شد. سهروردی معتقد است که وجود خداوند امری است بدیهی و دلایل اثبات خداوند صرفاً دلایلی می باشند برای آگاهی بیشتر ما. وی در ادامه به ذکر دلایل فلسفی و اشراقی خویش می پردازد. به نظر می رسد که سهروردی در ابداع فلسفه ی خویش از اندیشه ی عرفایی چون حلاج بهره برده باشد. نقطه ی اصلی اندیشه ی حلّاج در مورد شناخت خداوند، این است که او نیز معتقد است که ما انسان ها هرگز نمی توانیم درک و شناختی درخور وجود خداوند از او داشته باشیم، و شناخت ما تنها به اندازه ی مرتبه ای است که ما در آن قرار داریم. وی معتقد است که صفات خداوند تنها اسمائی هستند برای ما انسان ها که بتوانیم خداوند را با آن اسماء مورد خطاب قرار دهیم. سهروردی در بسیاری از نظرات خود درباره ی خدا تابع حلّاج بوده است. لذا این پرسش شایان طرح است که به درستی عقیده ی سهروردی و حلّاج در باره ی خداوند و اسماء و صفات او و هم چنین رابطه ی او با انسان و نظام هستی چیست؟ آیا این دو عارف و فیلسوف تلقی واحدی از خداوند و اسماء و افعال او دارند؟ تمایز و شباهت های اندیشه ی آن دو چیست ؟ هم چنین در این نوشتار به بررسی فرضیه های مطرح شده در طرح پژوهشی می پردازیم، چنان که در فصل دوم به فرضیه ی مربوط به حلاج، در فصل سوم به فرضیه ی مربوط به سهروردی و در فصل چهارم به فرضیه ی سوم یعنی شباهت ها و تفاوت های نظرات آن دو پرداخته خواهد شد.
ثبات واجب الوجود و لوازم آن در فلسفه اسلامی
نویسنده:
بهنام عظیمی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
گروه قابل توجهی از فلاسفه ی جهان، خداباور هستند. بخشی از این فلاسفه، فلاسفه ی جهان اسلام می باشند. قسمت مهمی از آثار این فلاسفه، در مورد خداشناسی است. آنها بعد از تقسیم موجودات و اثبات وجود باری تعالی، به بحث از ذات و صفات می پردازند. بدون شک یکی از صفاتی که مورد اتفاق همه ی فلاسفه ی اسلامی است، ثبات و تغییر ناپذیری او می باشد. به این معنا که سیر از قوه به فعل، انفعال و اثر پذیری، پذیرش هیات و صفتی جدید و انعدام در ذات و صفات ذاتی واجب تعالی محال است.این اوصاف از طریق اثبات قواعدی مثل «واجب الوجود واجب من جمیع الجهات» و «بسیط الحقیقه کل الاشیا و لیس بشیء منها»، قابل اثبات است. مسأله ای که مهم و قابل بحث می باشد، این است که این ثبات چه لوازمی در پی دارد و با لحاظ این ثبات، مواردی مانند استجابت دعا، تکلم، فیاضیت و مرگ و میرها و تغییرات عالم به چه نحو تحقق پیدا می کند و چه نسبتی با ذات واجب تعالی دارد؟ فلاسفه اسلامی همه ی این موارد را با لحاظ اصل ثبات و تغییر ناپذیری توصیف و تفسیر و تاویل کنند و همه ی اینها را به گونه ای تفسیر می کنند که به ثبات ذات لطمه و خدشه ای وارد نشود. در انتساب برخی صفات ذاتی و فعلی به واجب تعالی، مانند اراده، علم به جزییات، تکلّم و رحمت، سعی دارند بعد از سلب جنبه های ضعف و نقص و انفعال، این امر صورت گیرد. در برخی موارد نیز معنای حقیقی و مشهور صفات (مانند اراده) را بر واجب تعالی قابل انتساب نمی دانند؛ لکن از آنجایی که این صفات در متون دینی آمده است، با توسّع معنایی، لوازم معنای حقیقی را بر واجب تعالی به دلالت التزامی قابل حمل می دانند.در مورد تغییرات نظام تکوین و تشریع، باید توجه داشت که انفصال و اتصال و تغییر، از احکام موجودات مادی و متاثّر از ماده است و در افاضه ی موجود مجرد محض و بسیط مطلق مطرح نیست؛ به عبارت دیگر افاضه از وجود واجب تعالی صورت می گیرد و چیزی از ذات جدا نمی شود تا در مبدأ فیضان تغییری مطرح شود. از طرفی فاعل مباشر و مدبّر مستقیمموجودات زمینی در فلسفه ی مشاء، عقل فعال و در حکمت اشراق و متعالیه، ارباب انواع می باشد. لذا فاعل مباشر ذات باری تعالی نیست تا تغییر و عدم تغییری در آن مطرح شود.
بررسی تطبیقی قاعده امکان اشرف از دیدگاه شیخ‌اشراق و صدرالمتالهین
نویسنده:
معصومه قایدرحمتی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
این تحقیق برآن است که به تبیین قاعده امکاناشرف از دید ملاصدرا و سهروردی بپردازد.این دو فیلسوف در زمینه تبیین واستدلال و آثار قاعده امکان اشرف نقاط اشتراک و افتراقی دارند. از جمله اشتراکات آنهااین است که هر دو می فرمایند:« اگر موجود اخسی داشتیم حتما قبل از آن موجود اشرفی موجود بوده است چون اگر اخس باشد و اشرف نباشد یا باید اشرف و اخس هر دو از خداوند صادر شوند که صدور کثیر از واحد می شود یا باید اشرف بواسطه اخس صادر شود که باعث شرافت معلول بر علت می شود یا بایدوجود اشرف ممتنع باشد که این هم باطل است.» پس با ابطال هر سه فرض ثابت می شود که اشرفی حتما قبل از اخسی موجوداست. همچنین در زمینه تبیین و استدلال و آثارقاعده امکان اشرف نقاط افتراقی با همدیگر دارندکه در این تحقیق به آنهاپرداخته شده است. روشی که در این تحقیق به کار گرفته شده تحلیلی، تاریخی و کتابخانه ای می باشد. و نتایجی که از این قاعده به دست می آید این است که در تمام مراحل وجود باید اشرفی بر اخسی مقدم باشد و گرنه با سه مشکل صدور کثیر از واحد، شریفتر بودن معلول ازعلت، و ممتنع بودن وجود اشرف مواجه خواهیم شد، پس به خاطر دفع این سه مشکل باید حتما اشرفی بر اخسی مقدم باشد.
بررسی مقایسه‌ای مثل از دیدگاه افلاطون وشیخ اشراق
نویسنده:
یاسین گودرزی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در این رساله مثل از دیدگاه دو فیلسوف بزرگ و تأثیرگذار مورد کنکاش و بررسی قرار گرفته است. افلاطون چون در زمانی زندگی می‌کرد که سوفسطائیان نفوذ علمی زیادی داشتند و از طریق مغالطات خود افکار عمومی و به خصوص افکار متفکران را تخدیر کرده بودند و نگاه ابزاری بعلم را در سرلوحه کارهای خود قرارداده و جامعه را به طرف پرتگاه نسبیت‌گرایی علمی و اخلاقی سوق داده بودند نظریه مثل را مطرح کرد و با این اقدام فیلسوفانه خود خدمت بزرگی به علم و اخلاق کرد. او مثل را متعلق اصلی علم می‌دانست و قائل بود که جهان مادی نمی‌تواند ثابت و در نتیجه متعلق علم باشد و از این طریق راه را بر سوفسطائیان بست و این مسأله، نظریه مثل افلاطون را تحت شعاع خود قرار داد و چون طبق نظریه ایشان مثل حقائقی عینی می‌باشند تصمیم گرفت که جایگاه مثل رااز حیث هستی‌شناسی روشن و تبیین کند. وی جایگاه مثل را مادون مثال خیر یعنی خداوند و مافوق عالم ماده می‌دانست و در واقع واسطه فیض حضرت حق به عالم ماده می‌داند با این بیان که هر مثالی مادون خود را در عالم ماده ایجاد و تدبیر می‌کند و چون خداوند تمام مثل را ایجاد می‌کند لذا هیچ نحوه علیتی بین مثل قائل نیست هر چند که بعضی نسبت به بعض دیگر افضلیت و برتری دارد. اما سهروردی نگاهش به مثل نگاهی هستی‌شناسانه است به همین دلیل برای هر نوع مستقلی در عالم ماده، مثال و عقلی مناسب قائل است و در نظر وی این طور نیست که برای هر مفهومی مثالی وجود داشته باشد. ایشان چون نظام فلسفی‌اش را بر اساس نور و ظلمت طراحی کرده لذا عالم عقول را عالم انوار قاهره و مافوق عقول را نورالانوار قرار داده است وی عالم نور را به صورت هرمی ‌ترسیم می‌کند که در رأس آن نورالانوار و در قاعده آن ارباب انواع و در بدنه آن عقول طولیه می‌باشد. ارباب انواع حلقه واسطه بین انوار قاهره طولیه (عقول طولی) و عالم ظلمت است به این معنا که عقول طولیه، عقول عرضیه را ایجاد و عقول عرضیه هم مادون فلک هشتم یعنی افلاک هفت‌گانه و عالم عناصر و موالید ثلاث را ایجاد و تدبیر می‌کنند. سهروردی ارباب انواع را در عرض هم می‌داند و بین آنها علیتی قائل نیست به این معنا که هیچ رب النوعی نسبت به رب النوع دیگر علیت ندارد اگر چه بعضی نسبت به بعضی از شدت نوری بیشتری برخوردارند پس در عین عدم علیت بین آنها، تشکیک وجود دارد.ایشان اگرچه به صراحت می‌گوید که این مطالب را از راه شهود بدست آورده است ولی اولاً آنها را مستدل کرده و ثانیاً از فرشته شناسی حکمت فارسی و دیگر حکمای باستاننیز ‌بهره برده است.سهروردی با طرح مثل در فلسفه‌اش هم کثرت عالم ماده را حل می‌کند و هم توجیه و تحلیلی عقلانی از بعضی از روایات ارائه می‌دهد.
خدا در اندیشه فارابی و سهروردی
نویسنده:
قاسم امجدیان
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
بحث از وجود و اسماء و صفات خداوند متعال و چگونگی پیدایش و خلقت موجودات، أهم مسائل فلسفی است و از جمله بحثهائی است که تمامی فیلسوفان اعم از شرقی و غربی آن را مورد بحث قرار دادهاند.رساله حاضر با ترسیم فضای فکری فیلسوفان یونانی و رومی ماقبل و ما بعد سقراط و همچنین عقاید فلاسفه و متکلمین مسلمان در مسئله خداوند تا ظهور فارابی، نگاه فارابی و سهروردی در وجود و صفات حقتعالی را مورد بررسی قرار میدهد.فارابی بعد از بیان چگونگی شناخت خداوند با دو مقدمه نفی تسلسل ـ با برهان«أسد و أخصر» و «طرف و وسط» ـ و نفی دور، وجود خداوند را با دو برهان « امکان و وجوب» و «برهان نفی ماهیت از خداوند» مستدل ساخته و با بحث صفات ثبوتی و سلبی، صفات خداوند را برمیشمرد فارابی در ضمن صفات سلبی خداوند أحدیت و توحید خداوندی ـ یعنی توحید ذاتی، صفاتی، افعالی و عملی(فردی و اجتماعی) ـ و نفی ضد و ماهیت را مستدل ساخته و در پایان با شرح اسماء ذاتی و صفاتی خداوند، بیان میدارد که خداوندِ عالم، حکیم، ظاهر و باطن را سزاوار است که چه بنامیم.سهروردی هم که شناخت خداوند را متکی بر خودآگاهیِ اشراقی و شهود میداند علاوه بر برهان «إن شبه لِم» به اقامه شش برهان دیگر در قالب برهان إن با دو مقدمه نفی تسلسل ـ از طریق برهان تطبیق ـ و نفی دور به اثبات وجود خداوند پرداخته است. او جهت دفع شبهه تعدد قدماء تمامی صفات حقیقیه جز علم و حیات را به همراه صفات زاید از خداوند نفی کرده در حالی که صفات اضافی را در حق خداوند پذیرفته و آنها را به اضافه مبدئیت ارجاع میدهد سهروردی ضمن اشاره به أحدیت و توحید با اقسام چهارگانهاش که از صفات سلبیه خداوند هستند، بیان میدارد که مبدأ صفات سلبیه خداوند سلب امکان میباشد.رساله حاضر در پایان جهت تکمیل مطالب و دفع برخی شبهات، أهم مسائلِ مورد بحث را از نگاه فارابی و سهروردی مورد تطبیق قرار میدهد.
  • تعداد رکورد ها : 22