جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
تأویل فخر رازی ازآیات رؤیت خداوند و نقد آن از منظر جوادی آملی (با تاکید بر آیه 103 سوره انعام و آیه 143 سوره اعراف)
نویسنده:
کریم صادقی آهنگری، مصطفی سلطانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
یکی از مباحث مورد نزاع کلامی در میان متکلمان و مفسران اسلامی بحث رؤیت و عدم رؤیت خداوند است. خاستگاه این نزاع مبتنی بر تمسک به ظواهر بعضی از آیات قرآن است. در میان آیات مشیر به رؤیت خداوند، مقاله حاضر دو آیه 143 سوره اعراف و 103 انعام و دیدگاه دو عالم برجسته؛ فخررازی و جوادی آملی، در این مورد به تحقیق و بررسی قرار داده شده است. بر این اساس به نظر می رسد فخر رازی با استناد به ظواهر آیات، رؤیت بصری را می‌پذیرد و با تفسیر و تأویل آیات رؤیت، معقتد است که این رؤیت مستلزم جسمانیت وجود خداوند نیست. و در مقابل استاد جوادی آملی با تأویلی خاص و همراه با حفظ ظواهر آیات و تعارض ظاهری آیات، رؤیت و عدم رؤیت را امری قابل جمع می داند. با روش توصیفی ـ تحلیلی پس از جمع آوری نظرات کلامی دو متکلم ومفسر مسلمان، فخررازی و جوادی آملی مورد واکاوی قرار می گیرد، که در نهایت فخررازی با استناد به ظواهر آیات رؤیت بصری را می‌پذیرد، البته با تاویلاتی که مستلزم جسمانیت و جهت دار بودن حضرت حق را
صفحات :
از صفحه 126 تا 143
ماده و جهت نزد فخر رازی و متأخران
نویسنده:
اسدالله فلاحی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
در مقالة دیگری نشان داده‌ام که در منطق ارسطویی - سینوی، میان ماده و جهت قضایا تمایز قائل شده‌اند و دست کم دو رویکرد متفاوت به این تمایز در تاریخ منطق سینوی وجود دارد. 1. ابن‌سینا برای نخستین بار ماده را امری غیر لفظی گرفت و آن را به «حالت محمول در نسبت با موضوع» تعریف کرد؛ 2. اما سهروردی ماده را خود قضیه منهای جهت یا منهای جهت و سلب در نظر می‌گرفت. مسئله: اکنون این پرسش مطرح است که منطق‌دانان پساسهروردی چه مواضعی در این زمینه اتخاذ کرده‌اند؟ روش: تحلیلی-تاریخی است. این مقاله به گزارش تحلیلی این دو روی‌کرد مختلف به ماده پس از سهروردی می‌پردازد و این سؤال را پیش می‌افکند که هر کدام از این دو روی‌کرد چه‌ویژگی‌هایی داشتند و چرا این انتقال معنایی رخ داد. در این مقاله، موضوع را از فخر رازی تا ملاصدرا پی گرفته‌ام. یافته‌ها: خونجی و ابهری در سدة هفتم هجری هرچند در آثار نخستین‌شان از رویکرد سهروردی پیروی کردند، در آثار متأخرشان، با توجه به رویکرد ابن‌سینا، ماده را به «کیفیت نسبت محمول به موضوع» تعریف کردند و جهت را دالّ بر ماده یا حاکی از آن دانستند و این تعریف را در منطق سینوی جا انداختند. پس از خونجی و ابهری، تقریباً همة منطق‌دانان مسلمان رویکرد ابن‌سینا و تعریف خونجی و ابهری از ماده و جهت را پذیرفتند و رویکرد سهروردی به‌تمامی فراموش شد تا حدی که امروزه، تقریباً هیچ کس خبر ندارد که تعریف لفظی از ماده نیز زمانی وجود داشته است. نتیجه: در مجموع، نشان خواهم داد که بسیاری از منطق‌دانان مسلمان در آثار مختلفشان گاهی از رویکرد ابن‌سینا پیروی می‌کردند و گاهی از رویکرد سهروردی.
هندسه ایمان در ساختار فکری قاضی عبدالجبار و فخرالدین رازی
نویسنده:
نرگس شکوری
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
پیشامدهای گوناگون در بستر تاریخ، منجر به پیدایش جریان‌های کلامی همچون خوارج، اشاعره و معتزله با مختصات و شاخه‌های پرشمار شد که خوانش‌های زیادی از ایمان را فراهم ساخت. دین‌پژوهانی که کارگزاران مشرب فکری دوره خویش بودند، چونان فخرالدین رازی-از برجستگان مکتب اشعری- و قاضی‌القضاة، عبدالجبار همدانی -از نمایندگان تفکّر معتزلی-، مفهوم ایمان را در قالب یکی از مفاهیم بنیادین در گفتمان دینی قرار داده و دیدگاهی تفصیلی را درباره‌ ماهیّت ایمان و احکام و ویژگی‌های آن پروراندند. در این پژوهش، دیدگاه قاضی عبدالجبار که چیستی ایمان را مشتمل بر تصدیق و انجام واجبات و مستحبات دانسته، با دیدگاه فخرالدین رازی که چیستی ایمان را تصدیق قلبی می‌داند، سنجیده و به تمایز آرای این دو عالم متکلّم در چیستی، ارکان و متعلّقات ایمان پرداخته می‌شود تا به جایگاه ایمان در نظام فکری- کلامی آنان دست یافته و تمایزهای آن‌ها دریافته شود.
صفحات :
از صفحه 7 تا 28
نسبت اختیار انسان با تقدیر و قدرت الهی؛ بررسی تطبیقی آرای فخررازی و علامه طباطبائی
نویسنده:
محسن حبیبی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی , نمایه مقاله
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
معاد جسمانی و روحانی از دیدگاه خواجه نصرالدین طوسی و فخرالدین رازی
نویسنده:
خالد حکیمی؛ استاد راهنما: اسدالله مصطفوی؛ استاد مشاور: محمد حسین کیانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
معاد جسمانی و روحانی یکی از مباحث مهم کلامی در اسلام است. خواجه نصیرالدین طوسی و فخرالدین رازی این دو عالم کلامی سعی بر آن داشته ‌اند تا اینکه این دو مباحث کلامی را به صورت یک‌پارچه بیان نمایند، خواجه نصیرالدین معاد را هم جسمانی می داند و هم روحانی؛ زیرا روح که جوهری مجرد است، با مرگ نا بود نشده و در قیامت اجزای اصلی بدن نیز باقی است و به روح بازگشت می کند و انسان زنده می شود. اشتراکات خواجه نصیرالدین طوسی و فخرالدین رازی در باره معاد جسمانی و روحانی که با هم دارند همانا در بررسی براهین معاد در یک جمله به دو برهان حکمت و عدالت اشاره می کنند.ضرورت معاد برای انسان به دلیل آن است که واجب است پاداش یا عذاب عمل‌اش را در آخرت ببیند.و همچنین حکمت خداوند اقتضا می کند که معاد و حشری باشد. افتراقات اقوال فخررازی و خواجه نصیرالدین طوسی در باره معاد جسمانی و روحانی عبارتند از:1- نظریه فخر رازی در اثبات امکان معاد یکی جواز اعاده ی معدوم، یکی هم قاعده ی حکم الامثال و دیگری قیاس اولویت است. 2-نظریه خواجه نصیرالدین طوسی در این مورد تکیه بر قاعده حکم الامثال است و اعاده ی معدوم را جایز نمیداند.خواجه و فخر روح را حادث میداند. در این تحقیق به بررسی معاد جسمانی و روحانی پرداخته شده است. که با در نظر گرفتن وجوه افترقات و اشتراکات که میان نظریات بیان خواهد شد
افاضه و استفاضه از نگاه علامه طباطبایی و فخر رازی
نویسنده:
فروغ السادات رحیم پور ، آرزو احمدی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مبحث فیض، افاضه و استفاضه از مباحث بنیادی در فلسفه و کلام اسلامی است که تأثیرات گسترده‌ای در عرصه‌های هستی‌شناسی و انسان‌شناسی فلسفی و کلامی دارد. این پژوهش که به روش توصیفی ـ تحلیلی صورت پذیرفته است به بررسی و مقایسه دیدگاه‌های دو متفکر بزرگ جهان اسلام، فخر رازی و علامه طباطبایی، در خصوص شرایط و عوامل مؤثر در افاضه و استفاضه می‌پردازد. هر دو متفکر بر این باورند که تحقق افاضه الهی وابسته به صفاتی همچون علم، قدرت و جسمانی نبودن است و موجودات مجرد به‌عنوان واسطه‌های انتقال فیض به عالم ماده عمل می‌کنند. با این حال، فخر رازی بر اساس مبانی کلامی خود، خصوصاً خصوصا قدرت مطلق الهی و حاکمیت جبر بر افعال انسان، معتقد است که فیض به طور مستقیم از خداوند افاضه می‎شود و انسان تنها زمینه‌ساز دریافت آن است. در مقابل، علامه طباطبایی با پذیرش قاعده الواحد و تأکید بر اراده و اختیار انسان، معتقد است که استفاضه تنها به عنایت الهی وابسته نیست و انسان باید با خواست و اراده خود شرایط بهره‌مندی از فیض را فراهم کند. این تحقیق در نهایت نشان می‌دهد که دیدگاه علامه طباطبایی به‌دلیل تبیین روشن‌تر و جامع‌تر از نحوه تحقق فیض الهی در قوس صعود و نزول وجود، از استحکام بیشتری برخوردار است.
صفحات :
از صفحه 27 تا 54
تلخيص المحصل في شرح المحصل في علم الکلام
نویسنده:
محمد بن محمد نصیرالدین طوسی؛ مقدمه نویس: حسن انصاری قمی
نوع منبع :
کتابشناسی(نمایه کتاب) , خلاصه اثر
وضعیت نشر :
تهران: میراث مکتوب,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
تلخیص المحصل (فی شرح المحصل فی علم الکلام) تألیف خواجه نصیرالدین طوسی (597-672ق)، فیلسوف، متکلم و دانشمند برجسته شیعی؛ این اثر چاپ نسخه‌برگردان کهن‌ترین نسخه موجود از کتاب تلخیص المحصل است که به عنوان گام نخست برای تصحیح مجدد این اثر ارزشمند عرضه شده است. این کتاب شرح و نقدی است بر کتاب المحصل فی علم الکلام اثر فخرالدین رازی که خواجه نصیرالدین آن را برای تقدیم به خواجه علاءالدین عطاملک جوینی نگاشته و در آن به نقد و بررسی آراء کلامی فخر رازی پرداخته است.کتاب شامل یک پیش‌گفتار مفصل از مصحح و متن اصلی اثر خواجه نصیرالدین طوسی می‌باشد. کتاب «تلخیص المحصل» اثر خواجه نصیرالدین طوسی که به «نقد المحصل» نیز شهرت دارد، شرح و تهذیب و نقدگونه‌ای است بر کتاب «المحصل» فخرالدین رازی. این اثر ارزشمند در صفر سال 669 قمری به پایان رسیده و خواجه نصیرالدین آن را برای تقدیم به محضر صاحب دیوان خواجه علاءالدین عطاملک جوینی نگاشته است.دیدگاه خواجه نصیرالدین طوسی نسبت به کتاب المحصل فخر رازی بسیار انتقادی است، اگرچه اذعان دارد که در آن زمان المحصل مورد اعتنای استادان و طالبان علوم کلامی و فلسفی بوده است. خواجه طوسی که خود دلبسته فلسفه ابن سینا بود، در مقدمه کتاب بر اهمیت دانش کلام و اصول دین تأکید می‌کند و از آنجا که کتاب المحصل را وافی به مقصود نمی‌بیند، به نقد و بررسی آن می‌پردازد.این کتاب خواجه طوسی از همان زمان تألیف از اعتبار بالایی برخوردار بود، چنانکه ابن کمونه بغدادی (درگذشته 683ق)، فیلسوف برجسته بغداد، گزیده‌ای از آن با عنوان «انتخاب من تلخیص المحصل» یا «ملتقط تلخیص المحصل» فراهم کرد که نشان از اهمیت این اثر در همان عصر دارد. همچنین ابن خلدون در «لباب المحصل» خود و ابن تیمیه در «منهاج السنه» از این کتاب نقل کرده‌اند. نسخه حاضر که به صورت نسخه‌برگردان عرضه شده، در زمان حیات خواجه طوسی و در همان سال تألیف کتابت شده و متعلق به مجموعه فاضل احمد پاشا در کتابخانه کوپریلی به شماره 834 است. این چاپ به دلیل اینکه در چاپ‌های قبلی از همه نسخه‌های کهن استفاده نشده بود، به عنوان مقدمه‌ای برای تصحیحی دقیق‌تر و انتقادی‌تر از این اثر مهم کلامی ارائه شده است.
قلمروی شاکله مندی رفتار آدمی در تطوّر تاریخی سه اندیشه متفاوت الهیاتی ( فخر رازی، ابن عاشور و علامه طباطبائی)
نویسنده:
حوران اکبرزاده
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
تحلیل مفهوم " شاکله" و قلمروی آن در رفتار انسان در آیۀ شریفۀ شاکله، مسالۀ پژوهش حاضر است. مفسرین در زمان‌های مختلف با مبانی فکری متعدد الهیاتی- فلسفی به این مساله پرداخته اند که منجر به پیامدهای متفاوت انسان‌شناسانه و رفتارگرایانه شده است. از میان خیل آنان سه نماینده ( فخررازی؛ ابن‌عاشور؛ علامه طباطبایی) برگزیده شد که با سه برداشت متفاوت الهیاتی به این مساله نگریسته اند. تبیین حاضردر طیّ دو بخش ارائه شده است: 1. چیستی مفهوم شاکله و به تبع آن بررسی لوازم و پیامدهای معنای مورد نظر در کیفیت رفتار انسان ؛ 2. دامنه و قلمروی شاکله مندی رفتار. در بخش اول، چیستی شاکله از نظر فخر رازی، " طبیعت و جبلّت فرد انسانی" است اما از نظر ابن‌عاشور، شاکله به معنای " طریقت و سیرت آدمی" به حساب آمده است. این در حالی است که علامه طباطبایی قائل به " دوگانه‌انگاری شاکله" می باشد بدین صورت که بخشی از شاکله می تواند برخاسته از بنیۀ مزاجی و ذاتی فرد باشد ( طبیعت)؛ و بخشی دیگر، از محیط بیرونی و در ظرف زندگی او شکل گرفته باشد. در بخش دوم ( قلمروی شاکله‌مندی رفتار) می توان گفت که آیه شریفۀ شاکله، سه سور دارد: سور کنشگر، سور رفتار، و سور شاکله. بدین معنا که " از هر انسانی برخی از رفتارها بر وفق برخی از شاکله هایش سر می‌زند".
صفحات :
از صفحه 131 تا 158
ت‍اری‍خ‌ ع‍ل‍م‌ ک‍لام‌
نویسنده:
محمد ش‍ب‍ل‍ی‌ ن‍ع‍م‍ان‍ی‌؛ ت‍رج‍م‍ه‌: م‍ح‍م‍دت‍ق‍ی‌ فخر داع‍ی‌گ‍ی‍لان‍ی‌
نوع منبع :
کتابشناسی(نمایه کتاب) , ترجمه اثر
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: شرکت سهامی چاپ رنگین‏‫,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
تاریخ علم کلام تألیف علاّمه شبلى نعمائى (1857-1914 ميلادى) که از علماى بزرگ هند در قرن اخير مى‌باشد. این کتاب توسط سيد محمدتقى فخر داعى گيلانى به فارسی ترجمه شده است. اين كتاب از دو بخش كه بخش اوّل به نام تاريخ علم كلام و بخش دوم آن‌كه قطورتر از بخش اوّل و مقصود اصلى از تدوين و تألیف كتاب همين بخش است به نام علم كلام جديد مى‌باشد. با توجه به اينكه آنچه از لفظ تاريخ در ذهن ما نقش مى‌بندد اختصاص به ممالك، اقوام و اشخاص دارد يعنى آنچه در اين زمينه نوشته مى‌شده است مربوط و راجع به آنها بوده است ولى امروزه فن تاريخ‌نويسى ترقى كرده علاوه بر اقوام و اشخاص براى علوم و فنون هم تاريخ مى‌نويسند و آن به اين معناست كه يك علم يا يك فن از كى ظاهر شده، علل و اسباب ظهور يا پيدايش آن‌چه بوده تا چگونه مراحل تكامل و ترقى را پيموده و بالاخره تحولات و تطورات كه در آن با گذشت زمان رويداده چه بوده است كتاب تاريخ علم كلام به همان روشى كه در بالا ذكر شد مى‌باشد كه آن روش انتقاد علمى مى‌باشد علاّمه كتاب خود را تألیف نموده است. البتّه منظور اساسى علاّمه شبلى نعمائى از تاريخ علم كلام همانا تاريخ علم كلام عقلى است كه در مقابل فلسفه يونان و براى مبارزه با آن تدوين يافته است نه علم كلام نقلى كه از مجادلات فرق اسلامى باهم ظاهر شده است. علاّمه شبلى هدف خود از تحرير اين كتاب را اينگونه توضيح ميدهد: امروز در عقائد و افكار مذهبى بواسطه ناسازگارى دانشها با آنچه در كتاب‌هاى دينى آمده است تزلزل و سستى يا دودلى پيدا شده و بزرگترين خطرى كه امروز به اسلام رو آورده همانا فلسفه مادى است و عناصر روشن‌فكر و تحصيل كرده‌هاى جديد مرعوب و علماى قديم هم بندرت وارد مباحث و سؤالات جديد شده بنابراین افق مذهب غبارآلود و تيره به نظر مى‌آيدبعضى از نويسندگان اسلامى معتقد شده‌اند كه علم كلام فعلى كه نتيجه افكار بيش از يك‌هزار سال قبل است كارى ساخته نيست و آن نمى‌تواند در برابر حملات فلسفه جديد پايدارى نموده اعتراضات و شكوك و شبهات وارده را جواب كافى دهد، دليل آنهم روشن است زيرا نحوه اعتراضاتى كه در دوره‌هاى پيشين بر اسلام وارد مى‌شده نوعيت آن امروزه بكلى تغيير كرده است و بيشتر مقابله با فلسفه يونان بوده است بنابراین براى صيانت و دفاع از مذهب در مقابل اعتراضات و شبهات مخالفين يا حملات فلسفه جديد احتياج مبرمى به كلام جديد است. ولى به نظر ما اين فكر صحيح نيست و علم كلام جديد بايد بر مبانى و اصول كلام قديم استوار باشد و سررشته اصول مقرّره بزرگان سلف در هيچ مورد از دست داده نشود و براى اين امر لازم است نشان داده شود كه ائمه اسلام در هر عهد چه مبادى و اصولى را اختيار نموده‌اند و نيز تغييراتى كه در آن روى داده‌اند از چه قسم و نوع آن‌چه بوده است.به عبارت ديگر و خلاصه اينكه مبادى و اصول كلام قديم را بايد گرفت و مطابق مشرب، ذوق و سليقه كنونى مرتب و مدون ساخت كه من با تألیف اين كتاب اينكار را تحقّق بخشيدم. از طرف ديگر هدف من از تحرير اين كتاب اين بوده كه در زبان اردو، عربى و فارسی چنين كتابى در رابطه با تاريخ علم كلام وجود نداشته و من با نوشتن اين كتاب از يك طرف يك نقيصه بزرگ ادبيات اسلامى را تدارک و جبران نموده و از طرف ديگر اين تألیف كه در حقيقت تألیف علم كلام است در دائره تاريخ آمده است. ساختار و گزارش محتوا: بخش اول: علاّمه شبلى در بخش اول كه بعد از مقدّمه مترجم آمده و به نام تاريخ علم كلام است مقدّمه‌اى در رابطه با انگيزه و هدف خود از تحرير اين كتاب را آورده است پس وارد مبحث تاريخ علم كلام كه تاريخچه‌اى از علم كلام نقلى است مى‌شود و منظور او تاريخچه مجادلات فرق اسلامى باهم مى‌باشد آورده شده است در اين مختصر بذكر عوامل واسباب بروز اختلاف عقائد و آراء و ازدياد فتاوى و ميل به بدعتها و بالاخره ظهور علم كلام پرداخته. مسئله بسيار مهمى كه در اينجا مطرح شده مسئله قضا و قدر و عوامل پديد آمدن آنست و در آخر اين بحث به اصول عقايد دو فرقه اشعرى و معتزلى و اختلافات شديد و سختى كه بين آنها جريان داشته مى‌پردازد. علاّمه شبلى بعد از اين وارد مرحله علم كلام عقلى مى‌شود كه مقصود اصلى كتاب است و از آن مبسوطا سخن ميراند.او علل و اسباب پيدايش، تاريخ ظهور كلام و وجه تسميه آن مى‌پردازد سپس بذكر اساسى مؤسسين و بانيان يا شخصيت‌هاى برجسته علم كلام و شرح حالات آنها كه از ابوالهذيل علاف شروع و به خاندان نوبختى پايان مى‌يابد مى‌پردازد. سپس وارد قرن چهارم و از متكلمين اين قرن مى‌نويسد و سپس ميرسد به قرن پنجم كه قرن انحطاط و زوال علم كلام است مى‌پردازد تا اينجا دور اول علم كلام به پايان ميرسد و دور دوم علم كلام يا دور دوم اشاعره است آغاز مى‌گردد و شرح احوال ابوالحسن اشعرى مؤسس طريقه اشعريه و سپس حالات غزالى و رازى دو مرد بزرگ علم كلام آمده و در آخر به ذكر احوال علاّمه آمرى پرداخته است.مؤلف پس از اين علم كلام اشاعره را تحت عنوان يك نظر اجمالى در علم كلام اشاعره زير دقت نظر گرفته و مسائل اختصاصى اشاعره مورد انتقاد قرار داده است. بعد از اين دوره سوم آغاز مى‌گردد در اين بحث علاوه بر شرح احوال ابن رشد، ابن تيميه و شاه ولى الله از ابتكارات و اختراعات آنها در علم كلام به تفصيل و مشروح بحث نموده است.مؤلف براى تكميل تاريخ علم كلام از اين پس دفترى از حكماى اسلامى كه در اثبات مسائل مذهبى روى اصول فلسفه و تطبيق شريعت با منطق و حكمت مقامى بلند و ارجمند دارند باز كرده از فارابى، ابن سينا و ابن مسكويه و در آخر از شيخ اشراق و خصوصيات و مميّزات او در فلسفه صحبت داشته در آخر اين بخش كتاب تاريخ علم كلام مؤلف يك بحث با عنوان يك نظر اجمالى در علم كلام‌دارد او اوّل از اينجا آغاز مى‌كند كه اين فكر سالها در اذهان رسوخ داشته كه بيشتر مسائل علم كلام مقتبس از يونانيان و از آنها گرفته شده و مسلمانان فاقد قوه ابتكار و اختراع بوده خطايى بزرگ است و با قلم خود چنان با دليل و برهان روشن مى‌سازد كه براى خواننده هيچ شك و شبهه‌اى باقى نمى‌گذارد كه مسلمانان در الهيّات فرسنگها از يونانيان جلو بوده‌اند و علامه شبلى در آخر اين بحث علم كلام را تشريح كرده كه علم كلام عبارت از دو چيز است يكى اثبات عقائد اسلامى و ديگر ردّ بر فلسفه ملاحده و ديگر مذاهب بخش دوم: بخش دوم كتاب كه به نام علم كلام جديد است با مقدّمه مترجم آغاز و سپس ديباچه مؤلف و بعد از آن بحث علوم جديده و مذهب، مذهب جزء فطرت انسانى، مذهب اسلام و در بحث عقل و مذهب مى‌آورد كه دليل منكرين مذاهب در غرب برپايه اين مسئله است كه مذاهب را برخلاف عقل يافته‌اند و الاّ اگر مذهبى مبتنى بر عقل و مطابق با تحقيقات عقلى باشد اين مخالفين را با آن هيچگونه مخالفت و نزاعى نخواهد بود و علاّمه در اينجا واضح و آشكار مى‌كند كه اسلام در ميان مذاهب تنها مذهبى است كه عقل را تاج افتخار انسانى قرار داده و تمام تعاليم آن هماهنگ با عقل و منطق است. بعد از اين بحث وارد مرحله الهيّات مى‌شود و در صانع عالم تحت عنوان وجود بارى سخن مى‌گويد و در رابطه با اثبات صانع فقط طريقه قرآن مجيد را در اين باب برگزيده و دلايل و براهین حكما و متكلمين را در اين باب رد مى‌كند سپس به ذكر اعتراضات عمده ملاحده فعلى اروپا پرداخته و يك‌يك را جواب و ردّ مى‌كند بعد از فراغت از بحث واجب به بحث از نبوت مى‌پردازد و در آخر اين بحث، نبوت محمد(ص) مورد بررسى قرار مى‌گيرد و براى اينكه اثبات نمايند كه پيامبر(ص) با منبع وحى اتصال داشته بعضى از مسائل مربوط به عقايد، عبادات، اخلاق و...آورده‌و آنها بقدرى كامل، متقن و بلندپايه‌اند كه در مخيله هيچ حكيم و فيلسوف و يا قانونگذارى خطور نكرده و آنها بدون وحى ممكن نيست به فكر كسى بيايند از جمله حقوق اجتماعى اسلام:حقوق انسانى، حقوق زن، حقوق عامه مردم و وراثت و...در اينجا مسئله تأويل را كه از مسائل مشكل و بسيارى از اختلافات مذهبى از اين مسئله سرچشمه گرفته مورد بحث قرار داده است پس از آن علاّمه شبلى وارد بحث در روحانیات شده ملائكه، وحى و الهام و سپس به مسئله ترقى و تمدن كه مورد توجّه فلاسفه امروز است پرداخته زيرا فلاسفه مذاهب را سد راه ترقى دانسته‌اند و ثابت مى‌كند كه اسلام دينى است جامع و كامل كه تمدن را با آغوش باز مى‌پذيرد و آنرا در دامن خود پرورش ميدهد آخرين بحث در اين مرحله بحث پيوستگى بين دين و دنيا آمده و بخش دوم با دو ضميمه كه عبارت از دو خطابه از امام رازى و آن ديگر از امام غزالى كه راجع به نبوّت و رسالت ايراد شده پايان مى‌يابد. در آخر اين قابل ذكر است كه در آغاز هر بخش، فهرست موضوعى کتاب‌ها به تفصيل آمده است و در آخر بخش کتاب‌ها فهرست اعلام و غلطنامه درج گرديده است. كتاب تاريخ علم كلام كه از دو بخش تشكيل شده و در يك مجلد منتشر شده است، تألیف علامه شبلى نعمائى هندى است كه بوسيله سيد محمدتقى فخر داعى گيلانى از زبان اردو (ظاهرا زبان اصلى كتاب باشد) به زبان فارسی ترجمه شده است چاپ اول،1386 توسط ليتوگرافى و چاپ ديبا (انتشارات اساطير)
ایمان‌گرایی خردپیشه در اندیشه فخر رازی
نویسنده:
محمدحسین مهدوی‌ نژاد
نوع منبع :
کتابشناسی(نمایه کتاب) , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: دانشگاه امام صادق (ع),